مقاله

نتیجه جستجو برای

از این مفهوم که به نظر سارتر طبیعت انسانی وجود ندارد، که هستی انسان مقدم بر جوهر اوست، به بحث بی‌پاسخی پیرامون نژادپرستی و تبعیض جنسیتی می‌رسیم. نژادپرستی چیست؟ تبعیض جنسیتی چیست؟ فکری است که مطابق آن جوهری انحصاری برای هر نژاد یا هر گونه وجود دارد، و فردفرد اعضایش کاملاً در آن محصورند. نژادپرستان می‌گویند «آفریقایی مانند بچه است»، «یهودیان هوشمندند»، «اعراب تنبل‌اند»؛ و به دلیل استفاده از حرف تعریف معین، می‌فهمیم که با نژادپرست سر و کار داریم؛ یعنی کسی که به اعتقاد او همه افراد یک گروه همان خصائص یا «جوهر» را دارند. به همین ترتیب، برای طرفدار تبعیض جنسیتی که اعتقاد دارد این بخشی از گوهر طبیعی زنان است که بیشتر عاطفی‌ باشند تا عاقل، بیشتر مهربان باشند تا دلیر، وظیفه زنان داشتن فرزند و ماندن در آشپزخانه است.‏

( ادامه مطلب )

انسان‌شناسی فلسفی مدرن(Modern Philosophical Anthropology) به عنوان یکی از رشته‌های علوم انسانی در اروپا در دهه 1920 با توجه به نگرش‌های اگزیستانسیالیستی و پدیدارشناختی رواج یافت، اگرچه با این رویکردها تفاوت داشت و از اصول آنها تبعیت نمی‌کرد اما وابستگی بسیاری به پراگماتیسم و انسان‌شناسی علم داشت. این شاخه معرفتی در دهه 1940 میلادی به عنوان یکی از شاخه‌های فلسفی آلمان مطرح شد و با توجه به اینکه از نظر تاریخی بر سنت‌های فلسفی آلمان بنا نهاده شده بود اما پیدایش آن در سطح گسترده‌، مرهون پیش‌بینی‌های علوم انسانی در قرن نوزدهم میلادی است.

( ادامه مطلب )

همۀ رسانه های ارتباطی بدون استثنا به اشکال و درجات مختلف با نشر پیوندهای انداموار دارند و هرگونه سیاست حاکم بر رسانه های ارتباطی تاثیرهای مستقیم و غیر مستقیم خود را بر نشر باقی می گذارد. رسانه ها در عین حال از نیروهای تخصصی یکدیگر بهره می گیرند. گاه که رسانه ای با محدودیت هایی رو به رو می شود، نیروهای تخصصی آن رسانه، معمولاً به نزدیک ترین و شبیه ترین رسانه مهاجرت می کنند. به همین سبب در اینجا بر پیوندهای میان رسانه ها تاکید می شود.

( ادامه مطلب )

مارتین هایدگر در سال 1919 در فرایبورگ وارث جنبشی در فلسفه شد به رهبری ادموند هوسرل به نام «پدیده شناسی». هدف این جنبش آن بود که تا جایی که ممکن است پدیدار و ساختار تجربه آگاهانه را بدون توسل به پیش‌فرض‌های علمی یا فلسفی توصیف کند.

( ادامه مطلب )

مثالی از تفوق اراده انسان بر برنامه‌ریزی طبیعی و توانایی او برای انحراف یا زیاده‌روی بسیار شگفت‌انگیزتر است: پدیده شر را در نظر بگیرید. این پدیده قویاً مؤید استدلال روسو درباره ناطبیعی و بنابراین خصیصه غیرحیوانی اراده انسان است. گویی تنها نوع بشر قادر به رفتار به نحوی است که می‌توان آن را شیوه شیطانی نامید. اما آیا حیوانها به قدر انسان قادر به پرخاشگری و سوء‌رفتار نیستند؟ در نگاه اول، ممکن است صحیح به نظر ‌رسد و می‌توان مثالهایی را ارائه نمود که حیوان‌دوستان معمولاً ترجیح می‌دهند در آن باره بحث نکنند. وقتی کودک بودم و در روستا زندگی می‌کردم، آنجا دهها گربه بود و اغلب می‌دیدم که در حال دریدن طعمه خود به شیوه‌ای بودند که به نظر می‌رسید بسیار بی‌رحمانه باشد: خوردن موش زنده، ساعتها بازی با پرنده‌ای که بالهایش را شکسته بودند ... ‏ اما شر اصلی را که از دید روسو در نظم حیوانی ناشناخته و به‌خصوص ا

( ادامه مطلب )

وقتی سه یا چهار نفر كر و لال را كه با یكدیگر «گفتگو» می‌كنند می‌بینیم، از وضع آنها متأثر می‌شویم؛ زیرا آنها از گفت و شنود با دیگران عاجزند. توانایی آنها در استفاده از انگشتان، مشتهای بسته، چشمها، سر و در واقع تمام بدن خود، در برقراری مكالمه پیوسته موجب حیرت بیننده می‌شود؛ اما مشاهده محدودیتهای آنهایی كه فاقد زبان شفاهی هستند و مانند افراد عادی قادر به آزاد ساختن خود نیستند، باعث تأسف می‌شود.

( ادامه مطلب )

در حالی این جملات را می نویسم که کوبانی از سه جهت در محاصره داعشیان قرار دارد و در هر لحظه امکان ورود آنان به شهر و خلق تراژدی دیگری می رود..امروز در آنجا عید قربان است ولی زهی افسوس که جشن مردمان کوبانی رنگ دیگری دارد.کودکان کوبانی به جای گرفتن عیدی از دست عزیزان خود ،در زیر باران گلوله تفنگ و توپ و تانک و در آغوش مادران خود در حال فرار از شهرند بلکه جایی امن بیابندالبته اگر جای امنی باشد.جنگ خانمان براندازی که مدتهاست ،در عراق و شام قربانی می گیرد ،الان سایه شوم خود را بر سر کوبانی گسترانده است.هر چند این جنگ در جاهای دیگر هم قربانی گرفته است ولی حکایت مردم کوبانی حکایت دیگری است.حکایت آنان شبیه همین شعر نیمایوشیچ است.حکایت مردمی تنهاست که ندای یاری از جهانیان دارند.ولی زهی افسوس که ظاهرا آنقدر انسان در خاورمیانه کشته شده که دیگر مرگ انسانها حساسیت کسی را برنمی انگیزد. در عجبم مگر مردمان آن شهر مسلمان نیستند پس چرا توسط کسانی که داعیه اسلام دارند، آن هم در روز عید ودر سکوت سایر مسلمانان ،اینگونه قربانی می شوند؟ مگر مردمان آنجا انسان نیستند پس چرا داعیه داران حقوق انسان در برابرکابوس قتل عام آنان اینچنین سکوت کرده اند؟

( ادامه مطلب )

هستی با نظام طویل و عریض خود همراه با راز و اسرار بی‌شماری است که هر یک برای خود دفتری از معرفت کردگار را سامان می‌دهد. بدون تردید هستی‌شناسی عمیق و ژرف بی‌رازدانی و رازداری ممکن نیست. نظام وجود در اصطلاح مفاهیم دینی سطح و رویه‌ای به نام ملک و لایه و باطن و ژرفایی به نام ملکوت دارد که بعد بزرگ و نهفته آن را تشکیل می‌دهد. همچون سطح و ژرفای اقیانوس بزرگ که آنچه ناپیداست از بعد پیدا و آشکار آن بسی شگرف‌تر و پر بهاتر است و بزرگ‌تر از همه و بی‌مقیاس در بزرگی خدای بزرگی است که خالق و آفریدگار دو بعد ملک و ملکوت عالم هستی است. آنان که در طی عمر خویش فقط با سطح و ملک نظام آفرینش سروکار داشته‌اند و با عمق و ژرفای آن ناآشنا بوده‌اند، شناختشان از نظام وجود و به طور طبیعی از آفریدگار آن اندک و فقط بانگ جرسی به گوششان خورده است. به قول صائب:

( ادامه مطلب )

«در بین قوای انسانی، قلب مركزیت دارد؛ چرا كه قلب مكانی است كه در آنجا حقایق متعالی با انسان تماس می‏یابد. قلب عضوی شهودی و محل تجلی الهی است» «تیتوس بوركهارت». قلب مركز عالم صغیر (انسانی) است. همچنین مركز جسم مادی، نیروهای حیاتی، احساسات، روح و نیز محل مواجهه بین انسان و قلمروهای آسمانی است كه جایگاه ارواح است. این حقیقت قلب، بسیار قابل ملاحظه و مركز اسرارآمیزی است كه از دیدگاه حیات این جهانی‏مان، بسیار كوچك به‏نظر می‏رسد ولی در عین‏حال، همان‏طور كه پیامبر فرموده است: «قلب عرش خداوند رحمان است»؛ عرشی كه بر كل عالم احاطه دارد، یا همان‌گونه كه در حدیث دیگری آمده است: «آسمان و زمین گنجایش مرا ندارد بلكه قلب بنده مومن من گنجایش آن را دارد.»

( ادامه مطلب )

موسسه سروش مولانا به سنت سه سال گذشته خود، در مهرماه و همزمان با سالروز بزرگداشت مولانا اقدام به برگزاری همایش دو روزه‌یی در چارچوب نظام اخلاقی مولانا كرد. در این همایش كه با محوریت قلمروهای حاكمیت اخلاق برگزار شد، مصطفی ملكیان تفاوت‌های وظیفه و مسوولیت اخلاقی را بیان كرد. ملكیان مثل همیشه در عوض اینكه مستقیم به سراغ مولانا برود نكته‌های اساسی‌ای را به مخاطب عرضه كرد، تا خود مخاطب با پرسش‌هایی عمیق به سراغ مولانا یا هر متفكر دیگری برود. در این‌ سخنرانی كه متن خلاصه شده آن در ادامه از نظر شما می‌گذرد مصطفی ملكیان بعد از ذكر انواع مسوولیت اخلاقی مساله‌یی را در ذیل عنوان مسوولیت جمعی بیان می‌كند كه هر فرد دارای دغدغه زیست اخلاقی را با چالش جدی مواجه می‌سازد. چالشی كه انسان ساكن در دهكده جهانی بیش از اسلاف خود با آن درگیر است.

( ادامه مطلب )

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: