شامگاه بیست و یک آذر یکهزار و سیصد و نود و شش، دوستداران احمد شاملو، در بنیاد موقافات افشار گرد هم آمدند، نود و دوسالگی آقای شاعر را جشن گرفتند و برگزیده دوره سوم جایزه یعنی«آشویتس خصوصی من» سروده حسن همایون را معرفی کردند. جایزه دور سوم در مرحله نهایی را مراد فرهادپور، محمدرضا اصلانی، احمد پوری و ضیاء موحد و شمس لنگرودی داوری کردند. رؤیا تیموریان اجرای این برنامه را به عهده داشت و ستاره اسکندری هم شعرهایی از آقای شاعر را اجرا کرد.
شاعر، خلوتنشین است! شاعر ماندنی، دنبال سرودن «شعری خواندنی» برای مخاطب نیست! «شاعر خوب»، شاعریست که فقط خواص او را میشناسند نه مردم کوچه و بازار! شاعر، که آکتور نیست! شاعر، که خواننده نیست! شاعری که برای آیندگان میسراید شمارگان کتابهایش اندک است و گاهی حتی همسایهاش هم نمیداند که او شاعر است! اینها، جملههای آشنایی هستند که نه مثل حالا در شبکههای اجتماعی منتشر شده باشند، که در نشریات تخصصی، کتابهای تخصصی و نشستهای ادبی تخصصی، نوشته یا به زبان آورده شدهاند گاه توسط کسانی که خود در زمان نوشتن و گفتنشان مشهور نبودهاند و پس از آن مشهور شدهاند، یا مشهور بودهاند و خود را از شهرت بری میدانستهاند، یا اصلاً پایان عمرشان مشهور نبودهاند و در گمنامی به دیار باقی شتافتهاند و برخیشان هم البته شاعران خوبی بودهاند.
نشست فراز و فرود فرقه دموکرات آذربایجان در سالروز این واقعه، به همت نشریه وطنیولی و مؤسسه نگارستان اندیشه و با سخنرانی کاوه بیات، احسان هوشمند و داوود دشتبانی در محل پژوهشکده مطالعات فرهنگی روایت برگزار شد.
«سید میرجعفر جوادزاده خلخالی» ملقب به «پیشهوری» (۱۲۷۲–۱۳۲۶) سیاستمدار، روزنامهنگار، مدیر و سردبیر روزنامههای «حریت»، «حقیقت» و «آژیر»، مؤسس و سرکرده «حزب دموکرات آذربایجان» فرزند میر جواد در سال 1272هجری شمسی - 1892 میلادی در خانوادهای فقیر در روستای «سیدلر زیوه سی» (زاویه سادات) از توابع خلخال آذربایجان به دنیا آمد.وی تحصیلات ابتدایی خود را در خلخال به پایان میرساند. در سال ۱۲۸۴ در ۱۲ سالگی بهدلیل غارت خانهای ایل شاهسون به همراه خانواده به باکو مهاجرت کرده و در قریه بلبله از توابع بخش آبشوران و سپس روستای خیر دالان باکو اقامت میکند. پیشهوری در سال 1287 در دارالمعلمین باکو تحصیلات خود را به پایان میرساند و در سال ۱۲۹۶ در مدرسه اتحاد ایرانیان به کار تدریس زبان فارسی و ترکی مشغول میشود.
به مناسبت هفته پژوهش اگر قصد کنیم که وضعیت رسالههای دکترا را بهعنوان یک پژوهش تمام و کمال که با راهنمایی، مشاوره و داوری چند استاد متخصص انجام میگیرد و زمان، هزینه و فعالیت گستردهای را میطلبد، مورد ارزیابی قرار دهیم و بسنجیم که این پژوهشهای دانشگاهی چه دردی از جامعه علمی و فکری ما دوا میکنند و با چنین وقت و انرژی و هزینهای که از نظام آموزش عالی ما صرف آنها میشود آیا برای جامعه هم بهره و کاربردی دارند، در مقام پاسخ به این پرسشها باید گفت: رساله دکترا باید واجد حداقل یکی از دو شرط زیر باشد: نخست، طرحی در جهت رفع نیازهای فکری و عملی جامعه خودمان (در وهله اول) و جامعه بشری (در مراحل بعد) باشد.
نام انور خامهای بیش از هر چیز ما را یاد گروه «پنجاه و سه نفر»، حزب توده و انشعاب او و همفکرانش از این حزب میاندازد؛ گرچه دکتر خامهای در آستانه صد و یک سالگی در کنج دِنج منزل خود، در روزهای فراغت از هیاهوی سیاسی دوران جوانی به سر میبرد، اما زمانی که از آن روزگار لب به سخن میگشاید، میشود حرارت آن ایام تاریخ معاصر ایران را از شراره واژههای بریده بریدهاش حس کرد! انور خامهای در ابتدا از شاگردان فیزیک دکتر تقی ارانی در دبیرستان بود که بعدها با مارکسیسم و تفکرات ارانی آشنا و از همراهان او شد که به دستگیری او و دیگر افراد حلقه ارانی در دوران رضاشاه منجر شد که به گروه پنجاه و سه نفر موسوم است
آموزش نوین دختران و زنان در تاریخ معاصر ایران، گذاری سخت، توانفرسا اما خواندنی، به روزگار ما داشته است. پندار این واقعیت که دختران و زنان ایرانی از چه زمانی و چگونه توانستند به شیوه نوین آموزش ببینند و به مدرسه بروند، ما را دستکم به ٢٠٠سال پیش بازمیگرداند. نه اینکه چنین پدیدهای مهم از آن زمان رخ داد؛ نخستین بذرهای آموزش نوین در بستر جامعه سنتی و ناآشنا به دگرگونیهای اجتماعی ایران، از آن زمان کاشته و پایههای آن در گذر زمان در دورههای بعد گذارده شد.
حوزه بهعنوان نهاد علمی سنتی سابقهای چندصد ساله دارد. در گذشته در کنار الهیات و ادبیات که از دروس اصلی حوزههای دینی بود، طبیعیات، ریاضیات، هیئت و سایر علوم نیز در حوزه تدریس میشد و اکثر حکمای ما در تمام این رشتههای صاحبنظر بودهاند. این سنت در غرب مسیحی هم جاری بود و اختصاصی به جهان اسلام نداشت. پس از انقلاب علمی و با پیشرفت پرسرعت علوم تجربی، رشتههای مختلف بهطور تخصصیتر مورد بررسی قرار گرفت و اصطلاحا دیسیپلینه شد.
پدیده انقلاب اسلامی تحول عظیمی در ماموریت حوزههای علمیه در نسبت با قبل ایجاد کرد. یکی از الزامات بیچون و چرای حضور در عصر انقلاب اسلامی، حضور برنامهمند و منسجم نهاد رسمی دین یعنی حوزههای علمیه در عرصه فعالیتهای فرهنگی است. از آنجا که حفظ تاثیرگذاری برای این حضور بدون در نظر گرفتن چشمانداز مطلوب کار فرهنگی و تدوین این چشمانداز بدون تدوین الگوی ارزیابی فعالیتهای حوزه امکانپذیر نیست، پس به ناچار باید به سمت تدوین چنین مدلی برای سنجش وضعیت حوزه در فعالیتهای فرهنگی رفت.
صفحه اول روزنامه های امروز شنبه 25 آذر
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید