بسیاری از کسان با توجه به تکرار رویدادهای تاریخی در میان ایرانیان بر این عقیدهاند که آنان فاقد حافظه تاریخی بوده و آزمودهها را باز میآزمایند، ولی بهعکس، ایرانیان را میتوان با درنظرگرفتن ناگواریهایی که در طول تاریخ تحمل کردند و آنها را با بزرگمنشی به دیده اغماض نگریستند، مصداق این گفته معروف ماندلا دانست که «میبخشم ولی فراموش نمیکنم». البته بزرگمنشی و بخشیدن هم حدی دارد و از آنجا که تاکنون بسیار چشمپوشی کردهایم، جای آن است که از این پس، به خود بیاییم و عنان عاطفه را به دست عقل بسپاریم.
مرحوم استاد حسین لرزاده به سال 1283شمسی در بخش پنج قدیم تهران کوچه قلمستان چشم به جهان گشود و در بیست وچهارم شهریور سال 1383نعمت وجودش از انحصار تن به درآمد و متعالی شد و این بندگان را درحسرت روزگاران تلمذ وانهاد. بهیاد میآورم سخنان استاد را در مراسم مرحوم حاج محمد کاشانی که میگفت: اینان دست و بازوی مایند که یکایک قطع میشوند. دریغا که اینک سر و سرکرده ماست که از میانمان رفته است.
در سالهای اخیر بحثهایی مثل فلسفه زندگی و فلسفه برای زندگی و بازگرداندن فلسفه به زندگی و... بسیار رایج شده است. این شاید واكنشی به تخصصی شدن بیش از پیش فلسفه و دور شدن مباحث فلسفی از متن زندگی هرروزه باشد، شاید هم به دلیل رواج گفتمانهایی باشدكه زندگی را ارج مینهند و در رسانهها و گفتارهای عمومی مدام بر ارزش آن به معنای ساده و صریحش تاكید میكنند. متناسب با همین موضوع در این سالها كتابهای زیادی نیز درباره فلسفه زندگی و معنای زندگی و... نوشته و ترجمه شده است و هر روز نیز بر شمارشان افزوده میشود. نشست اخیر شهر كتاب مركزی به بررسی یكی از این آثار اختصاص داشت كه به تازگی توسط میثم محمد امینی، فارغالتحصیل فلسفه ترجمه شده و توسط نشر نو منتشر شده است. در ادامه گزارشی از این نشست از نظر میگذرد.
محمدآزرم متولدتهران است. او از سال ۱۳۷۱ بهطور حرفهاي فعاليتهاي ادبي خودرا در مطبوعات آغاز كرد. بهتازگي منتخبي از شعرهاي هوشنگ ايراني، شاعر آوانگارددهه ٣٠ با مقدمه تحليلي، انتقادي او با نام جيغ بنفش منتشر شده است. محمدآزرم پيش از اين كتاب «عكسهاي منتشر نشده» (گزيده شعرهاي ۷۲ تا ۷۶) و كتاب «اسمش همين است محمدآزرم» (گزيده شعرهاي ۷۶ تا ۸۱) و «هوم» (گزيده شعرهاي ۸۴ تا ۸۸) و «عطر از نام» را كه شعرهاي بداههنويسي مشترك او و «ايوليليث» است؛ در حوزه شعر تجربي منتشر كرده است. از او مقالات متعددي در دهه اخير در زمينه تئوري ادبي به چاپ رسيده است، از جمله: نظريهپردازي شعر «متفاوط» بهعنوان موقعيت جديدي در شعر نوشتاري؛ خوانش انتقادي شعر پس از نيما بهويژه چهرههاي شاخص جريان شعر نيمايي و توضيح و تبيين مفهوم پرفورمنس يا اجرا در شعر. او تا به حال کارگاههاي متعددي در زمينه بداههنويسي شعر برگزار كرده و بهتازگی در گالری دنا پرفورمنس شعر داشته است.
دو سال میشود که از سرآمدن عمر صد ساله دکتر محمد حسن گنجی (۱۲۹۲ـ۱۳۹۲ش) میگذرد. بیست و نهم تاریخی است که بر سنگ تربت او در بیرجند نقش شده، اما دو سال پیش که استاد گنجی زمین خورد و دیگر برنخاست، سخن از ۲۸ تیر میرفت. شاید این تاریخ دوم شتابزده زمانی اعلام شده که استاد هنوز در حالت اغما بود. یکی از نویسندگان به قول خودش «فیس بوکی» ۳۰ تیر را روز فوت گنجی نوشته است! بعید نیست که شرح حال نویسان در آینده سه تاریخ درگذشت برای استاد گزارش کنند. سهولت و سرعت بیسابقه در خبررسانی دیگر فرصتی برای سبک سنگین کردن گفتهها و شنیدهها باقی نمیگذارد و مخصوصاً با انبوه امکانات اینترنتی که فنّاوری پیشرفته در اختیار گذاشته است، گاه کار دست آدم میدهد. خروار ها اطلاعات ناقص یا نادرستی که هر دقیقه در شبکه های مجازی ظاهر میشود ثمره بی مبالاتی و شتابزدگی در استفاده از همین امکانات سهل الحصول است.
جشنواره ملی گردشگری ناصرخسرو ۲۴ آذرماه امسال به همت دانشگاه علم و فرهنگ و با همکاری انجمن علمی گردشگری ایران برگزار میشود. به گزارش مهر، دکتر محمد حسین ایمانی خوشخو،رییس جشنواره ملی گردشگری ناصرخسرو گفت: خوشبختانه امروزه در کشور ما گردشگری مورد توجه بسیاری قرار گرفته است و در اکثر مراجع تصمیم گیری و برنامه ریزی کلان کشور، رویکرد بسیار مثبتی نسبت به این موضوع وجود دارد.
ببه همت مجمع عالی حکمت اسلامیدر قم و تهران همایش ملی «حکیم طهران» بزرگداشت علی مدرس زنوزی، دی یا بهمن امسال با همکاری ۲۱مرکز دیگر برگزار میشود.
در غالب موارد انسان برای داوری در مورد دنیای اطراف خود چارهای از تشکیل جامعه آماری ندارد؛ اما شگفت آن است که بیشتر آدمیان، خود، جامعه آماری خویش هستند و با توجه به احوال و اندیشههای شخصیشان، در مورد همه انسانهای دیگر داوری میکنند. معنی قیاس به نفس (فرافکنی) همین است که آدمی بر اساس جامعه آماریی که تنها یک عضو دارد و آن هم خود اوست، دست به تعمیم در مورد دیگران میزند. به نظر مولوی داوری غالب آدمیان در مورد پیامبران و اولیای خدا نیز از همین مقوله است؛ آنها چون خود غذا میخورند، میخوابند، کار میکنند و ارتباطی با عالم غیب ندارند، گمان میکنند که انبیا و اولیا نیز همین گونه هستند (مثنوی، دفتر۱ر ابیات۲۶۷ـ۲۶۴). در داستان «اعرابی و همسرش» نیز میبینیم که زن، اعرابی را طمعکار، مارگیر و فریبکار میخواند، و اعرابی به او میگوید: «من آن گونه که تو میگویی، نیستم، تو خود چنینی و مرا هم این چنین میپنداری. تو مانند کسی هستی که بر اثر چرخیدن، دچار سرگیجه شده است و فکر میکند که خانه به دور سرش میچرخد!» (مثنوی، د۱ر ب۲۳۶۴ـ۲۳۶۳)
مرکز آفرینشهای ادبی حوزه هنری انقلاب اسلامی، مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر و دفتر نشر فرهنگ اسلامی، به منظور پاسداشت اندیشه و منش امام موسی صدر، یادواره «امام موسی صدر در شعر پارسیسرایان غیرایرانی» را برگزار میکند.
موضوع سخن خود را در محدوده یک پرسش با خوانندگان در میان میگذارم: «پربارترین و زیباترین نامههایی که در زبان فارسی خواندهاید یا شنیدهاید، کدامند؟» چنین نامهها میباید به ظاهر کوتاه، ولی در معنی فراگیر و اثرگذار باشند. شرح خاطرات خصوصی اهل قلم به صورت داستان، یا مقاله و خطابه اخلاقی و پند و اندرز، از زیبایی و کوتاهی نامه میکاهد. تأکید بر صفات گنگ و ناشناخته نیز، مانند پرباترین و زیباترین، گزینش را دشوارتر میکند. کار آسانی نیست که صاحب قلمی، پس از سالیان دراز از میان انبوه نامهها و پیامها که در ادب فارسی خوانده یا شنیده، چندتایی را برگزیند و آنها را زیر ذرهبین پژوهش بگذارد و سرانجام نمونههایی را برای پاسخ به پرسش مطرح شده در میان بیاورد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید