مقاله

نتیجه جستجو برای

در مباحث الهیات، آسانترین بخش در بخش خداشناسی موضوع اثبات صانع است که به تعبیر حکما امریست که فطرت سلیم آنرا درک می‌کند.قرآن مجید هم آنرا مسلم دانسته وبه نحو استفهام انکاری فرموده است افی الله شک فاطرالسموات الارض (ابراهیم ر۱۰ ). قرآن آنچه جزء تعلیمات انبیاء قرار داده دو چیز است؛ یکی توحید یعنی نفی شرک و یکتایی خداوند است و دیگری نقش خدا در جهان است. مشکلترین بخش، در اصول اعتقادات، مبحث نبوت است. اولاً اصل لزوم به پیامبر وسپس اثبات نبوت شخص مدعی یعنی نبوت خاصه.

( ادامه مطلب )

ریشه‌های دودستگی تحلیلی-قاره‌ای در برخورد داووس فریدمن در «جدایی راه‌ها: کارناپ، کاسیرر و هایدگر» سابقۀ دودستگی تحلیلی-قاره‌ای را در رویارویی و برخوردی می‌بیند که در ۱۹۲۹ در شهر داووس سوئیس میان هایدگر و کاسیرر روی داد.[۱] از نظر او، منتقدان کارناپ و برتر از همه کواین که او را بی‌ارزش دانسته‌اند، در مورد او دچار بدفهمی شده‌اند، زیرا چهرۀ اصلی فلسفه در قرن بیستم، بیش از هایدگر، کارناپ است.

( ادامه مطلب )

حال زبان فارسی خوش نیست. این داستانی است که بر هر سر بازاری هست. چه باید کرد که زبان فارسی از این حال و روز ناخوش به ‌درآید؟ کارهای زیادی باید بشود. در آموزش‌وپرورش و دانشگاه‌ها و... اما به نظر من در وهلۀ اول باید تمهیداتی اندیشید که نهادهای فرهنگی حکومتی به‌خصوص صداوسیما، خبرگزاری‌ها، روزنامه‌ها و رسانه‌های مجازی وابسته به حکومت که از بودجۀ دولت و بیت‌المال استفاده می‌کنند، ترویج‌دهنده زبان فارسیِ درست و پدرومادردار باشند یا دست‌کم اگر یار شاطر نیستند بار خاطر نباشند و زبان فارسی را ویران نکند.

( ادامه مطلب )

در این نوشتار درخلال سه بخش بعدی بنا دارم خوانشی پدیدارشناسانه برای واضح‌سازی مسئلۀ دشوارِ نسبتِ میان ظهور و هستی عرضه کنم. شاید کمتر موضعی را بتوان یافت که به‌قدر رسالۀ ثئای‌تتوسِ افلاطون اقتضاء طرح خاستگاهیِ مسئله را نمایان کند. لذا من هم از آن رساله آغاز خواهم کرد و مبحث را به‌نزد ارسطو پی خواهم گرفت و سرآخر خوانشی بالاخص پدیدارشناختی را درباب نسبتِ میان ظهور و هستی پیشنهاد خواهم کرد.

( ادامه مطلب )

پدیدارشناسی، عنوان جنبشی فلسفی است که اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم توسط ادموند هوسرل(1859-1938) بنیان‌گذاری ‌شد. هدف از آن احیای دوبارۀ تفکر فلسفی بود که تحت تأثیر ظهور علوم و فن‌آوری جدید به حاشیه رفته بود و تحقیر می‌شد. نوشتۀ حاضر درصدد آن است که معنای پدیدارشناسانۀ پدیدار را که طبعاً مفهومی کلیدی در این جنبش است، توضیح دهد و آن را از معنای غیرپدیدارشناسانۀ آن که طیف وسیعی از تعریف‌ها را شامل می‌شود، تمیز دهد.

( ادامه مطلب )

فردوسی در مقدمه ی شاهنامه در توصیف چگونگی شکل گیری شاهنامه از گردآوری داستان هایی نزد موبدانی سالخورد سخن می گوید تا آنچه را به یاد داشتند بازگو کنند و با بازگویی یاد و خاطره هایی از پدران خود داستانی تازه در عصر و زمانش ثبت کنند تا یادگار ماندگار شود:

( ادامه مطلب )

فلسفۀ معاصر را به‌طور عمده به دو بخش تحلیلی و قاره‌ای تقسیم می‌کنند. در فلسفۀ تحلیلی به‌واسطۀ نزاعی که بر سر سهم فیلسوفان هر کشور در شکل‌گیری این سنت فکری وجود دارد، سه گونه تلقی از آن وجود دارد: تلقی انگلیسی-اتریشی، انگلیسی-آلمانی و انگلیسی-آمریکایی. توجه فیلسوفان تحلیلی بیشتر معطوف به مسائل مربوط به منطق، زبان، نظریۀ معرفت و معرفت‌شناسی دانش‌های مختلف از جمله فلسفۀ علم، فلسفۀ اخلاق، فلسفۀ سیاست و فلسفۀ دین است، درحالی‌که فلسفۀ قاره‌ای به مسائل خاصی از قبیل پدیدارشناسی، اگزیستانس انسانی، تفسیر متن، نقد مدرنیته و فلسفۀ تاریخ بیشتر توجه دارد.

( ادامه مطلب )

آنچه امروز در کنشگری سیاسی و در تفکر اجتماعی باید مدنظر قرار گیرد «حفظ منافع ملی کشور» است؛ نه دفاع از قدرت سیاسی و نه حمله به آن. واقعیت این است که امروز بخشی از جوانان و روشنفکران ما، نقد‌های تند و رادیکالی نسبت به برخی از امور دارند اما کمتر نکته ایجابی در جهت سازندگی و بهبود اوضاع مطرح می‌کنند. در این فضا، پرسش اصلی اینجا است که این تفکر سلبی چقدر ما را به مطالبات‌مان نزدیک کرده است؟

( ادامه مطلب )

اگر راست باشد که قدمت، حق ایجاد می‌کند، حق آب‌وخاکی که شعر مطالبه می‌کند، در قیاس با دیگر ژانرهای ادبی، قاعدتاً باید به‌مراتب بیشتر باشد و البته این نکته در مورد ادبیات فارسی، در غیاب محض ادبیات نمایشی و حضور نه چندان پررنگ ادبیات داستانی، به طریق اولی صادق است و حتی ادبیات غرب هم به‌رغم برخورداری از پشتوانۀ غنی و دیرینۀ ادبیات نمایشی، از این قاعده مستثنا نیست؛ چراکه همۀ آن آثار و عموم رساله‌های فلسفی و علمی اصالتاً منظوم یا دست‌کم شاعرانه بوده‌اند

( ادامه مطلب )

دیر زمانی از مرگ خیام نگذشته بود که دیدگاه های متفاوت و حکایت ها و افسانه های متناقضی درباره زندگی و شخصیت خیام پدید آمد. برای نمونه در آثاری مانند تتمه صوان الحکمه، تاریخ الحکما، مرصاد العباد و.... می توان بخشی از این دیدگاه های گوناگون وگاه متضاد را دید. این تناقض ها در سده چهاردهم به گونه ای بسیار آشکارتر در پژوهش های محققان درباره خیام دیده می شود.

( ادامه مطلب )

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: