کنفوسیوس یکی از بزرگان فرهنگ جهانی چین است. اطلاعات ما درباره چین خیلی زیاد نیست؛ درباره هند کمی بیشتر و درباره مغربزمین بسیار بیشتر است. علت آن این است که در دوران اسلامی به علت نزدیکی فکری و دینی به مغرب زمین ارتباط بیشتر بوده و آثار و ترجمههای بسیاری از مراکز فرهنگی مسیحی و حتی یهودی انجام شده است. این خاصیت درباره هند و چین چندان اتفاق نیفتاده است.
دهه سی و چهل که دوره کودکی و نوجوانیام بود، همواره درباره دکترقاسم غنی خاطراتی می شنیدم که یا از مهارت او در امر پزشکی حکایت داشت یا از عملکرد و نقش سیاسی او در مقام وزارت فرهنگ و بهداری یا سفارت مصر و آمریکا و ... و به ویژه از خواستگاری و طلاق او از فوزیه همسر اول محمدرضاشاه یاد می شد. تنها اثر مکتوبی هم که از او در دسترس داشتم تاریخ تصوف دوجلدی ایشان درباره احوالات و زمانه حافظ بود. مجموعه دادهها و ذهنیتهای آن دوران، او را شخصیتی حکومتی و درباری معرفی میکرد که در اواسط حکومت دکتر مصدق (فروردین 1331) چشم از جهان فروبسته بود. از آن زمان همه خویشاوندان آرزو داشتند که جوانترهای فامیل راه او را ادامه داده و جای خالیش را پرکنند.
فانگ یولان کتابی به نام «تاریخ فلسفه چین» دارد که فرید جواهرکلام آن را سال 1380 ترجمه کرده است. او گزارش میدهد که «سرزمین قاره مانند چین در دید مردم آن قرنها خود دنیا بود و دو عبارت «هر چه زیر آسمان است» و «هر چه درون چهار دریاست» مصداق واحدی داشتهاند، گواینکه از چین بیرون رفتن، از دنیا بیرون رفتن بوده است. به عقیده کنفوسیوس کوه که از جای خود تکان نمیخورد، نمونه انسان خوب و خوبان آرام بر جای میمانند و اهل تاملند. اما سعدی که در اقسام عالم از بر و بحر گردش میکرد نظر دیگری دارد.»
اینکه سعدی و کنفوسیوس چه نسبتی با هم دارند، ماجرایی دشوار و آسان است. دشوار از این جهت که جهان کنونی شرق را به دشواری میشناسد و تفسیری که از تفکر چینی و تفکر شرق دور بهطور کلی میشود، تفاسیری است که جای حرف و بحث دارد یا لااقل برای من جای تامل دارد. اگر بخواهم بیان فلسفی این حرف را بگویم باید اشاره کنم که جهان متجدد از لایههای متفاوت تجدد، قرون وسطی، تفکر یونانی و... باید بگذرد تا به تفکر شرقی برسد و این مساله بسیار دشواری است.
سه شنبه بیست و سوم فوریه صدها سوگوار در کاخ اسفورزای میلان تجمع کردند برای ادای احترام به نویسنده ی ایتالیایی، اومبرتو اکو، که جمعه از دنیا رفت. طرفدارانش بیرون خانه اش جمع شدند و به او ادای احترام کردند و تابوتش، مملو از رزهای سفید، به این قلعه ی پرابهت قرن پانزدهمی حمل می شد و تحت حفاظت گارد ریاست جمهوری در حیاط آن قرار گرفت و برای این پژوهش گر پرآوازه ی قرون وسطی کجا بهتر از آنجا؟
زنده یاد هما ناطق اگرچه یک تاریخ نگار بود، اما در عرصه سیاسی و روشنفکری هم فعال و نامدار بود. تاریخ نگاری که با وجود تأثیر ایدئولوژی بر نوشته هایش، اما آثار و پژوهش هایی از خود به یادگار گذاشت که جامعه علمی و دانشگاهی از آنها بی نیاز نیست. شاید بر مبنای همین تأثیرپذیری از ایدئولوژی چپ بود که سراغ موضوعاتی رفت که در آن روزگار کمتر پژوهشگری درباره آنها می نوشت. با این همه، تأثیر ایدئولوژی در پژوهش های هما ناطق چندان نبود که قضاوت هایش کلی و غیرمستند بنماید. او خود را دانشآموخته پل وین، تاریخ نگار فرانسوی، معرفی می کرد که تاریخ نگاری را بر «دانش به یاری اسناد» استوار می دانست.
محمت نصرت، معروف به عزیز نسین (۲۰ دسامبر ۱۹۱۵- ۶ جولای ۱۹۹۵) نویسنده، مترجم و طنزنویس اهل تركیه است. آثار او به بیش از ۳۰ زبان دنیا ترجمه شدهاند و بیشتر به هجو دیوانسالاری و نابرابریهای اقتصادی در جامعه وقت تركیه میپردازند. پیشتر بسیاری از داستانهای كوتاه او را مترجمان نامداری مانند ثمین باغچهبان، احمد شاملو، رضا همراه و صمد بهرنگی به فارسی ترجمه كرده بودند.
چندی پیش اخباری پیرامون واگذاری موزه هنرهای معاصر مطرح شد که نگرانی هنرمندان فعال در عرصه هنرهای تجسمی را در پی داشت. ظاهرا از سوی وزارت ارشاد مقرر شده بود که موزه هنرهای معاصر تهران از این پس زیر نظر بنیاد رودکی به فعالیتش ادامه دهد. عدم تطابق سازمانی موسسه یا بنیادی همچون رودکی برای اداره موزه هنرهای معاصر از یکسو و سابقه نهچندان موفق این بنیاد در اداره موزه آزادی از سوی دیگر دلایل اصلی هنرمندان این عرصه برای تشکیل یک تجمع اعتراضی در ٢١فروردینماه جاری بود
هنر رسانهای برای فرهنگسازی در سطح جامعه است و نهادهای بسیاری تلاش دارند تا در طول سال با ایجاد شرایط ظهور و بروز هنر در میان مردم، گفتمان هنری را در میان اجتماع باب کنند. سازمان زیباسازی شهر تهران یکی از این نهاد هاست که در جهت توسعه هنر در میان اقشار جامعه تلاش میکند
قانون تخصیص نیم درصد از درآمد شهرداریها به کتابخانه های عمومی، در سال 1382 همزمان با خارج شدن نهادکتابخانههای عمومی از مدیریت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره هیأت امنایی آن به صورت نهادی غیر دولتی تصویب شد. البته خیلی پیشتر از این تاریخ و در سال 1344 نخستین بنای این مصوبه با در نظر گرفتن یک و نیم درصد از درآمد شهرداریها گذاشته شد که البته تداوم پیدا نکرد و در قانون بودجه سال 1352 این تکلیف مهم از عهده شهرداریها برداشته میشود. البته دوباره در سال 82 به آن توجه میشود اما از یک و نیم درصد سال 44 به نیم درصد کاهش پیدا میکند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید