1405/6/28 ۱۰:۳۰
میرزا فتحعلی آخوندزاده ازپیشروان اندیشۀ نو در ایران و از پیشگامان نمایشنامهنویسی و از چهرههای ادبی و فکری ارزنده قرن دوازدهم هجری است. او در اروپاهم به سبب نمایشنامههای متعددی که نوشته شهرت فراوان بهمرسانده است.
دبا: میرزا فتحعلی آخوندزاده ازپیشروان اندیشۀ نو در ایران و از پیشگامان نمایشنامهنویسی و از چهرههای ادبی و فکری ارزنده قرن دوازدهم هجری است. او در اروپاهم به سبب نمایشنامههای متعددی که نوشته شهرت فراوان بهمرسانده است. آخوندزاده اصلاً از اهالی خامنه آذربایجان بود که به سبب مهاجرت پدرش و سکونت در شهر نوخای قفقاز در سال 1190ش / 1228ق در آن شهر دیده به جهان گشود. دوران صباوت و نوجوانی او و تحصیلات مقدماتیاش در آن شهر گذشت. وی پدرش را در کودکی از دست داد و تحت قیمومیت عمویش قرار گرفت که عقاید مذهبی تندی داشت و میرزا فتحعلی را ترغیب کرد در سلک روحانیت درآید و تحصیل علوم دینی نماید. اما او به زودی از این رشته دست کشید، به تفلیس رفت و در مدارس جدید به کسب دانش پرداخت. هنوز در سالهای جوانی بود که به چند زبان از جمله روسی تسلط یافت و به عنوان مترجم زبانهای شرقی در دستگاه حکومت قفقاز به کار پرداخت.
فعالیت ادبی آخوندزاده از جوانی شروع شد و هنوز مدتی از آن نگذشته بود که پوشکین شاعر نامبردار روسی در اثر توطئهای به سال 1837م کشته شد و میرزا فتحعلی منظومۀ بلندی در مرثیهاش ساخت و بر سر مزارش قرائت کرد و همین باعث شهرت و شناسائی شد.
آخوندزاده بهرغم آنکه در قفقاز متولد شده بود تعلق خاطر خاص به ایران داشت، خود را ایرانی میدانست و به مسائل و حوادث ایران همواره توجه داشت و آنرا دنبال میکرد، بخش آثار و نوشته و تفکرات او حول مسائل ایران و زبان فارسی و نقد آثار دانشمندان ایرانی بود. با شاعران و نویسندگان و مورخان ایرانی مکاتباتی داشت و چند بار آثار آنان را نقد و بررسی کرد و روشهای جدید نقد کتب تاریخی و ادبی را به آنان ارائه میداد. بهاین ترتیب کثیری از متفکران و نویسندگان سیاسی و اجتماعی ایران چون ملکم خان و میرزا آقاخان کرمانی و میرزا آقای تبریزی تحت تأثیر آثار قلمی او قرار گرفتند.
آخوندزاده از جوانی با مطالعه آثار مولیر و گوگول به سبک نمایشنامهنویسی غرب آشنائی پیدا کرد و تحت تأثیر آنان چندین نمایشنامه نوشت. او عملاً طرح بنایی را ریخت که بعد از وی بهدست هنرمندان و نویسندگان نوگرای دیگر استوار شد و به صورت هنری اصیل و صاحب عنوان در عرصۀ ادبیات جدید ایران درآمد.
در ایران آن روزگار چند تن از نویسندگان نوگرا و تجدد خواه در زمرۀ پیروان او قرار گرفتند از جمله آنان میرزا آقای تبریزی بود که عمیقاً نمایشنامههای آخوندزاده اورا تحت تأثیر قرار داده بود. آن دو با هم مکاتبه و ارتباط داشتند. چنانکه آخوندزاده در نامهای به میرزا آقا، تحلیل مفصلی پیرامون نوشتههای او بیان کرد، نیز حسن مقدم (علی نوروز) نویسنده نمایشنامۀ مشهور «جعفرخان از فرنگ آمده» به نوعی تحت تأثیر آخوندزاده قرار داشته است، با این توصیف او را باید نخستین نمایشنامهنویس جهان شرق بهشمار آورد. باید افزود که او نمایشنامههایش رادر اصل به زبان ترکی نوشته و در حیات او به دست چند تن به فارسی و از فارسی به زبانهای اروپائی ترجمه شده است.
نخستین آشنائی آخوندزاده با تئاتر غیر مذهبی در سالهای اقامت در تفلیس صورت گرفت. در سال 1845م هنگام گشایش تئاتر حرفهای نمایشهای حقیقی را تماشا نمود. در سال 1851 ساختمان جدیدی برای تئاتر در تفلیس ساخته شد و وی ارتباط مداوم و نزدیک با تئاتر جدید برقرار ساخت. آخوندزاده درام را مفیدترین نوع ادبی و هنر برای مردم میشمرد و به همین دلیل در مدت کوتاهی پنج نمایشنامه نوشته و در آنها صحنههای واقعی زندگی مردم قفقاز در اواسط قرن 19 را مجسم ساخت. او کمدیهای خود را شخصاً از ترکی به روسی ترجمه نمود و با چاپ و نشر آنها، نمایش آثارش بر روی صحنه آغاز گردید. نخستین بار تئاتر مسیو ژوردن در یکی از تئاترهای خانگی پتربورگ به اجرا درآمد و بعد در تفلیس اجرا شد.
آخوندزاده به سبب آشنائی به زبان روسی با ادبیات این زبان و نیز آثار گوگول آشنائی کامل بهم رسانده بود. مشهورترین نمایشنامهای که نوشت، تمثیلات است که در زمان حیات او همراه با چند نمایشنامه دیگر توسط میرزا محمدجعفر قراچهداغی که عضو دیوانخانۀ عدلیه در تهران عصر ناصرالدین شاه بود به فارسی ترجمه شد و همین ترجمهها از فارسی به زبانهای اروپائی درآمد و اسباب شهرت آخوندزاده در اروپا را فراهم ساخت. ترجمۀ فارسی آثار او از سال 1288 تا 1291ق در تهران چاپ شد. ترجمه قراچهداغی تا حدی آزاد است و متناسب با ترجمههای روزگار قاجار، اما خواننده فارسی زبان به خوبی آن را درمییابد. او در مجموع هفت نمایشنامه نوشته که مشهورترین آنها: تمثیلات، سرگذشت مرد خسیس و مسیو ژوردن است، اما بهترین و قویترین نمایش نامه آخوندزاده، سرگذشت مرد خسیس است. در این نمایشنامه دو مرد در برابر یکدیگرند: حیدربک نمایندۀ خاندان نجیب و حاجی قارا تاجر، حیدربک نیرومند است اما نمیتواند از قدرتش استفاده کند زیرا از کار گریزان است. حاجی قارا برعکس زندگی را حس میکند، فعال است و هدفمند، هر دو نماد زندگی محدود و خودبینانه هستند. در نمایشنامه دیگر موسوم به کیمیاگر، ملا ابراهیم کیمیاگر شخصیت اصلی است و مظهر شخصیت منفی و نفعپرست، اما در کمدی «مسیو ژوردن و مستعلی شاه» شهباز بیک جوان تحت تأثیر ژوردن دانشمند فرانسوی از زندگی خود به سوی دنیای متمدن و نو شتابان میروند.
غیر از نمایشنامه نامههای مذکور، اثر دیگری موسوم به سه مکتوب دارد. سه مکتوب نامههای شاهزاده هندی کمالالدوله خطاب شاهزادۀ ایرانی جلالالدوله است که آن را به زبان ترکیِ آمیخته به فارسی نگاشته است، سپس خود آن را به فارسی برگرداند. وی در این کتاب عقاید سیاسی خود را مطرح ساخته است. مقصود از شاهزاده جلالالدوله، شاهزاده جلالالدین میرزا فرزند روشنفکر و تجددخواه فتحعلیشاه و از دوستان و همفکران میرزا فتحعلی است، این جلالالدین میرزا با آخوندزاده و ملکمخان هر دو دوستی و نامه نگاری داشت و گفتهاند که او با ملکمخان در تأسیس فراموشخانه همکاری کرده بود، و پس از انحلال آن مورد بیمهری ناصرالدین شاه قرار گرفت. بعد از این ماجرا بود که آخوندزاده مکتوبی به او نوشت و از جمله چنین گفت: «ای جلالالدوله! اگر تو خود نیز از دیسپوت مغضوب و از وطن مطرود و از همجنسان خود شاکی نشده بود من هیچوقت عیوب همجنسان تو را به تو نمینوشتم و تو را مکدر نمیکردم... ای اهل ایران اگر تو از نشأه آزادیت و حقوق انسانیت خبردار میبودی به این گونه عبودیت و به اینگونه رذالت متحمل نمیگشتی طالب علم شده.»الدین
در همان سالها بود که تئاتر بزرگ تفلیس تکمیل گردید و افتتاح شد و بازیگران معروفی در آنجا نمایش اجرا میکردندو میرزا فتحعلی همه آنها را تماشا میکرد و تأثیر شایانی میپذیرفت و با اکثر نمایشنامههای برجسته جهان آشنا میشد. آخوندزاده در زمرۀ نخستین کسانی است که عقیده به تغییر الفبای فارسی – عربی پیدا کرد. او خط فعلی را یکی از دلایل عقب افتادگی ملل شرق میدانست و آن را مانع مهمی در راه گسترش سواد در بین مسلمانان بهشمار میآورد و از این رو طرحی برای تعویض آن پیشنهاد داد. بر مبنای طرح او که در یک رساله 20 صفحهای ارائه شده بود میبایست الفبای فعلی به صورت یک الفبای بینقطه با حروف متصل بهم ایجاد شود. او رساله خود را شخصاً در سفری به استانبول به مقامات عثمانی پیشنهاد کرد اما طرح وی مقبول آنان نیفتاد و آنرا نپذیرفتند. طرح بعدی او برای تغییر خط، پذیرفتن الفبای لاتین بود. اما این طرح نیز طرفداری در ایران و عثمانی پیدا نکرد. در ادوار بعد طرح او پیروانی یافت اما در ایران هرگز به حیطه عمل درنیامد، زیرا طرفداران آن کمتر از هواداران تغییر بودند.
رسالۀ دیگر او تحت عنوان ایراد در انتقاد از روضةالصفای ناصری نوشتۀ رضا قلی خان هدایت بود که در 1279ق نوشته و نیز انتقادی که بر یکی از قصاید سروش اصفهانی نگاشته است. معهذا در ایران برخی از روشنفکران و تجددخواهان عصر ناصری همواره به آخوندزاده به دیدۀ احترام نگریسته و افکارش را قابل توجه و مقبول دانستهاند از جمله باید به ملکمخان اشاره کرد که به تقلید از آخوندزاده به نمایشنامهنویسی روی آورد.
آخوندزاده در برخی نوشتههای خود یادآور عظمت ایران باستان و قوانین سیاسی و اجتماعی ایران در آن اعصار شده و از یورش تازیان و انقراض ساسانیان و خونریزیهای اعراب و تنزل موقعیت ایران پس از حملۀ اعراب یاد میکند. سراسر نوشتهها و افکار آخوندزاده نشانگر آن است که او روشنفکری دلسوخته و آرزومند عظمت ایران بوده و آرزو میکرد که نسل نو و روشنفکران ایران پیوسته در راه اصلاح اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران گام بردارند. وی سرانجام روز 10 مارس 1878 میلادی در سن شصت و شش سالگی درگذشت.
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید