کهنه یادداشت


انتخاب گروه : انتخاب سال : انتخاب ماه :
سرچشمه کلیله و دمنه / نبی بخش بلوچ | ۱۵:۸,۱۳۹۷/۱/۲۹|

کتاب کلیله و دمنه نخستین بار پس از انتشار ترجمۀ عربی آن به دست عبدالله بن مقفع در زمان خلافت منصور عباسی در جهان پرآوازه گشت این کتاب را ابن مقفع از پارسی به عربی گرداند. گفته اند که پهلوی آن را پزشکی برزویه نام به فرمان خسرو انوشیروان شاهنشاه ساسانی از هندی ترجمه کرد. روشن نیست که به راستی در هند چنین مجموعه ای بوده که ترجمۀ پهلوی از روی آن صورت گرفته باشد و هیچ گواهی هم بر این امر در دست نداریم. داستان برزویه و رفتنم او به هند برای یافتن این کتاب در هیچ جا نیامده مگر در سه باب آغاز ترجمۀ ابن مقفع که جزو متن اصلی کتاب به شمار نمی آید.

اعلام جغرافیائی در « کارنامه اردشیر بابکان» / امان الله قریشی | ۱۴:۵۰,۱۳۹۷/۱/۲۸|

مطالعۀ دقیق در کارنامۀ اردشیر بابکان از جهات مختلف مفید است، از آن جمله دقت در نامهای کشورها، نواحی، شهرها، دیه ها، و اقوام که در کارنامه آمده است. در آن علاوه بر نام ایران، از ایران نام نواحی و شهرهای زیر آمده است:

درفش شاهنشاهان هخامنشی / یحیی ذکاء | ۱۱:۵۶,۱۳۹۷/۱/۲۸|

از موضوع های دلکش و شیرین مربوط به تاریخ و باستان شناسی و هنر ایران، تحقیق در پیرامون درفش های دوره های تاریخی و مطالعۀ خصوصیات و تحولات آنهاست.

مهرابه یا پرستشگاه دین مهر/ محمد مقدم | ۱۱:۴۳,۱۳۹۷/۱/۲۸|

سرگذشت دین مهر یکی از شگفت آورترین پدیده های دینی جهان است. مهر یا مسیحا شب یکشنبه 25 دسامبر 272 پیش از میلادزائیده شد و در شصت و چهار سالگی این جهان را بدرود گفت. دین مهر در سدۀ دوم پیش از میلاد جای خود را در رم باز کرده بود و در دورۀ اشکانی دین رسمی شاهنشاهی ایران و تا سدۀ چهارم میلادی دین رسمی امپراتوری رم بود.

قطع کاغذ و کتاب در متون فارسی و عربی / ایرج افشار | ۱۰:۱۵,۱۳۹۷/۱/۲۶|

یاد کردن اندازۀ کتاب از جمله ضوابط نسخه شناسی و فهرست نگاری نسخه های خطی است. قدما برای نشان دادن اندازۀ کاغذ و نسخه مصطلحاتی داشته اند که وضع آن به پیروی از اندازۀ کاغذی بوده است که کتاب را بر آن می نوشته اند. چون قطع یکی از مشخصات شناسایی نسخه و تمییز یک نسخه از نسخۀ دیگر بوده است، در فرهنگ کتابداری ایرانی در پشت بعضی از نسخه ها، ضمن آوردن مشخصات فیزیکی و مادی نسخه، قطع آن را نیز یادداشت می کرده اند که به آن «عرض» گفته می شد.....

مبعث / محمدرضا صالحی کرمانی | ۱۰:۲۰,۱۳۹۷/۱/۲۲|

روزی که به او وحی شد چهل سال از عمرش گذشت.. در طی این مدت نسبتا طولانی، به اندازۀ کافی در اجتماع آلودۀ مکه و آداب و رسوم غلط آن مطالعه کرده بود، از مشاهده ظلمها، تجاوزها، دختر کشی ها، تبعیضات نژادی؛ و هزاران هزار آلودگی دیگر که آن جامعه را مورد تهدید جدی قرار داده بود، به سختی متأثر می شد.

صحافی و مجلدگری / ایرج افشار | ۱۰:۳۶,۱۳۹۷/۱/۲۱|

چکیده: این مقاله مشتمل بر پنج بخش و هر یک به چند قسمت و به ترتیب زیر می باشد: الف- کلیات 1. نگاه عمومی: از ورّاقی تا صحّافی؛ 2. آگاهی فرنگیان با صحافی ایرانی؛ 3. آشنایی ایرانیان با صحافی فرنگی؛ 4. متون و رسائل قدیمی دربارۀ جلد سازی و صحافی؛ 5. تحقیقات معاصران دربارۀ جلدسازی و صحافی.

اصطلاحات خط و کاغذ و نسخه در شعر عصر صفوی / ایرج افشار | ۱۶:۱۵,۱۳۹۷/۱/۲۰|

افشان نقره: عملی است آرایشی که معمولاً توسط تذهیب کاران بر روی کاغذ انجام می شد و ذراتی از نقرۀ حل شده را بر آن می پاشیده اند. طبعاً رنگ نقره به ورق های حنایی قرآن جذابیت و نمود بیشتر می داد.

خیام: شاعر لحظه های برق آسای حضور / داریوش شایگان | ۱۵:۱۹,۱۳۹۷/۱/۱۸|

خیام نه عارف به معنای متعارف کلمه است (گیرم بسیاری از اهل تصوف او را از خود می دانند)، و نه فیلسوفی مشایی ست، نه فقیه است و نه شاعر عهد خود – چرا که شخصیت شاعر او به دقت تمام زیر ظاهر دانشمندش پنهان بود و نخستین اشاره به چند رباعی او بیش از یکصد سال پس از مرگش کشف شد. با این حال می دانیم که این انسان بی بدیل، ریاضی دانی برجسته و منجمی پرآوازه بود که تقویم خورشیدی را اصلاح کرد و در اکثر علوم دوران خود استادی مسلم بود.

قیامت و معاد در عرفان اسلامی و هندو / داریوش شایگان | ۱۵:۹,۱۳۹۷/۱/۱۸|

در این تحقیق به مقایسۀ دو مفهوم اساسی قیامت و معاد در عرفان اسلامی و هندو پرداخته ایم و کوشیده ایم وحدت دید این دو بینش را دربارۀ مفاهیم مذکور نشان دهیم. پیش از آنکه به اصل مطلب بپردازیم ضروری است سخنی چند دربارۀ نحوۀ برداشت و روشی که در این مطالعه برگزیده ایم بگوییم، زیرا نخستین مسأله ای که در یک چنین تحقیقی به چشم می خورد، اینست که چگونه می توان مفاهیم عرفانی جهانبینی های مختلف را که به ظاهر هیچ وجه اشتراکی با هم ندارند، مقایسه کرد؟

بینش اساطیری / داریوش شایگان | ۸:۴۷,۱۳۹۷/۱/۱۸|

علت اینکه ما به جای علم یا آگاهی کلمۀ بینش را به کار می بریم، اینست که در کلمۀ بینش شایدنوعی دید و شناخت بی واسطه و حضوری مستتر باشد، زیرا شناخت اساطیری چنانکه بعد معلوم خواهد شد علمی است به غایت مرموز و حتی می توان گفت سحرآمیز. هیچیک از مقولات متعارف عقل استدلالی مانند رابطۀ علت و معلول، جوهر و عرض، زمان و مکان، بدانگونه که در عقل استدلالی از آنها یاد می شود، نه فقط با جهانبینی اساطیری منطبق نیست، بلکه هم جه بسا که معکوس جلوه می کند.

نوروز در زمان ساسانیان / سعید نفیسی | ۱۴:۵۱,۱۳۹۶/۱۲/۲۷|

جشن نوروز یکی از کهن ترین آداب نژاد ایرانیست و هرچند که در اوستا تصریحی بدان نیست ولی از قراین پیداست که چون نوروز در روز هرمزد از ماه فروردین واقع می شود و نام آن روز نام بزرگترین مبدأ مذهب زرتشت است جشن نوروز از آئین های قدیم مذهب پدران ما بوده است و چون اطلاعات دقیقی که از ایران قدیم داریم منحصر به دورۀ ساسانیان است نمی دانیم که در زمانهای پیش از آن و مخصوصاً در عهد هخامنشیان آئین نوروز در دربار ایران چه بوده است....

نوروز در شاهنامه / مصطفی کیوان | ۱۴:۴۵,۱۳۹۶/۱۲/۲۷|

شاهنامه یادگار جاویدان فردوسی، دریایی زرف و منبعی بس بزرگ برای پژوهش در زمینه های مربوط به زبان و فرهنگ و معنویات قوم ایرانی است. در این اثر عالیقدر همه جا عشق سرشار فردوسی به آئین و سنتهای اصیل باستانی جلوه گر است. آیین و سننی که تار و پور آن با احساس و اندیشۀ مردم این مرز و بوم پیوند ناگسستنی دارد و ریشه های آن در اعماق روح نسلهای ایرانی نهفته است. سنتهایی چون نوروز و سده و مهرگان که هر یک در خلال سخن دلنشین فردوسی مقامی بس ارجمند است...

فروردین در اوستا / ابراهیم پورداوود | ۱۱:۳۲,۱۳۹۶/۱۲/۲۷|

برای اینکه دریابیم فروردین چگونه جشنی است، ناگزیر باید به اختصار از شمار سال و ماه و روز در ایران باستان یاد کنم. در آغاز باید گفته شود که جشن نوروز مانند همه جشنهای دیگر دینی بوده که آئین دینی به جای می آوردند و به ستایش می پرداختند. خود واژه جشن که در اوستا یسن و در سانسکریت یجن و در پهلوی یزشن آمده به معنی ستایش و پرستش است، در پیشانی جشن نوروز یا فروردین جشنی است که اکنون چهارشنبه سوری خوانیم. شب هنگام به پیشباز فروردین آتش می افروزند و شادی می کنند که آنرا جداگانه یاد کرده ام. به کوتاهی یادآور می شوم که چرا جشن فروردین را به جمشید باز خوانده اند.

جشن نوروز / ذبیح الله صفا | ۱۳:۱۲,۱۳۹۶/۱۲/۲۶|

نیاکان ما به هنگام فروردین که جهان تازگی از سر می گیرد و عالم پیر به جوانی می گراید و گل از شاخ و سبزه از خاک می دمد، به افتخار تجدید بدایع عالم، جشنی می گرفتند و این روزگار نو را نوروز می نامیدند.

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما