زمستانِ سالِ ١٣٩٤ مصادف شده بود با ماههای منتهی به درگذشت مادر بسیار كهنسال استاد احمد پژمان و به همین سبب استاد نسبت به دفعات قبل مدتی طولانیتر را در ایران اقامت كردند و همین فرصتی پیش آورد كه در آن چندماه باهم روی یكی- دو موضوع كه سالها مشتاق و مترصد انجام آنها بودم كار كنیم. یكی ضبط و انتشار اثر درخشان او «دیورتیمنتوُ» بود كه به همت خانه هنر خرد و علی صمدپور به سرانجام رسید و دیگری كوشش برای ضبط و انتشار خاطرات او در قالب یك كتاب كه نامش را گذاشته بودم: «مثل یك نُت گمشده، خاطرات و اندیشههای احمد پژمان»
در كار ما روزنامهنگاران كمتر پیش میآید كه قصد كرده باشیم درباره هنرمندی ویژه نامهای تدارك ببینیم و پیشنهادمان با استقبال اكثر فعالان جامعه موسیقی روبهرو شود؛ یا عدهای موافق موضوع نبودند یا انواع كدورتها دست و دل آنها را از مصاحبت و همیاری باز میداشت. اما گردآوری پروندهای برای احمد پژمان الحق كه برای خودمان جای شگفتی داشت. به جرات میتوان گفت تا «پ» پژمان را میآوردیم از آهنگساز، موسیقیدان و فیلمساز همه و همه با هیجان خاصی از موضوع استقبال میكردند. استقبالی كه علاوه بر جایگاه مهم پژمان در موسیقی از فروتنی و وقار مثال زدنیاش میآمد.
ظاهراً نامگذاری«مکتب ناتورالیست»،روز ۱۶ آوریل ۱۸۷۷ در رستوران «تراپ»سر میز شامی که گوستاوفلوبر، ادمون دوگنکور و امیل زولا گرد آمده بودند،صورت گرفت و این عنوان که از زبان علم و فلسفه و نقد هنر گرفته شده بود وارد ادبیات شد.
این روزها خیلی از اهالی فکر از کمرنگ شدن مرجعیتهای فکری – اجتماعی در جامعهمان سخن میگویند و معتقدند مردم در برخورد با مسائل پیشگامتر از رهبران فکریشان عمل میکنند. این اظهارنظر، پیش فرض ما برای شروع گپوگفتی با دکتر تقی آزاد ارمکی، استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران بود هرچند که او پیشفرض ما را با قاطعیت رد کرد. دکتر ارمکی بر این باور است که مرجعیت فکری- اجتماعی در جامعه ما نه از میان رفته و نه کمرنگ شده است بلکه امروز مردم از مرجعیتهای گذشته فاصله گرفتهاند چون مرجعیتهای تازهای یافتهاند.
تهران دوازده دروازه داشت که شبها بسته میشد و رفت و آمد از آنها قدغن میشد. هیچکس بدون «اسم شب» نمیتوانست از این دروازهها عبور کند و اگر مسافر غریبی نیمه شب به تهران میرسید میبایست تا صبح پشت دروازههای شهر اتراق کند تا صبح دروازهها باز شود و بتواند وارد تهران شود. علاوه بر دروازههای دوازدهگانه تهران قدیم میدانها، تکایا و بناهای قدیمی دیگری داشت که هر یک از این بناها اگر امروز وجود داشت هر کدام یک مرکز بزرگ جذب توریست به شمار میرفت.
در مقدمه کتاب «دروازههای طهران قدیم» پرفسور ویلم فلور ایرانشناس هلندی اینگونه نوشته است: «تهران شهر زیبایی نبوده و نیست. با این حال، در گذشته و خوشبختانه امروز، گوشههایی از زیبایی در میان اوضاع ملالآور و رخوت عمومی این شهر قاجاری وجود داشته و دارد.» فلور دو نکته را بهعنوان گوشههای زیبای تهران معرفی میکند، یکی درختان و باغهای آن و دیگری دروازههای آن. امروزه تقریباً از هیچ کدام این دو نکته چیزی باقی نمانده است. باغها و درختان به اندازه بسیاری تخریب و نابود شدهاند و دروازهها نیز جز سردر باغ ملی اثری ازآنها نیست.
دوره قاجار بویژه عهد پنجاه ساله ناصرالدین شاه بهدلیل آرامش نسبی در کشور و توسعه ارتباطات تجاری، سیاسی و تأسیس مدرسه دارالفنون زمینه تدریجی نفوذ معماری غربی در ایران ایجاد شد. این نفوذ ابتدا در دارالخلافه تهران و سپس در دارالسلطنه ایالتی و دارالحکومه ولایتی ممالک محروسه ایران آن زمان ادامه پیدا کرد. در شعبان 1284 هجری قمری مطابق با آذرماه 1246 هجری شمسی و بیستمین سالگرد پادشاهی ناصرالدین شاه، توسعه تهران با طرح حصار مهندس «مسیو بوهلر» فرانسوی به سبک شهرسازی ستارهای اروپا در مدت 10 سال اجرا شد.
پس از انتخاب تهران بهعنوان پایتخت ایران، چگونگی شکلگیری ساختار شهری و سپس توسعه حصار و برج و باروهای آن، از جمله مهمترین دستاوردهای معماری در پایتخت نوپای ایران بود. هرچند براساس مستندات تاریخی سابقه ساخت قدیمیترین حصار و دروازه در تهران به سده دهم هجری بازمیگردد، اما پس از انقراض دولت صفویه و در روزگار افشاریه و زندیه، بهدلیل درگیریها و جنگهای متوالی توجهی به حصار و دروازه های این شهر نشد و به مرور رو به خرابی رفتند.
در سال 652 ق، منگوقاآن خان مغول، برادرش هلاكوخان را برای براندازی حكومت اسماعیلیان به ایران فرستاد. چون حكام نواحی مختلف با هلاكوجهت جنگ با اسماعیلیان همراه شدند، او توانست در سال 654 ق قلعههای اسماعیلیان را محاصره كند. در آن زمان، ریاست اسماعیلیه، با رُكن الدین خُوَرشاه بود. هلاكو، او را به اطاعت خود خواند
حضرت فاطمه ی كبری دختر ارجمند امام موسی كاظم(ع)، ملقب به معصومه در شهر مدینه چشم به جهان گشود. مادر وی نجمه یا تكتم و خواهر امام رضا(ع) از یك مادر بود. آن حضرت از برادرش نقل روایت میكرد و فضل و كمال و علم او زبانزد خاص و عام بوده است. این بانو به برادرش امام رضا(ع) محبت زیادی داشت و پس از اعلام ولایتعهدی ایشان، به قصد زیارت برادر در مرو، به ایران وارد شد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید