1404/12/9 ۰۹:۱۰
آیین بدرقۀ «عبدالمجید ارفعی»، ایلامشناس، نخستین مترجم فرمان کوروش بزرگ به زبان فارسی و عضو شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، صبح جمعه، هشتم اسفند و با حضور باشکوه خیل شاگردان، دوستان و دوستداراناش در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی برگزار شد.
دبا: آیین بدرقۀ «عبدالمجید ارفعی»، ایلامشناس، نخستین مترجم فرمان کوروش بزرگ به زبان فارسی و عضو شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، صبح جمعه، هشتم اسفند و با حضور باشکوه خیل شاگردان، دوستان و دوستداراناش در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی برگزار شد.
در آغاز «کاظم موسوی بجنوردی»، رئیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی سخن گفت: امروز برای فرهنگ و تمدن ایرانزمین روزی غمانگیز و اندوهبار است. ایران یکی از فرزندان دانشمند و دلبستۀ فرهنگ خود را از دست داد و ما اینک به سوگ او نشستهایم. مرد بزرگی که همۀ عمر کوشش خود را برای شناخت بهتر و بیشتر ایران باستان به کار برد: زندهیاد دکتر عبدالمجید ارفعی، استاد برجسته و ممتاز زبانها و فرهنگ ایران باستان و مترجم عالیمقام فرمان کوروش اینک از میان ما رخت بربسته است. «روح پارسه» تن رنجور را وانهاد و از این جهان به دیگر سرا رخت بربست.
او افزود: زندهیاد استاد ارفعی از معدود ایرانیانی بود که از دیرباز کوشید صلاحیتهای علمی را برای شناخت ایران باستان بنا بر کهنترین متون و نقوش و کتیبهها و گلنبشتههای برجایمانده از سدههای بسیار دور در خود گرد آورد، آنگاه دستاوردهای علمی را در این باب بر جهان علم و پژوهش و بهویژه هممیهنان گرامی خویش عرضه بدارد، که حاصل و گل سرسبد همۀ آنها ترجمۀ «فرمان کوروش» از زبان اکدی و خط میخی است و بارها در سلسلۀ انتشارات این مرکز منتشر شده است. باید گفت که این ترجمه، هدیۀ ارزشمندی است که دکتر ارفعی به همۀ ایرانیان تقدیم داشته است.
موسوی بجنوردی اظهار کرد: همچنین باید از اثر درخشان دیگر او ترجمۀ «گِلنبشته»ها و الواح تخت جمشید یاد کرد که اسناد ارزشمندی از دوران داریوش بزرگ است و آگاهیهای مهمی از آن زمان به دست میدهد. مرکز ما از سالیانی پیش از بخت بلند همکاری و همراهی دکتر ارفعی برخوردار بوده است و خرسندیم که آثار ارجمند او را منتشر کردهایم. دکتر ارفعی از اعضای شورای عالی علمی مرکز بود، ولی افسوس که وضع سلامتی او چنان نبود که از حضور او بیشتر برخوردار شویم.
سپس «علی بلوکباشی»، مدیر بخش مردمشناسی و عضو شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی صحبت کرد: امروز در سوگ و تشییع پیکر دکتر عبدالمجید ارفعی، دانشیمردی بزرگ، دورهم گرد آمدهایم، که سالهای جوانی و سالخوردگی خود را در اندیشۀ شناخت هویت فرهنگی ایران در گذشتههای دور، و شناساندن آن به ایرانیان و جهانیان، و هویت بخشیدن به فرهنگ ایران امروز گذرانده است. آشنایی من با شادروان دکتر ارفعی به حدود 60 سال پیش بازمیگردد، سالهای 1339 یا 1340. زمانی که دورۀ لیسانس ادبیات و زبان فارسی را در دانشکدۀ ادبیات دانشگاه تهران میگذراندم. نخستین دیدار ما بسیار گرم و دلنشین بود. این دیدار، یک دوستی پایدار را میان ما رقم زد. دیدارهایمان همیشه با «درود و بدرود»های این عزیز ازدسترفته همراه بود. هنوز هم نوای آهنگینِ کلام دلنشین «درود و بدرود»های این دوست نازنین در گوشم طنینانداز است.
او افزود: دکتر ارفعی عشقی بیکران به زبان و فرهنگ ایران باستان، و تعلق خاطر و مهری فراوان به استادان روانشاد ابراهیم پورداود و پرویز ناتل خانلری داشت. سرانجام نیز همین عشق، او را برای دانشاندوزی در این قلمرو، روانۀ آمریکا کرد. ارفعی به تشویق استاد دکتر خانلری در سال 1344 در مؤسسۀ خاورشناسی دانشگاه شیکاگو به تحصیل زبانهای ایلامی و اکّدی مشغول شد. پس از پایان تحصیلات و بازگشت به ایران، در فرهنگستان زبان ایران که زیر نظر دکتر خانلری بود به پژوهش پرداخت، اما حضور او در این نهاد دیری نپایید. در سالهای آغاز جمهوری اسلامی که تب داغ انقلابیگری فضای جامعه را فرا گرفته بود، دکتر خانلری، و یکیدو سال بعد، دکتر ارفعی را از کار برکنار کردند، و نارواییهایی از نادانی و بیخردی بر وجود و روح ظریف این دو استاد دانشمند روا داشتند.
این مردمشناس ادامه داد: دکتر ارفعی گامی بزرگ در آشنا کردن ایرانیان با تاریخ فرهنگ و تمدن ایران باستان سهم بزرگ و ارزشمندی در عرصۀ آگاهی ملت ایران از نیاکان خود داشته است. او با زدودن گرد و غبار تاریخ از چهرۀ گِلنبشتههای بهدستآمده از بارو و خزانۀ تخت جمشید، و رمزگشایی و خوانش چند هزارگِلنبشته در میان حدود 30هزار گلنبشته، که ارنست هرتسفلد ، باستانشناس آلمانی آنها را درکاوش در تختجمشید در سالهای 1312- 1315ش یافته بود، و نشر خواندههای خود، دری بهسوی فرهنگ اقتصادی و نظام اداری و مالی دربار پادشاهان هخامنشی(550-330پ.م)، دربرابر دیدگان ما گشود. او همراه دانشمندان دیگر، بهویژه ریچارد هلک، استادش، چگونگی کارکرد نظام اجتماعی- اقتصادی سازمان کار، و وضعیت معیشتی کارگران در کارگاههای دورۀ پادشاهی داریوش، خشایارشا و اردشیر یکم را، برای شیفتگان فرهنگ و تمدن جهان باستان روشن کردند، و دریچهای به سپیدهدم تاریخ تمدن بشری گشودند، و عرصۀ دانسته های تاریخی – اجتماعی و فرهنگی جهانیان را دربارۀ فرهنگ تمدن ایرانی گسترش دادند.
بلوکباشی در پایان گفت: امروز در سرزمین ایران، ما گواه پرتو کرامات دیداریِ دانش شادروان ارفعی بر بخش تاریکی از تاریخ فرهنگی ایران باستان هستیم. وجود پربرکت این استاد زبانهای ایلامی و آثار بازمانده از پژوهشهای او موجب سرافرازی سرزمین ایران در جامعۀ علمی جهان، و افتخار هر ایرانی با داشتن چنین هویت فرهنگی درخشان کهنی است. دکتر ارفعی در فرهنگ ایرانزمین و در دل ماپیوسته جاودانه خواهد ماند.
سخنران بعد «ژاله آموزگار»، عضو شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی بود که پشت تریبون حاضر شد: ما همه صاحبمجلسیم و مفتخریم که همدورۀ او بودیم و خوشابهحال من که دوستش بودم. ارفعی نمرده است که وجودش باقی است و ماندنی. مردی که اگرچه زندگی آسانی نداشت اما برای انتفاع مالی کاری نکرد.
او افزود: ارفعی فرزند ایران بود و تمام وجودش سرشار از عشق به ایران. کسیکه همۀ عمر به وطن خدمت کرد. به خاک ایران تبریک میگویم که فرزندش را در خاک خود و در جوار حافظ شیرازی در آغوش خواهد گرفت.
«جبرئیل نوکنده»، رئیس موزۀ ملی ایران در ادامه سخن گفت: نخستینبار نام ایشان را در کلاس درس «مبانی باستانشناسی» از زبان زندهیاد استاد دکتر صادق ملکشهمیرزادی در دانشگاه تهران در مهر سال 1370 شنیدم. آن روز سخن از «زبانهای خاموش» بود و استاد با افتخار از شخصیتی ایرانی یاد کرد که یکی از کهنترین زبانهای خاموش، یعنی زبان ایلامی، را میدانست و از دانشگاهی معتبر، زیر نظر یکی از برجستهترین متخصصان زبانهای باستانی، زندهیاد ریچارد هلک فارغالتحصیل شده بود. در کنار این افتخار علمی، از دشواریهای زندگی آن پژوهشگر نیز گفت؛ از اینکه با وجود تخصص کمنظیرش، ناگزیر بود برای گذران زندگی در حوزهای دیگر فعالیت کند. همان روایت کوتاه، تصویری ماندگار و عمیق از او در ذهنم ساخت.
او افزود: در سال ۱۳۷۵، در پروژۀ کاوش چُغابنوت خوزستان به سرپرستی استاد دکتر عباس علیزاده، افتخار آشنایی با ایشان را یافتم. استاد ارفعی در سالهای ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۲ در بخش کتیبههای باستانِ موزۀ ملی ایران مشغول به کار بود و خدمات ماندگاری از خود بر جای گذاشت. هرچند پس از سال ۱۳۸۲ با او نامهربانیهایی شد، اما هیچگاه از مهر و مسئولیتپذیری او کاسته نشد؛ همواره با خوشرویی به پرسشهای موزه پاسخ میداد و هر کمکی را با بزرگواری انجام میداد. ایشان از چهرههای مؤثر در روند بازگرداندن گلنبشتههای باروی تختجمشید از دانشگاه شیکاگو به میهن بود؛ اقدامی ارزشمند که نام او را در تاریخ پاسداشت میراث فرهنگی ایران ماندگار ساخت.
نوکنده بیان کرد: نام این استاد بزرگ در حافظۀ تاریخ جهان باستان زنده خواهد ماند؛ چراکه او به دورهای اشراف داشت که ریشههای فرهنگ ایرانی در آن نهفته است: دورۀ ایلام؛ دورهای که سنگبنای شکلگیری امپراتوری هخامنشی شد و افق تازهای به جهان ایرانی بخشید. بیتردید تاریخ جهان بدون مطالعۀ تاریخ هخامنشی ناقص است و این مطالعه نیز بدون بهرهگیری از دادههای گلنبشتههای هخامنشی کامل نخواهد بود؛ دادههایی که نام عبدالمجید ارفعی با آنها پیوندی ناگسستنی یافته است.
رئیس موزۀ ملی ایران در پایان گفت: متانت، ادب و لبخندهای آرام و همیشگی استاد هرگز از خاطرم نمیرود. او بهراستی دانشمندی ایرانی، فروتن و بزرگ بود؛ انسانی که دانش را با اخلاق درآمیخته بود. مقرر است که او در جوارِ حافظِ بزرگ آرام گیرد؛ او نیز همانند حافظ، برای همیشه در حافظه و میراث ایرانزمین زنده و جاودان خواهد ماند.
آخرین کسی که سخن گفت، «شهابالدین ارفعی»، پسرعموی استاد بود که به نمایندگی از خانواده صحبت کرد.
در پایان، «سیدمصطفی محقق داماد»، مدیر بخش حقوق و عضو شورای عالی علمی مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی نماز را بر پیکر استاد اقامه کرد و حاضران پیکر او را مشایعت کردند تا یکشنبه، دهم اسفند، ساعت 10 صبح در حافظیّۀ شیراز به خاک سپرده شود.
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید