بَیاض در نسخه شناســی حایز معانی متفاوتی اســت که از صورت ظاهری نسخه و اســلوب صحافی آن که شیرازه بندی عرضی داشته تا پاکنوشت نسخه از روی پیشنویس و ّآنچه در این نوشته مدنظر ماست (نسخه ای مشتمل بر گزیده ای از نکات ادبی به نظم و نثر) را شامل میشود. روزگاری این وجه اخیر تا بدانجا در میان اهل ذوق و ادب رایج گشــته بود که حتّی اشــعار مرغوب و مطلوبی که برای درج در بیاض از دواوین شعرا برمیگزیدند، با عنوان بیاضی می نامیدند؛ یعنی اشعار سزاوار درج در بیاض.
پیش از اینکه پیشفرضهای زندگی معنوی را خدمتتان عرض کنم مایلم استخوانواره و اصل بحث را خدمت شما بیان کنم. بحث معنویتی که من در سال گذشته مطرح کردم، چهار فقره اصلی داشت: فقره اول در مورد این بود که اساساً معنویت یعنی چه؛ یا به تعبیر دیگری به چه پدیده یا پدیدههایی معنویت گفته میشود؛ در آنجا گفتیم که معنویت دقیقاً به معنای دینداری و دینورزی و یا به معنای سیر و سلوک عرفانی و یا حتی به معنای اخلاقی زیستن هم نیست و یا به تعبیر دیگری با بیان سه «نیست» به چیزی که «هست» رسیده بودیم.
آگاهان در میان محققان رشته رجال حدیث شیعی به خوبی می دانند که فهرست های نجاشی و شیخ طوسی بر اساس فهارس قدیمتر شیعی نوشته شده است. این مطلب را مرحوم بهبودی و نویسنده این سطور و آقای احمد پاکتچی و برخی دیگر گفته اند. اما در این میان یک مطلب که باید روشن شود این است که نجاشی و شیخ در تألیف فهارس خود صرفاً ناقل نبودند بلکه خود در اصلاح فهارس قبلی و کنار هم گذاشتن و یکپارچه سازی اطلاعات و گزینش منابع قبلی سهم مهمی داشتند.
بهاره بوذری: شما به چخوف اشاره کردید، ترجمههایی که شما انجام دادهاید، زیاد نیست! و بیشتر روی آثار چخوف کار کردید؛ مثلاً در مورد انتخاب مرغ دریایی که شما ترجمه کردید، ترجمهی آقای حمیدیان قبل از شما بوده یا بعد از ترجمهی شما؟ هیچکدام. همزمان با هم ترجمه کردیم.
هانری كربن (١٩٧٨-١٩٠٣ م) چهره آشنا و تاثیرگذار بر اندیشه متاخر ایرانی كه بی جهت نیست خیابانی ولو فرعی در تهران به نامش ثبت شده است، از احمد فردید تجددستیز و سیدحسین نصر منتقد تجدد گرفته تا داریوش شایگان متجدد و سید جواد طباطبایی مدافع تجدد همگی به نحوی متاثر از او بودهاند. به راستی هم میتوان او را چهره كلیدی شیعه شناسی غربی خواند، متفكر و محققی چند وجهی كه شیفته سهروردی و رساله غربت غربیه او بود و از نزدیك با واپسین نمایندگان بزرگ سنت فلسفه اسلامی یعنی علامه سید محمد حسین طباطبایی و مرحوم استاد سید جلال الدین آشتیانی حشر و نشر داشت.
در این دورهی آموزشی رمانتیسیسم آلمانی با تاکید بر ارتباط فلسفه و ادبیات و آشنایی با برجستهترین نمایندگان و آثارشان بررسی میشود. در ابتدا نحوهی شکلگیری این جنبش با تمرکز بر اندیشههای روسو و کانت از سویی و شیلر و گوتهی جوان از سوی دیگر تشریح میشود. روسو و کانت هیچیک رمانتیک نبودهاند ولی این جنبش بدون این دو راه نمیافتاد. شیلر و گوتهی جوان هم در جنبش طوفان و تنگنا پیشقراول جنبش رمانتیک بودهاند. رنجهای ورتر جوان، راهزنان و برخی نمایشنامههای دیگرِ این دو، بستر اصلی ظهور این جنبش هستند.
«تفسیر عرفانی» خوانش خاصی از قرآن است که طی آن، معنا در ظرف ذهن شکل میگیرد. واقعیت این است که ذهن ما، ظرفیت و شکلی دارد و ذهنیت ما همان ظرف است؛ وقتی آیات قرآن وارد ذهن میشود، معنا، صورت آن ظرف را میگیرد. ظرف ذهن، خود از سه مفهوم اساسی و کلیدی تشکیل شده است که عبارتند از: «خدا»، «انسان» و «عالم» یا به عبارتی، «نسبت انسان با خدا» با «نسبت انسان با انسان» و «نسبت انسان با عالم». این سه مفهوم اساسی و کلیدی کمابیش مطابقت دارد با سه اصلی که ما با عنوان اصول دین میشناسیم؛ توحید، نبوت و معاد.ظرف ذهن، ثابت نیست و در طول تاریخ تغییر میکند، این تغییر هم بر اساس سه مفهوم «خدا»، «انسان» و «عالم» و برداشتی که از سه اصل توحید، نبوت و معاد داریم، شکل میگیرد.
هانری کربنشاید هیچ مستشرقی به اندازه هانری کربن در نقد شرق شناسی نکوشیده باشد. حقیقت این است که کربن یک شرق شناس نبود بلکه مستشرق به معنی اشراقی کلمه بود. کربن از چشم اندازی فراتر از پژوهش های تحقیقی به مسئله نگاه می کند. از نظر او انحرافی که در معرفت شناسیِ غربی در طی سالیان متمادی رخ داده است، باعث گردیده حقیقت را چیزی جز آنچه می پندارند ندانند. از سوی دیگر کربن اعتقاد دارد که نظریه تعطیل مبتنی بر خردگرایی دوره روشنگری است، و گرفتار خردی که هر چیزی منافی با عقل تجربی و استدلالی را به کنار می نهد. بنابراین کربن تأکید می کند که «باید هرگونه پیش داوری خردگرایانه را … به کنار نهیم».
25 مرداد 1373 سیداحمد فردید فیلسوف شهیر ایرانی درگذشت. اما سیداحمد مهینییزدی - که بعدها نام خویش را به فردید تغییر داد - از آن دست فیلسوفانی بود که حتی مرگ نیز باعث نشد جدال بر سر آرا، اندیشهها، ویژگیها و سکنات او پایان پذیرد. فردید به شکلی باورنکردنی در میان نقدها و بحثهای گوناگون موافقان و مخالفان گم شد و هنوز چهره درستی از خود او به دست نیامده است.
کاظم چلیپا هنوز هم بهدنبال آرمانهایی در مورد انسان معاصر و هویتش است. او فرزند حسن اسماعیلزاده، یکی از هنرمندان شناختهشده نقاشی قهوهخانهای، است و نقاشی را به صورت آکادمیک تا مقطع دکترا ادامه داد. چلیپا که در زمان انقلاب، دانشجویی ٢٢ساله بود، جزء گروهی از هنرمندان بهشمار میرود که از آنها با عنوان هنرمندان انقلاب یاد میشود. هرچند خودش میگوید این دستهبندیها و فضایی که تعارضاتی را به وجود آورده بود، ربطی به هنرمندان نداشت و هنرمندان انقلاب فقط کارشان را انجام میدادند بدون اینکه با دیگر هنرمندان اختلافی داشته باشند.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید