گزارشی از شب بخارا در بابل
|۱۲:۲۳,۱۳۹۶/۱۰/۱۲| بازدید : 542 بار

 

 

شب بخارای بنیاد مازندران­ پژوهی انوشه در ساعت ۵ عصر روز پنجشنبه هفتم دی ماه ۱۳۹۶ در دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل برگزار شد. جمعیت مشتاق حاضران که از شهرهای مختلف مازندران در سالن حضور یافته بودند، با دقت به برنامه نگاه می­ کردند. در ابتدا مثل همۀ شب­های بخارای دیگر کلیپی از برنامه­ های بخارا پخش شد. دهباشی در آغاز برنامه گفت خوشحالم که به این­جا آمده ­ام و دربارۀ انوشه حرف می­ زنم. استاد انوشه کسی است که سال­های سال است که آرام و بی­صدا در حال خدمت به فرهنگ ایران است، با ترجمه­ های خوب و تألیفات شایسته. آقای دکتر بلوکباشی هم در ابتدای سخنرانی ­اش با عنوان «شمایل­ نگاری در دورۀ اسلامی تاریخ ایران» از انوشه و کارهایش تجلیل کرد و گفت: «خوب است که ایشان دارند این دانشنامه را می­ نویسند». پس از آن دکتر میلاد عظیمی که موضوع سخنرانی­ اش «شب بخارای مازندران» بود، در سخنان خود، ابتدا در کرامت دکتر شافی که بنیانگذار دو کتابخانۀ عمومی ارزشمند و نیز بنیاد مازندران­ پژوهی انوشه است حرف زد. او در بخش دیگری از سخنرانی­ اش، از اهمیت ترجمه­ های انوشه گفت و ضرورت برپایی این بنیادی که امروز نام او را گرفته است.

علی دهباشی از حسن انوشه و فرهنگ نویسی اش سخن گفت

علی دهباشی از حسن انوشه و فرهنگ نویسی اش سخن گفت

 

حسن انوشه

حسن انوشه

 

عظیمی از دهباشی و اهمیت کار مهم فرهنگی او نیز سخن گفت. پس از آن گروه موسیقی نهفت به سرپرستی سعید نیک­خو که نوازندۀ سه ­تار و تنبور است، همراه آزاد آسودگان نوازندۀ تنبک قطعاتی از موسیقی سنتی ایران را اجرا کردند. دکتر شافی هم دربارۀ ضرورت گسترش فضاهای فرهنگی در کشور با تکیه بر آمار و ارقام سخن گفت. پس از او بیژن هنری­ کار دربارۀ دانشنامۀ مازندران حرف زد و تأکید کرد که باید از این بنیاد که راه دور و درازی را در پیش گرفته پشتیبانی کرد. پس از آن استاد انوشه از پیشینۀ دانشنامه ­نویسی و نیز دانشنامه ­های پزشکی ایران سخن راند. فیلم کوتاهی هم دربارۀ انوشه، بنیاد هم ­نام او و دانشنامۀ مازندران پخش شد. پایان­بخش برنامه اجرای قطعاتی از موسیقی مازندران به خوانندگی حسین عَلَمباز، کمانچۀ سعدی صادقی و لَله­وا (نی بومی مازندران) رضا غیاثی بود. در پایان سپاس­نامه­ هایی از سوی بنیاد مازندران­ پژوهی انوشه به خط اسرافیل شیرچی هنرمند پرآوازۀ بابل، شش کتاب مازندران­ گردی از سوی ادارۀ میراث فرهنگی استان، چهار لوح بهار نارنج از سوی شورای اسلامی شهر بابل به سخنران میهمان و استاد انوشه پیشکش شد.

دکتر علی بلوکباشی از کتاب «شمایل­ نگاری در دورۀ اسلامی تاریخ ایران»حسن انوشه تجلیل کرد

دکتر علی بلوکباشی از کتاب «شمایل­ نگاری در دورۀ اسلامی تاریخ ایران»حسن انوشه تجلیل کرد

 

بهروز امیری راد هنرمند سرشناس مازندرانی نیز چهار تابلوی آبرنگ از چهره­ های آقایان بلوکباشی، انوشه، دهباشی و عظیمی را به آن­ها هدیه کرد و گفت این کاری بود که از دست من برای این عزیزان برمی­ آمد. سید مهدی حسینی، هنرمند بابلی هم عکسی را که از انوشه گرفته بود، به صورت تابلو به او داد.

بهروز امیری رادپرترها را اهدا می کند.

بهروز امیری رادپرترها را اهدا می کند.

 

آن­چه که بیش از همه در برنامۀ شب بخارای بابل در مازندران به چشم می­ آمد، سرزندگی و اشتیاق و شادابی جمعیتی بود که سالن را پر کرده و برخی نیز در گوشه و کنار ایستاده بودند. ناصر حریری نویسنده و پژوهشگر سرشناس، احمد نصراللهی نقاش، محمد زمان فراست خوشنویس پیش کسوت، دکتر حسین پورآلاشتی نوبسنده و استاد دانشگاه و برخی چهره­ های پرآوازۀ دیگر از حاضران این برنامه بودند. در بخش­هایی از برنامه، دهباشی از زنده­ یادان سید حسین نوشیروانی بنیانگذار دانشگاه صنعتی نوشیروانی، احمد محسن­ پور استاد و پژوهشگر پرآوازۀ موسیقی مازندران سخن گفت و برای مهندس مرتضی قدسی دولت­مرد پشتیبان سازمان­های مردم­ نهاد که در سال ۹۳ بر اثر حادثۀ برخورد با موتورسیکلت دچار آسیب شد و اکنون بی­ آن­که کسی را بشناسد در خانه به سر می ­برد، آرزوی سلامتی کرد. در پایان باید از کسانی یاد کرد که در برگزاری این برنامه همراه بودند و از آن پشتیبانی کردند، مانند دلاور بزرگ­ نیا مدیر کل میراث فرهنگی مازندران، مرمر فیروزپور رئیس شورای اسلامی شهرستان بابل، مهندس جواد بیژنی مسئول بخش فرهنگی شورای اسلامی شهر بابل، دکتر سیف ­الرضا شهابی و حاج رضا شافعیان از اعضای شورای شهر، اسماعیل هاشمی از بازرگانان خوشنام، هرمز قدک­پور از اعضای انجمن فرهنگی ادبی بابلی­های مقیم تهران، خانم زارع ­نیا از کوشندگان سازمان­های مردم­ نهاد، مهندس هاشمی از مسئولین فضای سبز شهرداری بابل، مهدی معتقدی مدیر کتابخانه­ های امام­زاده یحیی بابل، رویا نصیری از نویسندگان کوشای دانشنامۀ مازندران، گروه فرهنگی ورزشی دوچرخه­ سواری سیمرغ بابل که به صورت خانوادگی ورزش می­ کنند و مدیریت آن را آقای داریوش نیک­خو و همسرشان خانم ماندانا باستان­ پرست، پدر و مادر سعید نیک­خو، سرپرست گروه موسیقی نهفت به دوش دارند. از نکته­ های درنگ­ انگیز این برنامه برقراری نظم درون و بیرون سالن و پذیرایی از میهمانان بود که به دست اعضای همین گروه سیمرغ صورت پذیرفت.     

بهروز امیری راد هنرمندی که پرتره ها را کار کرده بود

بهروز امیری راد هنرمندی که پرتره ها را کار کرده بود

 

ئکتر شافی

دکتر علی  شافی دربارۀ ضرورت گسترش فضاهای فرهنگی در کشور سخن گفت

 

استاد بیژن هنری کار

استاد بیژن هنری کار به شرحی مختصر از دانشنامه مازندران پرداخت

 

و این هم روایت جداگانه دکتر میلاد عظیمی از این شب  است که در کانال تلگرام خود گذاشته است: 

«عصر پنجشنبه هفتم دی ماه در دانشگاه نوشیروانی بابل یکی از شبهای پرشور بخارا برگزار شد. علی دهباشی که اداره کننده جلسه بود گفت که از دیدن جمعیتی که تالار بزرگ نوشیروانی را پر کرده بودند و عده ای نیز سرپا ایستاده بودند، حیرت کرده و «جوگیر» شده است. از فضای فرهنگی زنده و پویای بابل تعجب کرده بود و گفت در کمتر شهری از شهرهایی که شبهای بخارا در آنها برگزار شده چنین استقبالی دیده است.

دکتر میلاد عظیمی از پرشوری شب بخارا در بابل سخن گفت

دکتر میلاد عظیمی در شب بنیاد مازندران پژوهی انوشه 

    امروز سعادت داشتم با یکی از نیکمردان بلند همت این مملکت آشنا شدم. دکتر علی شافی؛ پزشک مبرز و خوشنام بابلی که مردی فرزانه و فرهنگ پرور و ایراندوست است. این انسان شریف دامن همت به کمر زده و دو کتابخانه عمومی ارزشمند در بابل بنا کرده و حامی مالی بنیاد مازندران پژوهی و دانشنامه مازندران شده است.مردانی چون دکتر شافی دلها را به آینده روشن این مرز و بوم روشن می کنند. اینکه در این وانفسا که کارهای زمانه رو به ادبار دارد و پول حرف اول و آخر را در مناسبات انسانی می زند، انسان بزرگواری بیاید و از پول بگذرد و دغدغه کتاب و گسترش فصای فرهنگی برای جوانان و نوجوانان داشته باشد، شوق آفرین است.مردانی چون دکتر شافی در طول تاریخ ایران مثل قنات های کهنسال نجیب،ریشه های درخت فرهنگ و مدنیت مملکت ما را تر و باطراوت کرده اند.

استاد فراست معلم دبستان حسن انوشه

استاد فراست معلم دبستان حسن انوشه

    بابل شهر ثروتمندی است و مردم دانش دوست بافرهنگی دارد. می توان امیدوار بود که دیگر درمداران شهر ما نیز کرم کنند و در مسابقه رواج فرهنگ و دانش و فضیلت و هنر از یکدیگر سبقت بگیرند.

    من هم در جلسه امروز چند کلمه ای حرف زدم. از اهمیت ترجمه های حسن انوشه گفتم و از ضرورت تأسیس کتابخانه و مرکز اسناد مازندران پژوهی. اینکه سزاوارست خیرین فرهنگ دوست مازندران همت کنند و چنین مرکزی را پایه ریزی کنند و هر سند و کتاب و نسخه و عکس و مجله ای را که به نحوی با مازندران ارتباط پیدا می کند، به هر زبان و از هر جای دنیا گرد آوری کنند و فهرست کنند و در اختیار پژوهشگران بگذارند. اینکه امروز با گسترش فناوری های دیجیتال امکان تحقق این آرمان بزرگ فرهنگی دست یافتنی تر است.

بخش اصلی سخنان من ، به مناسبت حضور علی دهباشی در بابل، به دهباشی و مجله بخارا و اهمیت مجله بخارا در سپهر فرهنگ امروز و جایگاه والای دهباشی در تاریخ مجله نگاری فرهنگی ایران اختصاص داشت.

 مراسم که تمام شد دکتر علی بلوکباشی عزیز و دهباشی قدم رنجه کردند و کلبه ما را منور فرمودند. دهباشی از سفرش به ایتالیا برای دخترم آناهید مداد و قلم و پاک کن و دفتر آورده بود.آناهید پس از نیم ساعت بررسی تحفه دهباشی، از اتاقش بیرون آمد و خیلی جدی به او گفت: « شما خیلی خوب و با سلیقه هستید». دهباشی دلش ضعف رفت. شک ندارم وقتش بیشتر از آنهمه استقبالی که در دانشگاه ازو شده بود، خوش شد و فی المجلس به آناهید قول داد که به هر سفری که می رود برایش قلم و کاغذ[ و من اضافه می کنم شکلات تلخ] بیاورد.

و دکتر میلاد عظیمی سخنانش را چنین به پایان رساند:

    استاد احسان یارشاطر حد اعتدال و سخن گفتن سخته است… او گفته که باید مجسمه علی دهباشی را در کنار مجسمه ایرج افشار بسازند و در شارع عام نصب کنند به خاطر خدمات بی مزد و منتشان به فرهنگ ایران.به خاطر روشن بینی و مصلحت شناسی شان.

     دهباشی نامه ای به خط ابراهیم گلستان برایم فرستاد که در آن نامه از او ستایش غریبی کرده بود. گفته بود: دهباشی زحمت کش زحمت خودت را بکش بی توقع و گله ای که کار درست همین است که تو می کنی…

شاید دهباشی گرفته باشد چه می خواهم بگویم که چنین لبخند زده است؛ آری ابراهیم گلستان در یک موضوع  با احسان یارشاطر توافق عقیده دارد  و آن این است که بخارا نشریه خوبی است و دهباشی مردی موفق و کاربلد و خدوم است… به عبارت دیگر آب و آتش در یک نقطه سازگار شدند؛ در ستایش از خدمات مدیر بخارا به فرهنگ ایران… دهباشی جان به قول حاف

آب و آتش به هم آمیخته ای از لب لعل

چشم بد دور که بس شعبده باز آمده 

خوش آمدی به بابل…

علی دهباشی به همراهی حسن انوشه

علی دهباشی به همراهی حسن انوشه

اعضای بنیاد مازندران پژوهی

اعضای بنیاد مازندران پژوهی 

علی دهباشی به همراه اعضای بنیاد مازندران پژوهی

علی دهباشی به همراه اعضای بنیاد مازندران پژوهی

 

 

 

 عکس ها از: آورا منصوری و مهدی نعمتی نژاد

 

منبع: بخارا

 

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما