با سقوط امپراطوری عثمانی در پایان جنگ جهانی اول در ۱۱ نوامبر ۱۹۱۸ میلادی، «مصطفی کمال پاشا» متولد سال ۱۸۸۸ سالونیک یونان، بر بقایای آن سرزمین در آسیای کوچک، رهبری بیرقیب بود که با همفکران خود برای شروعی دوباره از هیچ کوششی دریغ نکرد: «ما از شرق آمدهایم اما بهسوی غرب میرویم»
«سلطان احمد میرزا» فرزند چهل و نهم «فتحعلی شاه قاجار» پدر یکی از مهمترین سیاستمداران تاریخ معاصر ایران «عبدالمجید میرزا» ملقب به «عین الدوله» بود. عبدالمجید میرزا در سال 1224 هجری شمسی در تهران بدنیا آمد، نسب او تنها با یک واسطه به فتحعلی شاه میرسید.
پیدایش طریقه یا مذهب جوانمردی در ایران و ماهیت این طریقه هنوز بهدرستی شناخته نشده است.۱ قدیمترین اسنادی که در اختیار داریم، مربوط به قرن سوم هجری است. میدانیم که در این قرن، در شهرهای خراسان، گروههایی بودند که «جوانمرد» یا «جوامرد» خوانده میشدند. جوانمردان در میان کسبه و عیّاران بودند و از زاهدان و قُرّایان و مؤمنان خشک ظاهری متمایز بودند.
آقامحمدقمی فرزند آقا حسین قمی معروف به کبیر در سال 1288 ق در قم به دنیا آمد. مقدمات و سطوح را در قم و تهران خواند. از جمله اساتید وی در این دوره، میرزا حسن آشتیانی، آقامحمود قمی و شیخ فضل اللَّه نوری می باشند.
احمد بن عبداللَّه بن سلیمان مُعِرِّی تَنوخی، از ادبا، شعرا، نحویین، لُغَویین بسیار متبحّر و حاذق میباشد. وی دارای حافظه ای عالی و عجیب بود كه خارج از حیطه ی بیان و قدرت زبان می باشد، به طوری كه هر چیزی را به یك بار خواندن حفظ می نمود.
صفحه اول روزنامه های امروز یکشنبه20 آبان
یکی از آموزههای مهم ائمه معصومین(ع) مساله گفتوگوست که این مفهوم در فرهنگ گذشته ایران، بویژه در میان جوانمردان رواج داشت. یک مولفه مهم در سیره پیامبر و ائمه معصومین، بویژه حضرت امام رضا(ع) «گفتوگو» است که به باور بسیاری از جامعهشناسان، جامعه امروز ایران به شدت به آن نیازمند است. عجیب آنکه سیره گفتوگویی ائمه در فرهنگ گذشته ایران تاثیر مهمی داشت، اما امروزه جامعه ایرانی از آن غفلت میکند.
به رغم ۱۴ فصل کاوش در دژ الموت، باستان شناس ها همچنان به دنبال یافتن مقبره حسن صباح، بنیانگذار فرقه اسماعیلیه در ایران هستند. به نقل از روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، افسانه های قلعه الموت فراوان است افسانه هایی که مردم محلی آنها را سینه به سینه نقل کرده اند و کتاب خداوند الموت پل آمیر ترجمه ذبیح الله منصوری نیز به آنها دامن زده است
ایده اصلی این مقاله نشان دادن سیر تحول تصویرهای شعری از سادگی به سوی اغراق است. نگارنده با استناد به منابع کهن، تصرف ذهن جامعه در شعر معروف سعدی "بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران / کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران" را به بحث گذاشته و روند تحول یک تصویر شعری را در گذر تاریخ نشان می دهد.
در این مقاله ضمن در نظر داشتن سبک قصه پردازی مولانا نخست ویژگیهای آن کلی همراه با برخی نظریات مثنوی شناسان و بعضی عناوین اطلاق شده بر آن به اختصار بررسی شده است. نظریات و عناوین مطرح شده غالبا به پیچیدگی و بعضا به بی نظمی مطالب مثنوی اشاره می کند در حالی که تامل در روابط ابیات نشان می دهد پیوند بیتها، تمثیلها و قصه ها از آنچه گفته اند، بیشتر است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید