دکترمحمدعلی اسلامیندوشن در جلد سوم کتاب «روزها» (ص١٤٩) مینویسد: «ذکاء شش ماهی پیش از من به پاریس آمده بود. گذشته از آن، در خودِ تهران هم یک فرانسهدان قابل بود و از این بابت میشد به او تکیه کرد...». صحبت از دکتر سیروس ذکاء است؛ یکی از مترجمان قدیمی ایران که بههمراه عدهای دیگر از دوستان و همکارانش، ملقب به نسل طلایی ترجمه ایران شدهاند؛ نوشته دکتر ندوشن هم مربوط به سال ١٩٥٠ است که ذکاء شش سال پس از آن را برای تحصیل در فرانسه گذراند و در آن مدت، دانش زبان فرانسهاش را بیش از پیش ارتقا داد. سیروس ذکاء که مثل برخی دیگر از نویسندگان و مترجمان همطراز خود، کارش را با مجله «سخن»، به سردبیری دکتر خانلری آغاز کرد، بهگواه آثارش و نیز گفتههای برخی مترجمان بزرگِ همنسل خود نظیر مترجم بزرگ، مرحوم رضا سیدحسینی، از متبحرترین زباندانان فرانسه و تواناترین مترجمان ایرانی بوده است. از نشانههای آن همین بس که از ابتدا بهسراغ ترجمه آثار آندره مالرو رفت؛ نویسندهای که از نظر خود فرانسویزبانان، آثارش از نظر دشواری و پیچیدگی متن، جزء مشکلترین و سختخوانترین آثار ادبیات معاصر فرانسه است و کمتر مترجمی جرئت نزدیکشدن به آنها را دارد.
ستایشها و نکوهشهای ما از دیگران، غالباً ستایش و نکوهش از خود است: یعنی آنگاه که ما دیگران را به خاطر فضایل و مکارم اخلاقی ستایش میکنیم، ناخواسته داریم به وجود آن فضایل و مکارم در خودمان اشاره میکنیم و در حقیقت «در ضمن مدح دیگران، خود را میستاییم» و آنگاه که دیگران را به خاطر رذایل و بدخوییها نکوهش میکنیم، ناخواسته داریم به وجود آن زشتیها در خودمان اعتراف میکنیم و خود را نکوهش میکنیم.مولانا در داستان «خواجهای که دو غلام داشت و یکی از آنها زشت و دیگری زیبا بود»، به این نکته مهم اشاره کرده است.
در بلندای قامت تاریخ و فرهنگ ایران کسی را سراغ نداریم که به اندازه استاد فقید دکتر لطفالله هنرفر در عرصه اصفهانشناسی سهمی داشته باشد. قریب نه سال از درگذشت استاد میگذرد و هنوز جامعه علمی ایران یاد این استاد از دسترفته را فراموش نکرده است؛ استادی که بیچشمداشت و صادقانه با جان و دل به تاریخ و فرهنگ کهنسرزمین ایران اسلامی خدمت کرد.
درست در 155 سال پیش جهان کسی را از دست داد که دیگر هیچ وقت نتوانست کسی را چون او باز بزاید. او وقتیکه در کمال صحت صبحانهاش را در صبح بیستویکم سپتامبر ۱۸۶۰ در شهر فرانکفورت به آرامی میخورد، ناگهان دار فانی را وداع گفت. باید گفت که او برای زمانه خود بسیار زود بود و در زمان مرگ نابهنگامش جهان هنوز ورود او را به خوبی درک نکرده بود و این بود که ارزش گوهری را که از دست میداد نمیدانست. او در زیر سایه فردریش هگل میزیست و کلاسهای درسش را در دانشگاه برلین درست همزمان با هگل قرار داد. هگل مورد ستایش اکثریت زمانهاش بود و همین موضوع باعش شد کلاسهای «آرتورشوپنهاور» با مخاطب کمی برگزار شود.
دستنوشتههای «رمضانعلی شاکری» پژوهشگر و رئیس پیشین کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی درباره زندگی اجتماعی مردم در روزگار پهلوی اول (بخش چهارم) روایت سختگیری و تنبیه دانشآموزان، جو ارعاب در مدرسه و تربیت کودکان براساس خشونت در عصر پهلوی اول
اثر مهم اعلام مشروطه و تأسیس مجلس این شد که از بانیان مدارس جدید و پیشقدمان معارف تازه که تا آن زمان مورد تحقیر و اهانت و ایذاء جهال و متعصبین و مرتجعین بودند تجلیل و قدردانی بهعمل آمد و موفقیت ملیون را در تأسیس حکومت ملی تا حدی مرهون فداکاری و زحمات آنان دانستند و عدهای از آنان را بنمایندگی مجلس و تصدی امور انتخاب کردند. تنها قدمی که مجلس اول در راه نشر افکار و پیشرفت معارف نمود وضع قانون مطبوعات بود که در محرم ١٣٢٦ به تصویب رسید و آزادی جراید را تأمین کرد. در نتیجه بر عده روزنامهها در تهران و ولایات افزوده شد و بیشتر آنها به بیداری مردم و ترویج اشعار جدید با مضامین تازه و پیدایش سبک نوین در روزنامهنگاری کمک بزرگ کردند. در مدت سهسال مذکور چند مدرسه ملی مانند زردشتیان و قاجاریه و تدین و ثروت و اشراف و یکی دو مدرسه دخترانه در تهران بهوجود آمد.
رویدادی که در تاریخ معاصر ایران از آن با عنوان جنبش مشروطیت نام برده میشود، بیش از آنکه دگرگونی در حوزه سیاست و ساخت سیاسی کشور باشد، تحولی در ساحت فرهنگ و ساخت اجتماعی شمرده میشود. این دگرگونی در آرمانهای خیزش مشروطهخواهان نیز تجلییافته است؛ تحولی که بیتردید دستاورد کار فرهنگی گروهی از نخبگان فرهنگی- سیاسی کشور بوده و ریشههای آن را میتوان در دوران فتحعلیشاه قاجار نیز بازشناخت.
روایتی از یکصدسال کوشش ایرانیان در برچیدن بساط یک بیماری همهگیر ماجرای پایتختنشینانی که برای فرار از ماموران آبلهکوبی در آبانبارها پنهان شدند زمانی که از آبله و آبلهکوبی در ایران سخن میرود، نام میرزا تقیخان فراهانی(امیرکبیر) صدراعظم ناصرالدینشاهقاجار بیتردید به ذهن پژوهشگران میآید؛ سیاستمداری که به روایت تاریخ، آنگاه که مردم سرزمینش در برابر تلقیح آبله ایستادند، گریست. جدا از اینکه رخداد یادشده تا چه اندازه درستی تاریخی داشتهباشد اما بیان چندباره آن، خود، وجود مخالفتهایی برای رواج آن را نشان میدهد.
رساله «مسائل تاریخی و قدرت سیاست» اثر دکتر رضا داوری اردکانی به عنوان ضمیمه شماره پنجاه و چهارم نشریه فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران منتشر شد. این رساله دربرگیرنده سه عنوان مقاله است که به تلویح از دانشمندان دعوت شده است که به شرایط و مشکلات و موانع «توسعه علم و جامعه» بیندیشند تا اساسی برای تدوین یک سیاست و برنامه جامع و هماهنگ فراهم شود. شیرازه مشترکی که در این سه مقاله میتوان جست وضع علم و نسبت آن با فرهنگ و سیاست و اخلاق و فلسفه است.
سازمان ملل متحد، 21 سپتامبر برابر با 30 شهریور را «روز جهانی صلح» نامگذاری کرده است. برقراری صلح در عرصه بینالملل و نفی هر گونه خشونت، همواره یکی از مهمترین دغدغههای بشر بوده است و سطحی از این دغدغه نیز کمابیش در ادبیات سیاسی ما به چشم میخورد. شاید نخستینبار در دوره اصلاحات و با طرح «گفتوگوی تمدنها» بود که به مفهوم صلح به شکلی نهادمند و رسمی پرداخته شد و نظریه «جهان عاری از خشونت» دکتر روحانی مجدداً توجه به صلح را در مشی سیاسی فرهنگی ما برجسته کرد.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید