صدرالدین محمد بن ابراهیم قوام شیرازی معروف به مُلاصَدرا و صدرالمتألهین (درگذشته ۱۰۴۵ قمری)، متأله و فیلسوف شیعه ایرانی سده یازدهم هجری قمری و بنیانگذار حکمت متعالیه است. کارهای او را میتوان نمایشدهنده نوعی تلفیق از هزار سال تفکر و اندیشه اسلامی پیش از زمان او به حساب آورد. آثار ملاصدرا را بیش از پنجاه اثر دانستهاند که آنها را بر حسب نوع تفکر موجود در پس هر یک، میتوان در دو دسته اصلی علوم نقلی و علوم عقلی جای داد. یکم خرداد هر سال با بزرگداشت نام این فیلسوف مزین شده است.
کتاب «الف لام خمینی» زندگینامه امام روحالله موسوی خمینی، اثر هدایتالله بهبودی است که چاپ دوم آن در 1157 صفحه با شمارگان دو هزار و 500 نسخه به بهای 60 هزار تومان در سیویکمین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران از سوی موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی عرضه شد و مورد استقبال مشتاقان به زندگی بنیان گذار انقلاب اسلامی قرار گرفت.
مراد و منظور از تاثیرگذاری تفکر و حکمت ملاصدرا، نفوذ و اثربخشی و اثرمندی و جهتدهی و عاملیت و علیت در اندیشگی و ایجاد تامل و تفکر در نسل بعدی متفکران، بعد از ملاصدرا، است. در واقع، مقصود از بررسی مختصر و اشارهوار، به تاثیر حکمت و تفکر و اندیشهها و نظریههای ملاصدرا و آثار و کتب وی، در فرایند و جریان تفکر و عقلورزی و تفطن به حکمت و معنویت و عقلانیت و علم و دانش و معارف، و متفکران و اندیشمندان و عالمان، در جهان اسلام و دنیای خاکی است.
روزگار برزخی ما ایرانیان را دو چیز رقم میزند: نفت و شعر. اولی یعنی نفت، تنها اندكی بیش از صد سال است كه گریبانگیرمان شده و خواب و بیدارمان را آشفته ساخته و دومی، یعنی شعر صدها سال است كه مامنی بوده برای گریز و بلكه استعلا از زمانه نامراد و محمدعلی موحد، همیشه استاد نقطه تلاقیگاه این هر دو است، حقوقدانی ادیب و تاریخنگاری عرفانپژوه كه به همان میزان كه مقالات شمس را احیا كرده و در پیرایش و ویرایش مثنوی معنوی مولانا كوشیده، در نگارش راست و درست قصه پرغصه نفت نیز قلم زده است.
این جلسه آخر مثنویخوانی ما است. روزِ آخر شعبان است و فردا رمضان. امروز این یادگاری است برای آخر دوره مثنویخوانیمان. این مثنوی كه انشاءالله تصحیحاش به دست همه رفقا، مثنویدوستان و مثنویپژوهان میرسد و در آن دقّت میكنند، حاصلِ اقبالی بلند است. من از همّت و عنایت و همكاری و لطف و اظهار علاقه دوستانی كه در كار تصحیح با من و مشوّق من بودند بسیار سپاسگزارم.
در این نوشته جان کلام این است که آنچه در شعر فارسی به «قلندریّات» شهرت یافته، دور از آن بیبند و باری است که از قرن هفتم هجری در حواشی آیین قلندری ثبت شده. نهادن این عنوان هم بر شماری از سرودههای سنائی غزنوی و فریدالدین عطار از روی مسامحه نبوده است؛ اما در دالان تاریک تاریخ اجتماعی ایران باید به روزگار سنائی غزنوی نگاه کنیم و ببینیم در آن روزگار به چه کسی قلندرر قلندری میگفتهاند؟
فریدریش روکرت۱ شاعر و مترجم برجسته اشعار غنایی شرق و آثار منظوم فارسی، در ۱۶ مه ۱۷۸۸ [برابر با ۲خرداد ۱۱۶۷] در آلمان در خانوادهای حقوقدان متولد شد و ۳۱ ژانویه ۱۸۶۶ درگذشت.
بهنظر میرسد جهان ایرانی که فرا زبانی، فرا دینی و فرا قومی و فرا مذهبی است، در شاهنامه که تجلیگاه بسیاری از روایتهای ملی ایران است، توصیف میشود. در این مقال اندک سعیام برآن است که به روایت خرد در جهان ایرانی، البته آنگونه که در شاهنامه و از زبان فردوسی بیان شده است، بپردازم.
ظهور مذهب پروتستان در اوایل قرن شانزدهم میلادی، شكاف عمیقی بین پیروان مسیحیت به وجود آورد و كاتولیكها و پروتستانها در طول سدههای پس از آن، بارها با هم به نزاع و نبرد پرداختند. یكی از جنگهای معروف طرفداران پروتستان با كاتولیكْ مذهبان، در دهه دوم قرن هفدهم میلادی به وقوع پیوست و در حدود سی سال به طول انجامید
دشمنی خاندان اُمَوی و عباسی با اهل بیت از دیرباز وجود داشت. هر كدام از این خاندان جور به نوبهی خود آزار و اذیت فراوانی به اهل بیت و آل علی(ع) روا داشتند و حتی از به شهادت رساندن امام معصوم ابا نمیكردند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید