تاریخ

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • اعظم شاه | محمداعظم، شاهزادۀ گوركانی، یكی از 3 فرمانروای هند پس از اورنگ‌زیب و مدعی امپراتوری گوركانیان. وی چهارمین فرزند اورنگ‌زیب (قس: عبدالسبحان، 1، حاشیۀ 5) از همسر ایرانیش دِلوس بانو، دختر شاهنوازخان صفوی است كه در 12 شعبان 1063 ق / 28 ژوئن 1653 م در برهانپور زاده شد (فاروقی، 544؛ قس: كار، 315؛ بختاورخان، 1 / 396).
  • اعرج سعدی* |
  • اعتضاد السلطنه | علیقلی خان (1234- 1298 ق / 1819-1880م)، از شاهزادگان دانشمند و نواندیش اواسط دورۀ قاجار و پنجاه و چهارمین پسر فتحعلی شاه كه در سمت وزارت علوم و ریاست ادارۀ انطباعات و مدیریت دارالتألیف دولتی، خدمات ارزنده‌ای برای گسترش فرهنگ و حمایت از دانشمندان و روشن كردن افكار و راهنمایی اندیشه‌ها به سوی علوم جدید انجام دا...
  • اعتقاد خان |
  • اعتبارخان |
  • اطروش |
  • اصلاح طلبی | اندیشۀحاكم بر حركتهایی با هدف بهسازی نهادها و روابط اجتماعی كه به خصوص در یك و نیم سدۀ اخیر در جهان اسلام اهمیتی قابل ملاحظه یافته است. آنچه در این دورۀ اخیر با عنوان اصلاح‌طلبی شناخته شده، در پاره‌ای موارد با تجددطلبی و در مواردی با بنیادگرایی همراه گشته، و بدین‌ترتیب اصلاح‌طلبی در طیفهایی بسیار متفاوت جلوه ...
  • اصفر | واژه‌ای عربی است به معنی زرد. لغت‌شناسان عرب آن را از اضداد (ابوطیب، 1 / 424) و یا شبیه به اضداد (ابن انباری، 160) شمرده، و ازاین‌رو گاه آن را به معنی سیاه گرفته‌اند. مفسران قرآن نیز در تفسیر آیاتی كه این واژه در آن به كار رفته (بقره / 2 / 69؛ مرسلات / 77 / 33)، هر دو معنی را به اختلاف گفته‌اند. در شعر كهن عر...
  • اصبغ بن نباته | ابوالقاسم، از اصحاب امام علی بن ابی طالب (ع). او از بنی حنظله و از تیرۀ مُجاشع بن دارم بود (برّی، 1 / 186؛ ابن حزم، 231). وی كوفی بوده، و در روزگار خلافت امام علی (ع)، یكی از نامدارترین و استوارترین یاران امام به شمار می‌آمده است (ابن سعد، 6 / 225)، اما روایاتی مبنی بر اینكه او دوران پیامبر (ص) را درك كرده اس...
  • اشعریان | عنوان طایفه‌ای از عرب، شماری از اصحاب پیامبر (ص) و گروهی از عالمان و محدثان شیعی در سده‌های 2 و 3 ق. اشعریان به نبت بن اُدَد بن زید بن یَشجُب بن عَریب بن زید بن كهلان، معروف به اشعر، منسوبند (كلبی، 1 / 339؛ خلیفه، 1 / 329). اشعر 7 پسر داشت كه هر كدام سر سلسلۀ قبیله‌ای شدند و همه را اشعری می‌گفتند. مراد از اشع...
  • اشکنجی | یا اَشكینجی، اَشكنُجی، اصطلاحی در سازمان نظامی دولت عثمانی، به معنی سرباز آمادۀ رزم؛ همچنین نام سپاهی مركب از افراد تعلیم دیده به سبك اروپایی در دوران محمود دوم (سل‍ 1223-1255 ق / 1808- 1839 م
  • اشعری، عبدالله* |
  • اشرفی | \ašrafī\، نام سکۀ زر با وزن معیّن 45 / 3 گرم که از میانه‌های سدۀ 9 ق / 15 م توسط مملوکان مصری در جهان اسلام رواج یافت.
  • اشرف چوپانی | (مق‍ 758 ق / 1357 م)، آخرین امیر از خاندان چوپانیان كه پس از برادرش، شیخ حسن كوچك، در 744 ق / 1343 م یك چند در آذربایجان، اران و عراق عجم فرمان راند
  • اشرف رسولی* |
  • اشراف، دیوان | \dīvān-e ešrāf\، اصطلاح و نیز عنوان دیوانی در ممالک اسلامی که به‌طورکلی، به معنای نظارت بر امور ادارات و اجزاء دستگاه دیوان‌سالاری به کار می‌رفته، اما حوزۀ کاربرد و مصادیق آن متغیر بوده است.
  • اشرف اوغوللری | سلسلۀ حكومتگر ترك در آناتولی و معاصر با سلجوقیان آسیای صغیر كه از حدود 686 تا 726 ق / 1287 تا 1326 م بر بخشی از این سرزمین فرمان راندند
  • اشرف افغان | \ašraf-e afqān\، (مق‍ 1142 ق / 1729 م)، دومین حکمران افغان پس‌از سقوط سلسلۀ صفویه در ایران.
  • اشرس سلمی | فرزند عبدالله، از بنی سلیم و از والیان مشهور عرب خراسان به روزگار امویان
  • اشرف، موسی بن عادل* |
  • اشرف، موسی بن ابراهیم* |
  • اشرف برسبای* |
  • اشترخانیان | \aštar xāniyān\، یا اشترجانیان، سلسله‌ای از فرمانروایان ماوراءالنهر (حک‍ 1007- 1199 ق / 1598-1785 م)، که نسب خود را به جوجی، پسر چنگیزخان، می‌رساندند.
  • اشتر علوی | عبدالله بن محمد نفس زكیه (مق‍ 151 ق / 768 م)، از رجال مشهور علوی. مادرش سلمه دختر محمد بن حسن بن حسن (ع) بود (بخاری، 7- 8). وی در مدینه زاده شد و همانجا پرورش یافت. او را به سبب برگشتگی پلك چشمش اشتر می‌گفتند (بیهقی، 1 / 225). نخستین باری كه در منابع، از اشتر یاد می‌شود، مربوط به سال 140 ق است كه منصور خلیفۀ ...
  • اشتراکیه* |
  • اسود عنسی | اَسْوَدِ عَنْسی، اسود بن كعب بن عوف (مقـ 11ق‌/ 632م‌)، از بزرگان یمن كه داعیۀ پیامبری داشت‌. از زندگی او آگاهی اندكی در دست است و آنچه میدانیم نیز، مربوط به اواخر ایام پیامبر اكرم (ص‌) و دعوی پیامبری اسود و جنگهای ردّه است كه با افسانه‌ها درآمیخته است‌.
  • اسید بن خضیر بن سماک | اُسِیدِ بْن حُضِیرِ بْن سِماك‌، ابویحیی (د شعبان 20/ ژوئیۀ 641)، از بزرگان قبیلۀ اوس‌، یار پیامبر (ص‌) و یكی از نقبای دوازده‌گانه در بیعت دوم عقبه‌. كنیۀ وی را ابو حضیر و جز آن نیز آورده‌اند (ابن سعد، 3/ 603؛ ابن حبان‌، 13؛ ابن منجویه‌، 1/ 75؛ ابن قیسرانی، 1/ 49؛ ابن عساكر، 3/ 12).
  • اسهام | اَسْهام‌، جم‍‍ع سهم به معنی بخش و حصّه‌، اما در معنی خاص‌، اصطلاحی است مالی در دولت عثمانی در مفهوم اوراق قرضه و اسناد خزانه كه به صورت تعهد نامه‌، اسكناس و یا مقرری سالانه واگذار می‌شد. اسهام در اوایل سلطنت مصطفی سوم (ح 1171-1187ق‌/ 1757-1773م‌) رواج یافت‌.
  • اسماعیل پاشا، خدیو | اِسْماعیل‌ پاشا، خَدیو (17 رجب‌ 1245 - 5 رمضان‌ 1312ق‌/ 12 ژانویۀ 1830- 2 مارس‌ 1895م‌)، دومین‌ پسر ابراهیم‌ پاشا (ه م‌) و پنجمین‌ والی‌ مصر از خاندان‌ محمدعلی‌ پاشا و نخستین‌ حاكم‌ آنجا كه‌ رسماً عنوان‌ «خدیو» گرفت‌.
  • اسماعیل دوم صفوی | اِسْماعیل‌ دُوُّم‌ صَفَوی‌، ابوالمظفر شاه‌ اسماعیل‌ دوم‌ (سلـ 984- 985ق‌/ 1576-1577م‌)، فرزند دوم‌ شاه‌ طهماسب‌ اول‌، و سومین‌ فرمانروای‌ صفوی‌.
  • اسماعیل بن سبکتگین | اِسْماعیل‌ بْن‌ سَبُكْتَگین‌ (د پس‌ از 389ق‌/ 999م‌)، برادر محمود غزنوی‌ و رقیب‌ او در آغاز حكومت‌ كه‌ پس‌ از مرگ‌ پدر یك‌ چند در غزنه‌ فرمان‌ راند.
  • اسماعیل بن نوح | اِسْماعیل‌ بْن‌ نوح‌، ابو ابراهیم‌ منتصر (مق 395ق‌/ 1005م‌)، آخرین‌ امیر سامانی‌.
  • اسماعیل عادلشاه |
  • اسماعیل پاشا نشانچی | اِسْماعیل‌ پاشا نِشانْچی‌ (مق 1101ق‌/ 1690م‌)، صدراعظم‌ سلطان‌ سلیمان‌ دوم‌ عثمانی‌. تاریخ‌ تولد اسماعیل‌ دانسته‌ نیست‌، اما از آنجا كه‌ هنگام‌ مرگ‌، 70 ساله‌ بوده‌ (عثمان‌زاده‌، 114)، می‌توان‌ گفت‌ كه در حدود سال‌ 1031ق‌ متولد شده‌ است‌. از خانواده‌ و تبار وی‌ نیز هیچ‌ آگاهی‌ در دست‌ نیست‌. او اصلاً از قصبۀ ...
  • اسماعیل صدقی |
  • اسماعیل بن احمد سامانی | اِسْماعيل‌ بْن‌ اَحْمَدِ سامانی‌، ابوابراهيم‌ (شوال‌ 234- صفر 295ق‌/ 849 -907م‌)، امير سامانی‌ و بنيان‌گذار دولت‌ بزرگ‌ سامانيان‌. اطلاعات‌ ما دربارۀ احوال‌ اسماعيل‌ ، خاصه‌ پيش‌ از مرگ‌ برادرش‌ امير نصر، بيشتر مبتنی‌ بر تواريخ‌ محلی‌ و دودمانی‌ ايران‌، به‌ويژه‌ تاريخ‌ بخاراي‌ نرشخی‌ است‌، اما آثاري‌ چون‌ وفي...
  • اسماعیل اول صفوی | اِسْماعيل‌ اَوَّل ‌صَفَوي‌ (سلـ 907 -930ق‌/ 1501-1524م‌)، نخستين‌ پادشاه‌ سلسلۀ صفويه‌، ملقب‌ به‌ ابوالمظفر بهادر خان‌ حسينی‌ فرزند سلطان‌ حيدر و نوادۀ دختري‌ اوزون‌ حسن‌ آق‌ قويونلو.
  • اسماعیل، مولای | اِسْماعيل‌، مولاي‌، ابوالنصر المظفر بالله‌ ابن‌ محمد شريف‌ بن‌ علی‌ شريف‌ حسنی‌ علوي‌ طالبی‌ (1056-27 رجب‌ 1139ق‌/ 1646- 9 مارس‌ 1727م‌)، از اشراف‌ سجلماسه‌ (سرهنگ‌، 86؛ بستانی‌، 13/ 290؛ زركلی‌، 1/ 324) و دومين‌ سلطان‌ از شرفاي‌ فلالی‌ و از مشهورترين‌ فرمانروايان‌ علوي‌ مراكش‌. در برخی‌ نسب‌نامه‌ها و مآخذ نا...
  • اسماعیل بن بلبل | اِسْماعیل بن بُلْبُل‌، ابوالصقر (مق جمادی‌ الاول‌ 278/ اوت‌ 891)، از دیوانیان‌ و وزرای‌ خلفای‌ عباسی‌ در سدۀ 3ق‌.
  • اسماء بنت عمیس | اَسْماءْ بِنْت‌ عُمَيْس‌ (د پس‌ از 40ق‌/ 660م‌)، از زنان‌ صحابی‌. پدرش‌ عميس‌ بن‌ مَعَد، از قبيلۀ قحطانی‌ بنی‌ خثعم‌ بن‌ انمار و مادرش‌ هند دختر عون‌ بن‌ زهير حِميري‌ بود (كلبی‌، 1/ 356، 358).
  • اسماء بن خارجه | اَسْماءِ بْن‌ خارِجه‌ (د 82ق‌/ 701م‌)، از اشراف‌ و بزرگان‌ كوفه‌. آگاهيهاي‌ مربوط به‌ خاندان‌ اسماء براي‌ درك‌ سرگذشت‌ و مواضع‌ او در برابر حوادث‌ كوفه در سالهاي‌ ميانی‌ سدۀ 1 ق‌ بسيار مهم‌ است‌. وي‌ از قبيلۀ بنی‌ فزاره‌ بود (كلبی‌، جمهرۀ...، 434). پدرش‌ خارجۀ بن‌ حِصن‌ در 9ق‌/ 631م‌ پس‌ از غزوۀ تبوك‌ در شمار...
  • اسلام گرای | اِسْلام‌گِراي‌، نام‌ چندتن‌ از خانها و خان‌زادگان‌مسلمان‌ دودمان‌ چنگيزي‌ «گِراي‌» از نسل‌ جوچی‌ كه‌ از سدۀ 9 تا 12ق‌/ 15 تا 18م‌ در شبه‌ جزيرۀ كريمه‌ فرمان‌ می‌راندند:
  • اسماء | اَسْماء (د 73ق‌/ 692م‌)، دختر ابوبكر بن‌ ابی‌ قحافه‌ از صحابۀ پيامبر(ص‌)، از نخستين‌ گروندگان‌ به‌ اسلام‌ و نيز راوي‌، مشهور به‌ ذات‌النطاقين‌. در 27 پيش‌ از هجرت‌ در مكه‌ زاده‌ شد (ابن‌ عساكر، 10؛ ابن‌ اثير، علی‌، 5/ 392؛ نووي‌، 2/ 329). وي‌ در كودكی‌ در مكه‌ به دعوت‌ پدر خويش‌ ابوبكر اسلام‌ آورد و هجدهمين‌ ...
  • اسکندر | اِسْكَنْدَر، یا اسكندر سوم‌ (356-323ق‌م‌)، فرزند فیلیپ‌ دوم‌ مقدونی‌، در منابع‌ اسلامی‌ مشهور به‌ اسكندر مقدونی‌، یا اسكندر رومی‌، یا اسكندر ذوالقرنین‌؛ از سرداران‌ و پادشاهان‌ بلند آوازۀ تاریخ‌ جهان‌ باستان‌ و فاتح‌ گسترۀ پهناوری‌ از كرانۀ خاوری‌ مدیترانه‌ تا فراسوی‌ رود سند.
  • اسکندربیک منشی | اِسْكَنْدَرْ بِیك‌ مُنْشی‌ (968 - پس‌ از 1043ق‌/ 1561-1633م‌)، منشی‌ و مورخ‌ نامدار روزگار صفویه‌ و صاحب‌ تاریخ‌ عالم‌ آرای‌ عباسی‌.
  • اسکندربیک | اِسْكَنْدَرْبِیك‌ (808 -24 جمادی‌الا¸خر872ق‌/ 1405-20ژانویۀ 1468م‌)، سردار و قهرمان‌ ملی‌ آلبانی‌ در جنگ‌ بر ضد دولت‌ عثمانی‌ و یكی‌ از شخصیتهای‌ معروف‌ در تاریخ‌ اروپا. نام‌ اصلی‌ او ژرژ یا گِئورك‌ (برای‌ ضبطهای‌ مختلف‌، نك‍ : هامرپورگشتال‌، 1/ 442؛ EI2, V/ 138؛ سامی‌، 2/ 927؛ رضانور، 3/ 175) و نام‌ خانوادگی...
  • اسکیا | اَسْكیا، نام‌ دودمانی‌ مسلمان‌ از تبار صنهاجۀ بربر كه‌ حدود یك‌ سده‌ (898 - 999ق‌/ 1493-1591م‌) بر قلمرو پنهاور سنگای‌ در غرب‌ افریقا (سرزمین‌ نیجر و سودان‌) حكمرانی‌ كردند. پایتخت‌ ایشان‌، تمبوكتو در مالی‌ كنونی‌ بود.
  • اسکندر لودی | اِسْكَنْدَرِ لودی‌، یا سكندر لودی‌،نظام‌الدین‌ بن‌ بهلول‌ (حك 894 - 923ق‌/ 1489-1517م‌)، دومین‌ فرمانروای‌ سلسلۀ لودی‌ از سلاطین‌ دهلی‌ كه‌ حدود 3 دهه‌ بر منطقۀ بزرگی‌ در هندوستان‌ فرمان‌ می‌راند.
  • اسکندر بت شکن | اِسْكَنْدَرِ بُت‌شِكَن‌، سنكار، سكار یا سیكار (د 819 یا 820ق‌/ 1416 یا 1417م‌)، پادشاه‌ كشم‍یر. او پس‌ از درگذشت‌ پدرش‌ سلطان‌ قطب‌ الدین‌، در 796ق‌ بر تخت‌ سلطنت‌ نشست‌. در آغاز حكومت‌، مادرش‌ حورا گردانندۀ اصلی‌ امور مملكت‌ بود و در دفاع‌ از فرمانروایی‌ پسرش‌ اسكندر، حتی‌ از كشتن‌ دختر و داماد خود شاه‌ محمد...
  • اسکافی، ابوالفضل | اِسْكافی‌، ابوالفضل‌ جعفر بن‌ محمود (د محرم‌ 268/ اوت‌ 881)، وزیر دورۀ عباسی‌. از نسبت‌ او پیداست‌ كه‌ از اسكاف‌، ناحیه‌ای‌ میان‌ بغداد و نهروان‌ (نک‍ : یاقوت‌، 1/ 252) برخاسته‌، و ظاهراً بعدها نیز در آنجا ساكن‌ بوده‌ است‌. از دو بیتی‌ كه‌ جاحظ (2/ 58) از خالد بن‌ یزید كاتب‌ (د 269ق‌)دربارۀ اسكافی‌ نقل‌ كرده‌...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: