چه زیباست که غیر عرب هاى آشنا به زبان عربى و علوم و آداب آن در تصحیح و انتشار کتاب هاى تمدن اسلامى عربى با محققان عرب مشارکت مى نمایند و این آثار را از تاریکى ها به روشنایى ها مى برند تا دانشمندان و محققان در زمینه هاى مختلف تخصصى خود از آنها بهره مند شوند. بهترین نمونه این مشارکت موفق, تصحیح و انتشار کتاب الفهرست ابن ندیم توسط مرحوم استاد محمدرضا تجدد است که در جستجوى نسخه هاى خطى کتاب و به چنگ آوردن آنها از جاهاى مختلف ـ چنانچه در مقدمه گفته ـ تلاش و سرمایه فراوان به خرج داد.
استفاده از واژهی «مدنی» امروزه با ابهامات بسیاری همراه است. در ادبیات سیاسی در زبان فارسی، «مدنی» در آرا و آثار فارابی برای نامیدن دانشی که پیش از وی ارسطو «سیاست» (politike) نامیده بود و پس از وی آکویناس با زبان لاتین «civil» (مدنی) نامیده بود، به کار رفت. برای فارابی موضوع علمِ مدنی «مدینه» بود که امروزه آن را «کشور» مینامیم
شاید بتوان گفت کتاب «فصوصالحکم» مهمترین اثر عارف نامدار و نویسندۀ پرکار قرن هفتم هجری، محییالدین ابن عربی (۵۶۰ـ ۶۳۸ق) و مشهورترین کتاب تصوف و عرفان نظری است. فُصوص جمع «فَص» به معنای نگین است و فصوصالحکم «نگینهای حکمت» معنا میدهد و حاوی ۲۷ فص (و در واقع فصل) است که هر کدام مشتمل بر حکمتهایی است که به یکی از پیامبران الهی(ع) نسبت داده شده و محور بحث در هر بخش، یکى از امّهات و اصول معارف اصیل عرفانى است.
ما هنوز نقد نداریم. نقد با «اراده تغییر و اصلاح» مناسبت دارد. ارادۀ تغییر نیز با «شناخت» امکانها ملازم است و چون اراده از «قدرت» جدا نمیشود، نقد را میتوان از آثار و نشانههای قدرت دانست. پس آن را با بحث و چون و چرای صرف اشتباه نباید کرد؛ چنانکه تا دوره جدید، فلسفه را که علم بحثی است، نقد نمیخواندند.
مثل «شاهنامه آخرش خوش است» مثلی معروف در فرهنگ عامۀ ایرانیان است که بار معنایی آن دو وجه مختلف دارد. غالب محققان این مثل را کنایه و اشاره ای طنزآلود به اتفاقی ناخوشایند در پایان اثر استنباط کرده اند(1). اما به نظر می رسد که لااقل در فرهنگ عامیانه و در ادبیات شفاهی نقالان، این مثل در حالت عکس نیز کاربرد داشته است.
پس از شکل گیری زهد تحت تأثیر علل و اسبابی چند، جریان فربه تصوف به دنبال درآمیختن اکسیر عشق با مس زهد پدید آمد و نثر عرفانی نیز از بطن نثر زاهدانه متولد شد و رشد و نمو یافت.این نثر نیز شاخه ای از نثر دینی است که از گونه های پرکاربرد نثر سده های نخست و دوم هجری در شکل های مختلف حدیث، تفسیر، خطابه و نامه بوده است.این نوشتار چگونگی شکل گیری و پدید آمدن نثر عرفانی از درون نثر زاهدانه و رشد و نمو آن را بررسی و تبیین می کند
واژه تابو((taboo هم به معنی مقدس و هم به معنی ناپاک و نجس است و در کل معنای آن نوعی ممنوعیت و خطرناکی را می رساند؛هر تابویی به مثابه «ورد ممنوع» ی است که شکستن حریم آن انواع مواخذه –بشری یا آسمانی – رادر پی دارد. ادبیات هر ملت یک از عرصه های به چالش کشیدن تابوهای آن ملت است زیرا هنر و ادبیات با ویژگی های هنجار گریزانه وجنبه انتقادی که دارد حریم اغلب قراردادهای آسمانی و بشری را درهم می شکند
بخش اول: دروازه بغداد – مسجد جامع رقه به گفتهی طبری دروازههای و فصیل و «رحبه» {(میدان ها)} و خیابانهای رِقّه را هم چون بغداد ساختند. البته شهر مدوّر نیست و دیوار جنوبیاش راست است و در مجموع شکلی نعل اسبی دارد.
اولین باری که در کتابها به اسم تهران بر می خوریم به مناسبت نام یکی از فقهای ایران ابوعبدالله محمد بن حماد الطهرانی الرازی است که چون تهرانی رازی می گفته اند و رازی یعنی اهل «ری» پیداست که این دانشمند، اهل همین تهران بوده و او در حدود یکهزار ویکصدو پنجاه سال پیش از این در گذشته است ..
زندان یکی از نهادهایی است که در دورهی پهلوی، دستخوش تغییر و تحولات شد. این تغییرات ریشه در دوران مشروطه و بعضاً اواخر سلطنت ناصرالدینشاه داشت؛ یعنی آنجا که کنت دومونت فورت با تأسیس پلیس در ایران و نگارش «طرح تنظیمات»، نخستین گامها را در این زمینه شروع کرد. بهمنظور بررسی درست زندان مدرن، بایستی آن را در ارتباط با دادگستری مورد نظر قرار داد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید