ادبیات فارسی

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • جودی خراسانی | عبدالجواد، شاعر مرثیه‌گوی سدۀ 13ق / 19م. برخی او را میرزای جودی هم گفته‌اند، زیرا میرزا لقب عمومی سرایندگانی بود که در آن دوره می‌زیسته‌اند و برخی از آنها با جودی معاصر بوده‌اند؛ از قبیل میرزا عباس علی اختر طوسی (د 1335ق / 1917م) (ساعدی، 10).
  • جودت | عبدالله، شاعر، مترجم، فعال سیاسی، اندیشمند، طبیب و ناشر ترکیه‌ای و از بنیان‌گذاران جمعیت اتحاد و ترقی. او در جمادی الاول 1286ق / سپتامبر 1869م در عربگیر ــ قصبه‌ای در ولایت معمورة العزیز که امروزه الازیق نامیده می‌شود و در منطقۀ فلات علیا قرارگرفته است (میدان لاروس، II / 627؛ آق بایراق، 9) ــ در یک خانوادۀ کر...
  • جوانمردی |
  • جوان | کاظم‌علی، ادیب، سخنور و شاعر نامدار اردوزبان هندی در سدۀ 13ق / 19م. وی اهل دهلی بود (سکسینه، 11؛ قادری، 120) و با حملۀ احمدشاه ابدالی در 1174ق / 1761م مجبور به ترک آنجا و مهاجرت به لکهنو شد (منگلوری، 81).
  • جنیدی |
  • جناس | یا تجنیس، تجانس، مجانست (در لغت به معنی همگونی و مشابهت)، نیز عطفِ رَجَز، در اصطلاح بلاغت، یکی از صنایع برجسته و موسیقی آفرین بدیع لفظی، به معنای آوردنِ واژه‌هایی همگون در لفظ ، با معناهایی ناهمگون. برای مثال در این بیت فردوسی «خرامان بشد سوی آب روان / چنان چون شده باز یابد روان» (چ ژول مُل، 405، بیت 1122)، و...
  • جنید شیرازی | مـعـیـن‌الـدیـن ابوالقاسم بن محمود، شاعر پارسی‌گوی، نویسنده و از واعظان شیراز در سدۀ 8 ق / 14م.
  • جنگ | واژه‌ای به معانی جدال، قتال، کارزار، ستیزه، نبرد، ناورد، پیکار، غزوه، حرب، رزم و هیجاء ( لغت‌نامه ... )؛ که آن را به زد و خورد و کشتار با جنگ‌افزار میان گروهها، اقوام، یا سپاهیان دو یا چند کشور دشمن تعریف کرده‌اند (انوری؛ عمید).
  • جنگل، نشریه | روزنامۀ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به مدیریت و سردبیری حسین کسمایی و غلامحسین کسمایی. این روزنامه به صورت متناوب از 19 شعبان 1335ق / 11 ژوئن 1917م تا 4 ربیع‌الآخر 1337ق / 7 ژانویۀ 1919م در 8 صفحۀ چاپ ژلاتینی، و سپس چاپ سنگی، به خط نستعلیق و به عنوان ارگان جنبش جنگل (هیئت اتحاد اسلام) در کَسما از توابع فومن گیلان...
  • جمیله اصفهانی | بانوی شاعر و سخنور ایرانی در سدۀ 11ق / 17م. تذکره‌نویسان زادگاه وی را اصفهان یا یزد نوشته‌اند (اوحدی، 284؛ صبا، 628؛ خاضع، 244).
  • جمله | در لغت به معنی همه و همگی چیزی است (صفی‌پوری، آنندراج، نفیسی)، و در اصطلاح دستور زبان فارسی صورتی از کلمه یا ترکیبی از کلمات است که مستقل و دارای معنای تمام باشد؛ بدین‌معنا که جزئی از گروه بزرگ‌تری به شمار نیاید و برای تمام شدن معنی نیازمند گروهی دیگر نگردد (خانلری، 235).
  • جمع | در لغت به معنی گرد کردن و گرد آوردن، و در دانش بدیع چنان است که گوینده دو، یا چند چیز را در صفتی ادعایی موسوم به جامع یا وجه شبه گرد آورد؛ چنان‌که شاعر چشم خود و چشم ستارۀ پروین را از بابت «در خواب نشدن» (= جامع = وجه شبه) جمع کرده، یعنی به یکدیگر تشبیه کرده است: همه آرام گرفتند و شب از نیمه گذشت / و آنچه در ...
  • جمالی دهلوی | حامد بن فضل‌ الله، معروف به درویش جمالی و شیخ جمالی، شاعر و نویسندۀ پارسی‌گوی، و یکی از مشایخ صوفیۀ هند. وی از قبیلۀ کنبوه ــ که در پنجاب و اطراف دهلی ساکن بودند ــ در نیمۀ دوم سدۀ 9ق / 15م (احتمالاً در دهۀ 60 از این سده) در یکی از نواحی دهلی متولد شد (آزاد، 177؛ راشدی، 5).
  • جمال‌زاده | محمدعلـی، پـایه‌گذار داستـان نـویسی جـدید فارسی و مؤلف گنج شایگان، نخستین تحقیق اقتصادیِ علمی به روش غربی. او در جمادی الآخر 1309 / ژانویۀ 1892 در اصفهان به دنیا آمد.
  • جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی | از شاعران نام‌آور زبان فارسی در سدۀ 6 ق / 12م، که ظاهراً در اوایل سدۀ مزبور زاده شده بود. به گواهی شعر خود او (ص 82) و منابع کهن، نام وی محمد، و نام پدرش عبدالرزاق بوده است (راوندی، 33؛ جاجرمی، 1 / 46؛ عوفی، 2 / 402؛ شمس‌ قیس، 401؛ دولتشاه، 136)، اما آذربیگدلی (ص 175) و به تبع او هدایت (ریاض ... ، 283) به‌اشت...
  • جمال‌الدین حسین انجو | مؤلف فرهنگ جهانگیری و از صاحبْ‌منصبان دوران جلال‌الدیـن اکبـر (سل‍ 963-1014ق / 1556-1605م) و جهانگیرشاه گورکانی (سل‍ 1014-1037ق / 1605-1627م). وی پسر فخرالدین حسن مشهور به شاه‌حسن، از سادات انجویۀ شیراز است (صفا، 5 / 376-377؛ نک‍ : ‌فسایی، 2 / 949).
  • جمال‌الدین | تخلص چند شاعر پارسی‌زبان که بیشتر در سده‌های 6 و 7ق / 12 و 13م، در ایران می‌زیسته‌اند.
  • الجمال | نشریه‌ای آزاد، مستقل و غیردولتی که با مضمون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در فاصلۀ زمانی 26 محرم 1325ق تا 26 ربیع‌الاول 1326ق / 11 مارس 1907 تا 28 آوریل 1908م و در 35 شماره در تهران چاپ و منتشر می‌شد (صدرهاشمی، 1 / 250).
  • جلالی | جَلالی، از ایلات بزرگ کُردِ پراکنده در استان آذربایجان غربی. سبب نام‌گذاری: دربارۀ وجه تسمیۀ جلالیها نظرهای مختلفی داده‌اند. مثلاً برخی از پژوهشگران کُرد، گلالیهای کنونی را همان جلالیها دانسته‌اند (جاف، 290).
  • جلال عضد یزدی | متخلص به جلال، شاعر پارسی‌گویِ سدۀ 8 ق / 14م، و ستایشگر برخی از امیران خاندانهای چوپانی و اینجو.
  • جلال طبیب خوافی شیرازی | جلال‌الدین احمد بن یوسف بن الیاس، طبیب و شاعر، متخلص هم به جلال، هم به طبیب، معاصر خواجه شمس‌الدین محمد حافظ. وی منسوب به خانواده‌ای اهل علم و ادب بود که برخی از ایشان به طبابت اشتغال داشتند و احتمالاً در قرن 7ق / 13م از شهر خوافِ خراسان به شیراز کوچ کرده و در آنجا ساکن شده بودند (صفا، 3 / 1032). به همین سبب ...
  • جلال عکاشه |
  • جلال‌الدین عضد |
  • جلال‌الدین بلخی |
  • جلال خوافی | جلال‌الدین محمد بن علی، معروف به شاه خوافی و متخلص به جلال، وزیر، شاعر و نویسنده‌ای که در نیمۀ دوم سدۀ 7ق / 13م متولد شده، و نیمۀ اول سدۀ 8 ق / 14م را در مناطق یزد، کرمان و شیراز به سر ‌برده است (نک‍ : دنبالۀ مقاله). تاریخ درگذشت او معلوم نیست.
  • ابن حسام قهستانی | اِبْنِ حُسامِ قُهِسْتانی‌، يا خوسفی‌، شمس‌الدين‌ محمد بن‌ حسام‌الدين‌، از شاعران‌ معروف‌ شيعی‌ سدۀ 9 ق‌/ 15 م‌. وی‌ در حدود 782 ق‌ در خوسف‌ قهستان‌ (كه‌ اكنون‌ از نواحی‌ بيرجند است‌) زاده‌ شد و در همانجا به‌ تحصيل‌ مقدمات‌ علوم‌ پرداخت‌. به‌ گفتۀ مولانا حسامی‌ واعظ در مزارنامه‌، پدران‌ وی‌ اهل‌ علم‌ و ارشاد ب...
  • ابن حسام خوافی | اِبْنِ حُسامِ خوافی‌، مولانا جمال‌الدين‌ محمدبن‌حسام‌ (د 737 ق‌/ 1337 م‌)، شاعر سده‌های‌ 7 و 8 ق‌/ 13 و 14 م‌. وی‌ در اصل‌ از مردم‌ خواف‌ بوده‌ ولی‌ در شهر هرات‌ زندگی‌ می‌كرده‌ است‌ و مرقدش‌ نيز در آنجاست‌. ابن‌حسام‌ از شاعران‌ دربار ملك‌ شمس‌الدين‌ كَرت‌ بوده‌ و در قصيده‌ای‌ كه‌ در 729 ق‌ به‌ زبان‌ عربی‌ سر...
  • ابن بی بی | اِبْنِ بی‌بی‌، حسين‌ بن‌ محمد بن‌ علی‌ جعفری‌ رغدی‌ (د پس‌ از 680 ق‌/ 1281 م‌)، ملقب‌ به‌ ناصرالدين‌ معروف‌ به‌ ابن‌ بی‌بی‌ يا ابن‌ بی‌‌بیِ مُنجمه‌، اديب‌ و تاريخ‌نگار ايرانی‌. از زندگانی‌ او جز آنچه‌ خود در كتابش‌ الاوامر العلائية آورده‌ ــ كه‌ آن‌ هم‌ بيشتر به‌ احوال‌ والدينش‌ مربوط است‌ ــ آگاهی‌ ديگری‌ ند...
  • ابراهیم گیلانی | اِبْراهیمِ گیلانی، پسر شیخ عبدالله زاهدی گیلانی، از دانشمندان، شاعران و خوشنویسان قرن 12ق / 18م. ابراهیم كوچك‌ترین فرزند خانوادۀ خود بود. مقدمات علوم را در لاهیجان نزد پدرش كه به علم و تقوی زبانزد بود، فراگرفت و در شاعری و خوشنویسی و ترسل مهارت كامل یافت (حِزین، تاریخ، 5؛ همو، تذكره، 21). در توصیف خط ابراهیم ...
  • ابراهیم حقی | اِبْراهیمْ حقّی، ارزرومی ‌(ارضرومی) شاعر، عارف و دانشمند مشهور ترك (1115-1186 ق / 1703-1772 م). وی در قصبۀ «حسن قلعه» از توابع شهرستان ارزروم (در شرق تركیه) زاده شد. پدرش درویش عثمان حُسنی بن ملاّبكر، ملقّب به «حقیرالله»، از عارفان مشهور ناحیۀ ارزروم بود. درویش عثمان در همان سال ولادت فرزند، حسن قلعه را ترك و...
  • ابراهیم اصفهانی | اِبْراهیمِ اِصْفَهانی، میرزا ظهیرالدّین (د 989 ق / 1581 م) فرزند میرزاشاه حسین (مق‍ ‍929 ق / 1523 م)، شاعر، فرهنگ‌نویس، ادیب و خوشنویس دورۀ صفوی. پدرش وزیر شاه اسماعیل اول صفوی (892-930 ق / 1487-1524 م) بود. وی و برادرش میرزا اسماعیل پس از کشته شدن پدرشان مدتی در اصفهان به سختی روزگار می‌گذرانیدند، چنانکه در ...
  • ابراهیم اردوبادی | اِبْراهیمِ اُردوبادی، شاعر ایرانی قرن 11 ق / 17 م. وی از سادات آذربایجان و دامادِ ریاضی‌دان این قرن، محمدباقر یزدی (د پیش از 1056 ق / 1646 م) بود (نصرآبادی، 197؛ تربیت، 14). در میانۀ عمر در حدود 1040 ق / 1630 م، راهی هندوستان شد (آقابزرگ، 9 / 14) و با راه یافتن به دربار شاه جهان (1037- 1068 ق / 1628- 1658 م)،...
  • ابجدی | اَبْجَدی، میرمحمد اسماعیل (سدۀ 12 ق / 18 م)، شاعر پارسی‌گو و اردوسرای هندی. پدرش، سیدشاه‌میر، از اهالی بیجاپور و از خویشان مورّخ مشهور، ملامحمدقاسم فرشته بود، و چنانکه ابجدی خود در دیوان اشعارش اشاره کرده، پدر و جدّش نیز شعر می‌سروده‌اند (محوی، الف، ب). پدرش از بیجاپور به چنگلپوت1 در کرناتک2 مهاجرت کرد و ابجد...
  • آهی ترشیزی | آهیِ تُرْشیزی، یا جُغَتایی، سلطانقلی بیک متخلص به آهی (د 927 ق / 1521 م)، شاعرِ غزلسرای سدۀ 10 ق / 16 م. وی از امیران الوس جُغَتا، و از نزدیکان و ندیمان غریب میرزا، فرزند سلطان حسین بایقرا به ‌شمار می‌رفته، و گفته‌اند که مردی «عاشق‌پیشه و خوش‌مشرب» بوده است. آهی در تبریز درگذشت (سام میرزا، 340؛ آذر، 1 / 47؛ گ...
  • آیتی | آیـتی، عبدالحسین بافقی یزدی (1288-1372ق / 1871-1953م)، ادیب و شاعر و نویسندۀ ایرانی. در تفت از توابع یزد در خانواده‌ای روحانی زاده شد. پدرش، شیخ محمد، معروف به حاج آخوند تفتی از ائمۀ جماعت و واعظان فاضل یزد و در زادگاه خویش مرجع امور مذهبی بود. عبدالحسین در نوجوانی به لباس روحانیت درآمد و به آموزش ادبیات و عل...
  • آهی | آهی، حَسَن بَنْلْی (د 923ق / 1517م)، شاعر و ادیب ترک، در دوران سلطنت سلیم اول. زادگاه او ترستنیک (در نزدیکی نیکوپولیس) بود و پدرش، سیدی خواجه در آن شهر به بازرگانی اشتغال داشت. آهی پس از مرگ پدر، به استانبول آمد و به کارهای ادبی و نویسندگی مشغول شد و یک چند در مدرسۀ بایزید پاشا در بروسه مدرس بود، ولی از این ک...
  • آواز پر جبرئیل | آوازِ پرِ جِبْرَئیل‌، رساله‌ای تمثیلی‌، از رسایل عرفانی شیخ شهاب الدین یحیی بن حبش بن امیرك سهروردی معروف به شیخ اشراق (549-587ق / 1154-1191م‌). این رساله با نقل حكایتی از خواجه ابوعلی فارمدی (از مشایخ عارفان سدۀ 5 ق / 11 م و استاد امام محمد غزالی‌) به این شرح آغاز می‌شود: «او را پرسیدند كه چون است كه كبود جا...
  • آنندراج | آنَنْدْراج، فرهنگ فارسی، گردآوردۀ محمد پادشاه متخلص به «شاد»، فرزند غلام محیی‌الدین، منشی مهاراجه میرزا آنند گجپتی راج‌منه سلطان بهادر، حاكم ویجی نگر (ویجیه‌نگر) از ایالات دكن. این كتاب‌به اشارۀ ابن راجه و به نام او (آنندراج) تألیف شده است. كار تألیف كتاب، در 1306 ق / 1888 م به پایان رسید، و یك سال بعد، در 3 ...
  • آنندرام | آنَنْدْرامْ، (د 1164ق / 1751م)، شاعر و نویسندۀ پارسی‌گوی هند متخلص به مخلص. وی در سود هره از توابع لاهور به دنیا آمد. پدرش راجه هرده رام چهتری لاهوری، از طبقۀ چهتریان (چهتری یا كهتری = كشتری، طبقۀ امیران و سپاهیان در هند) بود كه از طبقات صاحب نفوذ هند محسوب می‌‌شدند (آزاد، 425؛ كوپاموی، 660؛ شفیق‌، 121؛ بهگوا...
  • آموزش و پرورش | آموزِش و پَروَرِش، مجلّۀ رسمی وزارت آموزش و پرورش که نخستین‌ بار در فروردین 1298 ش در زمان وزارت نصیر‌الدوله به نام مجلۀ اصول تعلیمات منتشر گردید، مدّت دو سال هر سال 6 شماره از آن انتشار یافت (یغمایی، 113). این نشریه مدت پنج سال تعطیل بود و پس از این فترت بار دیگر از فروردین 1304 تا اسفند 1306 ش بنام مجلۀ تعل...
  • آمال العارفین | آمالُ ‌الْعارِفین، منظومه‌ای عرفانی و دینی به زبان فارسی، سرودۀ حاج ابوالقاسم تاجر تهرانی متخلص به پروین، از دانشوران و شاعران اواخر سدۀ 13 ق / 19 م. این کتاب به 37 رَشحه تقسیم شده و در ضمن آن مطالب گوناگون عرفانی، فلسفی و دینی آمده است و بیش‌ترین بخشهای آن مشتمل بر شرح جمله‌هایی از خطبه‌های امیرالمؤمنین علی ...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: