معاون صنایع دستی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری از آغاز فصلی نوین در روابط تجاری، صنایع فرهنگی و دستی میان کشورهای عضو اکو خبر داد. بهمن نامور مطلق در نشست کشورها و نمایندگان اکو که امروز - 12 مرداد - با هدف تعامل صنایعدستی در میان کشورهای عضو در مجموعه نیاوران برگزار شد، اظهار کرد: هدف اصلی گسترش همکاریهای تجاری در عرصه صنایع دستی و توسعه صنایع دستی در کشورهای عضو است که در صورت موافقت اعضای این کشورها این فصل نوین را آغاز میکنیم.
شهردار صالح آباد در استان همدان از کشف یک شهر زیرزمینی مربوط به حدود چهار هزار سال پیش در این شهر خبر داد. احمد رسولی افزود: شهر زیرزمینی صالح آباد با توجه به قدمت و وسعت و گستردگی یکی از عجیب ترین اکتشافات محسوب می شود.
معاون رئیس جمهور اعلام کرد: موزهی «دوران اسلامی» در موزهی ملی ایران، پس از 12 سال در هفته دولت بازگشایی میشود. مسعود سلطانیفر با اعلام این خبر گفت: با توجه به کاهش فضای نمایشی مجموعه آثار قرار گرفته در موزه ملی ایران که نسبت به سالهای گذشته یک و نیم درصد کاهش داشته و براساس برنامهریزیهای انجام شده، موزهی «دوران اسلامی» پس از 12 سال و طبقه دوم موزه ایران باستان پس از 18 سال در هفته دولت افتتاح میشوند.
وزیر گردشگری و میراث فرهنگی عراق در پاسخ به پیشنهاد ایران برای به امانت گرفتن برخی آثار تاریخی این کشور تا زمان بازگشت ثبات و آرامش به عراق گفت: با وجود حمایتهای بینالمللی و قطعنامههایی که در این زمینه صادر شده، از هرگونه حمایتی بینیاز هستیم. اکنون تقریبا همه کشورها در کنار ما هستند و از ما حمایت میکنند.
دولت آبادی بی تردید، یكی از پركارترین و سخت كوش ترین نویسندگان دو دهه اخیر ایران است. او قبل از روی آوردن به رماننویسی و خلق آثار بزرگی چون «جای خالی سلوچ» و«كلیدر» داستان های نسبتاً بلندی نوشته است كه در همان ها هم تمایل او به نوشتن رمان دیده می شود.
این بنای مذهبی کهنترین مسجد شهر سبزوار است که در ضلع جنوبی خیابان بیهق این شهر قرار دارد. بنای امروزی مسجد با وسعت تقریبی ۳۵۰ متر مربع مشتمل بر شبستان ستوندار و صحن ضلع جنوبی است که بخش الحاقی به این مسجد محسوب میشود. شهرت این بنا به پامنار سبب وجود مناره ای مجاور ایوان با ارتفاع بیش از ۲۰ متر است.
دولت آبادی جدای از همه توانمندی ها و قابلیتهای ادبی ، نوعا نویسنده و روشنفکر ایرانی برخوردار از فکر ، ذهن و اولویت ها و تعلقات فکری و ذهنیتی نیز به شمار می آید . در ذهنیت بحران زده، تراژیک ، مخالفت خواه و مصیبت جوی دولت آبادی زندگی اساسا عرصه وقوع « سوگ های ماندگار » و «حماسه های ناتمام » است . حماسه سازان او اغلب از میان معمولی ها و « پایینی » ها ظهور کرده اند . همان مردمی که او با نمایش مصائب فردی و جمعی آنان در صدد است تا نشان دهد ما واقعا چگونه «مردمی هستیم »؟. « تنهایی » ، « طغیان » و « یاس » چرخه ای از مفاهیم مشترک درآثار داستانی خلق شده در طول سه دوره اصلی از زندگی حرفهای اوست . مفاهیمی که بی شک بازتاب مستقیمی از ذهنیت و باورها و دریافت ها و برداشت های او از زندگی به حساب می آید .
شفقت به معنای مهربانی و دلسوزی است و میتوان گفت شفقت بزرگترین هنر آدمی است. افراد مشفق بر این عقیده هستند که وجودشان زمانی ارزش پیدا میکند که به دیگران کمک کنند. این افراد محبت و عشقورزیدن به دیگران بالاترین ایدهآلشان است. آدمهای مشفق از خودگذشتگی را وظیفه خود میدانند و درمجموع میتوان گفت آنها برای یاریرساندن به دیگران تلاش میکنند. شفقت یکی از رفتارهای پسندیدهای است که در گذشتههای دور وجود داشته و به وضوح میشده آن را در روابط انسانها شاهد بود ولی متاسفانه گویی با گذشت دوران و پیشرفت آدمی در عرصههای مختلف علمی، اقتصادی و...
تار مینوازد. سازی که روح بیشتر ما ایرانیها را جلا میدهد. بهویژه اگر چند تار مویمان سفید شده باشد و دل داده و ستانده باشیم. اما شاید این موضوع در درجه بعدی اهمیت باشد چون او هرچند هنرمندی است از دیار آشنای خراسان، ولی شهروندی است از اهالی ایران. شهروندی که مانند هرکدام از ما، دغدغههایی دارد و دلمشغولیهایی. وقتی قرار شد با او گپی داشته باشیم، بیش از هر زمان دیگر مشخص شد، دغدغههای شهروندی و اجتماعیاش اگر بیشتر از هرکدام ما نباشد، کمتر نیست. پشت تلفن چند لحظهای مانده بودم و با خطی دیگر صحبت میکرد. بعد مشخص شد، طرف مکالمه، هنرجویی است نابینا، بااستعداد و آنطور که او میگفت، استعداد بسیار بالایی داشت اما درد معیشت و تنگنای اقتصادی، او را در گرفتوگیر ادامهدادن آکادمیک موسیقی یا رسیدن به خط پایان، قرار داده بود. قول داد تا تمام تلاشش را برای اینکه استعداد جوان نابینا هرز نرود، انجام دهد.
نزهت اميرآباديان: در قلعه هنوز هم سبز است، به سبزی یاد مردی که سالهای تنهایی و خاموشی خود را در آن گذراند، قلعهای که همزمان خانه و تبعیدگاه نخستوزیر ایران بود. غبار زمان، نه رنگ در ورودی را تغییر داده و نه از نام و یاد مصدق کاسته است. جلوی قلعه احمدآباد که بایستی، انگار مصدق هنوز در حیاط کوچک جنوبی ساختمان به عصايش تكيه داده، نشسته و روزنامه میخواند یا ابوالفتحخان را صدا زده تا سفارش رعایای ده را بکند. بلندقامت بود، پشتش اندکی خمیده، عصایی در دست داشت و لباس برک میپوشید. وارد قلعه احمدآباد که میشوی راه باریک خاکی میان درختها یکراست میرسد به عمارتی دوطبقه که رهبر جبهه ملی ایران در آن، سالهای پایانی عمرش را گذرانده است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید