1405/6/31 ۱۱:۰۹
هوش مصنوعی در سالهای اخیر به بخشی از فرایند پژوهش و تولید محتوای علمی تبدیل شده است. استفاده از این فناوری میتواند بسیاری از مراحل جستوجو، پردازش، تولید و ساماندهی اطلاعات را آسانتر و سریعتر کند. با این حال، ورود هوش مصنوعی به مراکز پژوهشی و دانشنامهنویسی تنها به تغییر شیوه تولید محتوا محدود نمیشود و میتواند بر ساختار، سیاستها و فرایندهای کاری این مراکز نیز اثر بگذارد.
دبا: هوش مصنوعی در سالهای اخیر به بخشی از فرایند پژوهش و تولید محتوای علمی تبدیل شده است. استفاده از این فناوری میتواند بسیاری از مراحل جستوجو، پردازش، تولید و ساماندهی اطلاعات را آسانتر و سریعتر کند. با این حال، ورود هوش مصنوعی به مراکز پژوهشی و دانشنامهنویسی تنها به تغییر شیوه تولید محتوا محدود نمیشود و میتواند بر ساختار، سیاستها و فرایندهای کاری این مراکز نیز اثر بگذارد.
در چنین شرایطی، چگونگی استفاده از هوش مصنوعی اهمیت زیادی دارد. استفاده نادرست یا کنترلنشده از این فناوری میتواند به خطاهای علمی، کاهش اعتبار منابع و ایجاد مشکلاتی در فرایندهای پژوهشی و سازمانی منجر شود. به همین دلیل، مراکز تولید و انتشار منابع معتبر باید در کنار استفاده از ظرفیتهای هوش مصنوعی، برای آموزش پژوهشگران، نظارت بر فرایندها، ارزیابی محتوا و رعایت ملاحظات اخلاقی و حقوقی نیز برنامه داشته باشند.
این تغییرات، پرسشهای مهمی را پیش روی مراکز دانشنامهنویسی قرار میدهد: چه بخشهایی از فرایند تولید دانش را میتوان به هوش مصنوعی سپرد؟ نقش پژوهشگر و ویراستار در این فرایند چگونه تغییر خواهد کرد؟ چگونه میتوان سرعت و کارآمدی این فناوری را با دقت علمی و اعتبار منابع همراه کرد؟ چه تغییراتی در ساختار سازمان، نیروی انسانی، زیرساختها و منابع مالی مورد نیاز است؟ پاسخ به این پرسشها تنها به انتخاب یک ابزار یا فناوری جدید مربوط نیست، بلکه به شیوه مدیریت و سازماندهی فعالیتهای علمی نیز ارتباط دارد.
از سوی دیگر، گسترش هوش مصنوعی میتواند رابطه میان دانشنامهها و سامانههای هوش مصنوعی را تغییر دهد. پژوهشگران میتوانند از هوش مصنوعی برای جستوجو، بررسی و انجام بخشی از فعالیتهای پژوهشی استفاده کنند و در مقابل، سامانههای هوش مصنوعی نیز برای ارائه اطلاعات دقیق و قابل اعتماد به منابع علمی و معتبر نیاز دارند. دانشنامهها میتوانند یکی از منابع مهم برای این سامانهها باشند. در مقاله «دائرةالمعارفنویسی و هوش مصنوعی» نیز به این رابطه دوسویه اشاره شده است: انسان از هوش مصنوعی برای دسترسی و پردازش اطلاعات بهره میگیرد و هوش مصنوعی برای حفظ کیفیت و اعتبار اطلاعات خود به محتوای علمی، مستند و معتبر نیازمند است. در نتیجه، دقت و اعتبار محتوای دانشنامهها اهمیت بیشتری پیدا میکند.
در این شرایط، مزیت دانشنامهها دیگر تنها در دسترسی سریع به اطلاعات نیست. دقت علمی، اعتبار منابع، بررسی و ارزیابی محتوا، نظارت تخصصی و تصمیمگیری نهایی پژوهشگران و ویراستاران، عواملی هستند که میتوانند جایگاه این منابع را در فضای جدید حفظ کنند. ورود هوش مصنوعی را باید هم یک تحول فناورانه و هم یک تغییر سازمانی دانست؛ تغییری که میتواند شیوه پژوهش، تولید محتوا، مدیریت و نظارت در مراکز دانشنامهنویسی را دگرگون کند.
نیروی انسانی
یکی از نخستین نگرانیها درباره گسترش هوش مصنوعی، تأثیر آن بر موقعیتهای شغلی و وظایف کارکنان است. ممکن است استفاده از این فناوری در برخی فعالیتها نیاز به نیروی انسانی را کاهش دهد یا بعضی وظایف را تغییر دهد. با این حال، هوش مصنوعی لزوماً به معنای جایگزینی نیروی انسانی نیست. در بسیاری از موارد، این فناوری با خودکار کردن بخشی از وظایف، شیوه انجام کار را تغییر میدهد و همزمان نیاز به مهارتهای جدید را افزایش میدهد. مطالعات سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) نیز نشان میدهد که در مشاغل متأثر از هوش مصنوعی، علاوه بر خودکار شدن برخی وظایف، ترکیب وظایف و مهارتهای مورد نیاز کارکنان نیز در حال تغییر است. [۳، ۴]
بنابراین، یکی از نیازهای مراکز دانشنامهای، آماده کردن نیروی انسانی برای کار در کنار هوش مصنوعی است. پژوهشگران و کارکنان باید بتوانند از این فناوری به شکل مؤثر استفاده کنند و در عین حال، اطلاعات را بررسی، تحلیل و ارزیابی کنند. مهارتهای دیجیتال، توانایی تحلیل و تفسیر اطلاعات، حل مسئله، یادگیری مستمر و استفاده مؤثر از فناوری، در چنین محیطی اهمیت بیشتری پیدا میکنند. [۳، ۵]
این تغییرات میتواند بر شیوه جذب پژوهشگران و کارکنان آینده نیز اثر بگذارد. دانش و توانایی علمی و تخصصی همچنان از مهمترین معیارهای انتخاب پژوهشگر هستند، اما آشنایی با ابزارهای هوش مصنوعی و توانایی استفاده صحیح، شفاف و مسئولانه از آنها نیز میتواند به یکی از مهارتهای مورد توجه در فرایند جذب و استخدام تبدیل شود. گزارشهای OECD نیز بر اهمیت مجموعهای از مهارتهای مدیریتی، دیجیتال و انسانی در محیطهای کاری متأثر از هوش مصنوعی تأکید دارند. [۳، ۵]
در عین حال، کاهش برخی فعالیتهای تکراری نباید به معنای نادیده گرفتن سرمایه انسانی موجود باشد. پژوهشگران و کارکنان باسابقه در مراکز دانشنامهای، علاوه بر دانش تخصصی، شناختی عمیق از منابع، پیشینه موضوعات، شیوه ارزیابی اطلاعات و استانداردهای علمی سازمان به دست آوردهاند. این تجربه و شناخت، بخشی از سرمایه علمی سازمان است و بهآسانی با یک ابزار فناورانه جایگزین نمیشود.
از این منظر، یکی از اصول مهم برای مراکز دانشنامهای این است که در کنار توسعه استفاده از هوش مصنوعی، حفظ و تقویت نیروی متخصص را نیز در اولویت قرار دهند. ارزش نیروی انسانی در این سازمانها تنها در تولید محتوا نیست؛ پژوهشگر و ویراستار باید بتواند اطلاعات را درک کند، منابع را بشناسد، اعتبار آنها را بسنجد، خطاهای احتمالی هوش مصنوعی را تشخیص دهد و درباره پذیرش یا رد یک محتوا تصمیم بگیرد. به بیان ساده، هرچه استفاده از هوش مصنوعی در تولید محتوا بیشتر شود، اهمیت حضور افراد متخصصی که توانایی ارزیابی و اعتبارسنجی خروجی آن را دارند نیز بیشتر خواهد شد.
آموزش
آموزش هوش مصنوعی در سازمانهای دانشنامهنویسی و پژوهشی باید متناسب با نیازهای واقعی پژوهشگران و کارکنان و با توجه به ماهیت فعالیتهای علمی و پژوهشی طراحی شود. یکی از محورهای اصلی این آموزش، ایجاد نگرشی نقادانه نسبت به محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی است. پژوهشگر نباید پاسخهای ارائهشده را صرفاً بر اساس ظاهر معتبر آنها بپذیرد، بلکه لازم است با بررسی منابع، مقایسه اطلاعات و راستیآزمایی، صحت و اعتبار مطالب را ارزیابی کند. این موضوع بهویژه در کارهای پژوهشی اهمیت دارد، زیرا سامانههای هوش مصنوعی ممکن است اطلاعات نادرست یا منابع و ارجاعات نامعتبر تولید کنند. [۱، ۲]
در کنار این موضوع، آموزشهای عملی درباره شیوه استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، قابلیتها و کاربردهای آنها و انتخاب ابزار مناسب برای هر فعالیت نیز ضروری است. این آموزشها بهتر است تا حد امکان با تمرین و کار عملی همراه باشند تا فراگیران بتوانند آموخته های خود را در فرایندهای واقعی پژوهش و دانشنامهنویسی به کار بگیرند. توسعه مهارتهای عمومی و کاربردی هوش مصنوعی نیز از نیازهای مورد تأکید در رویکردهای جدید آموزش و مهارتآموزی است. [۱، ۳، ۵]
برگزاری جلسات پرسش و پاسخ و نشستهای تخصصی با پژوهشگران و متخصصان آشنا با هوش مصنوعی نیز میتواند به تکمیل فرایند آموزش کمک کند. این دورهها و نشستها میتوانند بهصورت حضوری یا مجازی برگزار شوند و محتوای آنها بر اساس نیازهای شغلی، سطح آشنایی کارکنان با فناوری و سیاستهای سازمان تنظیم شود. [۱، ۳]
تغییرات سازمانی
مؤسسات و مراکز تحقیقاتی و دانشنامه نویسی، متناسب با اندازه، ساختار و سابقه اجرایی خود، ممکن است برای ساماندهی آموزش و پشتیبانی از استفاده از هوش مصنوعی، واحدی مستقل یا ساختاری در کنار بخش فناوری اطلاعات و رایانه ایجاد کنند. بخشی از آموزشها نیز میتواند به صورت برخط ومجازی ارائه شود. از آنجا که پژوهشگران، ویراستاران، مدیران گروه و کارکنان بخشهای منابع و پشتیبانی به تدریج با کاربردهای هوش مصنوعی در فعالیتهای خود مواجه خواهند شد، این آموزشها بهتر است همه بخشهای مرتبط سازمان را دربرگیرد.
بر اساس سیاستهای اجرایی هر مرکز، میتوان در هر بخش یکی از اعضای باتجربه را به عنوان رابط یا مسئول امور مرتبط با هوش مصنوعی تعیین کرد تا ارتباط میان آن بخش و واحد تخصصی، انتقال تجربه و اجرای برنامه آموزشی آسانتر شود. آموزش اولیه میتواند با معرفی ابزارها، قابلیتها و اصول استفاده از سامانههای هوش مصنوعی آغاز شود. هرچند بسیاری از پژوهشگران ممکن است پیشتر تجربه استفاده از این ابزارها را کسب کرده باشند، آموزش سازمانیافته کمک میکند تا این تجربههای فردی را به مهارتی هدفمند و قابل استفاده در فرایند پژوهش تبدیل کند.
آشنایی با قابلیتها و محدودیتهای ابزارها و مهارت در تنظیم درخواستهای دقیق یا «پرامپتنویسی» نیز میتواند به استفاده بهینه از این سامانهها کمک کند. با این حال، آموزش باید موضوعاتی مانند چگونگی تشخیص پاسخهای نادرست، بررسی منابع و ارجاعات، حفاظت از اطلاعات محرمانه و نحوه راستی آزمایی خروجیها را نیز دربرگیرد. تأکید بر سواد هوش مصنوعی، شفافیت، حفاظت از دادهها و نظارت انسانی نیز در چارچوبهای بینالمللی اخلاق و حکمرانی هوش مصنوعی مورد توجه قرار گرفته است. [۱، ۲]
آموزش استفاده از هوش مصنوعی میتواند در مراحل مختلف تدوین و کنترل محتوای دانشنامهای همچنان ادامه یابد. برگزاری کارگاههای عملی، نشستهای تخصصی و جلسات اشتراک تجربه و پرسش و پاسخ با مشارکت پژوهشگران، ویراستاران و ناظران علمی، به شناسایی کاربردهای مؤثرتر هوش مصنوعی و انتقال تجربه میان بخشهای مختلف علمی و اجرایی کمک میکند. نتایج حاصل از این فعالیتها نیز در تدوین و اصلاح دستورالعملهای سازمانی نقش مهمی خواهند داشت.
در بخش ویرایش و کنترل علمی نیز لازم است مسئولیتها و شیوه استفاده از هوش مصنوعی روشن باشد. ویراستاران و ناظران علمی باید بتوانند در صورت اعلام استفاده از AI، شیوه و میزان استفاده از آن را بررسی کنند و با مراجعه به منابع اصلی و مستندات پژوهش، صحت و اعتبار محتوای نهایی را ارزیابی کنند. ثبت و مستندسازی استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی نیز میتواند به شفافیت و ارزیابی بهتر فرایند تدوین کمک کند. از این رو، سیاست اجرایی هر مرکز میتواند متناسب با اندازه سازمان، میزان استفاده از هوش مصنوعی، نیازهای پژوهشی و امکانات موجود، نحوه ایجاد ساختار آموزشی، تعیین مسئولان، برگزاری دورهها و تأمین زیرساختهای لازم را مشخص کند.
منابع مالی
به کارگیری هوش مصنوعی در مراکز تحقیقاتی و دانشنامهای، علاوه بر تصمیم گیری درباره شیوه استفاده از این فناوری، مستلزم پیشبینی منابع مالی متناسب با نیازها و ظرفیت سازمان است. هزینههای این حوزه صرفاً به خرید یا اشتراک ابزارهای هوش مصنوعی محدود نمیشود و میتواند بخشهایی مانند ارتقای تجهیزات و زیرساختهای فنی، تهیه خدمات مورد نیاز و نگهداری سامانهها را نیز دربرگیرد.
بسیاری از ابزارهای هوش مصنوعی به صورت اشتراکی ارائه میشوند و هزینه استفاده از آنها بر اساس تعداد کاربران، سطح خدمات یا میزان استفاده تعیین میشود. از این رو، پیش از اختصاص بودجه، لازم است نیازهای واقعی سازمان و کاربران آن مشخص شود و ابزارهای مورد نیاز بر اساس کاربرد، کیفیت، امنیت، امکانات و هزینه با یکدیگر مقایسه شوند. در این فرایند، استفاده از یک ابزار واحد برای همه فعالیتها لزوماً بهترین گزینه نیست و ممکن است برای وظایف مختلف، راهکارهای متفاوتی مورد نیاز باشد.
یکی از نکات مهم در برنامه ریزی مالی، توجه به تفاوت میان هزینههای اولیه و هزینه های مستمر است. خرید تجهیزات یا ایجاد زیرساخت ممکن است در ابتدای اجرای طرح هزینه بیشتری داشته باشد، در حالی که اشتراک نرمافزارها، تمدید خدمات، نگهداری تجهیزات و به روز رسانی سامانه ها میتوانند هزینههایی تکرارشونده ایجاد کنند. بنابراین، برآورد مالی بهتر است تنها بر اساس هزینه آغاز استفاده از هوش مصنوعی انجام نشود و هزینههای دورهای آن نیز در نظر گرفته شود.
همچنین، میزان استفاده از هوش مصنوعی در هر مرکز میتواند مبنای متفاوتی برای تخصیص بودجه ایجاد کند. ممکن است یک مرکز در مرحله نخست جهت استفاده از هوش مصنوعی تنها به چند ابزار پژوهشی یا خدمات محدود نیاز داشته باشد، در حالی که مرکز دیگری به دلیل تعداد بیشتر کاربران یا گستردگی فعالیتها، به خدمات سازمانی و زیرساختهای فنی بیشتری نیازمند باشد. بنابراین، برنامهریزی و تخصیص بودجه متناسب با اندازه، مأموریت و میزان استفاده هر مرکز، امکان مدیریت مؤثرتر منابع و پاسخگویی بهتر به نیازهای واقعی را فراهم میکند.
از سوی دیگر، ارزیابی اقتصادی استفاده از هوش مصنوعی باید نشان دهد که نتایج حاصل از آن، هزینههای استفاده از این فناوری را چگونه توجیه میکند.
کاهش زمان انجام برخی فعالیتهای پژوهشی، تسهیل جستجو و پردازش اطلاعات و افزایش ظرفیت انجام برخی وظایف میتواند به کاهش هزینهها و افزایش بهره وری و فواید حاصل از به کارگیری هوش مصنوعی کمک کند.
با این حال، این مزایا باید بر اساس تجربه واقعی سازمان و نتایج قابل اندازه گیری بررسی شوند و صرف پیشبینی افزایش بهره وری نباید مبنای افزایش بودجه قرار گیرد. بر این اساس، تخصیص منابع مالی برای هوش مصنوعی بهتر است به صورت مرحلهای و متناسب با میزان استفاده و نتایج به دست آمده انجام شود. اجرای آزمایشی برخی خدمات، ارزیابی نتایج و سپس گسترش موارد موفق میتواند از تحمیل هزینه های غیرضروری جلوگیری کند. در این رویکرد، بودجه هوش مصنوعی بخشی از هزینههای توسعه و نوسازی فرایندهای پژوهشی محسوب میشود و تصمیمگیری درباره آن باید بر پایه نیاز واقعی، اولویتهای سازمان، هزینههای قابل پیشبینی و دستاوردهای مورد انتظار صورت گیرد.
اعتبار علمی؛ سرمایه راهبردی یک مرکز دانشنامهای
گسترش هوش مصنوعی، اهمیت اعتبار را در حوزه تولید و انتشار دانش بیش از گذشته آشکار کرده است. در محیطی که تولید، بازنویسی و نشر مطالب جدید با سرعت زیادی امکان پذیر شده است، صرف دسترسی به اطلاعات یا توانایی تولید محتوا نمیتواند عامل اصلی تمایز یک مرکز دانشنامهای باشد. آنچه در چنین شرایطی اهمیت بیشتری پیدا میکند، اعتمادی است که یک دانشنامه در طول زمان در میان پژوهشگران، متخصصان و مخاطبان خود ایجاد کرده است.
اهمیت این موضوع برای دانشنامهها از آن جهت بیشتر است که محتوای آنها ممکن است در فرایندهای جستجو، بازیابی اطلاعات و پاسخگویی سامانههای هوش مصنوعی نیز مورد استفاده قرار گیرد.
در نتیجه، دانشنامهها میتوانند علاوه بر آنکه مقصد مراجعه مستقیم مخاطبان هستند، به عنوان یکی از منابع اطلاعاتی در تولید یا تکمیل پاسخهای سامانههای هوش مصنوعی نیز نقش داشته باشند. این وضعیت، جایگاه مراکز دانشنامهای را در زنجیره تولید و گردش دانش گستردهتر میکند و اهمیت منابع مرجع معتبر را افزایش میدهد.
از سوی دیگر، فراگیر شدن ابزارهای هوش مصنوعی ممکن است به افزایش شباهت میان تولیدات مراکز مختلف منجر شود. هنگامی که پژوهشگران و سازمانها به ابزارهای مشابه برای پردازش و تولید محتوا دسترسی دارند، استفاده از فناوری به تنهایی مزیت رقابتی پایداری ایجاد نمیکند. در چنین شرایطی، آنچه میتواند هویت و تمایز یک دانشنامه را حفظ کند، سرمایه علمی انباشته آن است؛ سرمایهای که در طول سالها از طریق تخصص پژوهشگران، مجموعه منابع، شناخت موضوعی، سابقه فعالیت علمی و اعتماد جامعه تخصصی شکل گرفته است.
از این منظر، هوش مصنوعی برای مراکز دانشنامهای تنها فناوری جدیدی برای افزایش سرعت انجام کارها نیست، بلکه میتواند شرایط رقابت میان منابع و مراکز علمی را نیز تغییر دهد. دانشنامهای که بتواند در این محیط هویت علمی و جایگاه مرجع خود را حفظ کند، الزاماً دانشنامهای نیست که بیشترین استفاده را از فناوری دارد؛ بلکه مرکزی است که بتواند اعتبار علمی و ارزش متمایز خود را در شرایط جدید حفظ و تقویت کند.
اعتبار، برخلاف بسیاری از منابع فنی و مادی، در کوتاه مدت ایجاد نمیشود. شکلگیری آن حاصل سالها فعالیت علمی، تولید محتوا، ارتباط با جامعه تخصصی و حضور مستمر در عرصه دانش است و از دست رفتن آن نیز میتواند پیامدهایی فراتر از یک خطای موردی داشته باشد. از این رو، اعتبار را میتوان یکی از سرمایههای راهبردی یک مرکز دانشنامهای دانست؛ سرمایهای که باید در تصمیم گیریهای مربوط به فناوری و شیوه های جدید تولید محتوا نیز مورد توجه قرار گیرد.
در عصر هوش مصنوعی، ارزش یک دانشنامه تنها به حجم یا سرعت تولید محتوای آن وابسته نخواهد بود، بلکه به جایگاهی نیز بستگی خواهد داشت که به عنوان یک منبع مرجع و قابل اعتماد در فرایند تولید و گردش دانش به دست میآورد. حفظ و تقویت این جایگاه میتواند یکی از عوامل مهم ماندگاری، هویت علمی و تمایز مراکز دانشنامهای در آینده باشد.
ملاحظات اخلاقی، حقوقی و مالکیت فکری
گسترش استفاده از هوش مصنوعی در مؤسسات علمی، پژوهشی و دانشنامهای، برخی از ضوابط و رویههای داخلی این مراکز را نیازمند بازنگری میکند. آیین نامهها و دستورالعملهای داخلی باید متناسب با شیوههای جدید استفاده از هوش مصنوعی به روز شوند. در این ضوابط، موضوعاتی مانند نحوه استفاده از هوش مصنوعی، اعلام و مستندسازی استفاده از آن، رعایت اصول اخلاق پژوهش، حقوق مؤلف و مالکیت فکری باید به روشنی مشخص شود. این ضوابط میتوانند بخشی از چارچوب اجرایی و نظارتی سازمان برای استفاده مسئولانه از هوش مصنوعی باشند.
اجرای این ضوابط نیز به تعیین مسئولیتهای روشن در سازمان نیاز دارد. متناسب با ساختار هر مرکز، مسئولیت نظارت و پیگیری اجرای آنها میتواند بر عهده یک واحد یا کارگروه تخصصی هوش مصنوعی، بخش ویرایش و کنترل علمی یا بخش چاپ و انتشار قرار گیرد. در برخی مراکز نیز ممکن است این مسئولیت میان چند بخش تقسیم شود. مهم آن است که مشخص باشد چه واحد یا افرادی مسئول تعیین ضوابط، نظارت بر اجرای آنها و رسیدگی به موارد احتمالی هستند. ایجاد چنین سازوکاری، فرایند استفاده از هوش مصنوعی را در فعالیتهای علمی و محتوایی قابل پیگیری تر میکند.
در عین حال، مسئولیت نهایی محتوای تولیدشده یا منتشرشده بر عهده سازمان و افراد مسئول آن باقی میماند. استفاده از هوش مصنوعی این مسئولیت را به ابزار واگذار نمیکند. پژوهشگران، نویسندگان، ویراستاران و سایر افرادی که از این فناوری استفاده میکنند نیز در حدود وظایف خود مسئول استفاده صحیح و اخلاقی از آن هستند. از این رو، لازم است در ضوابط داخلی مشخص شود که استفاده از هوش مصنوعی در چه مراحلی مجاز است، در چه مواردی باید اعلام شود و چه نوع استفادهای ممکن است با اصول اخلاق پژوهش، حقوق مؤلف یا سیاستهای مالکیت فکری سازمان تعارض داشته باشد. شفافیت درباره استفاده از هوش مصنوعی و حفظ نظارت و مسئولیت انسانی، از اصول مهم در راهنماهای اخلاق نشر و چارچوبهای اخلاقی و حکمرانی هوش مصنوعی به شمار میرود. [۱، ۲، ۶]
در زمینه مالکیت فکری نیز استفاده از هوش مصنوعی میتواند مسائل جدیدی ایجاد کند. برای نمونه، ممکن است این پرسش مطرح شود که استفاده از آثار، متون، تصاویر یا دادههای متعلق به دیگران در فرایند استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی تا چه حد مجاز است و چگونه باید حقوق صاحبان این آثار رعایت شود.
بنابراین، آییننامههای داخلی باید تا حد امکان نحوه استفاده از منابع و محتوای متعلق به دیگران و شیوه ارجاع، انتساب و مستندسازی آنها را مشخص کنند. این موضوع برای مراکز دانشنامهای اهمیت بیشتری دارد، زیرا محتوای آنها معمولاً حاصل پژوهش، استفاده از منابع متعدد و مشارکت نویسندگان و ویراستاران است.
در مجموع، تغییرات سازمانی ناشی از هوش مصنوعی فقط به ایجاد واحد یا تهیه ابزارهای جدید محدود نمیشود و بازنگری در برخی ضوابط، مسئولیتها و فرایندهای نظارتی را نیز دربرمیگیرد. مسئله اصلی صرفاً تعیین مجاز یا غیرمجاز بودن استفاده از هوش مصنوعی نیست؛ بلکه باید حدود استفاده، مسئولیت افراد و واحدها، الزامات اعلام و مستندسازی و ملاحظات اخلاقی و حقوقی نیز روشن باشد. چنین ضوابطی میتواند از ابهام در مسئولیتها و بروز برخی اختلافات اخلاقی و حقوقی جلوگیری کند و زمینه استفاده مسئولانهتر از هوش مصنوعی را در تولید و انتشار محتوای علمی فراهم سازد. [۱، ۲، ۶]
تجربهای از تغییر سازمانی با ورود فناوری در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی
بر اساس تجربه نگارنده در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، این مرکز از سال ۱۳۷۸ به بعد، همزمان با گسترش فناوری اطلاعات، آموزش استفاده از رایانه، اینترانت، اینترنت و دیگر ابزارهای دیجیتال را در فعالیتهای خود توسعه داد. آموزش و بهکارگیری این فناوریها، تجربه موفقی در پیشبرد فعالیتهای مرکز بود. برنامهریزی منظم برای آموزش، حتی برای محققان و پژوهشگران باسابقه که تغییر شیوههای سنتی کار برای آنان دشوارتر بود، توانست تغییر چشمگیری در سرعت و دقت انجام فعالیتها ایجاد کند. در عین حال، این اقدامات در رشد فعالیتهای سازمانی و توسعه تولید محتوای علمی، بهویژه کتابهای مرجع، تأثیرگذار بود.
تجربه نشان میدهد که ورود فناوری جدید به یک سازمان علمی، تنها به فراهم کردن ابزار و امکانات فنی محدود نمیشود، بلکه میتواند شیوه انجام کار، آموزش، مسئولیتها و حتی برخی فرایندهای سازمانی را نیز تغییر دهد. از این منظر، ورود هوش مصنوعی به مراکز دانشنامهنویسی نیز نیازمند نگاهی فراتر از انتخاب و استفاده از ابزارهای جدید است؛ تغییری که میتواند بر ساختار و فرایندهای سازمانی، نیروی انسانی، آموزش، منابع مالی و شیوههای نظارت و تصمیمگیری اثر بگذارد. مدیریت این تغییرات و برنامهریزی متناسب با نیازهای هر مرکز، زمینه استفاده مؤثر و مسئولانه از هوش مصنوعی را فراهم میکند.
منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشتر
[۱] UNESCO. Recommendation on the Ethics of Artificial Intelligence. 2021.
[۲] Autio, C., Schwartz, R., Dunietz, J., et al. Artificial Intelligence Risk Management Framework: Generative Artificial Intelligence Profile. NIST, 2024.
[۳] OECD. How is AI changing the way workers perform their jobs and the skills they require? OECD Publishing, 2024.
[۴] Lane, M., & Saint-Martin, A. The impact of Artificial Intelligence on the labour market: What do we know so far? OECD, 2021.
[۵] Green, A. Artificial intelligence and the changing demand for skills in the labour market. OECD Artificial Intelligence Papers, No. 14, 2024.
[۶] Committee on Publication Ethics (COPE). COPE position statement on authorship and AI tools.
بخش اول مقاله را اینجا بخوانید.
بخش دوم مقاله را اینجا بخوانید.
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید