شاهنامه، گزارشی است که پهلوانان و قهرمانان در تلاش برای ماندگاری کشور از خود نشان می دهند. فردوسی آن را از دل اسطوره ها و تاریخ ایران بیرون می کشد و با زیبایی و اعجاز شاعرانه به تصویر درمی آورد. فردوسی در سده های نخستین اسلامی، بررسی و سرایش تاریخی و اسطوره ای ایران را آغاز کرد. او از سازندگان هویت ایرانی است.
جلیل تجلیل در سال ۱۳۰۳ در تبریز به دنیا آمد. وی تحصیلات آغازین را در زادگاه خود گذراند و به جهت علاقمندی به تحصیل علوم دینی به حوزه علمیه شهر تبریز وارد شد و به کسب فیض از علمای آن سازمان پرداخت. پس از آن به علت اشتیاق به تحصیل به دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز وارد شد و به تحصیل پرداخت. تجلیل در سال 1334 لیسانس ادبیات فارسی را اخذ کرد و در محضر اساتیدی چون دکتر خیامپور، دکتر قاضی طباطبایی، استاد ادیب طوسی و استاد تجانی بهره برد و در سال 1349 وارد دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران شد. همچنین همزمان با تحصیل در دانشگاه در حوزه های علمیه قم و تهران به فراگیری فلسفه، منطق، صرف و نحو پرداخت.
به نظر می آید با بررسی آثاری که در یک ژانر جدی طبقه بندی نمی شوند، می توان به شناخت پدیده هایی رسید که جامعه قبول نمی کند مستقیم از آن ها حرف بزند. آیا طنز با ساختارشکنی از هنجارها لبخند را بر لب می نشاند...؟ اما اگر هنجارهای یک جامعه به گونه ایی ساختاری درونی شده باشند به راحتی نمی توان با زیر سوال بردن آن ها لبخند بر لب کسی نشاند، مطمئنا" این هنجار شکنی تمسخر ارزش ها از سوی افراد تلقی می شود. پس پرداختن طنز برای نشاندن لبخند به موقعیت خاصی نیاز دارد، موقعیتی که مثلا" خیلی از هنجارها برای افراد جامعه بی کارکرد هستند اما ممکن است قدرت برای حفظ نهاد خودش افراد را مجبور به اطاعت از این هنجارها کند.
یکی از مهم ترین وقایع سلطنت محمد شاه کورکردن برادرانش بود. وی در سال ۱۲۵۰ ه.ق یعنی سال مرگ فتحعلی شاه (در اصفهان )، به سلطنت رسید،( قبل از محمد شاه پسر دیگر فتحعلی شاه به نام علی شاه ظل السلطان در تهران تاجگذاری و چهل روز بر تخت نشست). محمد شاه نوهٔ فتحعلی شاه و فرزند عباس میرزابود. و سومین شاه از دودمان قاجار،علت به سلطنت رسیدن او این بود که پدر ولیعهدش قبل از مرگ شاه درگذشته بود
موضوع سخنرانی من «پیشبینی و پیشگویی در علوم اجتماعی» است. قصد من در اینجا انتقاد از آموزهای (Doctrine) است که باور دارد وظیفهی علوم اجتماعی طرح و ارائهی پیشگوییهای تاریخی است و اگر ما بخواهیم برنامهریزیهایی را به روش منطقی به انجام رسانیم به این پیشگوییهای تاریخی نیاز داریم. من این آموزه را «تاریخیگری» (Historicism) میخوانم. تاریخیگری را یادگار دوران باستان تلقی میکنم، حتی افرادی که به آن اعتقاد دارند بر این باورند که تاریخیگری آموزهای جدید، مترقی، انقلابی و نظریهای علمی است.
افزایش مقالات ISI آیا شاخص درستی برای پیشرفت علمی ما است؟ در هشت دههای که از تاریخ دانشگاه در ایران میگذرد؛ یعنی تقریباً همزمان با تأسیس دانشگاه تهران، دانشگاه و نهادهای علمی ما 6 شیوه و الگوی مدیریتی مختلف را تجربه کردهاست؛ مدل «آریستوکراسی علمی نخبهگرا» از دهه اول تا دهه 30، مدل «تکنوکراسی دولتگرا» از دهه 40 تا 50، مدل «میدان سیاسی چپگرا» در آستانه انقلاب، مدل «بازوی کارشناسی» در دهه 60، مدل «تقاضای اجتماعی» در دهه 70 و مدل بنگاهداری یا همان «دوگانه دانشگاه و بنگاه» از جمله این الگوها بوده است.
انجمن فلسفه میان فرهنگی ایران با همکاری پژوهشکده فرهنگ معاصر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی جلسه چهارم از سلسله سخنرانی «دیگری و دیگر هراسی» را برگزار میکند. در این جلسه دکتر نعمتالله فاضلی با عنوان «دیگری از منظر انسانشناسی» و دکتر مهدی معینزاده پیرامون موضوع «سنت به مثابه دیگری» سخنرانی خواهند کرد این نشست، ۲۵ بهمن ماه ساعت ۱۶:۳۰ الی ۱۹ در محل سالن اندیشه، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار میشود.
نشست «هرمنوتیک قرآن؛ نخستین گامها در تفسیر قرآن» با سخنرانی محمد مجتهد شبستری و دکتر علیرضا قائمینیا برگزار میشود. این نشست به همت معاونت پژوهشی دانشکده الهیات و معارف اسلامی دوشنبه ۲۶ بهمن ساعت ۱۰ الی ۱۲ در سالن اجتماعات شهید مفتح دانشکده الهیات دانشگاه تهران دایر خواهد بود.
از دکتر علی شریعتی به عنوان «معلم انقلاب» یاد میکنند و از این جهت مردم با آثار و افکار ایشان برخوردی نوستالژیک دارند. برای پرسش از «چرایی انقلاب؛ اگرها و بایدهای آن» به سراغ فرزند ارشد او دکتر احسان شریعتی ـ دکترای فلسفه از دانشگاه سوربن فرانسه ـ رفتیم. او که متولد 1338 است در جریان انقلاب جوانی 19 ساله بود و با توجه به فعالیتهای پدر از تجارب زیستهای برخوردار است که شنیدن آنها در سالگرد پیروزی انقلاب میتواند جالب توجه باشد. در گفتوگو با دکتر احسان شریعتی دو محور را مورد بررسی قرار دادیم؛ نخست اینکه، چرا انقلاب کردیم؟ و دوم آنکه، چه تصویری از نسبت شریعتی با انقلاب میتوان ترسیم کرد.
عصر ناصری به عنوان نقطۀ عطفی در ظهور اندیشه های خردگرایانه و رسوخ افکار نوین در تاریخ معاصر ایران مطرح است و یکی از مهمترین دستاوردهای آن گسترش فعالیت های اجتماعی و گروهی در غالب سنت های دینی – مذهبی به شمار می رود. با وجود گسترۀ فعالیت ها در عرصه های مختلف، نقش زنان آنگونه که شایستۀ مقام و خواستۀ ایشان بود، مجال بروز نیافت؛ زیرا موانع سیاسی، فرهنگی و دینی همچنان به قوت خویش باقی بود. با این حال ایشان با ورود به عرصۀ سنت های مذهبی و اجتماعی، بخشی از تأثیرگذاری خود را به منصۀ ظهور رساندند و چون این دوره هم زمان با فرگیری و گستردگی آئین های ملی و مذهبی بود، ایشان نیز فرصت را مغتنم شمرده، با وجود موانع بازدارندۀ تمدنی و فرهنگی، وارد این عرصه شدند
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید