مفتون امینی میگوید: افول مفهوم را اگر به معنی حرام شدن معنا بگیریم، این موضوع در شعر امروز وجود دارد. این شاعر پیشکسوت درباره افول مفهوم در شعر اظهار کرد: بازی با کلمات بیشتر شامل شعرهای پستمدرن میشود. هرچند بعضی شاعران پستمدرن هم در شعرهایشان مفاهیم مهم و قابل تاملی را منتقل میکنند. البته من به شعر پستمدرن قائل نیستم. پستمدرنیسم در ایران و در برخی از مناطق جهان به درستی تعریف نشده است و من تنها در معماری، پستمدرن را قبول دارم.
بحران آگاهی تاریخی در حوزه عمومی؛ ثانیه ها گونهای اشتباه از تاریخ در حال تولید نوعی از آگاهی تاریخی تاسفبرانگیز است. تاسف از این نیست که مردم گذشته را فراموش کردهاند، بلکه در این است که آن را سراسر نادرست به یاد میآورند، و این نه به آن سبب است که برای تاریخ اهمیتی قائل نیستند بلکه به این دلیل است که نمی توانند یا نمی خواهند بین نسخههای قابل دسترس تاریخ تمییز قایل شوند.
کمدی الهی برای دانته هر چیزی دارای معنا و دلالتی دیگر نیز هست، معنایی عمیقتر که به هستی تمثیل میدان می دهد. پر بیراه نگفته ایم اگر بگوییم که دانته پادشاه تمثیل است. ذهن ترکیب کننده ی دانته در کنار دانش عظیمش منجر به آرایشی عظیم از عناصر موجود در زیست جهان وی شد که نمودش را در فلسفه ی تاریخ وی می یابیم؛ در حقیقت فلسفه ی تاریخ دانته همان فلسفه ی تاریخ زندگی وی است.
شمارۀ 113 ماهنامۀ اطلاعات حکمت و معرفت با موضوع «فلسفه معماری: پدیدارشناسی مکان 2» منتشر شد. شماره نخست این دفتر با شش مقاله و دو گفت و گو در مردادماه منتشر شد. منیره پنج تنی دبیر دفتر ماه این دو شماره، پدیدارشناسی را یکی از سودمندترین روش های پژوهش، مطالعه و بررسی معماری معرفی کرده است. در بخشی از سخن دبیر چنین آمده است: « آنچه بیش از همه معماری را فلسفی می کند ارتباط انسان با مکان و توصیف او از حس مکان است.
به عنوان یک کارشناس موزه داری که ایرانی هستم و در کشوری زندگی میکنم که فرهنگ متأسفانه جایگاه شایسته خود را در کشور و در بدنه اجتماع ندارد، همه امور – و در این مورد خاص، بازگشایی موزه دوران اسلامی – را با این نسبت میسنجم.
هفته گذشته، بزرگترین رویداد موزهداری کشور رقم خورد و پس از 9 سال انتظار، بخش دوران اسلامی در موزه ملی ایران بازگشایی شد. طبقه دوم موزه ایران باستان هم که در دهههای اخیر به عنوان انبار مورد استفاده قرار میگرفت، شاهد افتتاح بخش «پیش از تاریخ» موزه ایران باستان بود. مسعود سلطانیفر، رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور در مراسم گشایش این دو موزه با یادآوری اینکه موزههای زیادی را در کشورهای مختلف دیده است، گفت که از موزه سنت ارمیتاژ روسیه، سه بار و هر بار به مدت 10 ساعت بازدید کرده اما نمیتواند مدعی باشد که حتی نیمی از آن را دیده است.
طبیعتگرایی و طبیعتسرایی در اندیشه علامه محمد اقبال، فیلسوف، متفکر و شاعر بلندآوازه متعهد و نواندیش مسلمان (متوفی ۱۹۳۸م) هم مورد توجه قرار گرفته و در آثارش بسیار نمود دارد. او در توصیف زیبایی طبیعت ید طولایی دارد و طبیعتدوستی او با آن همه اندیشههای سیاسی و دغدغههای ادبی که برای نجات ملتهای اسلامی داشته، جایگاه ویژهای یافته؛ آن چنان که احساسات پاک هنری خود را برای بیان مضامین و مفاهیم اندیشههایش در قالب نظم به زیور زیباییهای طبیعت آراسته است و فریاد بلند بیداری و نغمه حیات و سرود زندگی سر داده است. نغمههای شیرین و پرطنین و فرحبخش این بلبل خوش نوای گلستان ادبیات جهان با استفاده از مظاهر طبیعت، به مشاعر نهفته و مکنونات قلبی راه مییابند و سطح اندیشه و فکر را بالا میبرند و آدمی را هم به حفظ طبیعت و صیانت از آن، ترغیب میکند. به نمونههایی از سُرایهها اشاره میشود:
اگرچه تاریخ ایران آمیخته با تاخت و تاز اقوام مختلف بوده است، اما از میان این فجایع تاریخی، جنایات مغولان در ایران، به دلایل مختلفی نظیر وجود منابع مستدل، طول مدت و عمق جنایات همواره در تحلیلهای تاریخی و فرهنگی مورد بحث بوده است. آنچه لزوم بازنگری مجدد فاجعه مغول در این مقاله را شدت میبخشد، پیشرفتهای اخیر روانشناسی در خصوص توسعه و تسلسل آثار «اختلال روحی پس از تروما» در نسلهای متمادی است و آن هم عارضه بسیار شدیدتری است که بر اثر آسیب ناشی از مقابله ممتد و مکرر با چنین تجربه هایی به وجود میآید و «اختلال پیچیده روحی پس از تروما» نامیده میشود.
در قرن پنجم پیش از میلاد سوفسطائیان از اخلاق سخن میگفتند، اما نه در تأیید آن. آنها میگفتند «اخلاق، زنجیری است که ضعفا برای به بندکشیدن اقویا ساختهاند»، «حق یعنی قدرت، و عدالت یعنی آنچه به سود قوی است. ظالم بر مردم سادة عادل و درستکار سرور است و عادل، همیشه در مقایسه با او بازنده!» اخلاق سوفسطائیان مربوط به زمانی است که بنای اخلاق کهن مذهبی یونانی ویران گردیده بود و اخلاقی نوین هم جایگزین آن نشده بود.
این تنها اصول و شیوههای دمکراتیک نیست که موجبات نگرانی و دلواپسی برخی از دمکراسیهای غربی را فراهم کرده است و آن کشورها را به حمایت و کمک به غالب شدن این ارزشهای دمکراتیک به نوعی متعهد میکند، بلکه عامل مهم و تعیینکننده، پاسداری و محافظت از منافع ملی و حیاتی خود این کشورها هستند که رویکرد و سیاستهای آنها را نسبت به دمکراسیهای دیگر دیکته میکند. چنان که یک نظام دمکراتیک منافع ملی دمکراسیهای غربی را برآورده نکند، در آن صورت و به هر قیمتی برای از میان برداشتن آن دمکراسی، کمر میبندد و از این منظر، رویکرد انگلیسی آمریکایی به دمکراسی، بهویژه در کشورهای در حال رشد، هیچ تفاوتی با رویکرد کشورهای دیگر ندارد. هیچ تفکر خاصی در ساختار دمکراسی انگلیسی ـ آمریکایی وجود ندارد که از تنفر آنها نسبت به دمکراسیهای کشورهای جهان سوم، جلوگیری کند
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید