سال ۱۳۹۶ همزمان با سیامین سال اقامت نگارنده در غرب است. به خودم گفتم امسال هرطور شده باید یکسری از افکارم را که چندین دهه در مغزم یا بهتر بگویم در گلویم گیر کرده، یک جوری بیان کنم (آخر میدانید در زندگی [در غرب هم] زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته و در انزوا میخورد و میتراشد).[۱] منظورم را با نقلقولی دیگر و این بار از گی دو موپاسان ادامه میدهم
دکتر محمدعلی مرادی همواره با سه مسأله بنیادین در تفکر خود مواجه بود؛ یکی، مسأله فهم درست و بنیادین از غرب. دوم، مسأله ایران و سوم نگاه انتقادی نسبت به پروژههایی که در ایران امروز وجود داشت. نخستین آشنایی ما در همایش بینالمللی مرحوم شریعتی بود که من در آنجا نگاه ایدئولوژیک به بحثهای دینی را مورد انتقاد قرار داده بودم
در جوامعی که ساختارهای آنها نهادینه نیست، به طور طبیعی اندیشههای آنها هم نهادینه نیست؛ چرا که مهمترین نهاد اندیشه در جوامع خصوصاً در جوامع مدرن، نهاد دانشگاه است. دانشگاه نهادی است که متکی به فرمی خاص از دانش است، فرمی که به آن «دانش آکادمیک» میگویند.
گلرخسار صفی اوا، شاعر، رمان نویس، روزنامه نگار، پژوهشگر ادبیات عامه و فعال فرهنگی و اجتماعی، از ادیبان نسل چهارم معاصر تاجیک هفتم دسامبر ۱۹۴۷ در روستای یخچ، ناحیه کومسومولآبادرکامسامال آباد (از سال ۲۰۰۳م نورآباد)، از توابع تاجیکستان، به دنیا آمد.
کلیم کاشانی هم مانند «قدسی» به عوض نظم اشعاری به مناسبت مواقع بااهمیت و مسرتافزا، انعامات گزاف به دست آورد. یک بار بروز «قرانالعیدین» یعنی نوروز و عیدالفطر که همان روز شاهجهان از کشمیر بهاکبرآباد معاودت نموده بود و بر تخت طاووسی که به مخارج یک کرور روپیه فراهم آمده بود، جلوس فرموده و کلیم یک قصیده غرّا در تهنیت عیدین و توصیف تخت مذکور بهحضور سلطان صاحبقران انشاد کرد. مطلع قصیده هذا بهقرار ذیل میباشد:
خواندن شعرهاي شاملو نخستين برخورد من با ذهن و زبان مردي بود كه از مفتول كلمات، زره داودي ميبافت و شعرش سراسر جريحه و عصب بود. كلمهها جا افتاده و خوش نشستهاند،اما رام و آرام نيستند. مثل دو رشته سيم لختاند كه دائماً جرقه ميپراكنند. شاملو دو مشت كلمه را مانند دو گلّه ابر پربار و پرباران [بارانزا] به هم ميكوبد و هرگز هيچ جاي شعرش بينبض و بيضربان نيست.
داستان رویارویی با نظریههای علمی جدید حکایتی خواندنی است و از آن میان لطایف مواجهه با نظریۀ تکامل شاید از همه شنیدنیتر باشد، بهویژه روایت رویارویی اقشار مختلف سکولار و مذهبی عرب و عجم در سرزمینهای اسلامی از مسیحی و مسلمان؛ چراکه نشاندهندۀ تاریخ شیوۀ تفکر اقوامی است که پس از قرنها بحث و مناظرههای نظری میان خود، اعم از فرقهای و فلسفی و کلامی و علمی، حالا با چالشی نوین روبهرو شده بودند که بههیچوجه از جنس چالشهای قبل نبود و میراث عظیم افکار قرون میانه را با شبیخونی پیشبینینشده تهدید میکرد.
سالهای نخست قرن بیستم را میتوان دورۀ اوج نفوذ و مداخلات روسیۀ تزاری در ایران دانست؛ نفوذ و مداخلاتی که با مجموعهای از جنگهای پیدرپی و انتزاع بخشیهایی از قلمرو ایران در قفقاز و آسیای میانه آغاز شد و در مراحل بعد نیز به صورتی کمتر نظامی و بیشتر سیاسی و اقتصادی دنبال گردید. همسو شدن دولت بریتانیا با روسیه به دلیل بالا گرفتن خطر آلمان در اروپا نیز اندک موازنهای را هم که در کار بود به ضدّ ایران بر هم زد.
«نخستین اعتراض به صورت یک راهپیمایی آرام در جریان مراسم عزاداری ماه محرم بود. حدود دویست تن از مغازه داران و وام دهندگان ، خواستار عزل مسئول گمرکات ، مسیو نوز بلژیکی و بازپرداخت وامهایی که دولت از آنها گرفته بود ، شدند
محمدعلی مرادی متولد سال ١٣٣٨ و از فعالان پرجنب و جوش جنبش چپ بود. او در دهه شصت و با این اعتقاد كه فعالیت سیاسی بدون بنیاد و چشمانداز فكری راه به جایی نمیبرد، به آلمان مهاجرت كرد. از نگاه او تا زمانی كه پژوهشگر، فلسفه و زبان آلمانی را نیاموخته باشد نمیتواند فلسفه غرب را بشناسد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید