مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • آوار | آوار، قومی مسلمان، ساكن جمهوری شوروی خودمختار داغستان. نام آوار را قوم معرولل داغستان ‌بر خود نهاده‌اند و معرولل در زبان محلی به معنای كوه‌نشین است. این قوم كه روسها آنان را آوارتسی می‌نامند، در بخش اصلی كوهستانهای جمهوری شوروی خودمختار داغستان و نوار مورّب عریضی كه سراسر خاك آن را از شمال خاوری تا غرب دربر گ...
  • آنکارا | آنْكارا، پایتخت جمهوری تركیه، كرسیِ ایلِ ‌(استان) آنكارا، پُر شهرستان‌ترین استان تركیه، واقع در شمال قسمت مركزی دشت آناتولی، 200 كیلومتری جنوب دریای سیاه و حدود 350 كیلومتری جنوب شرقی استانبول، خاستگاه تمدن كهنِ هیتی و یكی از زیباترین شهرهای‌خاورمیانه. وجه تسمیه نام آنكارا از آغاز پیداییِ این شهر تاكنون به شك...
  • آهارمهره | آهارْ مُهْره، اصطلاحی در فن كاغذسازی و بافندگی. در سده‌های گذشته كه هنوز كاغذ با دست ساخته می‌شد، برای آنكه كاغذ نازك، تنك و كم‌دوام نباشد و به هنگام نوشتن پُرز ندهد و از پخش شدن مركب بر آن جلوگیری شود، آن را آهار می‌دادند و مهره می‌كشیدند. نتیجۀ این كار آن بود كه كاغذ استوار، شفاف و نرم می‌شد و كار خوشنویسی ...
  • آواز | آواز (در هنر موسیقی)، كلام یا اصوات انسانی كه با ایجاد تغییراتی در شدت و ارتفاعشان تبدیل به موسیقی گردند (قس: لاروس ... ). كلمۀ آواز در اصل به معنی ‌مطلق صوت و نیز صوت موسیقی به كار رفته است (لغت‌نامۀ فارسی، فخررازی، 176- 179) و آنچه امروز، آواز نامیده می‌‌شود، سرود و گاه غزل و ترانه (نک‍ : عنصرالمعالی، 141، ...
  • آهنگ | آهَنْگ، لحن (= ملودی). آهنگ در پهلوی به معنی «كشش» به كار رفته كه از ریشۀ اوستایی Ŝang به معنی «كشیدن» گرفته شده است و در فارسی بیش‌تر به معنی قصد و عزم است، اما به معنی طرز، روش، قاعده و قانون، همچنین به معنی نوا، آوا، لحن و آواز به كار رفته است و به نظر می‌رسد كه معنی لحن برای آهنگ از معنی «طرز و روش و قاعد...
  • آهوان | آهُوان، دهستانی از استان سمنان كه مركز آن روستای آهوان است و بر فراز كوهی در 7 فرسنگی خاورِ سمنان و بین این شهر و دامغان قرار دارد. جمعیت این دهستان 165 نفر است (سرشماری ... ، 1355 ش). وجه تسمیه در دشت آهوان از قدیم آهوی فراوان وجود داشته است. خواندمیر می‌نویسد كه در 678 ق / 1279 م كه اباقاخان برای دفع شر لشك...
  • آهی | آهی، حَسَن بَنْلْی (د 923ق / 1517م)، شاعر و ادیب ترک، در دوران سلطنت سلیم اول. زادگاه او ترستنیک (در نزدیکی نیکوپولیس) بود و پدرش، سیدی خواجه در آن شهر به بازرگانی اشتغال داشت. آهی پس از مرگ پدر، به استانبول آمد و به کارهای ادبی و نویسندگی مشغول شد و یک چند در مدرسۀ بایزید پاشا در بروسه مدرس بود، ولی از این ک...
  • آیت الله | آیتُ‌اللّه، یا آیةالله (= نشانۀ خداوند)، عنوانی عام برای فقها و مراجع طراز اول و دوم شیعه از اوایل سدۀ 14 ق / 20 م. در ادوار پیشین تاریخ اسلامی، برای فقها در كنار القاب و عناوین خاص مانند مفید، صدوق و شیخ الطائفه، یك سلسله القاب عام نیز مانند شیخ الاسلام، ملّا و آخوند به كار رفته است. برخی القاب مانند ثقةالاس...
  • آیبک، قطب الدین | آیبَکْ، یا آیبگ، اَیبك، قطب‌الدین (د 607 ق / 1210 م)، بنیان‌گذار سلسلۀ سلاطین مملوك دهلی. اصلاً از تركستان بود. در كودكی او را به غلامی‌ به نیشابور بردند. در آنجا قاضی القضات فخرالدین عبدالعزیز كوفی (مق‍ ‍582 ق / 1186 م) او را «بخرید و تربیت كرد» (قزوینی، 1 / 399). آیبك همراه فرزندان قاضی به تحصیل علم و آموزش...
  • آی تیمور | آی تِیمور، مُحَمَّد (745-747 ق / 1344-1346 م)، سومین فرمانروا از سلسلۀ شیعی مذهب سربداران. نام او را به صورتهای آقا محمد تیمور، امیر محمد آتیمور، محمد آتیمور و آقامحمد آی تیمور نیز نوشته‌اند. پاره‌ای از مآخذ او را از غلامان خواجه وجیه‌الدین مسعود به شمار آورده‌اند (دولتشاه، 211). خواندمیر او را از غلامان فضل‌...
  • آیتی | آیـتی، عبدالحسین بافقی یزدی (1288-1372ق / 1871-1953م)، ادیب و شاعر و نویسندۀ ایرانی. در تفت از توابع یزد در خانواده‌ای روحانی زاده شد. پدرش، شیخ محمد، معروف به حاج آخوند تفتی از ائمۀ جماعت و واعظان فاضل یزد و در زادگاه خویش مرجع امور مذهبی بود. عبدالحسین در نوجوانی به لباس روحانیت درآمد و به آموزش ادبیات و عل...
  • آیبه سلطان | آیبه سُلْطان، یا ایبه سلطان بایندر، ابراهیم بیك، (مق‍904 ق / 1499 م)، از امیران آق قویونلو كه در اواخر حكومت این سلسله می‌زیست و در رقابتهایی كه میان جانشینان یعقوب بیك پسر اوزون حسن بر سر حكمرانی درگرفت، نقش مهمی‌ داشت. پس از استقرار بایسنقر بر تخت و قتل مسیح، عموی بایسنقر، مدعی دیگر حكومت، آیبه سلطان كه در ...
  • آیبک، عزالدین بن عبدالله | آیبَك، یا آیبَگ، آیبك، عزالدین بن عبدالله الصالحی النجمی‌، ملقب به الملك المعز (مق‍ 655 ق / 1257 م)، بنیادگذار دولت ممالیك بحری و نخستین سلطان مملوك و ترك نژاد مصر. وی از جملۀ غلامان ملك صالح نجم‌الدین ایوب بود و از همین روی چون دیگر ممالیكِ او به «صالحی» نامبردار شد. شهرت «نجمی‌» را نیز از همو گرفت. آیبك در ...
  • خرج بری |
  • خاور و باختر | خاوَر و باخْتَر، داستانی منثور از نویسنده‌ای ناشناس. داستان چنین آغاز می‌شود: افتتاح هر سخن در نزد مرد هوشیار / نیست نامی بِه ز نام نامی پروردگار...
  • خرف خانه | خِرِفْ‌خانه، کلبه‌هایی ساخته‌شده از سنگ که گفته می‌شود در گذشته، عشایر کوچ‌رو به هنگام ییلاق و قشلاق، سالمندان بیمار یا ناتوان از پیمودن ادامۀ مسیر را همراه مقداری آب و خوراک در آنها می‌گذاشتند و خود، مسیر کوچ را ادامه می‌دادند.
  • ختمی | خَتْمی، یا خطمی، از گیاهان خودرو با رنگها و خواص دارویی مختلف.
  • خارخانه | خارْخانه، یا خیش‌خانه، کلبه‌ای تابستانی که بعضی از وجه‌های آن را با خار، یا خیش (نک‍ : ادامۀ مقاله) پوشانده‌اند.
  • خرزهره | خَرْزَهْره، درختچه‌ای زینتی با کاربردهای گوناگون در پزشکی.
  • خر دجال | خَرِ دَجّال، مرکب معروف دجال که در آغاز آخرزمان، با فریبندگیهای خاصی که دارد، همه را از خانه و محل کار بیرون می‌آورد و به دنبال خود می‌کشد.
  • خانه | خانه، فضای خصوصی زندگی انسان. در ساختار فرهنگی مردم ایران، خانه فضای خصوصی برای زندگی یک خانواده است که معمولاً اصل محرمیت در طراحی و احداث آن رعایت می‌شود تا افراد خانواده از دید اشخاص نامحرم محفوظ باشند.
  • خرمن، جشن | خَرْمَن، جَشْن، از جشنهای آیینی و سالانۀ کشاورزی با کارکرد شکرگزاری در هنگام برداشت محصول و خرمن‌کردن آن.
  • خرقه | خِرْقه، جامه‌ای پیراهن‌مانندِ آستین‌دار و جلوبسته، که صوفی آن را با آداب خاصی از دست پیر طریقت می‌پوشید.
  • خرس | خِرْس، از جانوران پستاندار وحشی و قدرتمند، با جثه‌ای بزرگ و پرمو که از دیرباز صفات و ویژگیهایش از موضوعات پربسامد در ادبیات، اساطیر و فرهنگ ایرانیان بوده است.
  • خارپشت | خارْپُشْت، پستانداری خاردار با جایگاهی ویژه در فرهنگ مردم ایران، از عهد باستان تا کنون.
  • خر، | خَر، چهارپای فردسُم اهلی و باربر که در باورهای مردم کارکردی دوگانه (مثبت و منفی) دارد.
  • ختنه و ختنه سوران | خَتْنه و خَتْنه‌سوران، ختنه به بریدن پوست اضافی نوک آلت تناسلی پسربچه‌ها گفته می‌شود و ختنه‌سوران به‌عنوان یکی از جلوه‌های آیینی تشرف، جشنی است که بدین مناسبت برگزار می‌شود.
  • خرما | خُرْما، میوۀ درخت نخل، با ارزش اقتصادی، معیشتی و کارکردهای آیینی در ایران.
  • خالکوبی |
  • خراطی | خَرّاطی، پیشه‌ای سنتی جهت ساخت اشیاء چوبی به شکلهای گرد، استوانه‌ای و مخروطی با دستگاه خراطی، برای مصارف گوناگون خانگی، ساختمانی، ورزشی، اسباب‌بازی و جز اینها.
  • تهران، کنفرانس | تِهْران، کُنْفْرانْس، دیدار و مذاکرات سرانِ 3 قدرتِ متفق ایالات متحدۀ آمریکا، بریتانیا و اتحاد جماهیر شوروی در تهران در خلال جنگ جهانی دوم (7 تا 10 آذر 1322ش/ 28 نوامبر تا اول دسامبر 1943م). این کنفرانس در عین حال که از لحاظ تصمیم‌گیری دربارۀ استراتژی جنگ و پس از جنگ برضد قدرتهای محور یعنی آلمان، ژاپن و ایتال...
  • خراز | خَرّاز، ابوسعید احمد بن عیسى بغدادی (د 277 یا 279، 286ق / 890 یا 892، 899 م)، عارف پرآوازۀ سدۀ 3ق / 9م.
  • خراسان | خُراسان، عنوان 3 نشریه که از دورۀ قاجار تاکنون به تناوب در خراسان منتشر شده است:
  • خرابات | خَرابات، جمع خرابه، و به معنی ویرانه‎ها، که در متون مختلف به دو مفهوم حقیقی (یا لغوی) و مجازی (یا اصطلاحی) به کار رفته است.
  • خدیویه | خَدیویّه، عنوان خاندان فرمانروایان مصر از سدۀ 13 تا نیمۀ دوم سدۀ 14 ق / 19-20 م. فرمانروایی این خاندان با قیام و چیرگی محمدعلی پاشا ...
  • خراسان، بنی | خُراسان، بَنی، سلسله‌ای از عربهای صُنهاجه که از 454 تا 554 ق / 1062 تا 1159 م بر تونس حکمرانی کردند. این سلسله را به سبب انتساب به خراسان، نیایشان بنی خراسان خوانده‌اند.
  • خرچنگ* |
  • خربة البیضاء | خِرْبَةُ الْبَیْضاء، بازماندۀ بنایی در سوریه، در حدود 100 کیلومتری جنوب شرقی دمشق، که از شرق رو به سوی رُحبه ــ زمینی پست کـه حد شمالـی جزیرةالعرب دانسته شده
  • خراج | خَراج، اصطلاحی ناظر به نوعی مالیات بر زمین کشاورزی که از سدۀ نخست هجری در میان مسلمانان رواج داشته است. خراج در تاریخ تمدن اسلامی، در نظام مالی دول نقشی محوری داشته و زمینه‌ساز یکی از اصلی‌ترین دیوانها در نظام دیوان‌سالاری مسلمانان بوده است.
  • خراسانی، سبک | خُراسانی، سَبْک، ویژگیهای مشترک فکری، زبانی و ادبی در نظم و نثر فارسی دری از ابتدای ظهور (میانۀ سدۀ 3 ق / 9 م) تا پایان سدۀ 5 ق / 11 م.
  • خرداد | خُرْداد، یکی از 7 فرشتۀ مقرب اهوره‌مزدا، و سومین ماه سال و ششمین روز از ماههای ایرانی: 1. خرداد، یکی از 7 امشاسپند (فرشتۀ مقرب اهوره‌مزدا )
  • خرقانی | خَرَقانی، ابوالحسن علی بن جعفر (احمد) سلمان (351- 425 ق / 962-1033 م)، از صوفیان نامدار خراسان در سده‌های 4 و 5 ق / 10 و 11 م. وی در روستای خرقان از توابع بسطام (در قومس قدیم که امروزه در استان سمنان قرار دارد)
  • خرقه | خِرْقه، اصطلاحی در تصوف، به معنی جامه‌ای پشمین و خشن، که صوفیه به‌عنوان نماد ظاهریِ منش و مسلک خود می‌پوشیدند.
  • خرقی | خِرَقی، ابوالقاسم عمر بن حسین بن عبدالله (د 334 ق / 946 م)، فقیه حنبلی و صاحب کتاب مشهور المختصر فی الفقه در مذهب حنبلی.
  • خرگرد، مدرسه* |
  • خرقی | خَرَقی، ابومحمد عبدالجبار بن عبدالجبار بن محمد بن ثابت بن احمد ثابتی خرقی، دانشمند و فقیه سدۀ 6 ق / 12 م و نویسندۀ آثار مهمی در علم هیئت.
  • خرم آباد | خُرَّمْ‌آباد، شهرستان و شهری در استان لرستان و مرکز آن، واقع در غرب ایران: شهرستان خرم‌آباد: این شهرستان بنا بر تقسیمات کشوری در ۱۳۹۱ ش، از ۴ بخش به نامهای بیرانوند،
  • خرگوشی | خَرْگوشی، ابوسعد عبدالملک بن ابوعثمان محمد بن ابراهیم خرگوشی نیشابوری (د 406 یا 407 ق / 1015 یا 1016 م)، معروف به ابوسعد واعظ و عبدالملک واعظ، عالم، زاهد، سیره‌نویس و واعظ شافعی‌مذهب.
  • خرما* |
  • خرم دره | خُرَّمْ‌دَرّه، شهرستان، شهر و دهستانی در جنوب شرقی استان زنجان. امروزه روستایی نیز با همین نام در 37کیلومتری جنوب خاوری زنجان قرار دارد

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: