آمريکايي ها نبايد فراموش کنند / نگاهي به رمان «بودا در اتاق زير شيرواني»

1392/6/20 ۱۲:۰۸

آمريکايي ها نبايد فراموش کنند / نگاهي به رمان «بودا در اتاق زير شيرواني»

مسئله مهاجرت از جمله موضوعاتي است که در ادبيات معاصر جايگاه ويژه اي را به خويش اختصاص داده است. اين موضوع اساسي که منجر به شکل گيري گونه خاصي به نام ادبيات مهاجرت شده در بين نويسندگان ژاپني محبوبيت زيادي دارد. به خصوص در ميان نويسندگاني که خود با اين موضوع درگير بوده اند. در اين ميان وضعيت و شرايط زناني که خصوصاً در طول جنگ اول و دوم جهاني از ژاپن به ايالات متحده آمريکا مهاجرت نموده اند از اهميت بسزايي برخوردار است. مصائب و مشکلات اين زنان دست مايه خلق آثار ادبي مهمي بوده است. براي مثال مي توان از نويسندگان مهمي چون هيسايي ياموموتو و جولي اوتساکا نام برد.

 

 

مسئله مهاجرت از جمله موضوعاتي است که در ادبيات معاصر جايگاه ويژه اي را به خويش اختصاص داده است. اين موضوع اساسي که منجر به شکل گيري گونه خاصي به نام ادبيات مهاجرت شده در بين نويسندگان ژاپني محبوبيت زيادي دارد. به خصوص در ميان نويسندگاني که خود با اين موضوع درگير بوده اند. در اين ميان وضعيت و شرايط زناني که خصوصاً در طول جنگ اول و دوم جهاني از ژاپن به ايالات متحده آمريکا مهاجرت نموده اند از اهميت بسزايي برخوردار است. مصائب و مشکلات اين زنان دست مايه خلق آثار ادبي مهمي بوده است. براي مثال مي توان از نويسندگان مهمي چون هيسايي ياموموتو و جولي اوتساکا نام برد.

 

اوتساکا نويسنده زن معاصر ژاپني آمريکايي است که به خاطر نگارش رمان هاي تاريخي اش از شهرت جهاني برخوردار است. او در سال 1962 ميلادي در کاليفرنيا و از پدر و مادري ژاپني الاصل متولد شد. پدر و مادر او هر دو به عنوان نيروهاي متخصص فني در آمريکا اشتغال داشتند. او در سال 1999 ميلادي در رشته هنرهاي زيبا و در مقطع کارشناسي ارشد از دانشگاه کلمبيا فارغ التحصيل گرديد. رمان نخست او با نام «وقتي امپراتور الهي بود» در سال 2002 ميلادي منتشر شد. او در آثار خود موضوع مهاجرت زنان ژاپني و مشکلات آن ها را محور قرار داده است. اوتساکا که از سال 2012 ميلادي در نيويورک زندگي مي کند تا کنون برنده جوايز مهمي چون پن/فالکنر، پريس فمينا و... شده است.

 

آخرين کتاب او با نام «بودا در اتاق زير شيرواني» توسط فريده اشرفي ترجمه شده و براي انتشار به نشر مرواريد واگذار شده است. به همين بهانه نگاهي داريم به نقد منتقد نشريه «استار تريبون» بر اين رمان:رمان آخر اوتساکا، صداي زنان ژاپني است که به عنوان نوعروساني سفارشي-پستي به اردوگاه هاي اقامت اجباري آمريکا فرستاده مي شوند. در بيشتر رمان ها، مخاطب معمولاً با يک صداي قوي و منحصر به فرد روبه رو مي شود تا بيشترين تأثير بر او حاصل گردد. البته گاهي ممکن است اين صداها بر اساس طرح داستاني به تعداد بيشتري نيز افزايش يابد.

 

در رمان «بودا در اتاق زير شيرواني»، نويسنده به شکلي گستاخانه صداي صدها نفر را تحرير مي کند. فرياد افرادي که به پا خاسته و غم و اندوه و تنهايي خويش را فرياد مي زنند. اين صدا، صداي زنان و دختران ژاپني است که در سپيده دم قرن بيستم ميلادي به ايالات متحده آمريکا فرستاده شده اند. اين زنان و دختران جوان را براي تبديل شدن به عروسان مردان ژاپني که به عنوان کارگر رختشويخانه و آشپزخانه هاي سواحل غربي آمريکا به کار مشغول بودند وادار به مهاجرت مي کردند.

 

سبک و موضوع اين رمان کاملاً به رمان نخست نويسنده اش شباهت دارد. کتاب مملو از جملات ناب و خالصي است که نمايانگر زمان و رفتارهاي شرم آور مردم ما (آمريکايي ها) در گذشته است. زنان جواني که با هزاران اميد براي ملاقات شوهران خود به اين کشور پا مي گذاشتند. آن هم بر اساس عکس هايي که از شوهران آينده خويش مي ديدند. مرداني که فقط باربر و رختشوي بودند و نه کاسب و پزشک.

 

اين مردان افرادي هستند کاملاً نااميد و سرخورده. اين سرخوردگي حاصل رفتار کشوري بود که آن ها را فقط براي کار مي خواست و هرگز به حضور و ديدن آن ها علاقه اي نداشت.

 

«ما مي خواهيم ناپديد شويم». اين جمله  زنان اين رمان است. آن هم تنها مدت کمي پس از آن که به آمريکا آمده و واقعيت را کشف کرده اند. «ما خود را در مقابل آن ها خوار و حقير کرده ايم». اين زنان مهاجر اين جمله را نه در برابر شوهران خويش بلکه در مورد مردم آمريکا مي گفتند. مردمي که حاضر نبودند اين تازه واردها را در زندگي خود شريک سازند. اوتساکا، هنرمندانه موجي از نااميدي را در سراسر رمان پرورانده است. به گونه اي که مخاطب در پايان هر فصل نمي تواند اين مسئله را ناديده گرفته و فراموش کند. زنان رمان با هر گامي که به جلو بر مي دارند، مجبور به برداشتن دو گام به عقب مي شوند. آن هم در شرايطي که تلاش دارند تا بتوانند زندگي و خانه خود را در کشور جديد بنا سازند. کشوري که هيچ گاه با آن ها همکاري نکرد. اين زنان هويت خويش، فرزندانشان و هر آن چه را که داشتند (خانه، دارايي ها، شغل) از دست دادند. در حالي که سال ها براي اين کشور کار کرده بودند، آمريکا آن ها را وادار کرد تا در طول جنگ دوم جهاني در اردوگاه هاي اقامت اجباري سکني گزينند.

 

در آخرين فصل رمان، نويسنده از زبان آمريکايي ها سخن مي گويد. آمريکايي هايي که در نهايت متوجه مي شوند اين ژاپني ها ناگهان ناپديد شده اند. اوتساکا در رمان خود به شکلي استادانه گروهي کر از صداهاي فراموش شده را به ما نشان مي دهد. گروه کري که در سراسر اين فضاي محدود فرياد مي زنند که: آمريکايي ها هرگز نبايد کاري که با آن ها کردند را فراموش نمايند.

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

برچسب ها

اخبار مرتبط

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: