میرا قربانی فر: 109 سال پیش از این روزها تهران و ایران در تب و تاب حادثهای میسوخت. رویدادی که بعدها منشا بسیاری از تغییرات در چارچوب سیاسی و اجتماعی ایران شد. مشروطه خواهان در چنین روزی موفق شدند شاه قاجار را وادارند که سند مهمی در تاریخ ایران را امضا کند. هر چند طی ماههای بعد این سند به خون بسیاری از آزادیخواهان ایران رنگین شد اما تاریخ مشروطه ایران همواره محلی برای پرسش و جستوجو بوده است. وضعیت اجتماعی و کسبه و بازار و تندرویها و کندرویهای آن دوره و مشروطه خواهان پرسشهایی است که مطرح هستند.
منصوره اتحادیه معتقد است:مشروطه نافرجام ماند، اما شکست نخورد، زیرا که یک سری از دستاوردهایش را حفظ کردیم. خداداد خادم: منصوره اتحادیه در سال ۱۳۱۲ در تهران متولد و در سال ۱۳۵۸ از دانشگاه ادینبورگ اسکاتلند در رشته تاریخ دکترا گرفت. وی در دانشگاه تهران به تدریس تاریخ پرداخت و کتب و مقالات متعددی در زمینه تاریخ منتشر نموده است. وی همچنین از سال ۱۳۶۲ تا کنون مدیریت نشر تاریخ را بر عهده دارد.
حمیدرضا محمدی: درست یکصد و نه سال پیش بود که ایران، تکانی تازه خورد. از پس هزارهها که مردم این سرزمین، سخت در بند و گرفتار استبداد داخلی و از چندی پیش از این حادثه، استثمار خارجی شده بودند، رخدادهایی به ظاهر کوچک، انقلابی را پی افکند که «مشروطه» نام گرفت. انقلاب مشروطه ایران در همه وجوه زندگی مردم چه در فرهنگ و هنر و چه در اقتصاد و سیاست، تغییرات قابل توجهی را شکل داد که حتی تا به امروز نیز میتوان اثرات آن را شاهد بود. هرچند در اندک زمانی بعد، این بهار به خزان گرایید و دو نهاد عدالتخانه و دارالشورای کبری یا همان مجلس شورای ملی برآمده از بطن و متن جامعه که میوه این رشادت طلبی و ضلالت ستیزی بودند، با کودتایی از سوی شاه و اطرافیانش که همچنان سلطنت مطلقه و نه مشروطه را میخواستن
تاریخ و ادبیات از دیر باز رابطهای تنگاتنگ با یکدیگر داشتهاند. چه بسیار مورخانی که آثار خود را در قالب ادبیات عرضه کردند و چه بی شمار تعداد ادبیان و ادب دوستانی که تاریخ و رویدادهای تاریخی را به منزله مهمترین یا یکی از مهمترین منابع الهام خود در زمینه خلق آثار هنری شان، باور داشتند. به این ترتیب تاریخ و ادبیات ارتباطی نزدیک و جدایی ناپذیر با هم داشته و دارند. این موضوع و وجود این گونه ارتباط بین تاریخ و ادبیات، الهام دهنده و زمینه ساز انجام یک پژوهش گسترده و همه جانبه تاریخی – ادبی در مورد یکی از مهمترین دورههای تاریخ ایران، یعنی انقلاب مشروطیت شد.دستاورد نهایی این پژوهش عنوان «ادبیات عصر مشروطیت» (مجموعه 20جلدی که دی ماه از سوی انتشارات دنیای اقتصاد منتشر خواهد شد) را به خود گرفت که علی رغم تیتر ادیبانه آن، منبع بسیار مهمی برای ارائه تصویر بهتری از لایههای زیرین حیات جامعهای است که به مدت چندین دهه، تحت تأثیر انقلاب بزرگی با نام مشروطه قرار گرفته بود.
جایگاه زن در جامعه ایران عصر قاجار با پایگاه اجتماعی و محیط زندگی آنان ارتباط مستقیم داشت. هرچند زنان قشرهای پایین شهری و روستایی از توان مالی و اقتصادی کمتری برخوردار بودند و متون تاریخی از آنها، کارکردها و جایگاه اجتماعیشان کمتر سخن گفتهاند، اما نسبت به زنان فرادست شهری از آزادی بیشتری در نوع کارکرد و پوشش برخوردار بودند. البته با وجود آنکه آنها به راحتی در جامعه به کار و فعالیت میپرداختند، همچون دیگر زنان جامعه از شهروندان درجه دو به شمار میآمدند و از کمترین حقوق مدنی برخوردار نبودند، به طوری که تا پیش از برپایی نظام مشروطیت، حتی برای درمان بیماریهای خود، حق رفتن به مریضخانه یا آوردن طبیب را نداشتند.
علی گل باز: تا پیش از 14 مرداد 1285 خورشیدی، جز نمونه هایی معدود چون تحریم توتون و تنباکو، نمیتوان در تاریخ اجتماعی ایران، از جنبش یا حرکت مردمی سراغ گرفت که علیه نظام حاکم صورت گرفته باشد. بر این پایه «انقلاب مشروطه» را باید نقطه عطف در این میان دانست که جامعه ایرانی را به حرکت درآورد و موتور محرکهای شد تا رخدادهای مبارک سپسینی چون ملی شدن صنعت نفت، قیام سی ام تیر، انقلاب اسلامی را رقم زند. اما بیشک این انقلاب در میان رهبران مشروطه هم که یک بال آن روحانیون به شمار میآیند تأثیری شگرف بر جای گذاشت تا آنجا که گروهی چون آخوند خراسانی و میرزا محمدحسین نائینی مشروطه طلب و در مقابل دیگرانی هم مانند شیخ فضل الله نوری و سید کاظم یزدی، مکمل مشروعه را بر مشروطه افزودند و جبههای دیگر شدند.
میرزا نصرالله بهشتی مشهور به ملک المتکلمین فرزند میرزا محسن بهشتی در رجب سال 1277 هجری قمری در اصفهانزاده شد. دروس حکمت الهی و فلسفه را نزد ملا صالح فریدنی فرا گرفت و در 22 سالگی عازم مکه شد.سپس از مکه عازم هندوستان شد و با علوم جدید و فلسفه مدرن آشنایی پیدا کرد و در شهر بمبئی اقدام بهساخت مدرسهای به سبک جدید کرد. در هند اقدام به نوشتن کتابی با نام من الخلق الی الحق کرد که بر ضد استعمار انگلیس و عقاید خرافی بود و به همین علت با فشار و مخالفت انگلستان و فرقه اسماعیلیه مجبور به ترک هندوستان شد و عازم ایران گشت.
برخی برآنند که پیشکسوتان جنبش مشروطه درک درستی از مفاهیم نوپدید نداشتند از این رو میکوشیدند آنها را ایرانیزه یا اسلامیزه کنند. از سوی دیگر این مفاهیم هیچ نسبتی با آیینهای ایرانیان نداشته و ندارند اما راست این است که عالمان و عامیان دوره مشروطیت و پیش از آن اساساً فهم یکسانی از مفاهیم نوپدیدی چون مشروطه، قانون، عدالتخانه و حقوق بشر نداشتند چنانکه آخوندزاده به طالبوف و میرزا یوسفخان مستشارالدوله انتقاد میکند که چرا بیهوده میکوشند حقوق بشر و قوانین فرنگ را با اسلام تطبیق کنند. کسانی چون میرزا ملکمخان و یوسف خان مستشارالدوله در غرب زندگی کرده بودند و از نزدیک شاهد تحولات آن دیار بودهاند. یوسف خان از1284تا 1286 قمری شارژ دافر سفارت ایران در پاریس بود و از نظر زبانی و مفهومی هم واژگان حقوق بشری را میشناختند و نمیتوان گفت که نافهمیده سخن میگفتند.
بهطور معمول و رایج این خط مشخص و یکنواخت همچنان بهصورت افقی پیشمیرفت که عارف در حرکتی انقلابی ونوآورانه، این حرکت یکنواخت و افقی را به شکل عمودی و فوارهای دیگر گونه کرد. این تغییرات چه به لحاظ ساختار موسیقایی و گردش ملودی و چه به لحاظ واژگان، کلام و شاعرانگیاش، پرواز متهورانهای بود که تا پیش از او قطعاً بیسابقه بوده و تأثیراتش تا به امروز جاری و ساری است.
اشاره: متن کامل این نوشتار نخستین بار در مجله آینده (سال ۱۳۶۳) چاپ شده است؛ ولی ما در اینجا از کتاب مهم و خواندنی «با چراغ و آینه» نقل میکنیم که به همت انتشارات سخن در دسترس عموم قرار گرفته است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید