سعید برآبادی: به روایت تقویم جهانی، بیستوسوم آگوست مقارن با یکم شهریور، روز جهانی یادآوری خریدوفروش برده و لغو آن است. فرهنگ ایرانی همواره یکی از منتقدان فرهنگ بردهداری در جهان بوده و برایناساس، در زبان فارسی، تنها واژهای که در معنای «برده» بهکار میرود، خود «برده» است. با میرجلالالدین کزازی، استاد دانشگاه و پژوهشگر، گفتوگویی داشتهایم.
دکتر محمد مصدق را میتوان «نیرویی اخلاقی» دانست که حسن رفتار و کردار داشت، به وطنش دلبسته بود و _ دست کم در میان رجل آن زمان _ مخلص و پاکدست بود. او حتی برای مأمورانی که در حصر خانگی احمدآباد، شبانه روز مراقبش بودند نیز لباس تهیه میکرد. از سویی دیگر او بشدت «تابع قانون» بود که این نیز در میان شخصیتهای سیاسی کشورهای جهان سوم، ویژگی قابل توجهی است. مصدق اما به جامعه دموکراتیک براساس اصول عدالت اجتماعی پایبند بود و در اندیشه اصلاحات گستردهای بود که اگر به سقوط منجر نمیشد، میتوانست دگرگونی قطعی و تدریجی را در جامعه ایرانی رقم بزند.
پرسشها، ابهامات و اماواگرهای زیادی پیرامون کودتای ٢٨ مرداد در ٦٢ سالی که از آن میگذرد، به وجود آمده؛ اما تاکنون کمتر کنکاش و بررسیهای واقعبینانهای دراینباره صورت گرفته است؛ پرسشهایی درباره نحوه شکلگرفتن این کودتا به عنوان قدم اول. در بسیاری از موارد معمولا کودتاها اینگونه اتفاق میافتند که ارتش یا بخشهایی از آن که در کودتا شرکت دارد در ساعات اولیه نیمهشب یا صبح زود مراکز حساس دولتی را اشغال میکند. اعضای دولت بهویژه رئیسجمهور و نخستوزیر را بازداشت میکنند و در ساعات اولیه همان روز، ارتش یا کودتاگران اولین اعلامیه خود را از رادیو و تلویزیون، که شب قبل تصرف کردهاند، قرائت میکنند.
اواخر آبانماه ٣٢، بعد از حدود سهماه که از کودتا میگذشت و شاه و درباریان و دولت دستنشانده زاهدی خود را مسلط بر اوضاع میدیدند، در سالن آیینه مرکز نظامی سلطنتآباد، دادگاه تجدیدنظر شادروان دکتر مصدق تشکیل شد. او با لباده خاکستری تیره، درحالیکه دو افسر زیر بازوی او را گرفته بودند، با عصا و با متانت کامل وارد سالن شد و همه به احترام او برخلافنظر دادگاه بر خاستند. او را به دادگاه سازمانیافتهای آورده بودند تا پاسخگوی سیاستی باشد که خواب را بر بزرگترین امپراتوری جهان و ارتجاع داخلی حرام کرده بود. نگارنده در کنار هزاران مطلب، تحقیق و تحلیلی که در رابطه با دلایل برکناری دولت ملی، چاپ و منتشر شده است،
علیرضا فولادی: دوچرخه در قامت یکی از وسایل نقلیه ساده با پیشینه تاریخی طولانی در شهرستان بناب که به «شهر دوچرخه» ایران شهرت دارد، برای به حرکت در آوردن چرخهای توسعه اقتصادی و سلامت اهالی رکاب میخورد. حدود یک قرن پیش با ورود نخستین دوچرخه به این شهرستان در جنوب آذربایجان شرقی، اهالی این منطقه جلگهای، در زبان محلی نام این وسیله را «یل آتی» (اسب بادی) نهادند. اهالی سختکوش بناب که داد و ستد در بازار پر رونق این شهرستان را از دوران تحصیل و در تعطیلات تابستانی تجربه میکنند، دوچرخه سواری را به صورت همه گیر در کوچه و بازار فرا میگیرند. هنوز برخی از مردان بنابی سحرگاهان با دوچرخه به مسجد میروند؛ پس از اقامه نماز مسیر منتهی به محل اشتغال خود را طی میکنند و پاسی از شب گذشته، مسیر برگشت را رکاب میزنند.
اشاره: دکتر آبراهامیان محقق ایرانی و استاد سرشناس تاریخ در دانشگاه نیویورک، چندین کتاب درباره تاریخ ایران نوشته که آخرینش درباره کودتای ۲۸ مرداد است. آنچه در پی میآید، گفتگوی خانم فریبا امینی، روزنامهنگار مستقل ساکن آمریکا با او در همین زمینه است که خوانندگان گرامی متن کاملش را میتوانند در پایگاه اینترنتی «تاریخ ایرانی» بخوانند.
«نجف دریابندری» در آستانه ۸۵ سالگی به روایت شناسنامهاش در یك برداشت مستند به قاب «آپآرتمان» میآید. دریابندری كه زبان انگلیسی را بهطور خودآموز آموخته است، از برجستهترین مترجمان ایرانی به شمار میرود كه در طول دوران كاریاش آثاری چون وداع با اسلحه و پیرمرد و دریا نوشته ارنست همینگوی، متفكران روس نوشته آیزیا برلین، تاریخ فلسفه غرب اثر برتراند راسل، گور به گور نوشته ویلیام فاكنر، رگتایم نوشته ای.ال.دكتروف، تاریخ سینما نوشته آرتور نایت و بسیاری آثار دیگر را به فارسی برگردانده است. وی همچنین به مناسبت ترجمه آثار ادبی امریكایی موفق به دریافت جایزه تورنتون وایلدر از دانشگاه كلمبیا شده است. فعالیتهای حرفهای دریابندری مدتی است كه به علت بیماری آلزایمر عملا متوقف شده است.
«کدام کودتا؟ این حق شاه بود که مصدق را عزل کند. قانون اساسی، این حق را به شاه داده بود؛ اطرافیان مصدق، شایگان و سنجابی و حتی خودش، حقوقدان بودند و خوب میدانستند که در غیاب مجلس، عزل و نصب نخستوزیر به دستور شاه انجام میگیرد. در واقع نخست وزیر، قائم به وجود شاه و مجلس بود، مگر قانون اساسی نمیگوید: نخستوزیر را شاه تعیین و مجلس تأیید میکند؟ خوب مصدق با انحلال مجلس بزرگترین خطای تاریخی خود را مرتکب شد و دست شاه را برای عزل خود باز گذاشت.»
درست 22 هزار و 630 روز پیش بود که ایران در گرداب کودتایی سیاه گرفتار آمد. نیروهای سیاسی اعم از مذهبیها و ملیون، در پی ملی شدن صنعت نفت ایران که در واپسین روز سال 1329 رخ داد و در گام بعد، محمد مصدق 35 روز بعد به نخست وزیری رسید، امیدی مضاعف و البته رو به تزاید یافته و در پی بهبود اوضاع کشور بودند. اگرچه اقتصاد ایران، گرفتار تحریم شد، اما دولت مصدق که برآمده از بطن و متن جامعه بود، کوتاه نیامد.
نفت همواره یکی از اساسیترین و حیاتیترین پایههای اقتصاد جهان مدرن به حساب میآمده است اما این پایه اقتصادی بسیار مهم هیچ مایهای برای صاحبان اصلی آن نداشت و این واقعیتی بود که ملت ایران برای به دست آوردن منافع ناشی از آن قیام کرده بود.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید