گفتگو با دکترمجتبایی: پیش از اسلام خراسان یک سرزمین بودایی بود

1392/2/30 ۱۳:۱۹ , 1215 بازدید

گفتگو با دکترمجتبایی: پیش از اسلام خراسان یک سرزمین بودایی بود

فتح‌الله مجتبایی نویسنده و مترجم ایرانی، عضو شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. دکتر مجتبایی پیرامون هند و روابط فرهنگی بین ایران و هند تحقیقات و نالیفات زیادی را انجام داده است.


فتح‌الله مجتبایی (متولد ۱۳۰۶ در تهران)، نویسنده و مترجم ایرانی ،عضو شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی و است.  دکتر مجتبایی پیرامون هند و روابط فرهنگی بین ایران و هند تحقیقات و نالیفات زیادی را انجام داده است. وی در دوران تحصیل، برای آشنایی با عرفان هندی مسافرت‌های متعددی به هند و پاکستان داشت و توانست درجه دکتری تاریخ ادیان و فلسفه شرق را از دانشگاه هاروارد آمریکا در سال ۱۳۵۰ اخذ کند و نیز در مرکز مطالعات ادیان جهان آمریکا، تاریخ تطبیقی ادیان را تحصیل کرد. از دکتر فتح‌الله مجتبایی تاکنون بیش از ۲۰۰ عنوان کتاب، نقد کتاب، مقاله و شعر و نقد کتاب به صورت تالیف و ترجمه و تصحیح به زبان‌های فارسی و انگلیسی در ایران و خارج از ایران منتشر شده‌است. همچنین جایزه ای ادبی و علمی به نام دکتر فتح‌الله مجتبایی وجود دارد که به برترین پایان‌نامهٔ دکتری در رشته‌های زبان و ادبیات فارسی، ادیان و عرفان اهدا می‌شود و اولین دوره اعطای این جایزه در آذرماه سال ۱۳۹۰ نیز برگزار شد.

***


شما جزو قدیمی ترین اعضای مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی هستید. از چگونگی آشنایی تان با دائرةالمعارف و مسئولیت هایتان در این مرکز بگویید.
این ارتباط باز می گردد به سال 1362 درست زمان آغاز فعالیت های این مرکز. از من نیز که تا قبل از آن در دائرةالمعارف بزرگ جهان اسلام فعالیت داشتم، توسط آقای مجیدی و آقای مرحوم تفضلی دعوت به همکاری شد.
 بعد از دعوت قرار شد که ملاقاتی با آقای بجنوردی داشته باشم تا با فعالیت های این مرکز آشنا شوم. آن زمان باور نمی کردم یک شخص آن هم با سوابق سیاسی و نظامی، بتواند کار علمی در حد یک دائرةالمعارف انجام بدهد. قصد من هم از ملاقات با ایشان محک فعالیت هایشان بود و در همان جلسه اول ملاقاتم با ایشان، شیفته صداقت این فرد شدم و همانجا قبول کردم که با آنها همکاری کنم. و اکنون حدود 30 سال است که با دائرةالمعارف همکاری دارم. در اوایل کار، مدیر گروه ادبیات بودم که مدتی بعد بخش ادیان و عرفان هم ضمیمه آن شد. حدود 6 سال به عنوان مدیر گروه  به تألیف، بازنگری و ویرایش مقالات مشغول بودم و در همان دوران نیز نزدیک به 20 تا 30 مقاله برای دائرةالمعارف تالیف کردم. کم کم با بالا رفتن سن و کم شدن توانایی و بروز بیماری های عصبی مجبور شدم از حجم فعالیت هایم بکاهم و هم اکنون نیز جزو شورای علمی دائرةالمعارف می باشم و در صورت لزوم مشاوره و همفکری با اعضای این مرکز دارم.


-    جدیدترین کتاب شما با عنوان «بنگاله در قند پارسی» به تازگی منتشر شده است. در رابطه با مضمون و محتوای کتاب بگویید.
کتاب «بنگاله در قند پارسی» گزیده ای است از مقالاتی که من در طی 50 سال اخیر درباره روابط ایران و هند نوشته ام. تعدادی از مقالات موجود در این کتاب نیز در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی چاپ شده است. انتشار این کتاب به پیشنهاد دوستان صورت گرفت زیرا به گفته آنها دسترسی به مقالات به صورت پراکنده دشوار و بود از این رو دو نفر از دوستان جوان من پیش قدم شدند تا این مقالات را جمع آوری کنند. آقای شاهین دژی جلد اول را جمع آوری کرد و آقای مهران افشاری روی جلد دوم کار می کند که به زودی نیز منتشر خواهد شد.


-    روابط بین دو کشور ایران و هند به چه تاریخی باز می گردد؟ و چرا در فعالیت های تاریخی خود به سراغ مناسبات ایران و هند رفتید؟
این کتاب به رابطه ایران و هند از پیش از آمدن آریاییان به فلات ایران، از هزاره سوم پیش از میلاد می پردازد که البته در جلد دوم به آن اشاره خواهد شد.
تمام جزئیات روابط بین ایران و هند که روشنگر تاریخ فرهنگی ایران است، می تواند جای بحث داشته باشد. در مباحث تاریخی درمجموع، نگاه من بیشتر به سمت شرق است. متاسفانه همیشه نگاه ایرانی ها به سمت غرب و اروپا بوده است و از شرق ایران غافل بوده ایم. برای شناخت فرهنگ ایران لازم است به شرق هم توجه داشته باشیم.


-    ادعاهایی وجود دارد که زمینه های عرفانی ایرانیان پیش از اسلام را برگرفته از فرهنگ هندی ها می داند. این ادعا تا چه حد صحیح است؟
عرفان اسلامی دو بال داشته است که یک بال آن در شرق ایران و در خراسان، و بال دیگر در غرب و سمت شامات بوده است. آن عرفانی که در شرق ایران جریان داشت از افکار هندی بسیار متاثر بود زیرا تا پیش از اسلام خراسان به عنوان یک سرزمین بودایی شناخته می شد و تمام شهر های بزرگ خراسان در آن زمان مراکز دینی بودایی ها بودند. علوم و فکر بودایی و هندی در شرق ایران بسیار رایج بود و تصوف و عرفان هندی در این منطقه نه تنها بسیار رواج داشت بلکه از نسلی به نسل دیگر منتقل می شد، تا اینکه این عرفان، در ایران و از قرن دوم و سوم با اسلام و عرفانی که در غرب ایران رواج داشت ترکیب شد و عرفان اسلامی را به وجود آورد.


-    تا چه حد می توان با استناد به تاریخ ادعا کرد که تمدن ایران باستان در پیشرفت تمدن هایی مثل یونان و هند تاثیر گذار بوده و این دو تمدن نیز علوم و فنون بسیاری را از ایرانی ها گرفته اند؟
اینکه بگوییم از آنها علمی یا فرهنگی را گرفته ایم درست نیست و درست تر این است که بگوییم ما با آنها همکاری و روابط فرهنگی داشتیم. در هند و یونان سنت تاریخ نگاری و کتاب نگاری وجود داشته ولی در ایران این سنت که به صورت شفاهی بیشتر رواج داشته است و علوم از استاد به شاگرد، سینه به سینه نقل می شدند.

هر صورت نمی توان تصور کرد که در غرب ایران، یونانیان و در شرق نیز هندی ها به اوج ترقی علوم زمان خودشان رسیده باشند اما ایران که در بین این دو تمدن قرار داشته است پیشرفتی نداشته باشد زیرا بین این سه کشور همواره داد و ستد علمی وجود داشته و دانش پژوهان هندی و یونانی به ایران آمدند و با دانشمندان ایرانی آشنا، و از علم آنها نیز بهره مند می شدند و در عین حال ایرانی ها از علوم آنها بهره می بردند. در کتب یونانی تمام این موارد ثبت شده است مثلا گفته شده که فیثاغورس به ایران آمده و با دانشمندان ایرانی گفت و گو داشته و افلوطین که موسس فلسفه نو افلاطونی بوده در جنگ ایران و رم، با سپاه رم به ایران می آید. از او می پرسند، تو که اهل علم بودی برای چه به جنگ با ایرانی ها می روی؟ او در جواب می گوید که من می روم تا از علوم و معارف ایرانی ها بهره بگیرم. محققین یونانی نوشته اند که بخشی از یونان که قسمت غربی آسیای صغیر بوده است، جزو ایران محسوب می شده و شخصیت هایی مثل هراکلیتوس در ایران آن روز به دنیا آمده اند. همه آنها نزد مغان ایرانی تحصیل می کردند و ریاضیات و نجوم را از ایرانی ها یاد می گرفتند. این داد و ستد فرهنگی از خیلی قدیم وجود داشته و درست نیست که بگوییم «کی از کی گرفته است». همواره مسیری از ایران تا هند و یونان وجود داشته که مردمان آن دائما در حال رفت و آمد بوده اند.


-    تا جایی که می دانیم هندی ها در ریاضیات بسیار پیشرفت داشتند. و این پیشرفت چه تاثیری در تمدن های دیگر، مثل ایران داشت؟
ارقام ریاضی متعلق به هندی ها بود و ما نیز به اعداد می گفتیم اعداد هندسی یعنی هندویی. برای مثال اولین بار هندی ها بودند که عدد صفر را اختراع کردند. شما فکر کنید اگر صفر وجود نداشت ریاضیات چگونه می توانست پیشرفت کند؟ به طور کلی ارقام 0 تا 9 اختراع هندی ها است و ما نیز آنها را از هندی ها آموختیم و به عالم اسلامی عرضه کردیم و عالم اسلامی هم آنها را به غرب منتقل کرد. یونانی ها هم پیش از آن عدد نداشتند و با حروفی می نوشتند که ارزش عددی داشت و آنها با آموختن اعداد توانستند در ریاضیات نیز پیشرفت کنند.


-    شما در کتاب «بنگاله در قند پارسی» بخش مفصلی درباره کتاب کلیله و دمنه دارید. این کتاب تنها کتاب باقی مانده از آن دوره فرهنگی هند در ایران است؟
می توان گفت کتاب کلیله و دمنه بزرگترین و تنها کتابی است که از فرهنگ هند وارد فرهنگ ایرانی شده و باقی مانده است. البته کتاب های دیگری نیز بوده که متاسفانه اثری از آنها باقی نمانده است. مثل بسیاری از کتاب های پزشکی و ریاضی که از هندی به عربی و فارسی پهلوی ترجمه شده است اما باقی نمانده اند چراکه دانشمندان بعد از استفاده از کتابها، آنها را به عربی ترجمه کردند و این باعث شد که ترجمه های اولیه آنها از بین برود و نسخه های عربی آنها باقی بماند. اما از آنچه باقی مانده، مهم ترینشان کتاب کلیله و دمنه است.


-    چرا بیشتر از یونان و ایران به عنوان تمدن های دوره تاریخی پیش از میلاد مسیح یاد می شود اما کمتر از هند به عنوان یک تمدن قوی نامی برده می شود؟
زیرا نگرش ما بیشتر به سمت غرب است و تصور می کنیم هر آنچه وجود داشته از سوی غرب بوده است. از سوی دیگر هندی ها به هر حال بت پرست بوده اند و ایرانی ها یگانه پرست. خصوصا در دوره های اسلامی که معتقد بودند هندی ها کافر هستند باعث شد که توجه به هند بسیار کم شود. ایرانی ها یا مسیحی بودند یا یهودی یا مسلمان.


-    در حال حاضر مشغول چه کاری هستید و چه برنامه ای برای آینده دارید؟
چند مقاله در دست دارم تحت عنوان «ملامتیه هندی و ملامتیه ایرانی در خراسان» و مقاله ای درباره قصیده ای از ابوریحان بیرونی در شرح حال خودش، من نیز در این مقاله به شرح این قصیده می پردازم.
فعالیت دیگرم نیز مربوط می شود به منطق الطیر. بودایی های تبت، یک نوع منطق الطیر به صورت و نمونه کوچک منطق الطیر عطار را دارند. من نیز در حال ترجمه و شرح این منطق الطیر به زبان فارسی هستم.
 

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: