مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ختم |
  • حیض |
  • خاورنامه |
  • خاطرات مونس الدوله | خاطِراتِ مونِسُ‌الدّوله، اثر ماه‌وش خانم مونس‌الدوله، ندیمۀ انیس‌الدوله، سوگلیِ حرم ناصرالدین شاه.
  • ختنه |
  • ختم انعام | خَتْمِ اَنْعام، مراسمی مذهبی و بیشتر زنانه همراه قرائت و ختم سورۀ انعام (6) برای برآورده شدن نذر یا حاجت.
  • خاکشیر | خاکْشیر، گیاهی خودرو با دانه‌های قرمزرنگ با مصارف درمانی نزد تودۀ مردم.
  • خرفه | خُرْفه، گیاهی خودرو با ساق و برگ گوشتی و گلهای زرد منفرد و بذرهای سیاه ریز، که به‌صورت علف هرز در مزارع، باغها و زمینهای مرطوب گسترده می‌شود. این گیاه در فرهنگ مردم مصرف خوراکی و دارویی دارد
  • خان امیری | خانْ‌اَمیری، نام یکی از گونه‌های رقص کردی. برخی از منابع رقص کردی را بر‌اساس شیوۀ اجرا، 250 نوع دانسته‌اند .
  • خاوران نامه | خاوَرانْ‌نامه، منظومه‌ای دینی از ابن‌حسام قهستانی (دبا، 3 / 356-357)، دربارۀ جنگهای حضرت علی (ع) که اساس آن افسانه و تخیل است.
  • خرخاکی |
  • خاله بازی | خاله‌بازی، بازی کودکانه‌ای مخصوص دختر‌بچه‌ها. این بازی در هر منطقه و ناحیه‌ای نام خاصی دارد؛ مثلاً در مازندران به خاله‌کا و پِلا‌پَجه‌کا (نعمتی، 143)، در بختیاری به خاله‌خاله‌بازی (هادی‌پور، 112)، و در خراسان به خالگکانی (قزل‌ایاغ، 256) مشهور است.
  • خرس بازی | خِرْسْ‌بازی، بازی خرس‌بازان با خرس برای سرگرمی خودشان، و بازی معرکه‌گیران با خرس برای سرگرمی مردم.
  • خاله قورباغه | خاله‌قورْباغه، یا خاله‌قرباقه و عروسی لاک‌پشت، منظومه‌ای طنزآمیز از ادبیات مکتب‌خانه‌ای.
  • خردل |
  • خارگ | خارْگ،‌ مستندی ساخته‌شده در 1344 ش، به کارگردانی مصطفى فرزانه، یکی از نخستین تک‌نگاریهای بصری با دیدگاهی اقتصادی و فرهنگی دربارۀ جزیرۀ خارگ.
  • خانه خدا | خانۀ خُدا، فیلمی مستند دربارۀ مراسم حج، به کارگردانی ابوالقاسم رضایی در 1345 ش. نمایش این فیلم در سینماهای تهران و شهرستانها با استقبال فراوان روبه‌رو شد.
  • حیلة النساء |
  • خان | خان، لقبی که از زمان سلطۀ مغول بر ایران، به رئیسان و سرکردگان ایالات و ولایات و ایلات داده می‌شد.
  • حیوان |
  • خاک | خاک، بخشی از لایۀ رویین کرۀ زمین، با نقشی زندگی‌بخش، زایا و مؤثر در زندگانی و فرهنگ مردم. این واژه در اصطلاح بر زمین، و در تداول عام برحسب مورد به کشور، قبر، و گور نیز اطلاق می‌شود
  • خاگینه | خاگینه، غذایی ساده و سنتی که با تخم‌‌مرغ، آرد، شکر و روغن تهیه می‌شود.
  • خاله رورو | خاله‌رو‌رو، از نمایشهای معروف شادی‌آور زنانه، که در بسیاری از مناطق ایران اجرا می‌شده است.
  • خربزه | خَرْبُزه، میوه‌ای تابستانی، یک‌ساله، درشت و آبدار. برخی خربزه را بومی کشور هند و بلوچستان، و برخی نیز بومی نواحی شمال قفقاز دانسته‌اند که سپس کشت آن به سایر مناطق آسیا و آفریقا گسترش یافته است
  • خال | خال، نقطه‌ای غالباً تیره، سیاه و ناهمگون با رنگ زمینه، بر اندام انسان، حیوان یا بر روی اشیاء. خال واژه‌ای است عربی با معانی متعدد
  • حیوان رقصانی | حِیْوانْ‌رَقْصانی، رام‌ و دست‌آموزکردن برخی از حیوانات، برای واداشتن آنها به حرکات سرگرم‌کننده.
  • خاله سوسکه | خاله‌سوسْکه، از افسانه‌های مشهور و رایج در مناطق مختلف ایران، با موضوع ازدواج.
  • خانقاه | خانِقاه، مکانی برای سکونت و عبادت صوفیانِ مقیم و مسافر، که در آنجا به تعلیم مبانی دین و اصول طریقت، و ریاضت، مراقبت و تهذیب نفس، و اخذ مبانی تصوف از حدیث و تفسیر و کلمات مشایخ می‌پرداختند.
  • خرگوش | خَرْگوش، جانوری پستاندار، کوچک‌اندام، چابک و جونده که از دیرباز صفات و ویژگیهایش دست‌مایۀ ساخت باورها و معتقدات گوناگون در اساطیر، ادبیات و فرهنگ مردم ایران شده است.
  • خرمن و خرمن کوبی | خَرْمَنْ وَ خَرْمَنْ‌کوبی، جمع‌آوری محصولات کشاورزی به‌ویژه گندم در یک مکان، پس از درو، برای کوبیدن خوشه‌ها و جداسازی دانه از کاه با ابزارآلات مختلف که معمولاً با آداب و رسومی نیز همراه است.
  • خج و سیامند | خَج و سیامَنْد، از داستانهای عاشقانۀ کهن کردی که در قالب نثر و نیز شعر هجایی به لهجه‌های کرمانجی و سورانی در مناطق مختلف کردنشین نقل می‌شود.
  • خاکستر | خاکِسْتَر، گَرد نرمی که از سوختنِ چیزی باقی می‌ماند.
  • خاکسپاری | خاکْ‌سِپاری، یا دفن، سنت دیرینۀ به‌خاک‌سپردن پیکر بی‌جان مردگان، مرکب از اعمال ترتیبی: غسل، کفن، نماز، گذاشتن در لحد، تلقین و پر کردن قبر با خاک پس از مراسم تشییع.
  • خرسک | خِرْسَک، از بافته‌های رایج صنایع دستی و نوعی قالی درشت‌بافت نا‌مرغوب و بد‌نقش. خرسک بیشتر با مواد و مصالح تمام‌پشم بافته می‌شود و بافت و کاربرد آن به‌طور معمول در میان ایلات و عشایر و حتى روستاییان سرتاسر ایران متداول است.
  • آقابزرگ تهرانی | آقا بُزُرْگِ تِهْرانی، محمدمحسن بن علی بن ‎محمدرضا ‎بن‎ ‎محسن ‎بن علی‎اکبر (11 ربیع‎الاول 1293-13 ذی‎الحجۀ 1389ق / 7 آوریل 1876-20 فوریه 1970م)، فقیه و کتاب‎شناس شیعی امامی. در تهران زاده شد. پدر و پدربزرگش از روحانیون این شهر بودند. جدّ‌ بزرگش، حاج محسن، بازرگان بود و به یاری منوچهرخان معتمدالدولۀ گرجی، نخست...
  • آقابزرگ شیرازی | آقابُزُرْگِ شیرازی، (سدۀ 13ق / 19م)، نگارگر ایرانی. از شرح زندگانی او آگاهی چندانی در دست نیست. وی در روزگار شهریاری محمدشاه و ناصرالدین شاه در دستگاه حکومتی شاهزادگان قاجار در شیراز کار می‎کرد و به همین انگیزه او را «نقاشباشی سرکاری» می‎نامیدند. آقابزرگ به شهرهای تهران و قزوین و تبریز و مشهد سفر کرده و در شی...
  • آقاحسین پاشا |
  • آقا نجفی اصفهانی | آقانَجَفیِ اِصْفَهانی، محمدباقر بن محمدتقی بن میرزا عبدالرحیم ایوانکیی تهرانی مسجدشاهی (1234-1301ق/ 1818-1883م)، فقیه و اصولی امامی، شهره به حُسن اخلاق و پرهیزگاری. پدرش اهل ایوانکی، از توابع استان سمنان و از روحانیون برجسته است که شرحی بر معالم شهید ثانی (ه‍ م) به نام هدایةالمسترشدین نوشته است. محمدتقی به عل...
  • آقاضیاء عراقی | آقا ضیاءِ عِراقی، شیخ علی ملقب به ضیاءالدین فرزند آخوند ملامحمد کبیر عراقی ـ اراکی ـ (1278-1361ق / 1861-1942م)، فقیه بزرگ امامی، در سلطان‎آباد اراک زاده شد. مقدمات علوم را در زادگاهش، نزد پدر و چند تن دیگر از فضلای آن دیار فرا گرفت. در طلب دانش ابتدا به اصفهان و سرانجام به نجف رفت و در مجلس درس آقا سیدمحمد فش...
  • آقاخان کرمانی |
  • آقاجمال خوانساری | آقا جَمالِ خوانْساری، جمال‎الدین محمد بن حسین بن محمد (د 1125ق / 1713م)، محدث، اصولی، حکیم، متکلم و فقیه امامی ایرانی. وی در حوزۀ علمیۀ اصفهان نزد پدرش، آقا حسین محقق خوانساری، دایی‎اش، ملامحمدباقر محقق سبزواری نویسندۀ ذخیره و ملامحمدتقی مجلسی (ه‍ م‌م) درس خواند و سپس در همان حوزه به تدریس معقول و منقول پرداخ...
  • آقاحسین خوانساری | آقا حُسَیْنِ خوانْساری، فرزند جمال‎الدین، معروف به محقق خوانساری (1016-1099ق/1607- 1688م)، دانشمند، فقیه و حکیم بزرگ شیعی ایرانی در دورۀ صفوی. پیش از رسیدن به سن بلوغ، به قصد کسب معارف و علوم اسلامی به اصفهان رفت و در مدرسۀ خواجه‎ملک که مجمع فضلای بزرگ آن زمان بود، به تحصیل پرداخت. در اصفهان از محضر استادان ب...
  • آقا مجتهد | آقا مُجْتَهِد، محمدعلی بن محمد بن صالح بن محمد بن ابراهیم موسوی عاملی اصفهانی (1239-1274ق / 1824- 1858م)، عالم شیعی امامی، جامع جامع معقول و منقول، عارف و شاعر و ادیب، متولد اصفهان، فرزند ارشد سیدصدرالدین عاملی. پدر او از عالمان برجستۀ اصفهان و مادرش جان جان خاتون دختر شیخ جعفر کاشف‎الغطاء مجتهد و مرجع بزرگ ش...
  • آقاخان نوری | آقاخانِ نوری، میرزا نصرالله فرزند اسدالله‎خان (1222-1281ق/1807-1865م)، سیاستمدار دورۀ قاجاری و صدراعظم ناصرالدین شاه. پدرش در لشکرکشیهای آقامحمدخان به مازندران خدمات بسیاری از خود نشان داد و از این‎رو به سمت نخستین «لشکرنویس» اردوی قاجار برگزیده شد. وی مقام یاد شده را زیر عنوان «وزارت لشکر» تا 1242ق/1826م برع...
  • آق اردو |
  • آقا محمدخان | آقامُحَمَّدْخان، (ح 1155-1211ق / 1742-1797م)، رئیس ایل، بنیانگذار و نخستین شاه سلسلۀ قاجار (د ح 1210-1211ق / 1795-1797م). وی پسر بزرگ محمدحسن‎خان قُوانْلو بود که در استراباد زاده شد. مادرش دختر اسکندرخان قوانلو بود (اعتمادالسّلطنه، منتظم، 3 / 23). محمدحسن‎خان بعد از پدر خود فتحعلی‎خان (سپهسالارِ طهماسبِ دوم ص...
  • آقچه، شهرک | آقْچه، شهرکی تجاری و مرکز بخشداریی به همین نام از استان جوزجان در شمال افغانستان، با °66 و ´9 و ´´48 طول شرقی و °36 و ´5 و ´´40 عرض شمالی. جمعیت بخشداری آقچه بر طبق آمار 1358ش / 1979م، 000’62 نفر است که از ترکمنها، ازبکها، تاجیکها و مردمانی از نژادهای دیگر تشکیل می‎شود و به زبانهای فارسی، ترکی و حتی عربی مُفّ...
  • آق حصاری، حسن بن طور | آقْ‎حِصاری، حسن ‎بن طورخان ‎بن داوود بن یعقوب، مشهور به «حسن کافی» (951-1025ق / 1544-1616م)، فقیه، ادیب و پژوهشگر. وی از مردم بوسنه (بوسنی و هرزگوین1 کنونی، جمهوری خودمختار در شمال یوگوسلاوی) بود. در آق حصار (از توابع بوسنی) به دنیا آمد و بیش از 20 سال منصب قضاوت آنجا را برعهده داشت و در همان شهر درگذشت. زبان...
  • آقچه حصار | آقچه حِصار (آق‎حصار)، شهری از استان اشکودرا در شمال آلبانی، در 22 کیلومتری شمال شهر تیرانا و 48 کیلومتری جنوب خاوری اشکودرا و 20 کمـ دور از ساحل دریا با 000’10 نفر جمعیت. آقچه‌حصار در یک منطقۀ کوهستانی واقع شده و دارای آب و هوای کوهستانی است. اطراف شهر را باغها و باغچه‎های بسیار احاطه کرده است. وجه تسمیه: ترک...
  • آق دربند | آقْ‎دَرْبَند، دهی از دهستان مزدورانِ بخش سرخسِ شهرستان مشهد، استان خراسان، با 38 خانوار سکنه (سرشماری آبان 1360ش، جهاد سازندگی). در 85 کیلومتری جنوب باختری سرخس و بر سر راه شوسۂ عمومی آق‎دربند، با °60 و´50 طول شرقی و°36 عرض شمالی. این محل از آن روی که بر تنگه‎ای که رنگ خاک و سنگ آن اندکی سفید است بنا شده، به ...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: