گفت و گو با آذرمیدخت صفوی؛ رئیس مرکز تحقیقات فارسی هند

1394/8/30 ۰۹:۵۷ , 637 بازدید

گفت و گو با آذرمیدخت صفوی؛ رئیس مرکز تحقیقات فارسی هند

زبان فارسی، بخشی از هویت زبانی مردم هند است «از میان ملل و نژادهای بسیاری که با هندوستان تماس داشته‌اند و در زندگانی و فرهنگ هند نفوذ کرده‌اند، قدیمی‌ترین و بادوام‌ترین آنها ایرانیان هستند.» جواهر لعل نهرو

 

زبان فارسی، بخشی از هویت زبانی مردم هند است

 

«از میان ملل و نژادهای بسیاری که با هندوستان تماس داشته‌اند و در زندگانی و فرهنگ هند نفوذ کرده‌اند، قدیمی‌ترین و بادوام‌ترین آنها ایرانیان هستند.»

جواهر لعل نهرو

 حمیدرضا محمدی: زبان فارسی در هند، سابقه و پیشینه‌ای بس دیرینه دارد. نخستین نشانه‌های وجود این زبان را در میان مردم آن سامان، در حدود اوایل قرن چهارم و در اشعار «رابعه بنت کعب» از مردم منطقه سند در هند می‌توان سراغ گرفت. اما دوران اوج حکومت زبان فارسی در این سرزمین زرخیز را باید در دوران غزنویان جست‌و‌جو کرد که فارسی بدل به زبان علمی و ادبی و حتی فراتر از آن، اداری هند شد. ناگفته نماند این ارتباط میان فرهنگی، البته گذشته اش را باید در ارتباط میان زبان‌های اوستایی و سانسکریت در دوران اشکانیان یافت که به ترجمه کلیله و دمنه در روزگار ساسانیان به فارسی منتج شد. با این حال، از دوران سلطان محمود غزنوی زبان فارسی بر اندیشه،  سیاست، اقتصاد و فرهنگ مردم هند حاکمیت داشت. به گونه‌ای که کلیه آثار مهم فرهنگی، مذهبی، سیاسی، ادبی، مکاتبات، اسناد شخصی و دولتی و احکام قضایی هند به زبان فارسی نوشته می‌شد. هرچند از دوران گورکانیان در هند که مصادف با ظهور صفویان در ایران است، صدها شاعر و نویسنده و عالم و عارف به هند رفتند و بذر این زبان را در سراسر این سرزمین پاشیدند و کاشتند. حتی شاید برایتان جالب باشد که بدانید، بانویی که بنای تاج محل به نامش بنا شد، یک ایرانی از اهالی شیراز بود و حتی اشعار فارسی بسیاری در مزار ارجمندبانو بیگم به چشم می‌خورد. کسی که بر پاسداشت نوروز در هند ابرام و اصرار داشت. از جایگاه شعر فارسی در هند هم نباید غافل شد. امیرخسرو دهلوی و بیدل دهلوی تنها نمونه‌ای از خیل عظیم شاعرانی هستند که به زبان فارسی شعر گفتند و یکی‌شان که امیرخسرو دهلوی بود به طوطی هند شهرت یافت. پس البته بی‌سبب هم نبود که سعدی شیرازی گفت که «زین قند پارسی که به بنگاله می‌رود.» در سال 1785  میلادی بود که نخستین نسخه چاپی شاهنامه فردوسی و در سال 1791 نخستین نسخه چاپی دیوان حافظ در شهر کلکته منتشر شد. جز این، روزنامه‌های فارسی بسیاری که شاید مهم‌ترین شان «حبل المتین» باشد در کلکته منتشر می‌شد. ناگفته‌نماند اهالی فرهنگ معاصر هم در ایران، بسیار به آن کشور می‌رفتند که از متقدمین باید  از صادق هدایت و از متأخرین نیز از نوش آفرین انصاری یاد کرد. با این حال زبان فارسی در هند، با استعمار انگلیس و بویژه از  سال 1836 بود که به دستور چارلز تری ویلیان، زبان اداری هند که تا آن زمان و از هفت سده پیش، فارسی بود به انگلیسی تغییر یافت و این، شروع افول زبان فارسی در هند بود. اما هنوز شعله‌های پاسداری از زبان فارسی روشن مانده است. پس از بزرگانی چون شبلی نُعمانی، اقبال لاهوری و نذیر احمد، «آذرمیدخت صفوی» حالا در هند چنین کرده است. او که اصالتی ایرانی دارد و نخستین معلم زبان فارسی‌اش را پدر می‌داند، تا آنجا پیش رفت که مرکز تخصصی تحقیقات زبان فارسی را در آن کشوربنیان گذاشت تا نهادی باشد در راه اشاعه این زبان تا به ناگه، این چراغ افروخته شده از 700 سال پیش، خاموش نشود.  او در سال 2005 به پاس خدمات شایسته در ترویج زبان و ادب فارسی جایزه ویژه رئیس‌جمهوری هند را دریافت کرد. فرصت گفت‌و‌گوی کوتاه با این استاد 63 ساله در اردیبهشت ماه امسال که برای شرکت در همایش بین‌المللی حافظ شیرازی به ایران سفر کرده بود، دست داد که متن کامل آن را در ادامه می‌خوانید.

*****

 سرکار خانم دکتر صفوی، در ابتدا و برای ورود به بحث، از محیط خانواده پدری‌تان بگویید. می‌خواهم بدانم در چه محیطی رشد پیدا کردید؟

من در سال 1952 میلادی در شهر‌ آگره - که عمارت تاج محل در آن واقع است - در ایالت اوتار پرادش که در شمال هند است، به دنیا آمدم. خانواده‌ام، همانطور که از نام خانوادگی‌ام پیداست، از نسل خاندان «صفوی» هستند که بیش از 200 سال در ایران حکومت کردند و جدشان شیخ صفی الدین اردبیلی بود.

 

 و در چه زمانی به هند مهاجرت کردند؟

در دوران سلطنت نادرشاه افشار بود که صفویان، به سبب تنگنای ایجاد شده و دگرگونی وضع زندگی‌شان، در زمان محمدشاه گورکانی به هند هجرت کردند. ناگفته نماند خاندان گورکانی هم اصالتی ایرانی داشتند و از نوادگان امیرتیمور گورکانی بودند.

 

 حدود چه سالی؟

به‌نظرم در سال 1737 میلادی بود که مهاجرت جد من؛ شاه رحمت الله صفوی به هند رخ داد و مقصدش شهر عظیم آباد - با نام کنونی پاتنا  - در ایالت بیهار بود. این شهر در آن زمان، مرکز ادبیات فارسی بود. ایشان از سوی حاکمان، به سمت فرماندار این شهر منصوب شد و در آنجا زندگی کرد و در نهایت به شهر لکنهو (معروف به شیرازِ هند) آمد که اکنون پایتخت ایالت اوتار پرادش است.

 

 در خانواده شما، زبانی که تکلم می‌شد هندی بود یا فارسی؟

هر دو. فراموش نکنیم که آنها در هند با خانم‌های هندی ازدواج کردند. در نتیجه ریشه ما، آمیزشی از ایرانی و هندی شد. البته تکلم، این‌گونه ادامه نداشت اما، همه اجداد من، به زبان فارسی تألیفات و تصنیفاتی اعم از کتاب و مقاله به زبان فارسی دارند. یعنی مثلاً یکی از اجداد من نواب‌الدوله شمس‌آبادی بود و بنابراین ما به خانواده نوابان لکنهو - که حکمرانانی شیعه بودند و بسیار به ایران علاقه داشتند - تعلق داریم. ایشان، 35 کتاب، به زبان فارسی دارد و نامش در فهرست‌های مؤلفین و مصنفین هندی به زبان فارسی آمده است. پس ما سعی کردیم فرهنگ و زبان فارسی را نگاه داریم.

 

 در دانشگاه در چه رشته‌ای تحصیل کردید؟

پدرم شادروان محمد صادق صفوی که خود ایشان هم بسیار به ادبیات فارسی علاقه داشت، در دانشگاه اسلامی علیگر - که خود من هم بعدها در آنجا به تحصیل پرداختم - درس خواند و  کارشناسی ارشدش را به زبان فارسی از این دانشگاه دریافت کرد. ایشان به این حوزه خیلی علاقه داشت و حتی مقالاتش در مجله‌های ادبی آن زمان در ایران مانند یغما و سخن چاپ شدند که البته  آن وقت من خردسال بودم. حتی مرتباً با نویسندگان معروف ایرانی چون سید محمدعلی جمال‌زاده مکاتبه داشت. علاوه بر این، با ایرج افشار، حبیب یغمایی که مدیر مجله یغما بود، محمدابراهیم باستانی پاریزی که یکی از مورخین شما بودند، مرتباً در مکاتبه بود و نامه می‌نوشت. ایشان مرا تشویق کرد و گفت که برای رشته دیگر، به دانشگاه نرو، برای زبان فارسی که زبان خودت هست و باید که آن را گسترش دهی برو. پس من این رشته را انتخاب کردم و حالا خدا را شکر می‌کنم و از پدرم سپاسگزارم که راه درست را به من نشان داد. پدرم نخستین معلم من بود که فارسی را به من آموخت. برایم شعر فارسی می‌خواند و خوانش آن را یاد داد. بدین ترتیب کم کم علاقه‌مند به زبان فارسی شدم تا جایی که من در دانشگاه، رشته زبان و ادبیات فارسی را انتخاب کردم.

 

 پایان نامه دکترای‌تان را با چه موضوعی به رشته تحریر درآوردید؟

پایان نامه دکترای من که از آن، در سال 1975 دفاع کردم  <سعدی، شاعر غزلسرا و انسان‌دوست> بود که چاپ شده است.

 

 استاد راهنما چه کسی بود؟

استاد راهنمای من مرحوم پروفسور نذیر احمد، یکی از دانشمندان معروف هند بود و من شاگرد ایشان هستم.

 

 اتفاقاً همین موضوع را می‌خواستم بپرسم. شما با نذیر احمد چقدر ارتباط داشتید؟

ارتباط من با ایشان خیلی زیاد بود. من مرتباً می‌رفتم پیش ایشان و در خدمتشان بودم. ایشان نه تنها استاد راهنمای من بودند بلکه مثل پدر با من رفتار می‌کردند و بسیار مهربان بودند و رابطه پدر و دختری میان ما حکمفرما بود.

 

 نخستین بار چه سالی به ایران آمدید؟

در سال هایی که هنوز دانشجو بودم، به ایران آمدم. در آن زمان، یکی از دوستان علی اکبر سعیدی سیرجانی که برای اخذ دکترا به دانشگاه علیگر آمده بود، توجهش  به من جلب و با من آشنا شد. او به من گفت که دخترجان تو چرا  به ایران نمی‌آیی تا زبان فارسی محاوره ای و البته فارسی جدید را یاد بگیری؟! پس اولین بار در آن زمان که خیلی جوان و دانشجو بودم، با تلاش آن دوست عزیز -که نامش را به یاد ندارم - به دعوت بنیاد فرهنگ ایران به ایران آمدم و چند ماه ماندم. در این مدت به دانشگاه تهران هم رفت و آمد داشتم تا کمی زبان تکلمی و جدید فارسی را از استادان ایرانی یاد گرفتم. پس از مدتی به هند بازگشتم تا آنکه دکترا را تمام کردم و استاد شدم. هرچند، از یک سال پیش از این، تدریس در دانشگاه علیگر را شروع  کرده بودم.

 

 اکنون در دانشگاه علیگر هند چه سمت و مسئولیتی دارید؟

من ریاست گروه زبان فارسی را برای 6 سال به عهده داشتم. بعد رئیس دانشکده ادبیات این دانشگاه شدم و البته سمت‌های دانشگاهی متعددی بر عهده ام گذاشته شد تا اینکه در حال حاضر، الان ریاست مرکز تحقیقات فارسی دانشگاه علیگر را دارم. علاوه بر این عضو هیأت تحریریه مجلات <قند پارسی> و <ایندو ایرانیکا> نیز هستم.

 

 شاید بد نباشد کمی درباره این مرکز تحقیقاتی و وظایفش صحبت کنید.

از وقتی که استاد دانشگاه شدم، متوجه شدم که زبان فارسی، با هند ارتباط مخصوص و ویژه‌ای دارد. چون از صدها سال قبل، ‌ایران و  هند دو همسایه به لحاظ فرهنگ و تمدن بودند و روابط فرهنگی و زبانی و ادبی و فکری و عرفانی با هم داشتند، پس وقتی که غزنوی‌ها به هند آمدند و سپس دوره شاهان گورکانی در هند آغاز شد و همزمان سلطنت صفویان در ایران شکل گرفت و در دوره نادرشاه افشار، به هند هجرت کردند، دوران زرین و طلایی فارسی در هند بود. چراکه شاهان گورکانی به زبان و ادب و شعر فارسی خیلی علاقه داشتند.

 

 البته ما هنوز هم در سبک‌های شعری مان، سبک هندی داریم.

بله و حتی از نتیجه این ارتباط فرهنگی یک سبک شعری با عنوان هندی پدید آمد. در همین تحقیقاتم متوجه شدم که ارتباط هند با ایران خیلی زیاد است. نمونه آن، نسخه‌های خطی بسیار زیاد به زبان فارسی در دانشگاه ها، در کتابخانه‌ها و  موزه‌های مختلف و البته در آرشیوها و ذخیره‌های شخصی بود. چون زبان فارسی، نه فقط زبان علمی و ادبی برای 800 سال بود و بعد به زبان اداری هند هم تبدیل شد، بلکه زبان مردم عامی هم شد. چون صوفی‌ها که به هند آمدند، خانقاه‌هایشان به مدرسه‌هایی برای ترویج و اشاعه زبان فارسی، تقریباً در تمام موضوعات بدل شدند. شما می‌توانید در موضوعاتی مانند طب، جغرافیا، زمین شناسی، فلسفه، عرفان، زبان شناسی و... که حتی فکرش را نمی‌کنید، کتابی در هند به زبان فارسی پیدا کنید. یعنی هر چیزی که شما فکر می‌کنید، ما از آن، به زبان فارسی نسخه‌های خطی داریم که باید تدوین و تصحیح بشوند و به چاپ برسند. پس می‌خواستم مرکز بین رشته‌ای وجود داشته باشد. زیرا فارسی تنها یک زبان در کشور هند نبود، وسیله‌ای بود برای نوشتن. این مرکز - با عذرخواهی از به‌کار بردن واژه فرنگی - هم یک دیسیپلین بود. من در نظر داشتم که مرکز تحقیقات فارسی، مرکزی باشد که روی موضوعات مختلف  و نه فقط شعر و ادب و زبان، البته موضوع‌های مختلف مثل ‌تجارت و بازرگانی، جغرافیا، پزشکی، طب سنتی و یونانی و هزاران هزار، رشته‌های دیگر و موضوعات دیگر تحقیق و پژوهش کنیم. در این راه باید با گروه‌های دیگر هم رابطه داشته باشیم.

چون آنها فارسی نمی‌دانند و ما هم جغرافیا و طب و... بلد نیستیم. پس باید با هم باشیم. لازم است تا از تخصص ما، ایشان استفاده کنند و از تخصص ایشان، ما استفاده ‌کنیم تا این علم، که در فارسی وجود دارد به مردم عامه برسد. پس یک پروژه نوشتم و به وزارت آموزش عالی دولت هند رفتم. ناگفته نماند که دولت هند خیلی به زبان و ادبیات فارسی توجه دارد و جز این ممکن نبود که بتوانم مرکز تحقیقات به این بزرگی را به راه بیندازم. پس بودجه دولتی در اختیارم گذاشتند تا به یاری خدا، مرکز تخصصی تحقیقات فارسی را در دانشگاه اسلامی علیگر تأسیس کردم.

 

 در چه سالی؟

2006 میلادی.

 

 می خواهم در اینجا، کمی هم درباره مردم هند از شما بپرسم. مردم هند چقدر ایران و زبان فارسی را می‌شناسند؟

ایران را که همه می‌شناسند. زبان فارسی را هم کسانی می‌شناسند که کمی باسواد باشند. در هند آنها که باسواد هستند، بر تاریخ و فرهنگ هند آشنایی دارند و در نتیجه، به سبب ارتباط و نزدیکی بین فرهنگی ایران و هند، کم و بیش تاریخ ایران را هم می‌دانند.

 

 مردم هند چقدر اهل کتاب و مطالعه هستند؟

بعضی از مردم در هند، اهل مطالعه هستند اما بدبختانه نه به زبان فارسی.ارزش ادبیات در سراسر جهان خیلی کم شده است و در هند هم این‌طور است. نه تنها زبان فارسی، به ادبیات هندی، سانسکریت و انگلیسی، آن طور علاقه ندارند که باید داشته باشند. اما فارسی را می‌دانند و بلدند؛ فارسی در هند تا آنجا ریشه پیدا کرد و نفوذ داشت که زبان‌های محلی هند، خیلی از این کلمات فارسی را در بردارند. یعنی در قرن بیست و یکم هم این کلمات فارسی در زبان‌های محلی هندوستان اعم از پنجابی، بنگالی و... همه و همه این کلمات و اصطلاحات فارسی را در بردارند. پس هندی‌ها به نوعی مجبور هستند معنای این کلمات فارسی را بدانند چراکه در زندگی روزمره‌شان کاربرد دارد. علاوه بر استفاده، به فارسی علاقه هم دارند. یعنی مثلاً شعر حافظ را خیلی دوست دارند و برایشان خیلی جالب است. شعر سعدی که در مدرسه‌های ما برای بچه‌ها و کودکان از گلستان و بوستان شروع می‌شود. شاید برایتان جالب باشد بدانید که یکی از نشانه‌های تفاخر به فرهنگی و با سواد بودن این است کسی غزلی از شعر فارسی را از بَر باشد. بعضی از مردم اساساً ادبیات سر و کار ندارند و با دانشگاه‌ها ارتباط ندارند و مثلاً فرض کنید اهل بازرگانی و تجارت هستند اما غزل فارسی را دوست دارند. غزل امیرخسرو دهلوی که به فارسی است یا غزل حافظ را عموماً می‌خوانند. البته شما قوالی بلد نیستید؛ اشعارش مملو از کلمات عارفانه است و همراه با آن، دست می‌زنند و بعضاً از غزل‌های فارسی هم استفاده می‌کنند. پس زبان فارسی جزئی از فرهنگ کشور هند در سرتاسر این سرزمین شده است.

 

 پرسش آخر؛  شما خودتان را هندی می‌دانید یا ایرانی؟

هر دو. من فکر می‌کنم ریشه خانواده من البته ایرانی بود و در کشور هند متولد شدم. خدا را شکر کشورم را دوست دارم. پس فکر می‌کنم ریشه من از ایران است. البته فکر من و تدریس من و فرهنگ من، یک آمیختگی با هند دارد که به نظرم خیلی بهتر است. چون سابقه دیرینه‌ای میان هند و ایران وجود دارد و من خود را از آن هر دو این فرهنگ‌ها می‌دانم.

منبع: روزنامه ایران

 

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: