تمدن به مفهوم عام آن به مجموعه علوم، فنون، قوانین و آداب و رسومی اطلاق میشود كه حالت فكری و سیاسی و اقتصادی و صنعتی و سایر مظاهر مادی و معنوی حیات یك قوم را در بخشی از زمان مشخص میكند. متأسفانه تصویری كه ما از تمدن امت اسلامی، از صدر اسلام تا به حال، داریم جز در یك دوران چند صد ساله چندان درخشان نیست. ما در اینجا نظرمان را روی این دوره درخشان متمركز، و عوامل مؤثر در به وجود آمدن آن را بررسی خواهیم كرد. باشد كه از گذشته با عظمت، درس عبرت بگیریم و در جهت ایجاد یك تمدن اسلامی جهانگیر قدمهای مؤثر متناسب با عصر حاضر برداریم.
بررسی این نقلها نشان میدهد که شمار زیادی از نویسندگان قرون مختلف، بیش از کسانی که نامشان گذشت، از این کتاب استفاده کردهاند؛ اگرچه برخی از آنان، به سبک محدثان، بدون ذکر نام کتاب، تنها از طریق ابنعقده، حدیث غدیر را روایت کردهاند. از آن جمله میتوان به محمد بن محمد طبری امامی ـ صاحب کتاب بشارهالمصطفی ـ اشاره کرد
با اینکه حافظ، از بزرگترین و نامدارترین شاعران ایران است، درباره زندگی او اطلاعات زیادی در دست نیست. بخش عظیمی از زندگی حافظ نامعلوم است و حتی سال تولد، وضعیت خانوادگی و وضعیت شغلی او و مسائلی از این قبیل نیز بر ما روشن نیستند. مهمترین منبعی که برای شناخت دقیق حافظ در اختیار ماست، دیوان اوست، اما متأسفانه حافظ در شعرهای زیبایش، اطلاعات دقیقی در مورد زندگی واقعی خود در اختیار ما قرار نمیدهد. کتابهای تذکره و تاریخ هم بیش از آنکه آگاهیهای دقیقی درباره حافظ به ما بدهند، با افسانهها و داستانهای غیرواقعی درباره او، ما را آشفتهتر میکنند. با این همه بر اثر کوششهای فراوان پژوهشگران ایرانی و غیرایرانی، اطلاعات خوبی در مورد حافظ به دست ما رسیدهاست که در ادامه با تکیه بر این پژوهشها، میکوشیم دورنمایی نسبتاً روشن از زندگی حافظ را در اختیار مخاطبان قرار دهیم.
اگر چه فروید بر مفهوم «ناخودآگاه فردی» تأکید داشت، اما این یونگ روانشناس بزرگ سوئیسی بود که برای نخستین بار تعبیر ناخودآگاه جمعی را به کار برد. طبق نظر یونگ، ناخودآگاه جمعی در رویدادهای تاریخی، در افسانهها، در مراسم و جنگ و صلح و آشتی و مناسبتها و در مجموع در فرهنگ عامه ظاهر میشود. با الهام از این مفهوم ، من معتقدم که «حافظ حافظه ماست» یعنی سخنگوی ناخودآگاه جمعی ایرانیان است. بنده در کتابی با همین عنوان به شرح این منظور پرداختهام که حافظ حافظه ملت ایران، اقوام ایرانی و ملل فارسیزبان یا ایرانشناسان علاقهمند به شعر و ادب فارسی است.
نه عقل برهانی میپذیرد و نه در سرشت فطری و باور قلبی هیچ انسانی میگنجد كه خدای جهانیان توام با هدایت به همه هستی آفرینش همراه با پرورش عطا كرده، دین این تحفه آسمانی كه انبیا و اوصیای فراوانی در راه آن تا سر حد شهادت تلاش داشتند و نیز جامعه دین مدار و شریعت محور و حتی یك انسان را به خویشتن خویش وانهاده و در این دریای متلاطم تنها گذاشته باشد
عید غدیر خم را باید عید ولایت نامید. مقام و منزلت ولایت بیش از آنكه تبیینكننده شیوه حكومتداری باشد تبیینگر منزلت و جایگاه ولی در اسلام و به خصوص تشیع است. ولایت علمآور است و معرفت میآورد. در حدیث آمده است كه خداوند هیچ ولی را جاهل قرار نداده است، در واقع ولی عارف است و به نور الهی میبیند. حضرت رسول(ص) میفرماید: «اتقوا فراسه المومن فإنه ینظر بنورالله: از فراست مومن بترسید كه چیزها را با نور خدا مینگرد.
روشنفکری به عنوان یک مفهوم جهانشمول، هم مفهومی باستانی است و هم جدید، هم مفهومی ایدئولوژیک (برای مثال در معنای روسی آن یعنی انتلیجنتسیا) و هم مفهومی دستکم در ادعا ضد ایدئولوژیک، مثلا در معنای فرانسوی آن. «روشنفکر» و «روشنفکری» در عین حال، مفاهیمی بیش از اندازه گسترده و مبهم هستند: گونه ای شکل های توخالی که با تعداد بی شماری از محتواها می توان آنها را پر کرد.
جمله «میاندیشم، پس هستم» یکی از معروفترین و مهمترین اقوال فلسفی در سطح عالم است و به حق هم چنین است؛ زیرا خطی را در تاریخ اندیشه غربی ترسیم و عصر جدیدی را آغاز کرد: عصر جدیدِ انسانگرایی که در کانون آن چیزی قرار دارد که با عنوان «ذهنیت» به آن اشاره میکنیم. منظورمان از ذهنیت دقیقاً چیست؟
جایزه نوبل ادبیات سال ۲۰۱۴ پس از گمانهزنیهای متعدد و شرط بندی و بحث و جدل و تبلیغات، آه و حسرت را به دل برخی گذاشت و موجب شادمانی عدهای دیگر شد و نام پاتریک مودیانو از فرانسه به عنوان برنده نهایی اعلام شد. در نشریات و روزنامهها واکنشهای متفاوتی در این باره منتشر شده است. روزنامه گاردین از این انتخاب خیلی راضی نبوده و فیلیپ راث را بازنده بزرگ نامیده و نوشته است داوران جایزه نوبل نسبت به نویسندگان غیرانگلیسی زبان که آثارشان کمتر خوانده میشود، گرایش دارند. آنها نسبت به نویسندگان حاصل دورههای داستان نویسی نیویورک دید چندان مثبتی ندارند.
مروز نوزدهم مهرماه مصادف با سیامین سال وفات آخرین شاعر عالم بزرگ ایران پس از مرحوم مغفور استاد ملكالشعراء بهار رحمهالله علیهماست. سی سال پیش در چنین روزی، «امیر» آن شاعر عالم بسیار با فضل و فضیلت، آن فرشته مجسم به صورت انسان، آن خَلَفَ الصدق شعرای بزرگ سلف، امثال انوری و خاقانی و جمالالدین، آن صائب و كلیم عصر، ذریه طیبه حضرت زهرای اطهر سلاماللهعلیها، یعنی سیدالشعرا سیدكریم امیری فیروزكوهی (حشرهالله مع اجداده الطاهرین) از این دنیا رفت و به حضور مبارك اجداد معصومش صلواهالله علیهم اجمعین مشرف شد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید