1405/3/17 ۱۱:۰۸
کتاب «گزیدۀ اسناد دیوانی عهد قاجار» نگارش میراحمد مجتبائی تفرشی و به کوشش سیدفتحالله مجتبائی و سیدعلی آلداود از سوی انتشارات مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی) منتشر شد.
دبا: کتاب «گزیدۀ اسناد دیوانی عهد قاجار» نگارش میراحمد مجتبائی تفرشی و به کوشش سیدفتحالله مجتبائی و سیدعلی آلداود از سوی انتشارات مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی) منتشر شد.
کاظم موسوی بجنوردی، رئیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی در یادداشت خود بر آغاز این کتاب چنین قلمی کرده است: «در تحقیق و پژوهش پیرامون ایران، بهویژه از دورۀ قاجار بدینسو، انواع اسناد و مدارک جایگاه و اهمیت خاص دارند و اغراق نیست اگر ارزش و اعتبار هر پژوهشی را در باب تاریخ سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران، به میزان مراجعه و استناد به اسناد و مدارک وابسته بدانیم. اسناد دولتی و شخصی و خانوادگی از آنجا که در زمان خاصّ خود پدید آمدهاند، از نظر منطق پژوهش، بیش از هر روایت و مأخذ دیگری ارزش استنادی دارند و نه فقط از حیث موضوع، بلکه از جنبههای مربوط به ادبیات وشیوۀ نگارش و تعبیرات و انواع و اقسام مسائل دیگر هم میتوانند محل رجوع و استناد باشند و هرچه اسناد بیشتری در دسترس قرار گیرد و احیاناً بهصورت مطلوب و محققانه منتشر شود، پرتوی دیگر بر تاریخ ایران یا منطقۀ خاصی از ایران میافکند و بهویژه از حیث تحوّلات دیوانسالاری در ایران از ادوار کهن تا روزگار نزدیک به ما هم حائز کمال اهمیت خواهد بود.
از هر جهت مایۀ سپاس و تقدیر است که اینک استاد ما، جنابآقای دکتر مجتبایی قدم همّت پیش نهاده و اسناد خاندان پر سابقۀ خویش را برای اطلاع و آگاهی پژوهشگران در دسترس قرار دادهاند و محققانی که از این پس از این اسناد بهرهمند خواهند شد، قدردانی از این اقدام علمی و ملی را برعهدۀ خویش خواهند شناخت.
همچنین باید از استاد ارجمند آقای سیدعلی آلداود که در شناخت تاریخ معاصر ایران جایگاهی شایسته دارند، سپاسگزاری کرد که این اسناد با همّت و کوشش والای ایشان به دست نشر سپرده میشود.»
سیدفتحالله مجتبائی، در پیشگفتار خود بر این اثر نوشته است: «پدرم میرسید احمد مجتبایی، فرزند میرسیدعلی مستوفی (سرور علیشاه)، در 1250 شمسی (1289 قمری) در تفرش به دنیا آمد، مقدمات علوم مرسوم را در تفرش و آشتیان فراگرفت. در نوجوانی به تهران آمد و چندگاهی در مدارس قدیمه تهران به ادامۀ تحصیل پرداخت و در همین احوال اشتیاق به تحصیل علوم جدید او را به دارالفنون کشید و با برادرش شادروان دکتر محمود مجتبایی (علیزاده) در رشتۀ طب و زبان فرانسه (که لازمۀ تحصیل طب بوده) مشغول تحصیل شد. پدرش میرسیدعلی و جدش میرسیدحبیبالله در اوایل عمر به کارهای دیوانی و مستوفیگری اشتغال داشتند، و میرسیدعلی در دورۀ ناصری از مستوفیان دربار بود، ولی در اواخر این دوره به زندگی خانقاهی روی آورد و به ارشاد مرحوم صامتعلی (متوفی در 1297ق) در سلک سالکان طریقت نعمتاللهی وارد شد و چندگاهی در کرمانشاه و تهران و سلطانآباد (اراک) به دستگیری و تربیت نوکاران این طریقت مشغول بود، و سرانجام در 1314 شمسی در تهران درگذشت و در قم به خاک سپرده شد. وی شاعری خوشسخن بود و به زبان فارسی و عربی شعر میگفت، وی در شاعری «سرور» تخلص داشت و در جمع خانقاهیان به «سرور علیشاه» معروف بود. شرح احوال و شماری از اشعار او در گلستان جاوید (دفتر 3، طبع تهران، 1336، ص 17-73) و مجموعۀ اشعار میرسیدعلی مستوفی ــــ سرورعلیشاه (طبع تهران، 1378) دیده میشود.
میرسیدعلی در خط نسخ و شکسته استاد بود، و سیزده جلد قرآن کریم به خط خود نوشت، که چند جلد آن نزد نوادگان او موجود است. وی با مشایخ طریقۀ نعمتاللهی، خصوصاً با مرحومان مونس علیشاه و وفاعلیشاه (ذوالریاستین) دوستی بسیار صمیمانه داشت، و مرثیهای در وفات وفاعلیشاه گفته است که در گلستان جاوید (دفتر سوم) نقل شده است. میرسیدعلی با اهل علم نیز روابط دوستانه داشت و غالباً با میرسیداحمد و علینقیمیرزا (رکنالدوله، برادرزادۀ ناصرالدینشاه) در مدرسۀ دارالشفا به دیدار میرزا ابوالحسن جلوه و شرکت در جلسات درس و بحث او میرفتند.
فرزندان میرسیدعلی هیچیک گرایشی به سوی طریقت صوفیانه نداشتند، و جز آخرین فرزندش، مرحوم دکتر سیدمحمود علیزاده (مجتبایی) که طبیب بود پسران دیگرش در آغاز به خدمات حکومتی و مستوفیگری اشتغال داشتند و بعد از تشکیل نظام دولتی جدید در وزارت مالیه عهدهدار خدماتی شدند.
میرسیداحمد نیز هنگامی که در نوجوانی به تهران آمد، چنانکه گفته شد، نخست با برادرش سیدمحمود، به تحصیل در دارالفنون مشغول شد و برای آمادگی به تحصیل پزشکی به آموختن زبان فرانسه پرداخت، و در این راه در طی دو سال پیشرفت کامل داشت. لیکن مشکلات زندگی او را از ادامۀ این راه بازداشت و به خدمت دیوانی و مستوفیگری موروث که شغل اصلی پدرش و جدش (میرزاحبیبالله مستوفی تفرشی) بود درآمد. وی در آغاز ورود به خدمات حکومتی با علینقیمیرزا، پسر ارشد محمدتقی میرزارکنالدوله، برادر ناصرالدینشاه، دوستی داشت و با او برای شرکت در مجالس درس و بحث ابوالحسن جلوه به مدرسۀ دارالشفاء میرفتند.
میرسیداحمد در دوران سلطنت مظفرالدینشاه مورد توجه شاه قرار گرفت و چندی به معاونت حکومتی خمسه (زنجان و نواحی مربوط به آن) مأمور شد، و در اواخر دوران سلطنت مظفری لقب «عمادالملک» به او داده شد. اما پیش از آنکه این حکم به امضای سلطان برسد، سلطان وفات یافت و محمدعلیمیرزا جانشین او شد. محمدعلیمیرزا با مشروطهخواهان مخالف بود، و چون سیداحمد با چند تن از این گروه دوستی داشت، حکم مربوط به لقب مذکور که به امضاء مظفرالدینشاه نرسیده بود، در دورۀ احمدشاه به امضا رسید.
اما هنگامی که محمدتقی میرزا در 1318 (قمری) درگذشت، مظفرالدینشاه، پسر او، علینقیمیرزا، را با عنوان «رکنالدوله» به جای پدرش به حکومت خراسان منصوب کرد. علینقیمیرزا سیداحمد را که با خط و حروف «مورس» آشنا بود، برای مدیریت دبیرخانه و تلگراف خانۀ حکومتی با خود به خراسان برد. میرسیداحمد چند سالی (تا 1324ق) به این کار مشغول بود و با رفتن علینقیمیرزا به کرمان، به تهران بازگشت و چندی در دارالحکومۀ گیلان خدمت کرد، و پس از تشکیل سازمانهای دولتی جدید به عضویت وزارت مالیه درآمد، و پیشکاری مالیه ثلاث (ملایر، نهاوند و تویسرکان) را به عهده گرفت. در سال 1295 (شمسی) به تهران آمد و از خدمات دولتی بازنشسته شد، چندی بعد برای رسیدگی به اوضاع آب و ملک موروثی مختصری که در فراهان و زادگاهش تفرش داشت به اراک (سلطانآباد) نقل مکان کرد و در یکی از روستاهای فراهان خانهای ساخت و در آنجا ساکن شد و به کشاورزی و بهبود زندگی روستاییان پرداخت.
تا زمان تصویب و اجرای قوانین مربوط به اصلاحات ارضی اشتغال اصلی او کشاورزی و زمینداری بود، و بعد از آن چندگاهی در اراک و در اواخر عمر در تهران زندگی میکرد، و در زمستان سال 1347ش درگذشت و در فضای کنار آرامگاه ابن بابویه به خاک سپرده شد.
چنانکه پیش از این گفته شد میرسیداحمد با حروف و علامات خط مورس آشنایی کامل داشت و دیوان و دفتر حکومت خراسان در دوران حکومت رکنالدوله در دست او بود. هر نامهای که از تهران میرسید یا به تهران فرستاده میشد به علامات مورس بود و باید به خط فارسی منتقل میشد. میرسیداحمد چرکنویس این نامهها را که غالباً محرمانه بود نزد خود نگاه میداشت، و با خود به تهران آورده بود، و در روزگاری که در فراهان زندگی میکرد، شبها به نقل آنها در دفتری که اکنون به چاپ میرسد پاکنویس میکرد. این دفتر بخشی از آن نامههاست. اکنون که مجموعۀ موجود به پیشنهاد دوست گرامی و تاریخپژوه دانشور، جناب سیدعلی آلداود به چاپ میرسد شایسته است که از توجه و نظارت ایشان در این کار سپاسگزاری کنم و توفیقاتشان را در خدمت به تاریخ و فرهنگ کشور از خداوند متعال خواستار باشم.»
سیدعلی آلداود نیز در یادداشتی دربارۀ این اثر نوشته است: « حدود هفت سال پیش، استاد گرامی آقای دکتر فتحالله مجتبایی ـــ که از 38 سال پیش تاکنون افتخار همکاری با ایشان را در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی دارم ـــــ دفتری را در قطع رحلی به نگارنده ارائه داده و سپردند، این دفتر حاوی اسنادی گردآوردۀ پدرشان بود که در شمار مستوفیان و دبیران دورۀ اخیر قاجار ــــ عصر مظفرالدینشاه ـــ بودند. پدر استاد موسوم به میراحمد مجتبائی تفرشی دبیری عارفمنش و باسواد بود با خطی خوش و سالهای متمادی در دستگاه حکومت علینقیمیرزارکنالدوله برادرزادۀ ناصرالدینشاه به خدمات دیوانی اشتغال داشته است.
این اسناد همگی مربوط به یک دوره از حکومت علینقیمیرزا در سالهای قبل از مشروطه در خراسان بوده و اصل آنها به مراجع حکومتی در تهران و سایر نقاط ارسال شده و نویسنده محض اطلاع خود و شاید ثبت در تاریخ، رونوشتی از آنها را در دفتری برای خود ثبت کرده است. سپس مقرر گردید این اسناد که به رغم اختصار از اهمیتی وافر برخوردار است با مقدمه استاد و پژوهشی پیرامون رکنالدولهها به قلم نگارنده آماده شده و انتشار یابد. متن اسناد که به خط شکسته نستعلیق زیبا در دفتری کتابت شده همان اوقات در انتشارات رایزن حروفنگاری شده و دشواریهای آن برطرف گردید. اما نگارش مقدمۀ ایشان سالیان چند به درازا کشید به گونهای که درین فاصله نشر رایزن به تعطیلی کشانده شد و اوراق تایپشدۀ مذکور در میان اسناد و اوراق دیگر از میان رفت. اینک که مقدمۀ استاد مجتبائی به دستم رسید دیگربار کار از نو آغاز شد و اثر فعلی به صورتی که ملاحظه میشود همراه با گزارش بالنسبه مفصلی در احوال رکنالدوله علینقیمیرزا و پدرش محمدتقیمیرزا رکنالدوله برادر ناصرالدینشاه فراهم آمد. بدینگونه بخشی از اسناد دیوانی دورۀ قاجار پس از مقدمۀ استاد مجتبائی به علاقمندان اینگونه مباحث اهداء میشود.»
علاقهمندان برای تهیۀ کتاب «گزیدۀ اسناد دیوانی عهد قاجار» که در 220 صفحه، با شمارگان 200 نسخه و بهبهای ۵۵۰هزار تومان منتشر شده است، میتوانند از راههای زیر اقدام کنند:
مراجعۀ حضوری به خانه کتاب دِبا (فروشگاه انتشارات مرکز) به نشانی تهران، میدان شهید باهنر (نیاوران)، خیابان شهید پورابتهاج (کاشانک)، شمارۀ ۲۱۰
مراجعه به فروشگاه اینترنتی انتشارات مرکز به نشانی store.cgie.org.ir
تماس با انتشارات مرکز با شمارۀ تلفنهای ۰۲۱۲۲۲۹۷۶۷۷ و ۰۹۱۲۳۹۳۱۸۳۶
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید