حکیم ناصرخسرو قبادیانى از حکما و شعراى بزرگ قرن پنجم ایران است که تحول روحى عجیبى درسن 45 سالگى در وى ایجاد شد به گونه اى که تمام دنیا و مظاهرش را رها کرده، به سفرى طولانى پرداخت و در این سفر پرماجرا ضمن ملاقات با فاطمیون مصر به عقاید اسماعیلیان (= فاطمیه) گرایش پیدا کرد و ضمن پیشرفت فراوان در این مذهب به عنوان حجت خراسان برگزیده شد و به تبلیغ عقاید خود پرداخت.
سنایی با فرهنگ گذشته ایران و با مفاهیم اسطورهای و قهرمانان و پهلوانان ایرانی آشنایی داشته است و جزو انگشتشمار شاعرانی است که در حوزه عرفان، این ارتباط را حفظ کرده است. وی در مرحله انتقال از مفاهیم و اندیشههای ایرانی به اندیشهها و مفاهیم سامی قرار دارد و میان این مفاهیم در نوسان است. پس از او فرهنگ عرفانی ما به سمت اشعریگری تمایل مییابد.
عنایت سمیعی در گفتوگو با ایبنا: نظریات غربی به ندرت میتواند با ادبیات ما انطباق پیدا کند تاریخ انتشار : يکشنبه ۸ بهمن ۱۳۹۶ ساعت ۱۰:۰۶ گزارشگر : مطهره ميرشكاري عنایت سمیعی، شاعر، نویسنده و منتقد ادبی میگوید: دانش بینارشتهای که ما از غرب به دست میآوریم را به سادگی نمیتوانیم بر ادبیاتمان منطبق کنیم، بنابراین ابزاری نیست که ما آن را به دست بگیریم و بتوانیم از آن استفاده کنیم. نظریات غربی به ندرت میتواند با ادبیات ما انطباق پیدا کند به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در حال حاضر با دو رویکرد در آموزش نقد ادبی مواجه هستیم. یکی رویکرد آکادمیک و دانشگاهی که بیشتر مربوط به تحصیلکردگان رشته ادبیات، فلسفه، روانشناسی و ... است که مطالعاتی اضافه بر این تحصیلات هم دارند و با این پیشینه سراغ نقد ادبی میروند و رویکرد دیگر هم نقد کارگاهی است که معمولا مدرسان آنها نویسندگان و علاقهمندانی هستند که به تدریس میپردازند و شرکتکنندگان بدون تحصیلات مرتبط و صرفا از روی علاقه شخصی در کارگاههای داستاننویسی، نقد ادبی و ... شرکت میکنند و از این طریق به حوزه نقد ادبی وارد میشوند، برای اطلاع از کم و کیف تاثیرگذاری این رویکردها و جایگاه آن چیزی که به اشتباه جفت نمیشود، سوابق ادبی ما و ارتباطی است که نسل به نسل از پیشینه ادبی قطع شده است و فکر میکنم با این بضاعتی که ما پیدا کردهایم، یعنی دست در خورجین غرب کردهایم، چیز زیادی از حیث نقد ادبی، جز ادعا بدست نیاوردهایم. نقد ادبی با عنایت سمیعی از پیشکسوتان نقد ادبی گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید: شما در حوزه نقد ادبی چهره شناختهشدهای هستید، به نظر شما کدامیک از رویکردهای آکادمیک و کارگاهی در نقد ادبی درست است و کدام میتواند موثرتر باشد؟ پیشاپیش نمیشود گفت که کدام رویکرد درست است یا نادرست، چون شما باید آن متنی را که مدعی نقد ادبی است در دست داشته باشید و ببینید آن نقد براساس ادعایی که میکند و مبتنی بر بینارشتهای است، از عهده ادعایش برآمده است یا خیر؟ بنابراین به صرف اینکه منتقدی از رویکرد بینارشتهای استفاده کند و تصور کنیم که کارش درست است، اصلا به این معنی نیست، برای اینکه اصلا جنس ادبیات ما فرق میکند، چون بینارشتهایها منشعب از نظریات غربیاند و نظریات غربی خیلی به ندرت میتواند کارساز باشد و با ادبیات ما انطباق پیدا کند، بنابراین ابزاری نیست که ما آن را به دست بگیریم و بتوانیم از آن استفاده کنیم. نقد کارگاهی هم به همین ترتیب، یعنی ممکن است که کسی بر حسب تجربه توانسته باشد به چیزهای خوبی در ادبیات رسیده باشد، البته همه اینها موکول به این است که ادبیات ما بر حسب سابقهاش خوانده باشد. آن چیزی که به اشتباه جفت نمیشود، سوابق ادبی ما و ارتباطی است که نسل به نسل از پیشینه ادبی قطع شده است و فکر میکنم با این بضاعتی که ما پیدا کردهایم، یعنی دست در خورجین غرب کردهایم و چیز زیادی از حیث نقد ادبی، جز ادعا بدست نیاوردهایم. وضعیت نقد ادبی را در جامعه امروزی و حال چگونه میبینید؟ ما عملا تاکنون کسی به عنوان منتقد موثر نداشتهایم، یعنی دوره آن آدمهای موثر به عنوان آدمهای منفرد به سر آمده است، چون جهان دیگر آن جهان سلسله مراتبی نیست که به کسی هالهای از تقدس بدهیم و اسم امروزه نه تنها منتقد باید برخوردار از اطلاعات، معلومات و دانش بینارشتهای باشد، بلکه اگر شاعر و نویسنده هم اطلاعات بینارشتهای نداشته باشد، از عهده هیچ کاری برنمیآید او «براهنی» شود و فرد دیگری در مرتبه فرودست قرار گیرد. آن آدمها متعلق به دنیایی بودند که دورهشان به سر آمده است، الان ممکن است کسی اسم و رسمی نداشته باشد ولی یک یا دو کتاب یا مقاله خوب نوشته باشد که به مراتب کارش از آدمهای نامور هم بهتر باشد. دانشگاههای ما معمولا مقابل تدریس ادبیات معاصر موضع دارند و از طرفی نقد کارگاهی شاید نتواند آنطور که باید و شاید جای خالی تحصیلات آکادمیک را پر کند، به نظر شما برای اینکه بتوانیم یک نسل ادبی و منتقد پرورش دهیم چه باید بکنیم؟ من پیشنهاد خاصی ندارم چون این مسائل تجویزی نیست، باید یک مجموعهای حرکت کند که نقد ادبی جزو آن مجموعه است، یعنی اینکه ما نقد ادبی را از دل یک فرهنگ بیرون بکشیم و فکر کنیم که میتوانیم روی آن کار به خصوصی انجام دهیم، فقط یک توهم است. یک مجموعه فرهنگی باید کمابیش در نسبت با یکدیگر تحول پیدا کنند و اثراتشان روی هم دیگر منعکس شود، وگرنه نه نقد ادبی، نه شعر، نه رمان و نه هیچ چیز دیگری به تنهایی از عهده هیچ کاری برنمیآید، از آن طرف هم ممکن است در هر دورهای کتابها و آثار به دردبخوری هم تولید شود. تا آنجا که میدانیم، بهترین منتقدهای ادبی در دنیا کسانی بوده و هستند که به حوزههای مختلف مثل فلسفه، تاریخ، روانشناسی، ادبیات و ... مسلط بودند، به نظر شما این تسلط چقدر نیاز است و چه تاثیری بر کیفیت نقد ادبی دارد؟ امروزه نه تنها منتقد باید برخوردار از اطلاعات، معلومات و دانش بینارشتهای باشد، تردیدی نیست که ما این نگاه منتقدانه را از غرب گرفتهایم، منتهی این به آن معنی نخواهد بود که هرچه از غرب گرفتهایم را بتوانیم در اینجا درست اعمال و خرج کنیم. بلکه اگر شاعر و نویسنده هم اطلاعات بینارشتهای نداشته باشد، از عهده هیچ کاری برنمیآید، یعنی دیگر آن دورهای که بر حسب غریزه – به معنای فطرت یا شم شاعری و نویسندگی – و مطالعه محدود کتابها تمام شده، در این حد دیگر کسی نمیتواند اثر ادبی به درد بخوری تولید کند و به طریق اولی منتقد ادبی که باید یک سر و گردن از وضعیت موجود بالاتر باشد، به دانش بینارشتهای احتیاج دارد؛ منتهی دوباره توصیه و تاکید میکنم که آن دانش بینارشتهای را که ما از غرب به دست میآوریم را به این سادگی نمیتوان بر ادبیات ما منطبق کرد، باید منتقدی ورزیده باشد و سوابق ادبی هم در دست داشته باشد تا بتواند از آن دانش بینارشتهای استفاده کند. نه تنها نقد ادبی، بلکه زبانی که امروزه من و شما با هم صحبت میکنیم هم متاثر از مدرنیته است، تا آنجا که ما یک کلمه از زبان فارسی به مدرنیته منتقل نکردهایم درحالی که در دوره گذشته چه با زبان عربی، چه ترکی، مغولی و با کسانی که مهاجم به ایران بودند، در یک ارتباط پایاپای بودیم و اکثرا هم دست برتر را داشتیم، بنابراین مدرنیته است که زبان مارا متحول کرده است. اگر یک جوان بخواهد وارد حوزه نقد ادبی شود، چه پیشنهادی برای او دارید؟ توصیه شما این است که با ترجمه آثار خارجی شروع کند یا آثار تالیفی داخل را پیشنهاد میکنید؟ من فکر میکنم ابتدا باید خود آثار را بخواند و در کنار آثار هم بیتردید باید اگر شاعر یا نویسندهای بخواهد از یک نگاه به حوزه نقد وارد نشود و نقدش مبتنی بر دیدگاه شعری یا نویسندگی خودش نشود، بسیار هم مفید است، منتهی منتقدان اندکی داریم که دیدگاههای شعری یا داستانی خودشان را القا نکنند. هم به منتقدان داخلی توجه کند و هم به نقدهای خارجی توجه داشته باشد، چون تردیدی نیست که ما این نگاه منتقدانه را از غرب گرفتهایم، منتهی این به آن معنی نخواهد بود که هرچه از غرب گرفتهایم را بتوانیم در اینجا درست اعمال و خرج کنیم. این رفت و برگشت یا از آن مقصد به این مبداء برگشتن کار بسیار دشواری است و دشوارتر از کار ترجمه به حساب میآید، ممکن است کسی با دانستن یک زبان بتواند چیزی را از آن زبان به زبان دیگر منتقل کند، اما به صرف اینکه شما یک رویکرد یا نظریه را میدانید، به این سادگی نمیتوانید آن را ترجمه یا به زبان بهتر منتقل و منطبق بر آثار خودمان کنید. تاثیر نقد ژورنالیستی و مطبوعاتی در نقد ادبی امروزه را چگونه میبینید، آیا نقد جدی در مطبوعات صورت میگیرد یا خیر؟ من اصلا دیگر تفکیکی بین نقد ادبی ژورنالیستی و غیر ژورنالیستی نمیبینم، چون از استاد دانشگاه و منتقد صاحبنام گرفته تا آدمهای معمولی و کسانی که به طور حرفهای کتاب معرفی یا نقد میکنند، همه را در کنار هم در حوزه آن چیزی که شما ژورنالیسم میگویید، میبینیم، یعنی اینطور نیست که یک استاد دانشگاه کسرشأن خود بداند که کاری را در روزنامه یا رسانه دیگر منتشر کند، یک منتقد ادبی هم به همین ترتیب و به نظر من این تفکیک و تمایزها دیگر از میان رفته است. نظر شما درباره اینکه نویسنده و شاعرها وارد حوزه نقد ادبی شوند، چیست؟ ورود آنها را مثبت تلقی میکنید یا منفی؟ اگر شاعر یا نویسندهای بخواهد از یک نگاه به حوزه نقد وارد نشود و نقدش مبتنی بر دیدگاه شعری یا نویسندگی خودش نشود، بسیار هم مفید است، منتهی منتقدان اندکی داریم که دیدگاههای شعری یا داستانی خودشان را القا نکنند.
ویژهبرنامه «ملکوت تکلم» گرامیداشت شاعر فقید احمد عزیزی، دوشنبه ۹ بهمن ساعت ۱۷:۳۰ در خانه شعر سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران برگزار میشود.
حجتالاسلام والمسلمین رسول جعفریان در نشست صمیمانه اعضای گروه اندیشه انجمن اندیشه و قلم با وی، با بیان این که تاریخ اندیشه در کشور نداریم، بر ضرورت پرداختن به این موضوع تاکید کرد.
«کارخانه مطلقسازی» نوشته کارل چابک با ترجمه حسن قائمیان و مقدمه صادق هدایت در نشر علمی فرهنگی تجدید چاپ شد.
انقلابها را باید آنگونه که بودهاند به تحلیل نشسته و مورد بررسی قرار داد. انقلاب اسلامی هم در همین بستر قابلیت مطالعه پیدا میکند. دراین مجال سعی میشود موضوع انقلاب اسلامی در بستر تحولات سازمان صدا و سیما و پیوستن این گروه از آحاد جامعه به جمع انقلابیون مطالعه شود.
نشست بررسی و نقد دیدگاه آیتا... جوادی آملی درباره ماهیت علم دینی پنجشنبه پنجم بهمنماه در تالار خواجه نصیرالدین طوسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی قم برگزار شد. در این نشست حجتالاسلام سبحانی به نقد نظریه مبادرت کرد و حجتالاسلام حمید پارسانیا به تبیین دیدگاه آیتا... جوادی پرداخت و پس از آن به نقدهای حجتالاسلام محمدتقی سبحانی پاسخ داد. در ادامه مشروح این گفتوگوی علمی را خواهید خواند.
صفحه اول روزنامه های امروز یکشنبه 8بهمن
پیام کاظم موسوی بجنوردی، رئیس مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، درباره وضعیت بیماری و شفای دکتر داریوش شایگان
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید