مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • آشوری، زبان |
  • اشوداد | \ašodād\، یا اَهلوداد، خیرات پرهیزکاران زردشتی بـه قدر توانایی در روزهای گاهنبار (ه‍ م)، همچنین خیرات به روحانیان (اوشیدری، 113؛ نیبرگ، II / 11).
  • اشوگهشه | \ašvaghoša\، (سدۀ 2 م)، خطیب، شاعر، نمایشنامه‌نویس و فیلسوف بزرگ بودایی از شمال هند.
  • اشی | \ašī\، (ح 352- ح 427 م)، عالم، یهودیِ بابلی، تدوین‌گر تلمود بابلی و از مفسران میشناه (اقوال و احکام ربیها پیش‌از سدۀ 3 م).
  • آشیرواد | \āšīrvād\، دعای طلب خیر و برکت در مراسم عروسی زردشتیان هند.
  • اشوینچیم |
  • اشنابل | \ešnābel\، آرتور (1882-1951 م / 1261-1330 ش)، نوازنده، آموزگار پیانو و آهنگ‌ساز اتریشی که بعدها تابعیت آمریکایی را برگزید.
  • اشویل | \ašvīl\، شهر و مرکز شهرستان بِنکِم، در قسمت غربی مرکز کارولینای شمالی (ایالات متحده).
  • آشویتس |
  • آشوب | \āšūb\، تخلص دو شاعر، یکی مازندرانی، دیگری هندی:
  • آشورنصیرپال | \āšūr-nasīrpāl\، یا آسورنصیرپال، نام دو تن از پادشاهان آشور:
  • آشوکا | \āšokā\ (در سنسکـریت: اَشُکـه؛ د 238 ق‌م ؟)، آخرین امپراتور مهم از دودمان ماوریای هندوستان که حمایت جدی او از دین بودایی در دوران فرمانروایی‌‌اش (ح 265- 238 ق‌م؛ یا به گفته‌ای 273-232 ق‌م) موجب گسترش هرچه‌بیشتر این دین در سرتاسر هندوستان شد.
  • اشون | \ašavan\، یا اَشاون، دارنده یا پیرو اَشَه (ه‍ م). این اصطلاح در جای‌جای اوستا بـه پیرو و معتقـد بـه راستی، در برابر درِگوَنت (دروند، دروغمند و پیرو دروغ) اطلاق می‌شود ( گاهان ... ، 113).
  • اشه | \aša\، یا اَرْته، راستی، درستی، حقیقت، جوهر قانون و قانونمندی، و مظهر نظم جهانی در آیین زردشتی.
  • آشیر | \āshīr\، یا آشر، یکی از قبیله‌ها یا اسباط (ه‍ م) دوازده‌گانۀ اسرائیل که به هشتمین پسر حضرت یعقوب (ع) ــ پسر دوم او از زلفه، کنیز لیه (زن اولش) ــ نسبت داده می‌شود.
  • اشی | \ašī\، اسم عام در گاهان (یسن 4:28، 1:43، 48: 8، 10:51) با معانی دوگانۀ پاداش، کیفر و تاوان (اجر و جزا)، و در اوستای متأخر (مثلاً یسن 3:9، 3:56) به‌معنای پاداش، بهره، سهم و آنچه به دست می‌آید.
  • اشنان | \ošnān\، گونه‌های متعددی از گیاهانی علفی تا درختچه‌ای، از تیرۀ اسفناجیان، با ارتفاع متنوع، گلهایی منفرد تا مجتمع و متراکم (زرگری، 4 / 227- 228؛ قهرمان، 1 / 52؛ مظفریان، 500- 501؛ زاهدی، 162؛ گل‌گلاب، 227؛ ثابتی، 350- 351).
  • آشوربانیپال | \āšūr-bānīpāl\ (در اکدی: آشور بانی اَپلی؛ اش‍ سدۀ 7 ق‌م)، آخرین شاه بزرگ کشور آشور (سل‍ 668- ح 627 ق‌م)، و مؤسس کتابخانۀ سازمان‌یافتۀ خاورمیانه در عهد باستان در نینوا.
  • آشوراده | آشوراده، یا عاشوراده، آبادیی در منتهى‎الیه شبه‎جزیرۀ میانکاله، در جنوب‎شرقی دریای مازندران با 1260 نفر جمعیت (مرکز آمار ایران، 15 / 47) و‌°54 و‌´1 طول شرقی و‌°36 و‌´55 عرض شمالی. آشوراده از دو جزءِ «آشور» (عاشور) که ظاهراً نام شخص، از نامهای رایج میان ترکمانان است و «آده» ترکی به معنی جزیره (جزیرۀ آشور) فراهم...
  • اشور | \aššūr\، همچنین اسّور و اسشور (که ظاهراً در اصل انشور بوده است)، خدای شهر باستانی آشور، شهری که از قدیم‌ترین زمانها نام او را بر خود داشت، و خدای ملی کشور آشور تا پایان حیات این امپراتوری، و پس‌از آن.
  • آشور | \āšūr\، عنوان سرزمین و شهری باستانی در دو کرانۀ دجله، از زاب کوچک تا مرکز سوریه و عراق امروزی.
  • اشمیت، هلموت | \ešmīt\، هلموت (ز 1918 م / 1297 ش)، صدراعظم آلمان غربی (1974-1982 م). او از سیاست‌مداران مؤثر در حزب سوسیال‌دمکرات آلمان و ناشر هفته‌نامۀ پرخوانندۀ دی تسایت بود.
  • اشمیت ـ رتلوف | \ešmīt-rotlūf\، کارل (1884-1976 م / 1263-1355 ش)، نقاش، گراورساز و گرافیست آلمانی.
  • اشنونا | \ešnūnnā\، یا اشنونه، تل‌الاسمر امروزی، شهری باستانی در درۀ رود دیاله، در 32 کیلومتری شمال شرقی بغداد.
  • اشنور فون کارولسفلد | \(ešnor fon kārolsfeld(t\، یولیوس (1794- 1872 م / 1208- 1289 ق)، نقاش و طراح آلمانی.
  • آشیکاگا | \āšīkāgā\، آتسوجی (1893-1983 م / 1272-1362 ش)، ایران‌شناس ژاپنی، متخصص فرهنگ و زبانهای باستانی ایران.
  • آشیکاگا | \āšīkāgā\، شهری در استان توچیگی در هونشوی ژاپن. آشیکاگا در کنار رود واتاراسه واقع شده است.
  • آشیل | \āšīl\ ، (در یونانی: آخیلِّئوس)، جنگجوی افسانه‌ای یونان و قهرمان کتاب حماسی هُمر، ایلیاد، که به‌علت شهرت و اهمیتی که در جهان یونانی پیدا کرد، سایر سرایندگان و تراژدی‌‌نویسان نیز به زندگی او پرداختند.
  • اصحاب ایکه | ام قومی یاد شده در قرآن كریم كه رسالت پیامبر خویش، شعیب (ع) را نپذیرفتند و بر ستمكاری خود اصرار ورزیدند. یاد اینان 4 بار در قرآن كریم، در سوره‌های حجر (15 / 78)، شعراء (26 / 176)، ص (38 / 13) و ق (50 / 14)، به میان آمده، و در كنار اقوامی چون ثمود، قوم لوط و قوم تُبَّع جای گرفته است. این قوم در منابع قصص، غالب...
  • اصحاب رس | قومی كافر كه به گفتۀ قرآن كریم پیامبر خویش را تكذیب كرده، به قتل رساندند. این تركیب 2 مرتبه در قرآن كریم به ترتیب در سوره‌های فرقان (25 / 38) و ق (50 / 12) در كنار اقوام دیگری چون عاد، ثمود و قوم نوح (ع) به كار رفته است. در این آیات و آیه‌های پیش و پس از آن، اصحاب رس به عنوان قومی بد دین معرفی شده‌اند كه از پ...
  • اصحاب فیل | عنوان قومی كه یاد آن تنها یك بار در سورۀ مكی فیل آمده، و داستان آن در روایات و تفاسیر با حملۀ ابرهه به مكه مربوط شده است. در قرآن كریم بدون هیچ گونه توضیح و تفسیری دربارۀ این قوم، چنین می‌یابیم كه خداوند، به سبب نیرنگ این قوم، پرندگانی را كه از آنان به ابابیل یاد شده، فرو فرستاد كه با پرتاب كردن سنگهایی از «س...
  • اصانلو | یا اُصالو، نام گروهی ایلی ـ عشایری از اقوام ترك زبان ایران. نام این گروه عشایری در متنهای تاریخی به صورتهای گوناگون اوسالو (اسكندربیك، 2 / 1085)، اوصالو (افشار، 11)، اسانلو، آسانلو (ظل السلطان، 43، 63) و اوصانلو (اعتمادالسلطنه، مطلع الشمس، 3 / 379؛ حكیم الممالك، 30) نیز آمده است. احتمالاً نام این گروه عشایر ت...
  • اصحاب اخدود | نام قومی كه در قرآن كریم از آنان یادی به میان آمده است و غالب مفسران، آنان را گروهی مؤمنانِ عذاب شده از سوی كافران دانسته‌اند.
  • اصحاب سبت | قومی از بنی اسرائیل، یاد شده در قرآن كریم كه از شریعت الٰهی روی تافتند و به عذاب خداوند گرفتار شدند. قصۀ اصحاب سبت در قرآن به اجمال آمده، و در اخبار و روایات بسط و تفصیل یافته است.
  • اصحاب دایره المعارف | \ashāb-e dāyerat-ol-maʾāref\، یا آنسیکلوپِدیستها (دانشنامه‌نگاران)، نام خاص اطلاق‌شده به نویسندگان دانشنامه‌ای فرانسوی در سدۀ 18 م / 12 ق.
  • اصالت ماهیت* |
  • اصابع | \asābeʾ\، جمعِ اِصبَع (به معنای انگشتان دست)، نظامی در موسیقی قدیم جهان اسلام (اصابع و مجاری)، برای تبیین جایگاه نغمات و ساختار مُدها، بر مبنای موضع انگشتان دست روی دستۀ سازهای زهی.
  • اشیل | \ešīl\، (در یونـانی: آیسخولوس، ح 525 - 456 ق‌م)، نمایشنامه‌نویس یونان باستان، از نخستین شاعران بزرگ آتن، و هنرمند توانایی که هنر تراژدی را به اوج رساند و آن را با قدرتهای تأثیرگذار نمایشی همراه کرد.
  • اصالت وجود | عنوان بحثی فلسفی دائر بر اینكه آنچه به واقعیت عینی موجودات تحقق می‌بخشد، هستی آنهاست و ماهیت یا چیستیِ اشیاء امری اعتباری است كه عقل آن را از حدود وجودی آنها انتزاع می‌كند و از واقعیت مستقل خارجی برخوردار نیست و به همین دلیل آثار اشیاء در حقیقت ناشی از وجود آنهاست، نه از ماهیتشان. این موضوع از اهمیت فراوانی ب...
  • اصحاب کساء |
  • اصطهبانات |
  • اصطخاب | اصطلاحی در موسیقی دوران اسلامی ایران. اصطخاب، از مادۀ «صخب» به معنی به هم (با هم) بانگ كردن (زوزنی، 486) و اختلاط اصوات (زمخشری، 349) است.
  • اصطبل | جایگاه ستوران سواری، به ویژه اسب، یا ستورانِ باربر.
  • اصطفن |
  • اصطرلاب* |
  • اصطرلابی | علی بن عیسى حَرّانی، منجم، ریاضی‌دان و مؤلف كهن‌ترین كتاب برجای مانده به زبان عربی دربارۀ كاربرد اسطرلاب. وی در سدۀ 3 ق / 9 م همراه با اخترشناسان بزرگ در رصدها و اندازه‌گیریها و محاسبات نجومی مهم شركت داشته، و در ساختن ابزارهای رصدگری و به ویژه اسطرلاب ماهر بوده، و از این رو به اصطرلابی شهرت یافته است (ابن ند...
  • آصف قمی | \āse(a)f-e qomī\، شاعر و سخنور ایرانی در سدۀ 11 ق / 17 م.
  • اصحاب کهف | در قصص قرآنی نام گروهی از مؤمنان كه از ستم پادشاهی مشرك به غاری پناه بردند و سالیانی دراز به خوابی عمیق درافتادند. برپایۀ روایات، این پادشاه مشرك، دقیانوس، و محل واقعه اِفِسوس دانسته شده است.
  • اصطخر* |
  • اصفهان، مسجد شاه |

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: