زبان شناسی

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ابن ابی داوود | اِبْنِ‌اَبی‌داوود (جایگزین مقالۀ دبا)، ابوبکر عبدالله بن سلیمان بن اشعث اَزْدی سجستانی (230-316 ق/ 845- 928 م)، محدث، فقیه و مقری. وی در سیستان زاده شد و نخستین‌بار در 241 ق/ 855 م در کنار پدر در طوس به مجلس حدیث محمد بن اسلم طوسی نشست و حدیث نوشت (خطیب، 9/ 464-465). از آن پس همراه پدر به سرزمینهای مختلف سفر ...
  • ابن ابی حاتم | اِبْنِ‌اَبی‌حاتِم (جایگزین مقالۀ دبا)، ابومحمد عبدالرحمان ابن‌ابی‌حاتم محمد بن ادریس تمیمی حنظلی رازی (240 - محرم 327 ق/ 854 ـ نوامبر 938 م)، رجال‌شناس، محدث و مفسر بنام ایرانی. او در خانواده‌ای پرورش یافت که در پرداختن به دانش حدیث اهتمامی خاص داشته‌اند. پدرش ابوحاتم رازی (دبا)، داییان پدر (ابن‌ابی‌حاتم، الج...
  • ابرقوهی | اَبَرْقوهی، شمس‌الدین ابراهیم، از عارفان و نویسندگان سده‌های 7- 8 ق/ 13-14 م. اطلاعات ما دربارۀ ابرقوهی اندک، و بیشتر بر‌اساس اشاراتی است که وی در اثر مفصل خود، مجمع البحرین دارد. از این اشارات می‌توان دریافت که او در اوایل یـا اواسط نیمۀ دوم سدۀ 7 ق/ 13 م در نواحی مرکزی ایران ــ ظاهراً در ابرقوه (ابرکوه) ــ ...
  • ابراهیمی، حرم | اِبْراهیمی، حَرَم، آرامگاه ابراهیم خلیل (ع) و خاندان او در شهر الخلیل (حبرون).
  • ابراهیم نخعی | اِبْراهیمِ نَخَعی (جایگزین مقالۀ دبا)، ابو‌عمران ابراهیم بن یزید بن اسود بن عمرو بن ربیعه (د 96 ق/ 715 م)، از تابعین نامدار کوفه که روایات و اقوال وی در فقه و تفسیر مورد توجه نسلهای بعد قرار گرفت. اگر‌چه غالباً او را صاحب نسب عربی دانسته‌اند، اما برخـی، از‌جمله ابوعبیـده وی را از موالـی شمرده‌انـد (نک‍ : خلیف...
  • ابراهیم بن هاشم قمی | اِبْراهیمِ بْنِ هاشِمِ قُمی، ابواسحاق، فقیه و محدث امامی سدۀ 3 ق/ 9 م، که اصلی‌ترین مروج منابع روایی کوفه در قم به شمار می‌آید.
  • ابراهیم، قرآن | اِبْراهیم (جایگزین مقالۀ دبا)، نام چهاردهمین سوره از قرآن کریم، دارای 7 واحد موضوعی (رکوع)، 52 آیه (یا 51، 54، 55 آیه)، 831 کلمه و 434‘6 حرف.
  • ابراز، عنوان ماهویه | اَبْراز، عنوان ماهویه، ابوبراز، مرزبان مرو. ابن‌خردادبه ضمن برشمردن القاب ملوک خراسان و مشرق، ابراز را لقب شاه نسا در خراسان می‌داند (ص 4؛ نیز نک‍ : بلاذری، 575؛ دینوری، 139). ظاهراً چون پسر ماهویه براز نام داشته، از ابراز به‌مرور ابوبراز درست شده است (یوستی، 3؛ نیز نک‍ : ابن‌اثیر، 3/ 121). ابـراز در پهلوی به...
  • ابان احمر، ابوعبدالله | اَبانِ اَحْمَر (جایگزین مقالۀ دبا)، ابوعبدالله ابـان بن عثمان، راوی حدیث و اخبار تاریخی و ادبی در سدۀ 2‌ ق/ 8‌ م و از خواص اصحاب امام جعفر صادق (ع). یاقوت که همۀ اطلاعات خود را دربارۀ ابان احمر از فهرست‌ طوسی برگرفته، نسب پدر او را به‌‌صورت عثمان بن یحیی بن زکریا ضبط‌ کرده، و به‌ وی نسبت لؤلؤی نیز داده است (1...
  • اباظه، عزیز | اَباظه، عزیز بن محمد بن عثمان (25 ربیع‌الاول 1316-1393 ق/ 13 اوت 1898-1973 م)، نمایشنامه‌نویس، شاعر، ادیب و حقوق‌دان مصری.
  • آیه، قرآن | آيه (تکملۀ مقالۀ دبا):
  • آیات الاحکام، آیاتی | آیاتُ‌الْاَحْکام (جایگزین مقالۀ دبا)، عنوان آیاتی از قرآن کریم که بتوان از آنها حکم شرعی استنباط کرد. مشهور در میان فقهای متأخر این بوده که شمار «آیات‌الاحکام» بالغ بر 500 آیه است (برای نمونه، نک‍ : علامۀ حلی، 242؛ سیوری، 1/ 5) و «کتاب» به‌عنوان نخستین دلیل و مستند فقهی، درواقع چیزی جز همین آیات‌الاحکام نیست.
  • آهنگری، فرایند | آهَنْگَری، فرایند ذوب، ریخته‌گری و قالب‌گیری آهن و بالابردن مقاومت آن از طریق تفتن، فشردن و پتک‌زدن برای ساخت اشیاء و ابزار آهنی. آهنگری از پیشه‌های مهم و کهن جامعۀ ایران به شمـار می‌رود که از دیرباز نقش مهمی در ساختـار اجتماعی ـ اقتصادی و صنعتی ایفا کرده است.
  • آوجی، سعدالدین | آوَجی، سعدالدین محمد (د شوال 711/ فوریۀ 1312)، از رجال بلندپایۀ عصر ایلخانان مغول که بیش از 14 سال در روزگار پادشاهی سلطان محمود غازان و سلطان محمد اولجایتو، منصب صاحب‌دیوانی، صدارت و وزارت داشت.
  • آوج، شهری | آوَج، شهری کوچک در شهرستان بوئین‌زهرا (استان قزوین). این شهر با حدود 975‘1 متر ارتفاع، در ˚35 و ́35 عرض و ˚49 و ́́14 طول جغرافیایی و 111کیلومتری جنوب غربی شهر قزوین، بر سر راه قزوین ـ همدان قـرار دارد ( ‌فرهنگ جغرافیایی ایران، 1/ 26؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیها ... ، 36/ 15).
  • آصف بن برخیا، شخصیتی | آصَفِ بْنِ ‎بَرْخیا (جایگزین مقالۀ دبا)، شخصیتی که برپایۀ روایات و تفاسیر، وزیر و کاتب حضرت سلیمان (ع) بوده است.
  • آسیای مرکزی، نام | آسیایِ مَرْکَزی، نام و اصطلاحی مسبوق‌به‌سابقه که در نوشته‌های جهانگردان و سیاحان در زبانهای انگلیسی و فرانسوی به صورتهای «آسیای بالا» و «آسیای داخلی» آمده، و هدف از آن مشخص‌کردن بخشهای مرکزی قارۀ آسیا بدون توجه به مرزبندیهای
  • آرچی، نام | آرْچی، نام قومی مسلمان، ساکن غرب داغستان. آرچیها در روستاها و زیستگاههایی در ناحیۀ چارودین در جمهوری خودگردان داغستان (فدراسیون روسیه) به سر می‌برند.
  • آراکل تبریزی، داوریژتسی | آراکِلِ تَبْریزی (داوریژتسی)، تاریخ‌نگار ارمنی. وی در 1595 یا 1600 م، در شهر تبریز متولد شد (آراکلیان، آ. گ.، II/ 519). او در اچمیادزین شاگرد پیلیبُس آقباکتسی بود و درجۀ روحانی را از او دریافت نمود.
  • آذرخور اشتاذگشنسپ، ریاضی دان |
  • آدانا، شهر | آدانا، شهر و مرکز استانی به همین نام در جنوب ترکیه.
  • آداپازاری، یا آده‌بازاری | آداپازاری، یا آده‌بازاری، آطه‌بازاری، شهری در شمال غربی ترکیه و مرکز استان ساکاریا در آن کشور. این شهر در جلگه‌ای همنام که «آق‌اووا» نیز نامیده می‌شود، در ارتفاع 31متری
  • آتسز | آتْسِز (جایگزین مقالۀ دبا)، علاءالدين ابوالمظفر (رجب 490 ـ جمـادی‌الآخـر 551/ ژوئـن 1097ـ ژوئیـۀ 1156)، دومیـن خوارزمشـاه، و بنیـادگـذار واقعی سلسلۀ خوارزمشـاهیـان بزرگ (آخرین دولت خوارزمشاهی).
  • آپولونیوس پرگایی، ریاضی دان | آپولونیوسِ پِرْگایی (جایگزین مقالۀ دبا) (ح 262- ح 190 ق‌م)، (در مآخذ اسلامی: آپولونیوس، آبلونیوس، و ملقب به نجار) ریاضی‌دان و ستاره‌شناس برجستۀ یونانی و مؤلف کتاب
  • آبی، زین الدین | آبی، زین‌الدین ابومحمد حسن بن ابی‌طالب یوسفی، از فقیهان امامی ایرانی در نیمۀ دوم سدۀ 7 ق/ 13 م. لقب او را عزالدین نیز نوشته‌اند (بحرالعلوم، 2/ 179). وی گاه در منابع با عنوان ابن‌ربیب
  • آبای، ابراهیم | آبای، ابراهیم قونانبایف (1261-1322 ق/ 1845-1904 م)، شاعر ملی قزاق. او در ناحیۀ سِمی (سمی پالاتینْسْک) در منطقۀ کوهستانی چنگیز در شمال شرقی قزاقستان زاده شد. پدرش
  • آب، ماه | آب، ماه پنجم در تقویم سریانی و هشتم در تقویم خورشیدی کشورهای عربی (در تقویم میلادی)، برابر با ماه اوتِ (اوغُسطُس) فرنگی. این ماه 31 روز دارد و پس از تَموز و پیش از اَیْلول است.
  • ابن | اِبْن (= پسر، فرزند)، واژۀ كهن سامی. هنگام بحث دربارۀ اینكه آیا كلمات در زبان سامی‌ ابتدایی اصلاً از سه حرف تشكیل می‌شده‌اند یا دو حرف، به شواهدی از كلمات دو حرفی نیاز می‌افتد كه باید در همۀ زبانهای سامی‌ كهن (و احیاناً در زبانهای متأخر و معاصر) رایج باشند (در این باره نک‍ : مسكاتی، 72؛ اولری، 176, 177). یكی ...
  • ابل | اِبِل، به معنی شتران، گلۀ شتر، و نیز شتر. این كلمه از واژه‌های كهن سامی ‌است و در عربی جنوبی و عبری به صورت BLי و در سریانی به صورت eblotá (جمع) (مشكور، ذیل ابل) آمده است. شتر در هزارۀ دوم پیش از میلاد، اهلی شد و نوع یك كوهانۀ آن بیش‌تر در عربستان پرورش یافت و به همین جهت، گاه آن را «شتر عربی» خوانده‌اند. نوع...
  • ابدال | بْدال، جمع بَدَل یا بِدْل به معنای جانشین و نیز به معنای کریم و شریف. این اسم بر جمعی از بندگان خاص خدا اطلاق می‌شود که در میان اولیا دارای مرتبتی مخصوص بوده‌اند. تعداد ابدال ثابت و معیّن است و هر گاه عمر یکی از آنان به پایان رسید، فرد دیگری از طبقۀ فروترِ اولیا جایگزین او می‌گردد. دربارۀ وجه تسمیۀ این گروه ب...
  • ابتث |
  • ابا |
  • أ |
  • آمره ای | آمُره‌ای (لهجه)، یکی از لهجه‌های ایرانی که در دِه آمُره به آن تکلّم می‌شود. آمُره ده کوچکی است در حدود 30 کیلومتری جنوب شرقی تفرش که از جهت تقسیمات اداری کشوری از توابع بخش خلجستان شهرستان تفرش در استان مرکزی به شمار می‌رود. بر‌اساس سرشماری آبان 1355، آمره دارای 508 نفر جمعیت و 166 خانوار بوده است (سازمان برن...
  • ابرام* |
  • جغتایی، زبان و ادبیات | زَبانْ وَ اَدَبیّات، از زبانهای ترکی شرقی که در آسیای مرکزی و بخش اروپایی روسیه از آغاز سدۀ 9 تا اوایل سدۀ 14ق / 15-20م، زبان نوشتاری، ادبی و دیپلماسیِ مسلمانان ترک، و میراث ادبی آن زبان بود (جانپُلات، 769؛ «دائرةالمعارف ترک1»، XI / 319). این نام برگرفته از نام جغتای، پسر دوم چنگیزخان است که بنا بر وصیت پدرش،...
  • جمشید | پادشاه پیشدادی و از مشهورترین چهره‌های تاریخ اساطیری ایران و ادبیات فارسی. نام فارسی «جم» یا «جمشید»، که در فارسی میانه هم به صورتهای Jam و Jamšēd آمـده (مثلاً نک‍ ‍: کتاب پنجم ... ، 29، 33)، از اوستایی Yima و هندی باستان Yama به معنای «همزاد» و «توأمان» است (برای دیگر صورتهای اوستایی قدیم، نک‍ : هومباخ، 69).
  • جاماسپ‌نامه | جاماسْپْ‌نامه، عنوان رساله یا رساله‌هایی به نام جاماسپ حکیم، وزیر و دانشمند ایرانیِ یادشده در روایتهای تاریخی و دینی. در نوشته‌های اوستایی و پهلوی، جاماسپ که بِدَخشِ (= وزیر اعظمِ) گشتاسپ، پادشاه کیانی و از نخستین گروندگان به زردشت، و پس از او موبدان موبد است، شخصیتی خردمند تصویر شده است که به ویژه به سبب پیش...
  • ترکمنی | از زبانهای ترکی نو. زبان ترکمنی، براساس تقسیم‌بندی کامری (IV/ 188)، از شاخۀ ترکی جنوبی یا جنوب غربی(اُغوز) و هم‌خانواده با زبانهای ترکی آذری یا آذربایجانی (شامل خلجی و قشقایی)، تاتاریِ کریمه‌ای، سالار و ترکی عثمانی (شامل ترکی بالکان و گاگائوز) است (نیز نک‍ : ایرانیکا، I/ 910, III/ 245؛ کمبل، II/ 1697؛ تکین، I...
  • ترکی، زبانها | خانواده‌ای از زبانها که مراکز اصلی رواج آنها شمال غرب چین، جنوب سیبری، جمهوریهای آسیای مرکزی، ایران، قفقاز، ترکیه و شبه‌جزیرۀ بالکان است. تنها یک زبان به نام یاکوت خارج از این مسیر و در شمال سیبری رواج دارد (کامری، 187). برخی از زبان‌شناسان، زبانهای ترکی را همراه با زبانهای مغولی و تونگوزی (یا تونگوزی ـ منچور...
  • التصریف |
  • چادی، زبانها | گـروهی از زبانهای افریقایی ـ آسیایی، یا حامی ـ سامی. زبانهای افریقایی ـ آسیایی خود به 6 شاخه تقسیم می‌شوند که چادی یکی از آن شاخه‌ها ست (کراس، 49).
  • چترال، زبانها | زَبانْها، گروهی از زبانها که در منطقۀ چترال بدانها تکلم می‌شود.
  • چرکسی، زبان |
  • چغتایی |
  • ابیانه ای |
  • پهلوی، زبان و ادبیات | پَهْلَوی، زَبانْ وَ اَدَبیّات، واژۀ پهلوی در اصل به معنای «منسوب به پهلو (= پارت)» است که از دورۀ هخامنشی به بعد از استانهای شمال شرقی ایران بود و در کتیبه‌های هخامنشی پرثوه1 نامیده شده است. بنابراین، پهلوی در اصل نام زبان رایج در استان پارت بوده است که امروزه پارتی نامیده می‌شود.
  • تایی | تایی، زبان رسمی کشور تایلند که «سیامی» نیز نامیده می‌شود و عضوی از گروه زبانهای «تای» از خانواده‌ای بزرگ‌تر به نام «زبانهای آستروتای» به شمار می‌رود (باسمن، 482).
  • تخاری | تُخاری، زبانی منسوخ و شاخه‌ای مستقل از خانوادۀ زبانهای هند و اروپایی که در ترکستان [منطقۀ خودمختار اویغوری سین‌کیانگ در شمال غربی چین امروز] تکلم می‌شده است.
  • الویری |

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: