1405/4/2 ۰۸:۴۳
ماه محرم تنها یک مناسبت مذهبی نیست، بلکه بخشی مهم از حافظه فرهنگی و هویت جمعی در بسیاری از جوامع اسلامی بهویژه در ایران است. این ماه با آیینها، روایتها و سنتهایی که نسل به نسل منتقل شدهاند، بستری برای پیوند میان تاریخ، مذهب و فرهنگ فراهم میکند.
دبا / محبوبه صوفی: ماه محرم تنها یک مناسبت مذهبی نیست، بلکه بخشی مهم از حافظه فرهنگی و هویت جمعی در بسیاری از جوامع اسلامی بهویژه در ایران است. این ماه با آیینها، روایتها و سنتهایی که نسل به نسل منتقل شدهاند، بستری برای پیوند میان تاریخ، مذهب و فرهنگ فراهم میکند. از مجالس سوگواری و تعزیه گرفته تا نوحهخوانی، نذری دادن و هنرهای آیینی، محرم مجموعهای از جلوههای فرهنگی را در خود جای داده که هرکدام حامل معنا، احساس و روایتاند.
در کنار بُعد تاریخی واقعه عاشورا، محرم فرصتی است برای بازخوانی ارزشهایی مانند عدالتخواهی، همبستگی اجتماعی و مسئولیتپذیری اخلاقی در قالب زبان فرهنگ. این ماه نهتنها یادآور یک رویداد تاریخی است، بلکه بهعنوان یک پدیده فرهنگی زنده، در شکلگیری هنر، ادبیات و حتی سبک زندگی جوامع نقش داشته و همچنان دارد. در این گفتوگو تلاش میکنیم محرم را از زاویه فرهنگی و اجتماعی بررسی کنیم و به لایههای مختلف آن در زندگی امروز بپردازیم.
*******
بسیاری محرم را صرفاً مجموعهای از مراسم عزاداری میدانند. اما از نگاه علوم اجتماعی، آیا میتوان محرم را فراتر از یک مناسبت مذهبی بررسی کرد؟
قطعاً. آیینهای محرم در ایران صرفاً مجموعهای از مناسک مذهبی نیستند، بلکه یکی از مهمترین عرصههای بازتولید فرهنگ، حافظۀ جمعی و همبستگیهای اجتماعی به شمار میآیند. از نگاه انسانشناسی و فولکلور، محرم را باید نوعی «فرهنگ زیسته» دانست؛ فرهنگی که نه در متون و دستورالعملها، بلکه در عمل روزمرۀ مردم، در موسیقی، نمادها، حرکات، خوراکها، روایات و احساسات جمعی استمرار مییابد. همین پیوند عمیق با زندگی مردم است که سبب شده آیینهای عاشورایی، علیرغم دگرگونیهای گستردۀ اجتماعی، همچنان از پویاترین عرصههای فرهنگ ایرانی باقی بمانند.
شما از مفهوم «فرهنگ زیسته» استفاده کردید. این مفهوم چه ارتباطی با محرم دارد؟
فرهنگ زیسته به آن بخش از فرهنگ اشاره دارد که مردم آن را در زندگی روزمره تجربه میکنند. در محرم این فرهنگ را در هیئتها، نذرها، نوحهها، تعزیهها و حتی در روابط اجتماعی میان مردم میبینیم. به همین دلیل محرم فقط در کتابها و متون مذهبی وجود ندارد، بلکه در زندگی واقعی مردم جریان دارد.
برخی پژوهشگران از محرم به عنوان بخشی از حافظه جمعی جامعه یاد میکنند. منظور چیست؟
یکی از مفاهیم مهم در انسانشناسی دین، مفهوم «حافظۀ جمعی» است. حافظه جمعی یعنی شیوهای که یک جامعه گذشته خود را به یاد میآورد و بازسازی میکند. محرم را میتوان یکی از مهمترین سازوکارهای بازتولید حافظۀ تاریخی در جامعۀ ایران دانست. در این آیین، گذشته صرفاً روایت نمیشود، بلکه از طریق آواها، حرکات، موسیقی، نمادها و مشارکت جمعی دوباره زیسته میشود. تعزیه، روضهخوانی، دستهروی و حتی نذر و اطعام، همگی شیوههایی هستند که جامعه از طریق آنها واقعۀ عاشورا را به تجربهای زنده و معاصر تبدیل میکند. از این منظر، محرم نه یادبود یک رویداد تاریخی، نوعی بازآفرینی مستمر تاریخ مقدس است.
این آیینها چه تأثیری بر روابط اجتماعی دارند؟
امیل دورکیم، جامعهشناس و انسانشناس فرانسوی، معتقد بود که مناسک جمعی در حقیقت لحظاتیاند که جامعه خود را بازمیشناسد و بازسازی میکند. آیینهای محرم نیز چنین کارکردی دارند. هنگامی که مردم در کنار یکدیگر به عزاداری، سینهزنی یا حمل علم میپردازند، در واقع نوعی همبستگی اجتماعی را تجربه میکنند. به همین دلیل، این آیینها صرفاً جنبۀ مذهبی ندارند، بلکه عرصهای برای تقویت پیوندهای اجتماعی و احساس تعلق جمعی هستند
اما جامعه امروز با گذشته تفاوتهای زیادی دارد. آیا این تغییرات بر محرم هم اثر گذاشته است؟
بله، قطعاً. با این حال، جامعۀ ایران در دهههای اخیر دستخوش تغییرات گستردهای شده است. گسترش شهرنشینی، توسعۀ رسانهها، افزایش تحرک اجتماعی و شکلگیری فضاهای مجازی شیوههای مشارکت در آیینهای محرم را نیز دگرگون کرده است. در گذشته، مشارکت در مراسم عمدتاً بر پایۀ تعلق به محله و روابط چهرهبهچهره شکل میگرفت. افراد غالباً در هیئت محلۀ خود حضور مییافتند و بسیاری از امور آیینی را نیز خود مردم سامان میدادند؛ اما امروزه شاهد نوعی گذار از «مشارکت مبتنی بر عضویت» به «مشارکت مبتنی بر انتخاب» هستیم. افراد میتوانند از میان هیئتها، سبکهای مداحی و روایتهای مختلف، آنچه را با سلیقه و ذائقۀ فرهنگی خود سازگارتر است انتخاب کنند. این تحول، یکی از ویژگیهای جامعۀ معاصر و نشانهای از افزایش فردیت و تکثر فرهنگی است.
برخی معتقدند نسل جوان از سنتهای مذهبی فاصله گرفته است. آیا این برداشت درست است؟
نه الزاماً. نسل جوان نیز در همین چارچوب درک میشود. برخلاف برخی تصورات، جوانان از محرم فاصله نگرفتهاند، بلکه شیوۀ ارتباط آنان با این سنت تغییر کرده است. آنان همچنان در جستوجوی معنا، احساس تعلق و تجربۀ عاطفیاند، اما ابزارهای این تجربه متفاوت شده است. رسانه، تصویر، موسیقی، فضای مجازی و تولیدات دیجیتال بخشی از زیست آیینی نسل جدید را شکل میدهند. در زبان انسانشناسی میتوان گفت که نسل جدید در حال «بازآفرینی سنت» است، نه گسست از آن.
شبکههای اجتماعی چه تأثیری بر آیینهای محرم داشتهاند؟
شبکههای اجتماعی نیز تأثیری دوگانه بر آیینهای محرم گذاشتهاند. از یک سو، سبب گسترش و ماندگاری این سنتها شدهاند و امکان مشارکت فرامکانی را فراهم کردهاند. هیئتها و سبکهای نوحهخوانی که زمانی محدود به یک محله یا شهر بودند، اکنون در مقیاسی ملی و حتی جهانی دیده و شنیده میشوند؛ اما از سوی دیگر، بخشی از تجربۀ آیینی از میدان واقعی به عرصۀ بازنمایی رسانهای منتقل شده است. در گذشته، آیین بیشتر بر حضور فیزیکی و همزمانی استوار بود، اما امروز تصویر، تدوین، نورپردازی و زیباییشناسی بصری نیز به بخشی از تجربۀ محرم تبدیل شده است. این پدیده نمونهای از گذار از آیینهای صرفاً میدانی به آیینهای «رسانهای ـ میدانی» است.
در همین راستا، عناصر جدیدی نیز به مراسم محرم افزوده شدهاند. طراحی صحنه، پخش زنده، نورپردازی حرفهای، هویت بصری هیئتها و حتی نوعی برندینگ فرهنگی، که همه محصول شرایط معاصرند؛ اما از نگاه فولکلور، این تغییرات به معنای نابودی سنت نیست. فرهنگ عامه زمانی زنده میماند که بتواند خود را با شرایط جدید سازگار کند. بنابراین، آنچه امروز مشاهده میکنیم، نوعی ترکیب سنت و مدرنیته است؛ هستۀ معنایی عاشورا حفظ شده، اما زبان بیان آن دگرگون شده است.
دربارۀ نمادهای محرم چه میتوان گفت؟ مثلاً علم، نخل یا بیرق چه جایگاهی دارند؟
نمادها نیز در فرهنگ عاشورایی جایگاهی محوری دارند. علم، نخل، بیرق، شمع و کتل، صرفاً اشیای مادی نیستند؛ این نمادها حامل احساسات، ارزشها و خاطرات جمعیاند و نوعی پیوند میان گذشته و حال ایجاد میکنند. قداست آنها نیز نه یک ویژگی ذاتی، بلکه محصول فرایندی اجتماعی است؛ فرایندی که از طریق روایتهای دینی، مشارکت جمعی و انتقال نسلی استمرار مییابد. از همین روست که در برخی مناطق، مردم برای علم و بیرق نوعی شخصیت و حرمت ویژه قائلاند و رفتارهایی نمادین نسبت به آنها نشان میدهند.
موسیقی آیینی چه نقشی در این فرهنگ دارد؟
یکی دیگر از عرصههای مهم آیینهای محرم موسیقی آیینی است. نوحهها و مرثیههای محلی در مناطق مختلف ایران، پیوندی عمیق با موسیقی بومی دارند. این پدیده نمونهای از «بومیسازی فرهنگی» است؛ یعنی یک سنت مذهبی مشترک در هر منطقه، با نظام موسیقایی، ذائقه و زیباییشناسی همان جامعه ترکیب میشود. با این حال، گسترش رسانهها و رواج برخی سبکهای فراگیر مداحی تا اندازهای موجب استانداردشدن سلیقۀ شنیداری شده است. با وجود این، هنوز هم بسیاری از سنتهای موسیقایی محلی زندهاند و در کنار سبکهای جدید به حیات خود ادامه میدهند.
نذر و اطعام چه جایگاهی در این میان دارند؟
غذاهای نذری نیز بخشی از این تنوع فرهنگی را بازتاب میدهند. نذر را باید نوعی «اقتصاد هدیه» دانست؛ مفهومی که مارسل موس از آن سخن میگوید. در اینجا، غذا تنها وسیلهای برای رفع گرسنگی نیست؛ ابزاری است برای تقویت روابط اجتماعی و بازتولید اخلاق همیاری. تنوع نذریها در مناطق مختلف ایران نشاندهندۀ پیوند این آیین با زیستبوم، اقتصاد محلی و فرهنگ غذایی هر منطقه است. در سالهای اخیر نیز نذر از حوزۀ خوراک فراتر رفته و به عرصههای دیگری چون اهدای خون، کمکهای درمانی، آزادی زندانیان، فعالیتهای آموزشی و خدمات اجتماعی گسترش یافته است. این تحول نشان میدهد که سنت، برای زندهماندن، همواره قابلیت بازتعریف و انطباق با نیازهای جامعه را دارد.
و در نهایت، راز ماندگاری محرم را در چه میدانید؟
راز پایداری آیینهای محرم در ایران را باید در پویایی آن جستوجو کرد. سنت زمانی زنده میماند که بتواند در عین حفظ هستههای معنایی خود، با شرایط جدید سازگار شود. محرم در طول تاریخ چنین کرده است؛ از همین رو، همچنان یکی از مهمترین عرصههای تجربۀ جمعی، بازتولید هویت فرهنگی و استمرار حافظۀ تاریخی در جامعۀ ایران باقی مانده است.
* معاون علمی «دانشنامهٔ فرهنگ مردم ایران» دایرةالمعارف بزرگ اسلامی
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید