در فضایی که به اصطلاح، شتر با بارش گم میشود یافتن ناشران موسیقی در بزرگترین رویداد فرهنگی کشور مانند پیدا کردن سوزن در انبار کاه است. این اتفاقی است که هر سال در برگزاری نمایشگاههای کتاب تکرار می شود. در فضای وسیعی که عرصه بر تمامی حوزههای آموزشی، پژوهشی، تاریخی و... گسترده است، تنها تعداد اندکی از غرفههای موسیقی آن هم ناشرانی که در حوزه آثار مکتوب فعالیت میکنند به چشم میخوردند دیگر مؤسسات تولید آثار صوتی نیز با گلایه از نبود جایگاه شایسته و هزینه بالا ترجیحاً کنار کشیدند. این اتفاقات و پاسخگو نبودن به اعتراضها نشان از نگاه سلیقهای مسئولان به هنر مهجور و مظلوم موسیقی دارد.
غلامعلی حداد عادل با اعلام این خبر گفت: «با توجه به برنامهریزیهای انجام شده در بنیاد سعدی با اعزام استادان و مدرسان به کشورهای دیگر در صدد گسترش زبان فارسی در سایر نقاط جهان هستیم.» وی با اشاره به اینکه بعد از گذشت دو سال از تأسیس این مرکز موفق به جذب همکاری سازمانهای بسیاری شدهاند؛ تصریح کرد: «بر اساس بررسیهای انجام شده متوجه شدیم سازمانهای دولتی و خصوصی بسیاری در جهت آموزش زبان فارسی به علاقهمندان در سایر کشورها فعالیت دارند. از این رو برای جلب همکاری بخش قابل توجهی از این سازمانها تلاش کرده و فعالیتهای مذکور را در مسیری واحد سازماندهی کردهایم تا موفق به بهرهوری حداکثری از ظرفیتهای موجود شویم.» آن طور که وی در این نشست رسانهای عنوان کرد مخاطبان هدف بنیاد سعدی تنها شهروندان کشورهای دیگر نیستند و این بنیاد در جهت آموزش زبان فارسی به فرزندان ایرانیان ساکن کشورهای دیگر که چند نسل از مهاجرت آنان گذشته نیز تلاش میکند
علي وراميني: از جمله چيزهايي كه سقراط با اصرار فراوان به همشهريان خود توصيه كرد اين بود كه مواظب، مراقب و حافظ روح خود باشند. هيچ كس پيش از سقراط نگفته بود كه «چيزي در ما وجود دارد كه ميتواند به كسب دانش بپردازد و همان چيز ميتواند به صفت خوبي و عدالت متصف شود» و اسم آن «روح» (پسوخه) است. به نظر سقراط پسوخه انسان، خود حقيقي اوست. انسان زنده همان پسوخه است و بدن (كه براي قهرمانان هومري و كساني كه هنوز انديشه هومري دارند، بسيار با ارزشتر از روح است) فقط مجموعهاي از ابزارها و آلات است كه پسوخه براي زنده ماندن خويش به كار ميبرد.
زمانی که مسأله یا موضوعی در دانشگاهها یا محافل علمی طرح میشود، متخصصان علوم مختلف در هنگام سخنرانی یا نوشتن مقاله یا بحثهای آکادمیک، از واژهها، مفاهیم و اصطلاحات تخصصی رشته خود بهره برده و سخن، رأی و ادعای خود را طرح میکنند و این بسیار طبیعی است؛ زیرا مخاطبان آنها، با آن واژهها، مفاهیم و اصطلاحات آشنا هستند؛ اما وقتی این افراد متخصص پا به عرصه اجتماعی گذاشته و مردم را مخاطب قرار میدهند، ضرورت دارد بیآنکه از عمق سخن خود بکاهند، آن را در اندازه فهم و درک عمومی بیان کنند و با زبانی ساده و همهفهم بگویند و بنویسند، نه اینکه با بهرهگیری از واژهها، مفاهیم و اصطلاحات تخصصی، سخنرانی کنند و یا مقاله بنویسند.
کمتر ایرانی است که با نوشتههای دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن آشنا نباشد، نثر روان و پخته وی که ریشه در رگ و خون فرهنگ پربار ایرانی دارد، هر خواننده را بر سر وجد میآورد. آثاری همچون: «زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه»، «ایران را از یاد نبریم»، «به دنبال سایه همای»، «صفیرسیمرغ»، «جام جهانبین»، «پنجرههای بسته» و دهها کتاب و مقاله دیگر و اکنون هم «روزها» که سرگذشت و یادبودههای از ۴ تا ۱۴ سالگی وی را طی سالهای ۱۳۰۴ تا ۱۳۱۸ در بر میگیرد. در گذشته از راه کتاب «پنجرههای بسته» وی با سه داستان که از خاطرههای کودکی نویسنده در ندوشن سرچشمه گرفتهاند و «گوشههایی هستند از زندگی ساده و مشقتبار روستایی» آشنا شدیم.
دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن محقق و نویسنده کمنظیری است که بدون مطالعه و بدون تعمق، قلم به دست نمیگیرد و این برای نسل جوان ما آموزنده است. رمز موفقیت او در نویسندگی، دقیق نگریستن است. جوانان ما وقتی آثار و مقالاتش را مطالعه کنند، متوجه میشوند که وی زیاد مطالعه میکند و عمیقاً به مسائل میاندیشد. نسبت به چیزی تعصب نمیورزد و برخلاف خیلی از نویسندگان، اعتدال در آثار و افکارش برجستگی بیشتری دارد.
اشاره: استاد نامدار معاصر، آقای محمدعلی اسلامی ندوشن در سال ۱۳۰۴ در ندوشن یزد، در خانوادهای متوسط به دنیا آمد. پدرش خیلی زود درگذشت و او ناگزیر، روی پای خویش ایستاد. در سال ۱۳۲۳ که به تهران عزیمت کرد، ابتدا بقیه دوره متوسطه را در دبیرستان البرز به پایان رساند و آنگاه برای ادامه تحصیل وارد دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و به دریافت لیسانس نائل آمد.
گاه در دشت و بیابانی، گاه بر تپهای یا کوهی عریان و خشک، تکدرختی میبینی که حیرت میکنی که اگر این دشت و آن کوه درختپرور است، چگونه است که جز این تکدرخت نپرورانیده، و اگر درختپرور نیست، راز آن تکدرخت در چیست؟ گویی فرهنگ و ادب ایرانزمین نیز چنین است. ناگهان از کنجی دور تکنوای حنظله بادغیسی به گوش میرسد که نوزایی زبان فارسی را نوید میدهد، سپس جداجدا، تکدرختها جان میگیرند و پدیدار میشوند، خواه در شعر و ادب، خواه در فلسفه و ریاضیات و علوم و هیئت: رودکی سمرقندی، ابنسینا، ابوریحان بیرونی، فردوسی طوسی، ابونصر فارابی، خیام نیشابوری، خوارزمی، جلالالدین بلخی، نظامی گنجوی، ابوالفضل بیهقی، خواجوی کرمانی، عبید زاکانی، سعدی و حافظ شیرازی،… گویی بادغیس و سمرقند، بخارا و فرغانه و طوس و بلخ و گنجه و بیهق و فاریاب و زاکان و حتی شیراز همچون مکاتب فلسفی معاصر فرانکفورت و شیکاگو و پاریس محافل دانشگاهی آنچنانی و پژوهشکدههای ویژهای داشتهاند که اینان فرآوردههایشان بوده باشند.
صفحه اول روزنامه های امروز چهارشنبه 30 اردیبهشت
پرداختن به پژوهش و تحلیل ساختاری اساطیر در ایران کاری بسیار تازه وجوان است. بجز چند تن از ایرانیان، آن هم از دانش آموختگان حوزۀ فرهنگ وزبان های باستانی و زبان شناسی و ادبیات فارسی، انسان شناسان ایرانی کمتر به اسطوره شناسی و تحلیل ساختاری و تطبیقی اسطوره های ایرانی و تحقیق در بن مایه های اجتماعی و فرهنگی آنها همت گمارده اند. خانم دکتربهار مختاریان هم یکی از دانش آموختگان رشتۀ فرهنگ و زبان های باستان ایران هستند که بنابر علاقه شان به شناخت اساطیر ایران، از سال ها پیش برای دریافت هرچه بیشتر جوهرۀ اساطیر ایران به مطالعۀ آثارانسان شناسی و پژوهش های انسان شناسان در زمینۀ اسطوره شناسی پرداختند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید