اخبار

نتیجه جستجو برای

علی‌محمد مودب گفت: در سال‌های آغازین کار شعر ثروتی که می‌تواند پشتیبان ما در ادامه راه باشد موضوع شناخت شعر و شاعری است، همان چیزی که فلسفه شعر خوانده می‌شود.

( ادامه مطلب )

آن زمانی كه تمدنهای بشری مانند گیاه كوچكی در حال پژمرده شدن بودند، تمدن اسلامی مانند سرو تناوری در حال رشد و شكوفایی و سایه‌افكندن بود و توانست اقتدار و عظمت خود را به تمام جهانیان نشان دهد و مانند خورشید عالمتابی تمام ستارگان را كنار بزند. اما صد افسوس كه این اقتدار و عظمت تمدن اسلامی پس از چندی به ضعف و انحطاط گرایید. تحقیق حاضر برخی از عوامل تعاملی را كه به ضعف و انحطاط تمدن اسلامی انجامید بیان و بررسی می‌كند.

( ادامه مطلب )

محمدرضا سرشار، نویسنده انقلاب اسلامی، گفت: هنر دینی، قدیمی‌ترین هنرهاست؛ در همه جهان، منشأ تمام هنرها دین است.

( ادامه مطلب )

مسئله روش شناسی که شرق شناسان از نیمه قرن نوزدهم در مطالعات خود در باب تاریخ اسلام دنبال می کنند, به عللی چند حایز اهمیت است: 1. این روش شناسی بر تمام کوشش های محققان غربی و شرقی که به مطالعات شرق شناسی توجه دارند, سایه افکنده است. محقق غرب شناسی به این مسئله از زاویه معینی می نگرد و آن دقیقاً عبارت است از این که ـ غرب چگونه به قضیه شرق نگاه می کند و شرق تا به کی باید با این چارچوب ایدئولوژیک غربی سر کند, محقق شرقی ـ محقق مسلمان ـ با هدف دیگری به این مسئله توجه دارد که عبارت است از این که چرا غرب با چنین دیدگاهی به شرق می نگرد که این همه تعصّب و غرض ورزی در آن است؟ به طوری که جنبه های مثبت کتاب هایی که شرق شناسان در رشته های مختلف نوشته اند, بازده مثبت اندکی داشته, در حالی که ابعاد منفی شرق شناسی و کسانی که در پشت این حرکت بوده اند, در نتیجه مطالعاتی که در این اواخر به اتمام رسیده, روز به روز درخشان تر می شوند.

( ادامه مطلب )

هیچ کسی متعصب به دنیا نمی آید. بنابراین برای آنکه دانش آموزان دچار تعصب گرایی [سلفی] نشوند، آموزش و پرورش دائما باید شناخت را در آنها افزایش دهد و توهم زدگی را در آنها، شناسایی کند. نخستین اصل سازمان یونسکو در هنگام بنیانگزاری اش، بر آن تاکید داشت که جنگ طلبی پیش از هر کجا، در ذهن انسان ها زاده می شود و به همین دلیل این سازمان تاکید داشت آموزش را بر محور صلح توسعه دهد.

( ادامه مطلب )

وضعیت موجود آموزش فلسفه در ایران، وضعیت مطلوبی نیست. یكی از مشكلات ما در آموزش، نحوه آموزش ما است؛ به این معنا که در آموزش تمام رشته‌ها از جمله رشته فلسفه كه البته این مسأله در فلسفه، خودش را بیشتر نشان می‌دهد به جای تأملات عقلانی، تكیه بر محفوظات است. فلسفه در یک تعریف عام، فعالیتی عقلانی در مورد بنیادی‌ترین مسائل هستی است. در فلسفه، تأملات عقلانی اهمیت دارد؛ به عبارت دیگر برخلاف علمی مانند تاریخ، در فلسفه جنبه‌ عقلانی مسئله مهم است. تاریخ علمی نقلی است و بیشتر به محفوظات تكیه دارد، ولی در فلسفه، كاری به محفوظات نداریم و دانشجو باید یاد بگیرد كه عقلانی فكر كند.

( ادامه مطلب )

عطار نیشابوری یکی از عارفان و شاعران بزرگ ایران است که تحول عمیقی در عرفان اسلامی ایجاد کرده است. وی در زمینه عرفان، یک صاحب‌نظر کامل است و مقلد دیگر عرفا یا ادبا نیست؛ به عبارتی خودش مبتکر است. عطار در ادبیات عرفانی از دو جهت جایگاه مهمی دارد. نخست اینکه او اولین کسی است که عرفان را به معنی عمیق آن وارد ادبیات فارسی کرد. قبل از عطار در آثار عرفایی چون «امام محمد غزالی» و «خواجه عبدالله انصاری»، مضامین عرفانی مثل عشق، فنا، وحدت وجود و... وجود داشت، اما به معنی دقیق عرفانی نبود.

( ادامه مطلب )

در موضوع بهار پیش از خاقانی، شاعرانی مثل انوری، فرخی، منوچهری و عنصری قصایدی سروده‌اند که همه وصف داغگاه و صله گرفتن است؛ اما خاقانی این هنر و حُسن سلیقه را دارد که در گرایش دینی و آیینی‌اش فصل بهار را با باورهای دینی تلفیق کند. خاقانی در قصیده معروف «منطق‌الطیر» فصل بهار را توصیف می‌کند و اینکه هر کدام از پرندگان به گل و گیاه و درختی علاقه دارند. بعد سخن را به بیت تخلص می‌کشاند و به مدح حضرت پیامبر اکرم(ص) می‌پردازد.

( ادامه مطلب )

تا خلافت بغداد برجای بود، شاهنامه‌ستیزی سیاست پابرجای خاندانهای فرمانگزار خلافت بود. در آن روزگار همان گونه که دهقانان و آزادگان و نژادگان ایرانی و عامه مثل فردوسی می‌اندیشیدند و شاهکار او آیینه اندیشه‌ها و دردها و آرزوهای آنان بود، حکام وقت و در درجه اول خلافت عباسی بغداد و کارگزاران آن با هر آنچه با ایران ارتباط داشت، کینه می‌ورزیدند. این است که سیاست رسمی و دولتی نمی‌توانست شاهنامه را تحمل کند.

( ادامه مطلب )

این مصرعی است از یکی از غزلهای شگفت‌آور حافظ، غزلی راجع به آمدن بهار؛ اما اگر بگوییم این غزل یک «بهاریّه» است، یعنی اگر آن را فقط در درون دستگاه ژانرهای شعری بررسی کنیم، اساسی‌ترین پیامش را نخواهیم گرفت. این درست که این غزل توصیف و ستایشی است از بهار، اما به همان اندازه و بیشتر این یک غزل «حکیمانه» است. نه حکیمانه به آن مفهوم قدمایی و مَدْرَسی، مفهومی که به همان اندازه پیش‌پا افتاده است که «انشاءنویسی» دبیرستانی دوران ما، بلکه به مفهومی به راستی فیلسوفانه‌تر.

( ادامه مطلب )

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: