ارتباط بیکاری با بی هویتی / آرش نراقی
|۱۰:۱۴,۱۳۹۲/۷/۲۷| بازدید : 723 بار

 

در گذشته ارزش و منزلت افراد بیشتر بر حسب نسب شان تعیین می شد. برای شناخت فرد، نخستین پرسش این بود که پدرش کیست یا از کدام طایفه است. اما در جوامع مدرن هویت یابی برحسب نسب تا حدّ زیادی به محاق رفته است. امروزه برای شناخت فرد، نخستین پرسش غالباً این است که طرف چه کاره است. یعنی نوع کار یا شغل اوست که به او هویت و ارزش و منزلت می بخشد. اگر این تحلیل کمابیش درست باشد، در آن صورت مشکل بیکاری در جامعه، خصوصاً برای مردان در ساخت یک جامعه مردسالار، فقط بحران اقتصادی نمی آفریند، بلکه به بحران هویتی هم می انجامد. مردی که بی کار است، یعنی شغلی ندارد، یا شغل اش را در خور شأن خود نمی یابد، عمیقاً جریحه دار است، اعتماد به نفس اش عمیقاً آسیب دیده است. جامعه هم آشکارا یا پنهان او را به دیده تحقیر نگاه می کند. "بی کاری" نشانه بیعاری و هویت فرودست فرد تلقی می شود. و این نگاه تحقیرآمیز (و بدتر از آن، ترحم آمیز) فرد را در هم می شکند، یا دست کم بسیار آسیب پذیر و شکننده می کند. در بسیاری موارد، افراد برای آنکه هویت شکسته خود را بند بزنند، و دیگران را وادارند که هویت آنها را برغم "بی کاری" شان برسمیت بشناسند، می کوشند نگاه دیگران را ولو به زور خاضع کنند، یعنی دست به خشونت می زنند. این یورش خشونت آمیز دیگران را بیشتر می رماند، و قربانی را منزوی تر می کند. فرد احساس می کند که برای حفظ کرامت اش ناگزیر باید از دیگران کناره بگیرد، و در پیله تنهایی اش، در جهان شخصی ذهنی اش، بیشتر و بیشتر فرو رود. بحران بیکاری در جامعه معضلی صرفاً اقتصادی نیست، بلکه بیش از هر چیز به بحرانی هویتی در فرد دامن می زند که فشار آن به مراتب از فشارهای اقتصادی ویرانگرتر است. همه ما در محیط اطراف مان جوانانی را می شناسیم که "ننگ" بیکاری مثل خوره به جان شان افتاده است، شادابی و خلاقبت شان را ذره ذره بلعیده است، و از ایشان رفته رفته جز تفاله ای پژمرده و افسرده برجا نگذاشته است. اما در جامعه ای که ساختار ناسالم اقتصادی مهمترین عامل بیکاری است، چرا باید بیکاری با ننگ بیعاری همراه شود؟ آیا این ظلمی مضاعف در حقّ شهروندانی نیست که به واسطه بی کاری از امنیت اقتصادی محروم شده اند، و اکنون باید علاوه بر آن، بار ننگی گران را هم بر دوش بکشند که اساساً ربطی به هویت و شخصیت انسانی آنها ندارد؟ آیا اخلاق حکم نمی کند در جامعه ای که بیکاری معضله ای اجتماعی ناشی از ساختارهای اقتصادی و سیاسی ناسالم است (و نه گزینش مختارانه افراد)، از "بیکاری" ننگ زدایی و از "بیکاران" اعاده حیثیت شود؟ اساسا چرا و بر کدام مبنا هویت فرد و ارزش و منزلت انسانی او باید با شغل او پیوند یابد؟

نقل از فیس بوک نویسنده

برچسب ها :


اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما