مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • اصلاح طلبی | حرکتی با هدف ایجاد دگرگونی در جامعه با دامنۀ محدود، روشهای معتدل و متمایل به پرهیز از اعمال خشونت و تندروی.
  • آصفی هروی | \āse(a)fī-ye heravī\؛ (853-923 ق / 1449-1517 م)، شاعر دورۀ تیموری و از معروف‌ترین شاعران هرات.
  • اصفهانی، سبک | \sabk-e esfahānī\، شیوه‌ای در معماری دورۀ اسلامی ایران.
  • آصفیه، کتابخانه |
  • اصفهانی، آقا سید ابوالحسن | \esfahānī\، آقا سيد ابوالحسن‌ (1284-1365 ق‌ / 1867-1946 م‌)، فقيه‌ بزرگ‌ امامی‌ و مرجع‌ تقليد شيعيان‌ جهان‌.
  • اصفهان، مسجد جامع | \masjed(d-e) jāmeʾ-e esfahān\، یکی از قدیمی‌‎ترین مسجدهای ایران که تحولات معماری دوره‎های گوناگون اسلامی را از سر گذرانده است.
  • افضل الدین محمد | افضل‌الدین محمد \afzal-od-dīn mohammad\، یا محمود (د رجب‌ 910 / دسامبر1504)، وزیر سلطان‌ حسین‌ بایقرا و شاعر دورۀ تیموری‌. وی‌ در خانواده‌ای‌ پرورش‌ یافت‌ كه‌ نسل‌ اندر نسل‌ در كرمان‌ امارت‌ و وزارت‌ داشتند. افضل‌الدین‌ ظاهراً در آغاز جوانی‌ زادگاه‌ خود را ترك‌ گفت‌ و به‌ سمرقند، تختگاه‌ سلطان‌ ابوسعید گوركان...
  • افضل الدین کرمانی | افضل‌الدين‌كرمانی \afzal-od-dīn-e kermānī\‌، تاج‌الزمان‌ احمد بن‌ حامد، از شاعران‌، مورخان‌ و پزشكان‌ اواخر قرن‌ 6 و اوايل‌ قرن‌ 7 ق در دستگاه‌ آل‌ قاورد (ه‍ م) يا سلجوقيان‌ كرمان‌.
  • اصفهان، مسجد امام | \masjed-e emām-e esfahān\، یکی از مهم‎ترین بناهای عصر صفوی، که به نامهای مسجد شاه، مسجد سلطانی جدید و جامع عباسی نیز شهرت داشته است.
  • افضل الدین خونجی | افضل‌الدین خونجی \afzal-od-dīn-e xūnajī\‌، ابوعبداللٰه ‌محمد بن‌ نام‌آور بن عبدالملك‌ (جمادی‌الاول‌ 590-5 رمضان‌ 646 / مۀ 1194-22 دسامبر 1248)، دانشمند علوم‌ عقلی‌ ایرانی‌ و قاضی‌ در مصر. انتساب‌ او ظاهراً به‌ خونَج‌ (= خونا، خونه‌)، قصبه‌ای‌ در نزدیكی‌ زنجان‌ است‌ كه‌ نباید آن‌ را با خُنج‌، از توابع‌ لارستان...
  • افشین | افشين \afšīn\، سردار مشهور ايرانی‌ در دستگاه‌ خلافت‌ مأمون‌ و معتصم‌ عباسی (د شعبان‌ 226 / ژوئن‌ 841)‌.
  • افشاریه | افشاریه \afšāriy(yy)e\، سلسله‌ای كه‌ از 1148 تا 1210 ق / 1735 تا 1795 م، پابرجا بود و بر پهنۀ وسیعی‌ از عراق‌ و قفقاز تا شبه‌‌قارۀ هند فرمان‌ می‌راند. بنیان‌گذار این‌ سلسله‌ نادر شاه‌ افشار (سل‍ 1148-1160 ق) از ایل‌ افشار (ه‍ م‌) شاخۀ قرقلو بود كه‌ شاه‌ اسماعیل‌ صفوی (ه‍ م‌) آنها را برای جلوگیری از تهاجم‌ ترك...
  • اصفهان، استان | \esfahān\، استان (منطقه)، شهرستان (ناحیه) و یکی از کلان‌شهرهای ایران.
  • آصف اللغات | \āse(a)f-ol-loqāt\، کتابی در لغت فارسی و اردو، نوشتۀ نوّاب عزیز جنگ، خان بهادر، شمس‌العلما، احمد عزیز نایطی، متخلص به ولا (نک‍ : مشار، 1 / 77- 78).
  • آصف الدوله، میرزا صالح خان | \āse(a)f-od-dowle\، میرزا صالح خان باغمیشه‌ای (1270- 1348 ق / 1854-1930 م)، فرزند حاج میرزا مهدی، از دولتمردان مشروطه‌خواه ایران.
  • آصف الدوله، محمد یحیى | \āse(a)f-od-dowle\، محمد یحیى علیخان بـهـادر، فـرمـانروای اَوَدْه (1188-1212 ق / 1774-1797 م) و از شخصیتهای سیاسی و فرهنگی هند.
  • آصف الدوله، اللهیار خان | \āse(a)f-od-dowle\، اللٰهیار خان، فرزند محمد خان بیگلربیگی قاجار دولّو، یوخاری‌باش (د پس‌از 1264 ق / 1848 م)، دولتمرد دورۀ قاجار و صدراعظم فتحعلی شاه.
  • آصف خان | \āse(a)f xān\، میرزا جعفر بن بدیع‎الزمان بن آقا ملای (دوات‌دار) قزوینی، ملقب به قوام‎الدین، و سپس آصف خان (958-1021 ق / 1551-1612 م)، شاعر پارسی‌گوی هند، مورخ، و از امیران دربار بابُریان در عهد اکبر شاه و جهانگیر.
  • آصف جاه | \āse(a)f-jāh\، نظام‌الملک قمرالدین (1082- 1161 ق / 1671- 1748 م)، از امرای دربار اورنگ‌زیب، بنیان‌گذار سلسلۀ نظام حیدرآباد دکن و شاعر پارسی‌گوی هند.
  • آصف بن برخیا |
  • اصطرلابی | \ostorlābī\، علی بن عیسى حَرّانی، منجم، ریاضی‌دان و مؤلف کهن‌ترین کتاب برجای‌مانده به زبان عربی دربارۀ کاربرد اسطرلاب.
  • اصطخاب | \estexāb\، اصطلاحی‌ در موسيقی‌ دوران‌ اسلامی‌ ايران‌. اصطخاب از مادۀ «صخب‌» به‌معنی‌ به‌ هم‌ (با هم‌) بانگ‌ كردن‌ (زوزنی‌، 486)، و اختلاط اصوات‌ (زمخشری‌، 349) است‌.
  • اصطبل | \establ\، جایگاه ستوران سواری، به‌ویژه اسب، یا ستورانِ باربر.
  • اصحاب کهف | \ashāb-e kahf\، در قصص قرآنی نام گروهی از مؤمنان که از ستم پادشاهی مشرک به غاری پناه بردند و سالیانی دراز به خوابی عمیق فرورفتند.
  • اصحاب صفه | \ashāb-e soffe\، گروهی از یاران پیامبر اسلام (ص) ــ از مهاجرین ــ که پس‌از هجرت به مدینه به‌سبب از دست دادن، یا رهاکردن خانه و دارایی و جایگاه خود در قبایل، با پذیرش فقر و تنگ‌دستی، به عبادت و تعلیم و تعلم و شرکت در جهاد روی آوردند (نک‍ : سراج، 132-133؛ بیضاوی، 1 / 267).
  • اصحاب سبت | \ashāb-e sabt\، قومی از بنی‌اسرائیل، یادشده در قرآن کریم که از شریعت الٰهی روی تافتند و به عذاب خداوند گرفتار شدند.
  • اصحاب رس | \ashāb-e rass\، قومی کافر که به‌گفتۀ قرآن کریم، پیامبر خویش را تکذیب کردند و او را به قتل رساندند.
  • اصحاب اخدود | \ashāb-e oxdūd\، نام قومی که در قرآن کریم از آنان یاد شده است و غالب مفسران آنان را گروهی مؤمنانِ عذاب‌شده به‌دست کافران دانسته‌اند.
  • اصانلو | \osānlū\، یا اُصالو، نام گروهی ایلی ـ عشایری از اقوام ترک‌زبان ایران.
  • اصالت ماهیت |
  • اشهین گاه | \ošahīn-gāh\، پنجمین گاه شبانه‌روز، از نیمه‌شب تا پگاه. اشهین از واژۀ اوستایی اوشه به معنی سپیده‌دم و فجر گرفته شده است (بارتولمه، 415-416).
  • آشوریان |
  • آشوراده | \āšūrādeh\، یا عاشوراده، آبادی‌ای در منتهاالیه شبه‌جزیرۀ میانکاله، در جنوب شرقی دریای مازندران.
  • الاقلیم التفاح | إقْليمُ التُّفّاح، مقاطعة في جنوب لبنان. كانت تُعدّ في
  • افسوس | افسوس \afsūs\، مير شير‌علی‌ دهلوی (د 1224 ق / 1809 م)، شاعر و مترجم‌ شبه‌‌قاره‌، فرزند سيد علی‌ مظفرخان‌. اجداد وی از خواف‌ خراسان‌ بودند، اما يكی‌ از نياكانش‌ به‌ نام‌ سيد بدرالدين‌ برادر سيد عالم‌الدين‌ حاجی‌ خان‌، به‌ هندوستان‌ كوچ‌ كرد و در شهر نارنول‌، در حوالی‌ آگره‌، مقيم‌ شد (فائق‌، 1؛ قادری، 103؛ سكس...
  • افسوس | افسوس \efesūs\، از شهرهای یونان باستان، در ساحل غربی آناتولی، نزدیک لیدیا، در فاصلۀ 9 کیلومتری دریای اژه، و بزرگ‌ترین شهری که مهاجران یونانی در آناتولی تأسیس کرده بودند (سامی، 2 / 1001؛ دبا، 10 / 489؛ نیز نک‍ : مسعودی، 127؛ تاریخ ... ، 2(1) / 331).
  • افسر | افسر \afsar\، تخلص دو شاعر پارسی‌گوی که در سده‌های 11 تا 14 ق / 17 تا 20 م در ایران می‌زیستند:
  • اشنویه | \ošnūye\، شـهـرسـتـان و شهری در اسـتـان آذربایجان غربی ( نشریه ... ، 5).
  • اشمونین | ‌\o(a)šmūna(e)yn\، شهری‌ در صعید مصر، در استان مِنیا، در كرانۀ باختری‌ نیل‌ که در °27 و ´47 عرض‌ شمالی واقع است‌.
  • اشکور | \eškavar\، ناحیه‌ای کوهستانی و ییلاقی در مرز دو استان گیلان و مازندران.
  • اشکذر | \aškezar\، شهری کوچک و مركز شهرستان صدوق در استان یزد. این شهر در 22كیلومتری‌ شمال‌ یزد و 8 كیلومتری‌ باختر جادۀ یزد ـ اردكان‌ واقع‌ است‌.
  • الاقلیم | معرَّب كلمة كليما اليونانية وتعني الميل والانحدار والانحناء والانحراف والتقوس، وكانت تطلق في أوساط علماء اليونان القدماء على عدة خطوط موازية لخط
  • اشکال اربعه | \aškāl-e arbaʾe\، اصطلاحی در منطق برای هیئتهای چهارگانۀ قیاس. منطق‌دانان چگونگی قرارگرفتن حد وسط در دو مقدمۀ قیاس اقترانی را اصطلاحاً شکل، سیاق یا نظم نامیده‌اند (نک‍ : سهروردی، «حکمة ... »، 34؛ قطب‌الدین، 1 / 124).
  • اشقلون |
  • افریقیه | افريقيه‌ \efrīqiyye\، نام منطقۀ وسیعی از شمال قارۀ آفریقا در دورۀ اسلامی. جغرافی‌نويسان عرب بخشهایی از شمال آفریقا (ﻧﻜ : سامی‌، 2 / 1001)، به‌ویژه بخش شرقی ممالك‌ بربر (دايرةالمعارف ... ، 1 / 177) يا مغرب را افریقیه می‌نامیدند (EI2, III / 1047).
  • اشعث بن قیس کندی | \ašʾas-e-bn-e qe(a)ys-e kendī\، ابومحمد (د ح 40 یا 41 ق / 660 یا 661 م)، از مردان مشهور در تاریخ‌ نیمۀ نخست سدۀ 1 ق‌.
  • الاقلیدسی | اَلْأُقْليدِسيّ، أبو الحسن أحمد بن إبراهيم، عالم الرياضيات المسلم الذي يبدو أنه كان يعيش في دمشق حوالي سنة 341ه‍ / 952م. ولم ترد أية إشارة إلى اسمه في المصادر المعروفة
  • اقلیدس | أُقْلیدِس، أشهر علماء الرياضيات في العصر القديـم (القرنان 4و3 ق.م) الذي ظلت شهرته قائمة حتى اليوم بوصفه أبا الهندسة. لاتتوفر معلومات واضحة عن مسقط رأسه وكيفية
  • ابراهیم بن حبیب | اِبْراهیمِ ‌بْنِ حَبیب، ابواسحاق ابراهیم بن حبیب ]بن سلیمان، نک‍ : صفدی، 1 / 336[ بن سَمُرة بن جُنْدُب فزاری (سدۀ 2 ق / 8 م)، از نخستین منجمان مسلمان، و نخستین کسی که در عصر اسلامی اسطرلاب ساخت (ابن ندیم، 332). در برخی منابع نام او محمد بن ابراهیم ذکر شده (ابوریحان بیرونی، استخراج الاوتار، 120؛ قاضی صاعد، 13،...
  • اشرف، دودمان | \dūd(e)mān-e ašraf\، سلسلۀ حکومتگر ترک در آناتولی و معاصر با سلجوقیان آسیای صغیر که از حدود 686 تا 726 ق / 1287 تا 1326 م بر بخشی از این سرزمین فرمان راندند.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: