تحلیل و شناخت نسبت ایرانیان با غرب تاریخی گسترده و چندوجهی دارد. بررسی وضع و حال کنونی جریانهای فکری در ایران در نسبت با غرب دغدغه چند دهه اخیر محققان ایرانی بوده است. نتایج تحلیلها در این زمینه به اندازه جریانهای متنوع فکری در ایران متکثر است. با اینحال، در کل میتوان تحلیلها را به دو دسته تقسیم کرد: آنها که معتقدند هویت چندگانه و چندگونه ایرانیان در نسبت با غرب تعریفشدنی است و آنها که اعتقادی به این امر ندارند.
بخشی گسترده از جریان نوخواهی در زمینه آموزشوپرورش این سرزمین، نهتنها در اندیشه نوخواهانه ایرانیان که همتراز و همراه با آن در آیین دیرینه نیکوکاری مردمان این سرزمین یعنی آیین وقف ریشه داشته است. کمتر شهری را در ایران میتوان نشان گرفت که در آن نشانههایی از پیوند میان آموزش و وقف وجود نداشته باشد. تبریز و قزوین که روزگاری پایتختهای دودمان صفوی به شمار میآمدند، نهادهایی آموزشی برآمده از دل تاریخ دارند که با آیین نیکوی وقف پیوند یافتهاند.
بنجامين، نخستين سفير آمريكا در ايران که در سال١٨٨٢میلادی به ایران عصر قاجار آمد، در سفرنامه خود« ايران و ايرانيان در عصر ناصرالدينشاه» به تفصیل درباره خلقیات گوناگون ایرانیان سخن رانده است. سفرنامه وی درواقع تجربیات، دیدهها و شنیدههایش در اقامت دو ساله او در تهران عصر ناصری به شمار میآید. این جهانگرد و کارگزار سیاسی در بخشی از سفرنامه خود به رفتار ویژه ایرانیان با افراد نیازمند اشاره داشته، یادآور میشود ایرانیان علاقه دارند بخشی از درآمد خود را به مستمندان وقف کنند.
پرویز پیران در نشست «نقدی گذرا بر برخی آثار احمد اشرف»، ایبنا: جامعهشناسی از گرایشهای مسلط و احتمالی گزارش میدهد. من چشم خود را روی دستاوردهای اندک جامعهشناسان طی سالهای اخیر نمیبندم و اگر نقدی بر علوم انسانی وارد میکنم منظورم علوم انسانی است که طی سالهای گذشته دچار سترونی شده است. علوم انسانی در ایران مشتمل بر رشتههایی چون فلسفه و تاریخ در صد سال گذشته دچار سترونی شده و هرچه زمان گذشته بر این سترونی افزوده و هر روز خوشه علوم انسانی نسبت به گذشته نحیفتر شده است. ما در ایران علوم انسانی بیربط و باربط داریم. نزدیک به ٨٠ درصد علوم انسانی ما بیربط است که مملو از بدآموزی است و شامل گزارهها و جملاتی است که هیچ پشتوانه علمی و نظری ندارد. بهطورمثال سالهاست گفته میشود اصلاحات ارضی سبب نابودی کشاورزی در ایران شده است درحالیکه با مراجعه به آمار مشاهده میکنیم اصلاً چنین چیزی وجود نداشته است. بااینحال، اگر هم امیدی به علوم انسانی وجود داشته باشد در گروی همان ٢٠ درصد علوم انسانی باربط است. احمد اشرف نیز از جمله استادانی است که در این پارادایم قرار دارد.
شاید درمیان واژگان سیاسی امروز هیچ مفهومی به اندازه دموکراسی مناقشهبرانگیز نباشد، مفهومی که تقریبا تمامی دولتها داعیهدار آنند و بسیاری از مردم معتقدند بهترین شیوه برای حکومتداری است اما وودراف در کتاب «نخستین دموکراسی» سعی در طرح این مسئله دارد که ما امروز به دموکراسی از منظر یونانی آن حتی نزدیک هم نشدهایم و صرفا با بدلهایی از دموکراسی در سراسر جهان روبهروییم. نخستین دموکراسی تاریخ نزدیک به دو سده در آتن شعلهور بود و با وجود تمامی چالشهایی که دست به گریبانش بود چنان شعلهای برافروخت که توجه اکثر اندیشمندان را بهخود جلب کرده است. وودراف در طول کتاب با ذکر مثالهایی از قبیل محاکمه سقراط، محرومبودن زنان و بردگان از حق رأی و مشارکت، برخی تصمیمهای هیجانی توسط توده مردم مثل تلاش برای دستگیری آلکیبیادس پس از شکست در جنگ را از ایرادهای دموکراسی یونان برمیشمارد اما همچنین میافزاید که میزان دستاوردهای این دموکراسی بیش از معایبش بود.
«تاریخ»، عبرت بزرگی است که ملتها را نسبت به آینده خود آگاه میکند. نیاموختن از تاریخ و حتی فراموشی آن، عارضهای مسری شدهای است که امروز جهان را دربرگرفته است. سرایت این بیتوجهی اگر دامان بشریت را در لحظه نگیرد [که خواهد گرفت] در مستقبل پیرامونش به آتش خواهد کشانید. اما ذات طولی شکل تاریخ بیشتر یک نظام ساختارمند از اتفاقات، اشخاص، مورخهها، اقدامات پیشآمده حول یک موضوع است. اما این نگاه مردم در دو قالب «عموم» و «مورخان» است که به هویت تاریخی ابعاد عرضی هم میدهد. پس باید دانست که آن تاریخی که فاتحان مینویسند روایت همان مقیاس طولی تاریخ است و باید آن را «تاریخ روایی» دانست.
بسیاری از مورخان انقلاب اکتبر 1917 میلادی روسیه را بزرگترین رویداد قرن بیستم و بزرگترین انقلاب سیاسی-اجتماعی تاریخ دانستهاند. نهتنها به این علت که وسیعترین و پرجمعیتترین امپراطوری وقت جهان را ظرف تنها چندماه توسط تودههای عظیم کارگری، روستایی و سربازان شورشی از بیخ و بن برکند، بلکه به سبب تغییرات گسترده و دامنهداری که بر سیر وقایع تاریخ جهان برجای گذاشت.
حضرت علی(ع) در جملهای دیگر میفرمایند: «الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا» یعنی مردم در خواب هستند زمانی که بمیرند بیدار میشوند. انتبه، انتباه و تنبیه که از یک ریشهاند، یعنی بیدارشدن. وقتی میگوییم: فلانی را تنبیه کنیم، تنبیه در اینجا به معنای «مجازات» است؛ اما تنبیه در اصل به معنای آگاه کردن است.
فرانسوا ماری آروئه معروف به ولتر، ادیب و فیلسوف معروف فرانسوی، در 21 نوامبر 1694م در پاریس به دنیا آمد. وی در محیطی تحصیلات خود را ادامه داد كه آزادی اندیشه تا قعر لذات جسمانی مجاز شمرده میشد. با این حال وی ذوق ادبی خود را در سرودن هجویاتی علیه برخی مقامات حكومت به كار گرفت و به همین علت به زندان افتاد
آیت الله ميرزاجواد تبريزی در سال ۱۳۰۵ش در شهر تبریز در میان خانوادهای مذهبی چشم به جهان گشود. تحصیلات علوم جدید را تا پایان سال دوم دبیرستان در همان شهر به پایان رساند تا اینکه عشق و علاقه فراوان به مکتب اهل بیت علیهم السلام و روحانیت شیعه، او را به سوی تحصیل در حوزه کشاند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید