«بررسی آثار هایدن وایت» توسط گروه تاریخ و همکاریهای میانرشتهای پژوهشکده تاریخ اسلام با حضور سیدهاشم آقاجری، حسین پاینده و حسینعلی نوذری در محل این پژوهشکده برگزار شد. هایدن وایت که از دهه ١٩٥٠ تاکنون مشغول نوشتن است و امروز در ٨٧ سالگی به سر میبرد، در جامعه علمی ایران به خصوص در میان اهل تاریخ متفکری نسبتا ناشناخته است. این در حالی است که آرای او و بهخصوص کتاب مهم «فراتاریخ» انبوهی از بحثها و مجادلات علمی را در آکادمیهاي غربي به همراه داشته و بسیاری این کتاب را نقطهعطفی در فلسفه مدرن تاریخ میدانند. پرسش اصلی که او در این کتاب پاسخ میدهد این است که بین دانش تاریخ، زبان مورخ و واقعیت تاریخی چه ارتباطی وجود دارد؟ به گمان او هرگز یک مورخ نمیتواند ادعا کند که به طور مطلق به شناخت پدیده یا موضوع مورد مطالعه خود بهطور همیشگی رسیده است. این حکم بیانگر نگره پستمدرن و شالودهشکنانه وایت است که گفتمان تاریخی او بر آن بنا نهاده شده است.
ایرانیان و همۀ مردم سرزمینهایی که در حوزۀ فرهنگ ایرانی زندگی میکنند، شب آغاز فصل زمستان را در یک دور فصلی از دور کیهانی طبیعت در زمان گردش فصل پاییز به فصل زمستان جشن میگرفته و میگیرند. نقش و تأثیر این فراگشت طبیعی در حیات اجتماعی و اقتصادی مردم با واکنشهایی گوناگون به صورت رفتارهایی آیینی ـ نمادین باز نمایانده میشوند. در این رفتارهای آیینی، شب آغاز فصل زمستان که به اصطلاح آن را «شب چلّه» و «شب یلدا» مینامند، به شیوههایی رمزگونه همراه با نمودهایی که ناظر بر تداوم زندگی در کل جامعه است، جلوه مینماید.
آرمینوس وامبری خاورشناس پرآوازه مجاری، سالها در شهر قسطنطنیه اقامت كرد و در تحقق آرزوی خود برای سفر به ایران و خاصه به تركستان بدون تغییر مذهب، به آموختن شریعت اسلام و زبان فارسی و تركی خاوری پرداخت. آنگاه به سوی ایران رهسپار شد و با سفر به خوی و تبریز و زنجان و قزوین، در لباس درویشی دروغین، و اقامت در این شهرها و توصیف دلچسب وقایع به تهران رسید، مدتی بعد با هیئت مبدل درویش بغدادی به قم، كاشان، اصفهان و شیراز رفت و پس از اقامت سه ماهه در این شهرها و بیان حوادث و وقایع آنجا به نحو مطلوب و شیرین به تهران بازگشت
حسامالدین سراج متولد سال ١٣٣٧ اصفهان است؛ شهری که نقشی پررنگ در حفظ و ترویج موسیقی ردیف دستگاهی دارد و بزرگان زیادی را در این عرصه به هنر ایران معرفی کرده است. او آموختن نوازندگی تنبک را از ١٣ سالگی شروع کرد و پس از آن سنتورنوازی را نزد اساتیدی چون فرامرز پایور، رضا شفیعیان و پشنگ کامکار فراگرفت. در محضر اساتیدی از جمله محمود کریمی و محمدرضا شجریان، تلمذ آواز كرد و از سال ١٣٥٩ در کنار تحصیل رشته معماری، کار حرفهایاش را با انتشار آلبوم نینوا آغاز کرد. در طول سه دهه گذشته، تعداد آلبوم موسیقی منتشر شده با صداي او به بيش از ٣٠ آلبوم رسيده است
تأملی بر کتاب «نظر به درد دیگران» اثر سوزان سانتاگ چرا «عکاسی از جنگ» تأثیرگذاری عمیقتری از درد جنگ دارد؟ فرزاد نعمتی: سوزان سانتاگ (2004-1933 میلادی) نویسنده، منتقد ادبی و روشنفکر امریکایی، چهرهای محبوب و متنفذ در فضای فرهنگی نیمه دوم قرن بیستم بود. سانتاگ مقالات و کتابهای ارزشمندی در حوزه زیباییشناسی و هنر نوشته است و در یکی از مهمترین آنها، «درباره عکاسی» که در سال 1977میلادی به چاپ رسید و برنده جایزه دایره ملی منتقدان کتاب (NBEE) نیز شد، از قدرت استعاری عکسها و نقش تفسیری عکاس در گرفتن آنها سخن به میان آورد. 25 سال پس از آن کتاب معروف که دو ترجمه فارسی از آن نیز در دسترس مخاطبان است، سانتاگ در کتاب «نظر به درد دیگران» (2004 میلادی) به مسأله بازنمایی تصویری جنگ و خشونت در جامعه معاصر پرداخته است،
40 سال کاوش در تمدن ایران از مسجد جامع اصفهان تا بیشاپور حمیدرضا محمدی: خیلی حرف است در شهری باستانی در قلب ایتالیا زاده شوی و راهنمایی یک استاد، کاری کند که بخش اعظم سالهای تحصیل و تدریس و تحقیقت، صرف کشوری دیگر به نام «ایران» شود. به این سرزمین گام بگذاری و بیش از 40 سال وقت صرف شناختنش کنی. اما «برونو جنیتو» (Bruno Genito) درست مصداق همین گفته است. این استاد 64 ساله دانشگاه شرقی ناپل ایتالیا (University of Naples L'Orientale)، در رشته هنر و باستان شناسی ایران درس خواند اما «امبرتو شراتو» (Umberto Scerrato، در منابع فارسی نام او امبرتو اسکراتو ذکر شده است.
این یک بحث بسیار قدیمی در سابقه علوم تفسیری و قرآنی است که آیا در قرآن آیاتی هست که تأویل آن را جز خداوند و یا به روایت شیعه (و برخی دیگر) جز خدا و پیامبر (و امامان) ندانند یا خیر؟ و دقیقاً منظور از متشابهات چیست و مراد از تأویل آن آیات چیست و چه کسانی معانی آن آیات را درک می کنند و چه کسانی باید علم آن آیات را از خداوند بخواهند؟ این بحث خلاصه وار چنانکه می دانیم به آیه ای از قرآن باز می گردد که در این باره اشاره ای دارد. برخی مانند معتزله به وجود آیات متشابه تأکید داشته اند و آن را راهی برای تأکید بر ضرورت تأویل آیاتی می دانستند که ظاهرش نوعی تشبیه را شاید تأیید کند و برخی دیگر دایره متشابه را بسیار محدود می دانسته اند.
روایتگرایی[۳] با قرائت هایدن وایت[۴] و فرانک انکراسمیت[۵] را میتوان به نحوی سودمند همچون وارونهی دو نوع پوزیتیویسم تحلیل کرد. نخست آن که شناختشناسیِ روایتگرایانه را می توان به عنوان وارونهی تجربهگرایی[۶] نگریست. مدّعای آن مبنی بر این که روایتها به سان استعاره[۷]هایی عمل میکنند که فاقد هرگونه محتوای شناختی[۸] هستند، خود بر بنیان یک اصل تجربهگرایانه یعنی «نظریهی تصویریِ»[۹] معرفت استوار شده است. به علاوه همهی آن وجوه غیرشناختیای که به روایتها منتسب میشود، به این نظریهی تصویری معرفت و نظریهی تصویری بازنمایی[۱۰] وابسته هستند. از این رو اکثر خصایص شناختشناسانهای که وایت و انکراسمیت به روایات تاریخی نسبت میدهند نیز در مشکلات و نواقص این نظریههای تصویری سهیم هستند. مدّعای دوم این مقاله آن است که نظریههای تبیین روایی را میتوان در یک تحلیل سودمند همچون وارونهی نظریهی پوزیتیویستیِ قانون فراگیر[۱۱] در نظر آورد. از این جنبه، نسخهی انکراسمیتیِ روایتگرایی بسیار رادیکالتر است چرا که به نحو همزمان هم علّیت را از فهم رواییِ تاریخ کنار میگذارد و هم تعارضی را میان حالتهای روایی و علّیِ درک مفروض میگیرد. اگر نظریهی تبیین نسخهی وایتیِ روایتگرایی را در نظر بگیریم، روایتگرایی او را باید نظریهای پیوندی (دورگه)[۱۲] بخوانیم. اما با این وجود، این نسخه نیز باید وارونهی نظریهی قانون فراگیر در نظر آورده شود چرا که قانون فراگیر را با شماری فراوان و نامعینی از استراتژیهای تبیینی جایگزین میکند.
در آغاز دهه 70 ضیاء موحد در اعتراض به شعرهای به اصطلاح پسامدرن در آخر شعری نوشت «مُردم! از بس که شعر بد خواندم!»؛ شعرهایی که شاعرانشان خواستهاند جاودانه شوند اما نشدهاند، به یک دلیل ساده؛ آنکه «جاودانگی ارزان نیست». البته این اظهارنظر برخی را آزردهخاطر کرد.
طباطبایی نخستین پژوهشگری بود که نگرشی منضبط، فلسفی و روشمند به تاریخ اندیشهی سیاسی عرضه داشت. طباطبایی به تاریخنگاری بهمثابه شکلی از اندیشهورزی است که در این زمینه او بهویژه متأثر از هگل است. طباطبایی تجدد و وضع کنونی را مبنای نگارش تاریخنگاری اندیشه قرار میدهد و بر اهمیت پرسشهای امروزین از متون کهن تأکید میورزد. طباطبایی ایران را کانون نظریهپردازی خود قرار میدهد و در نهایت، ایشان بر نسبت و پیوند میان عمل و نظر، بهمثابه مهمترین پرسش در فلسفهی سیاسی، در تاریخنگاری اندیشه تأکید میکند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید