1405/4/30 ۱۲:۲۱
اگر بگوییم که شاهنامۀ فردوسی از یک طرف عمیقاً با هویت ملّی ایرانیان و از طرف دیگر، در مقام فاخرترین نمونۀ شعر فارسی، با زبان فارسی عجین شده است گزافه نگفتهایم، زیرا این کتاب هم حاوی زبان ملّی و هم داستانهای ملّی ماست و از این رو از دیگر تألیفاتی که به زبان فارسی کلاسیک نوشته شدهاند متمایز است.
بخش مهمی از این رابطۀ عمیق مرهون کیفیت خاص زبان فارسی و تداوم مبانی و ساختارهای آن در طول تاریخ است. به عبارت دیگر، در قیاس با السنۀ اروپائی، زبان فارسی در هزارسالۀ اخیرتغییرات اساسی نداشته است، زیرا ایرانیانِ با سواد قادرند که آثار شعرا و نویسندگان کلاسیک خودشان، یعنی آثار مؤلفانی را که هزار سال پیش زندگی میکردهاند، بخوانند و بفهمند. این وضع در السنۀ اروپائی وجود ندارد. بیشتر زبانهایی که امروز در کشورهای مختلف اروپائی به کار میرود با آنچه در گذشتۀ نزدیک در آن ممالک به کار میرفته کاملاً متفاوت است. به عبارت دیگر، السنۀ قدیم اروپائی برای قاطبۀ اروپائیان حکم زبان خارجی را دارد و برای فهم مطالبی که به آن السنه نوشته شده باید آن زبان را فراگرفت...
متن کامل مقاله را اینجا بخوانید.
ایرانشهر امروز، سال اول، شماره دوم: تیر- مرداد ۱۳۹۵
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید