1404/9/8 ۱۲:۲۲
رئیس سابق فرهنگستان علوم ایران نوشت: مردمی كه نياكانشان دانا و بافرهنگ بودهاند، حق دارند به دانايی نياكان خود مباهات كنند اما اين مباهات در صورتی موجه است كه اكنون هم اهل دانايی و در طلب آن باشند، زيرا دانا بودن و خردمندی پدر، فرزند را از خرد و دانايی بینياز نمیكند. وقتی اهل فلسفه به جای تحقيق و تأمل در تاريخ و وضع روزگار، شعار میدهند، به قول شاعر: مثل يك ابر دلم مىگيرد. كاش مىتوانستيم به جای دعوی مالكيت فلسفه، به آن رو کنيم و به مدد آن از نزاعها و كينهها آزاد شويم و معنى زندگی را دريابيم.
من دلم سخت گرفته است
از این ميهمانخانه مهمانكش روزش تاريك
در اين روزها حال خوشی ندارم ولی اين ناخوشى در سن و سال من طبيعی است. مهم اين است كه ايران ناخوش نباشد. گزارش وضع اقتصاد، سياست، فقر و فساد را به اهلش وا مىگذارم. پيشه من فلسفه است كه متأسفانه مدتهاست ديگر وضع و حال خوبی ندارد و چيزی نمانده است كه در نزاعها و جدالهای سرگرمكننده و غفلتافزای موسوم به مناظره سياسی، مستهلک شود.
فلسفه سخن كوچه و بازار نيست، با شعار هم ميانهای ندارد ولی وقتی ديگر تفكر و حتی پژوهش فلسفی جايی ندارد و فلسفه به كالا، ملک و مالى تبديل شده است كه بر سر تملک آن با هم نزاع مىكنند چه مىتوان كرد؟
از جمله چيزهايی كه اين روزها درباره آن بسيار میگويند يكی هم اين است كه مورخان فلسفه تاريخ را براساس غرب محوری نوشته و منكر شدهاند كه يونانيان فلسفه را از ايرانيان آموختهاند. اين مطلب مهمی است كه مىتوان و بايد در باب آن تحقيق كرد و مشكل آن با پيروی از رسم شعاردادن حل و رفع نمىشود. چيزی كه اهل فلسفه مىدانند و بايد بدانند اين است كه فلسفه ملک، مال و ميراث هيچكس، هيچ قوم و مردمی نيست. افلاطون و ارسطو يونانیاند اما يونانيان آنها را چنانكه مراكز علمی اروپای غربی مىشناسند، نمىشناسند. هيچيک از فيلسوفان دوره جديد هم يونانی نيستند. فلسفه به هيچ قوم، كشور و منطقهای اختصاص ندارد و اگر در جايی فلسفه وجود داشته و اكنون نيست اهالی آنجا به جای مفاخرت و دعوی مالكيت فلسفه بهتر است اندكی به معنی و ماهيت فلسفه و تفاوتش با علوم و معارف ديگر و مخصوصا با حكمت بينديشند. اين انديشيدن به احتمال قوی آنها را از سودای خردسوز تملک فلسفه میرهاند، زيرا كسی كه مىداند فلسفه چيست با فلسفه به سرمیبرد و پروای دعوی تملک فلسفه نمیكند.
اينجا در باب اينكه آيا تاريخ فلسفه، غرب محور است، بحث نمیكنيم. فارابى و ابن سينا هم مسلما از حكمت و علم قديم ايران، مصر، چين، هند و به طور كلی شرق قديم تا حدودی باخبر بودهاند اما آيا اين هر دو بزرگ در كتابهای منطق، طبيعيات، رياضيات، حتی الهيات، اخلاق و سياست به فلسفه يونانی و به تفسيرهای حوزههای اسكندريه، انطاكيه، مرو و بغداد مراجعه نكرده و صرفا تعاليم دهان به دهان رسيده از نياكان خود را بازگفتهاند؟
میگويند يونانيان فلسفه را از ما آموختهاند. البته يونانيان با حكمت ايرانی آشنا بوده و به آن احترام مىكردهاند اما حكمت، علم يگانه با عمل است و آن را با علم نظری، بحثى و آموختنی اشتباه نبايد كرد. معروف است كه فيثاغورث به ايران سفر كرده و با بعضی از مغان ملاقات داشته و حكمت ايرانی را آموخته و به حكم دعاوی مدعيان قاعدتا بايد آن را بدون تصرف به همان صورت بستهبندی شده به سقراط و شاگردانش هديه كرده باشد. كاش يكی از مدعيان فاضل آزرده از غرب محوری، تحقيق مىكرد كه يونانيان چگونه و از چه طريق به حكمت نياكان ما دست يافتند و آن را ملک خود قلمداد كردند. از اين نكته مهم نيز غافل نبايد شد كه وقتی گفته مىشود غرب علم و فلسفه را از ما گرفته است بايد به پاسخ اين پرسش بينديشيم كه چرا و چه شد كه ما علم داشتيم و آن را واگذاشتيم و رها كرديم و آنانكه نداشتند از ما فراگرفتند و حفظ كردند و پيش بردند. مردمی كه نياكانشان دانا و بافرهنگ بودهاند، حق دارند به دانايی نياكان خود مباهات كنند اما اين مباهات در صورتی موجه است كه اكنون هم اهل دانايی و در طلب آن باشند، زيرا دانا بودن و خردمندی پدر، فرزند را از خرد و دانايی بینياز نمیكند. وقتی اهل فلسفه به جای تحقيق و تأمل در تاريخ و وضع روزگار، شعار میدهند، به قول شاعر: مثل يك ابر دلم مىگيرد.
اين دعویها و نزاعها نشانه خوبى نيست و با تفكر و فلسفه نسبتی ندارد. كاش مىتوانستيم به جای دعوی مالكيت فلسفه، به آن رو کنيم و به مدد آن از نزاعها و كينهها آزاد شويم و معنى زندگی را دريابيم.
رضا داوری اردکانی
۷ آذر ۱۴۰۴
منبع: ایکنا
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید