ابومعشر بلخی به خاطر علاقه به ستارهشناسی به بغداد رفت و به تحصیل در این رشته پرداخت. وی از منابع مختلفی كه به زبانهای عربی، هندی، یونانی و سریانی نوشته شده بود، استفاده كردتا آن كه مشهورترین منجم عصر خود شد. آثار علمی ابومعشر بلخی تا قرنها پس از مرگش در جهان اسلام و غرب، معتبر بود.
عبدالرسول شاکری و مسعود جعفری، کتاب "اصول و مبانی تحلیل متون ادبی" نوشته سلینا کوش ترجمه حسین پاینده را نقد و بررسی کردند. در این نشست شرح کاملی از فعالیت های حسین پاینده در حوزه نقد و هدف از ترجمه این کتاب مطرح شد.
حسینعلی نوذری گفت: گاهی وجه سیاسی در تاریخ اجتماعی آنقدر فربه میشود که تاریخ به حاشیه میرود درحالیکه تاریخ اجتماعی یکی از وظایفش فاصله گرفتن از سیاست است. البته این بدین معنا نیست که ما تاریخ اجتماعی را تاریخی سترون و بهدور از امور سیاسی بدانیم چون همانگونه که پیتر برک اشاره میکند تاریخ اجتماعی ماهیت بینرشتهای دارد و نمیتواند خود را از مباحث سیاسی دور کند.
مجیدغلامی جلیسه، دبیر بیست و پنجمین دوره هفته کتاب در دویمن جلسه شورای سیاستگذاری بیستوپنجمین دوره هفته کتاب ضمن تاکید بر لزوم توجه بیشتر ارگانهای حاکمیتی به مقوله کتاب و کتابخوانی از برگزاری آئین افتتاح هفته کتاب با حضور معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بوشهر پایتخت کتاب ایران خبر داد.
اولین آثار ادبی-سیاسی بهار در روزنامه خراسان بدون امضاء به چاپ میرسید که مشهورترین آنها مستزادی خطاب به محمدعلی شاه است.
زندگی و اندیشه را در تعریف انسان گنجانده و اندیشه یا نطق درونی را فصل مقوم او دانسته اند پس اندیشه است که انسان را از دیگر جانوران جدا می سازد. او می اندیشد و می شناسد و می داند و می پژوهد و بررسی و جستار دارد و از چیزی به چیزی دیگر راه می برد. داوری می کند و باور می دارد و گمان می برد و می پندارد و گاهی هم راه نادرست می سپرد.
در ایران یک پهلوان رویین تن می شناسیم و آن اسفندیار است که تفصیل کارش در شاهنامه آمده است. چون قهرمان دین بهی و کمر بستۀ زرتشت است، هیچ سلاحی بر تنش کارگز نمی افتد.
داوری جایزه شعر شاملو بررسی مجموعه شعر یک سال شاعر بوده است نه بررسی شأن ادبی و دستاوردهای حیات ادبی او.
کارگروه علمی و اجرایی بزرگداشت تاریخی کوروش در استان فارس تشکیل و با صدور حکمی از سوی استاندار این استان، هادی پژوهش جهرمی به عنوان مسئول این کارگروه منصوب شد.
کلمۀ «قضا» و «قدر» که پس از این دربارۀ آن سخن به تفصیل خواهد رفت در نوشته های سعدی بسیار به کار رفته است از جمله: من دوش قضا یار و قدر پشتم بود / نارنج زنخدان تو در مشتم بود دیدم که همی گزم لب شیرینت / بیدار چو گشتم سرانگشتم بود
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید