نقش فرهنگی خاندان‌ها در جامعۀ قدیم / نصرالله پورجوادی

1405/7/6 ۱۱:۱۲

نقش فرهنگی خاندان‌ها در جامعۀ قدیم / نصرالله پورجوادی

در جامعۀ قدیم، که جامعه‌ای فئودالی و کشاورزی بوده و حکومت‌ها موظف به حفظ و توسعۀ ایدئولوژی دولتی نبوده‌اند، امور فرهنگی به عهدۀ خاندان‌های معتبر و اشرافی بوده و در واقع رشد فرهنگی و بالندگی هنری و ادبی و رونق اقتصادی و موفقیت‌های سیاسی جامعۀ قدیم وابسته به توانائی‌های مادی و معنوی و فعالیت‌های فرهنگی و اقتصادی همین خاندان‌ها بوده است

دبا: در جامعۀ جدیدی که بعد از انقلاب صنعتی در اروپا و سپس کشورهای دیگر جهان به‌تدریج شکل گرفته است امور فرهنگی، از تأسیس مؤسسات هنری و فرهنگی گرفته تا حمایت از هنرمندان و نویسندگان و شاعران، به عهدۀ دستگاه‌های دولتی و مراکز و مؤسسات غیر دولتی است، اعم از وزارتخانه‌های فرهنگ و علوم و آموزش و پرورش و فرهنگستان‌ها و رادیو و تلویزیون و مؤسسات تحقیقاتی، و از مدارس و دانشگاه‌ها گرفته تا نمایشگاه‌های هنری و سینماها و تئاترها و موزه‌ها و بنگاه‌های انتشاراتی. مهم‌ترین و در بعضی جوامع تنها حامی و متولی امور فرهنگی نیز دولت و دستگاه‌های دولتی و نیمه دولتی است. از آنجا که دستگاه‌های دولتی هر کشور مدافع و مروّج ایدئولوژی است. اما در جامعۀ قدیم، که جامعه‌ای فئودالی و کشاورزی بوده و حکومت‌ها موظف به حفظ و توسعۀ ایدئولوژی دولتی نبوده‌اند، امور فرهنگی به عهدۀ خاندان‌های معتبر و اشرافی بوده و در واقع رشد فرهنگی و بالندگی هنری و ادبی و رونق اقتصادی و موفقیت‌های سیاسی جامعۀ قدیم وابسته به توانائی‌های مادی و معنوی و فعالیت‌های فرهنگی و اقتصادی همین خاندان‌ها بوده است؛ خاندان‌هایی که در رأس هر یک شخصیتی بوده که معمولاً پدر یا پیر آن خاندان بوده و از سواد و دانائی و ذوق ادبی و هنری بیشتری نسبت به دیگران برخوردار بوده و نام یا لقب خود را به آن خاندان می‌داده است.

خاندان‌های قدیم ایرانی که مسلمان شدند

در هر شهری از شهرهای ایران خاندان‌هایی چند وجود داشته که هر یک در رشته یا رشته‌های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی خاصی فعالیت می‌کرده‌اند. خاندان‌هایی بوده‌اند که نسل بعد از نسل در کارهای دیوانی به عنوان وزیر و منشی و مستوفی و حتی ندیم پادشاهان یا خلفا فعالیت می‌کرده‌اند. خاندان‌هایی بوده‌اند که به طبابت اشتغال داشته و در تاریخ هم به داشتن حکمت و علم و طبابت شهرت داشته‌اند و برخی از اعضای آنها به دلیل داشتن سوابقی در کارهای دیوانی به وزارت رسیده‌اند. نمونۀ بارز این خاندان‌ها در همدان خاندان رشیدالدین فضل‌الله همدانی است (مقتول ۷۱۷ق) که معروف‌ترین شخصیت خاندان خویش بود و طبابت در خاندان او حرفۀ موروثی بود. خاندان رشیدالدین در اصل یهودی بودند و این نشان می‌دهد که خاندان‌های معتبر در ایران فقط خاندان‌های مسلمان نبوده‌اند. برخی خاندان‌های معتبر و بزرگ بوده‌اند که اعتبار و اهمیت خود را از پیش از اسلام کسب کرده بودند و با پذیرش دین اسلام سعی کردند اعتبار و اقتدار خور را حفظ کنند و به حیات خود ادامه دهند. مثلاً، معروف‌ترین مترجم ایرانی در زبان عربی و در واقع مهم‌ترین ادیب و شخصیت فرهنگی در نیمۀ اول قرن دوم عبدالله بن مقفع (مقتول ۱۴۲ق) است که متعلق به خاندانی اصیل از اعیان و اشراف ایرانی بود. پدر ابن مقفع داذویه نام داشت و در اواخر قرن اول مسلمان شد و از جانب حجاج بن یوسف مأمور خراج در فارس گردید. وی فرزند خود روزبه را، که در فیروزآباد فارس متولد شده بود، به بصره آورد. روزبه در بصره بزرگ شد و به ابن مقفع معروف گردید.

ادامه مقاله را اینجا بخوانید.

ایرانشهر امروز، سال اول، شماره سوم، شهریور - مهر ۱۳۹۵

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: