«احمدرضا احمدي». اين نام، از چيزي حدود پنجاه سال پيش كه جوانكي بود به قول خودش با ته لهجه كرماني، تا به امروز به شكلي سفت و سخت با شعر معاصر فارسي گره خورده است، از همان دفتر شعر اولش، «طرح»، كه انقلابي بود در شعر، پس از نيما و شاملو و ديگر نسل اولي هاي شعر نو. شعرهايي با فضايي عجيب و ديگرگونه كه تفاوتي جدي با ميراث گذشتگان داشت، شعري كه از ميان نسل اولي ها، فروغ فرخزاد به درستي اهميت و ضرورتش را دريافت و ديگراني چون، مهرداد صمدي، نوري علا، آيدين آغداشلو و بيژن الهي پر و بالش دادند.
اهمیت زولا در آن بود که اهمیتی نمیداد در جریان بحث و مناقشه، دستهایش آلوده شود. این خصوصیات علاوه بر سرشت جنوبیاش* از طبیعت روزنامهنگاریاش نشأت میگرفت. بسیاری از منتقدان، کارهای داستانیاش را بیآنکه حس تحقیری در میان باشد، در ذات خود روزنامهنگارانه میدانستند، ژورنالیسم حتی در نوشتن مطالب «میدانی» جانبدارانهتر از مقالههای آکادمیک و «علمی» عمل میکند. ناتورالیسم زولا برخلاف آنچه در دایرهالمعارفها بیان میشود: کنار گذاشتن تخیل، بیطرفی کامل و... نیست یا لااقل در بعضی از مهمترین کارهایش چندان مصداقی روشن از این تعریف رایج ارایه نمیدهد.
مشهورترین سخنی که در باب نسبت کلمه و تصویر تا به امروز به سخن درآمده، شعری است از هوراس: چنان شعر که گویی تصویر/ چنان تصویر که گویی شعر. همین چند عبارت ساده و بیپیرایه، که در بادی امر به بازی با کلمات نیز شبیه است چنان تاثیر شگرفی ایجاد کرد که به جرات میتوان گفت هیچ منبع معتبری در زمینه رابطه کلمه و تصویر نمیتوان یافت که به این سخن هوراس اشارتی نداشته باشد. گذشته از اینکه در بلاغت رومی، اصطلاحی بهنام اکفراسیس (Ekphrasis) رواج داشته که البته یکی از مهارتهای خطیب توانمند نیز بهشمار میرفته؛ اکفراسیس بهنوعی کلام دلالت دارد که ارایه نسخهای زبانی از مرجعی تصویری را مطمحنظر قرار میدهد. غایت نهایی اکفراسیس، رسیدن به مرحلهای تحت عنوان دیانوز (Dianose) بود، که از منظر بلاغیون روم باستان، در این مرحله، فاصله میان خطیب و مستمع از میان برداشته میشود. خطیب در احوال مستمع خوب نظاره میکند، از جایگاه و شأن منزلتش مطلع میشود، سپس به فراخور حال چنان داد سخن میدهد که مستمع به هیچ روی متوجه سخنوری خطیب نمیشود.
«14 یا 15 سال سن داشتم که به اصرار استادم آیتالله برهان معمم شدم و چون لباس نداشتم، لباس خودش را به من عاریه داد. پس از معمم شدن، برای سفارش لباس سراغ خیاط رفتم. خیاط پرسید: آقا می خواهی چه کاره بشوی؟ گفتم: میخواهم طلبه شوم. خیاط پرسید: میخواهی آدم بشوی یا طلبه؟ گفتم من آدم شدن را نمیفهمم یعنی چی؟ می خواهم طلبه شوم. گفت: اگر آدم بشوی بهتر است تا طلبه. آدم هم میتواند طلبه باشد و هم آدم.»
سيويکمين مجموعه درسگفتارهايي درباره حافظ به بررسي و شرح و تحليل مکتب رندي حافظ اختصاص داشت که با سخنراني استاد دادبه در مرکز فرهنگي شهر کتاب برگزار شد و بخشهايي از آن در پي ميآيد.
«تاریخ فرهنگی» چیست؟ چگونه پدید آمده است؟ چه تحولاتی را پشت سر گذاشته؟ «تاریخ» در «تاریخ فرهنگی» به چه معنایی به کار رفته است؟ آیا آنانی که در این حوزه سخن گفتهاند و ژانری از مطالعات و تحقیقات را تحت عنوان «تاریخ فرهنگی» سامان دادهاند، «تاریخ» را همانگونه معنا کردهاند که ما در شناخت مورخانه با آن مواجه هستیم؟! برای اینکه بتوان نسبت تاریخ را در این دو مقوله «دانش تاریخ» و «تاریخ فرهنگی» مشخص کرد، لازم است تا اندازهای به تاریخچه «تاریخ فرهنگی» بپردازیم.
واقعه اسفناک اسیدپاشی به سروصورت دختران و زنان در اصفهان، زندگی را برای هر انسان دردمندی تلخ میکند، این هشدار را باید مسوولان محترم جمهوری اسلامی، بهویژه برادران نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی جدی بگیرند و بهراحتی از کنار این وقایع نگذرند. بهعنوان تذکر و خیرخواهی به کسانی که داعیه و دغدغه فریضه امربهمعروف و نهیازمنکر را دارند، روایتی از امام باقر(ع) در اینجا میآورم تا روشن شود که فلسفه این فریضه چیست و عرصه آن کجاست؟ امام(ع) میفرمایند امربهمعروف و نهیازمنکر برای این است که: 1-تقامالفرایض؛ فرایض خداوند در جامعه محقق شود. فرازهای بعدی روایت، این فرایض را روشن میکند.
ـ عموماً چنین میانگارند که پیامبر(ص) در دوران مدینه نفوذ و قدرتی همچون دیگر حاکمان ایام گذشته داشت. بدین معنی که میتوانست هر آنچه بخواهد، در هر لحظه انجام دهد، بدون آنکه ملاحظات خاصی را رعایت کند.
عوامل مؤثر در شكوفایی علم درتمدن درخشان اسلامی / دكتر مهدی گلشنی ـ بخش چهارم
وقتی گفته شود علم تکنولوژیک عنصر لازم قوام جهان متجدد بوده است، شاید این حرف مشهور را تکرار کنند که علم جهانی و بشری است و ربطی به تجدد ندارد و اگر بپرسید پس اجزای مقوم تجدد چیست و تجدد چگونه قوام یافته و چرا رسم و شیوه زندگی متجدد رسم و شیوه زندگی در سراسر روی زمین شده است، همه اینها را به اغراض سیاسی باز میگردانند. اینکه غرب با اعمال قدرت نظامی و سیاسی و با تبلیغات و ساختن و صادر کردن فیلمها و اشیای مصرفی و به قولی که به شوخی شبیه است با اسباببازیهای تبلیغاتی، فرهنگ اصیل اقوام را از نظر آنها انداخته و فرهنگ خود و مخصوصاً لاابالیگری و ترک رسوم و بیاعتنایی به سنن قومی و دینی و فضایل اخلاقی را القا و تحمیل کرده است، به یک اعتبار و تا حدی درست است ولی مهم این است که بدانیم غرب چگونه و با چه نیرویی از عهده این کار برآمده و توانسته فرهنگ اقوام را بپوشاند و مردم جهان را میان گذشته خود و رسوم جهان جدید سرگردان کند
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید