1405/4/21 ۱۱:۱۲
راه چاره ابر بحران انرژی کشور، دگرگون سازی بنیادین دیدگاهها، سیاستها و شیوه اجرای تدبیرهاست و نکته پراهمیت آن که داستان انرژی، حتما بایستی یکپارچه و هماهنگ، سیاستگذاری شود. چه بسا بهتر باشد، موضوع مدیریت آب هم در کنار انرژی دیده شود.
راه چاره ابر بحران انرژی کشور، دگرگون سازی بنیادین دیدگاهها، سیاستها و شیوه اجرای تدبیرهاست و نکته پراهمیت آن که داستان انرژی، حتما بایستی یکپارچه و هماهنگ، سیاستگذاری شود. چه بسا بهتر باشد، موضوع مدیریت آب هم در کنار انرژی دیده شود. اساسا ابربحران انرژی(در همه بخشها)، بحران آب، بحران اقلیمی و بحران بوروکراسی و کارآمدی، در هم تنیده هستند. حل آشفتگیهای مذکور یکپارچگی میطلبد یعنی سه بحران نخست تحت یک "سازماندهی جدید"، کنترل خواهند شد. این «بوروکراسی جدید» میتواند الگویی برای «بازتعریف مفهوم دولت کارآمد» در آینده باشد که حتما باید در فرصتی، مستقلا و مبسوط بحث شود. عجالتا ادغام همه ساختارهای اداریِ مرتبط با موضوع انرژی و آب در وزارتی به نام انرژی با ساختاری نوین و بسیار کوچک ولی کارآمد و چالاک، میتواند دگرگون کننده باشد. در یک کلام، کل راهبرد انرژی کشور در چارچوب پارادایمی نو، نیاز به بازپیکربندی و بازآفرینی دارد. با نظر به درک مقدمه فوق، در خصوص عبور از بحران کمبود برق و گذاربه انرژیهای پاک، توجه به موارد زیر، احتمالا مفید واقع شود:
۱- شرکت دولتی توانیر پس از این باید عمدتا به نهادی ناظر، تنظیمگرِ مقررات و هماهنگ کننده تبدیل شود. همینطور مسؤولیت بازسازی شبکه توزیع فعلی را جهت تأمین برق پایه مشترکین برعهده خواهد داشت تا پس از اجرای اصلاحاتِ دوران گذار، تکلیف نحوه مدیریت شبکه درآینده روشن شود.
۲- شبکه توزیع فعلی باید به کل نوسازی و زیرساختهای لازم برای ایجاد «شبکه هوشمند»(smart grids) و ورودی های غیر متمرکزِ انواع انرژی فراهم شود. برای نمونه، برنامههای Horizon 2020 در اروپا، امکان مدیریت بهتر منابع توزیعشده را از مسیر فناوریهای دیجیتال فراهم میکنند.
۳- نیروگاههای گازی فعلی، بدست بخش خصوصی کاملا نوسازی وبازسازی واحیانا واحدهای سیکل ترکیبی اضافه و نیروگاههای قدیمی به تدریج از مدار خارج شوند.( نیروگاههای گازی باید طبق استانداردهای روز دنیا نوسازی شوند) راندمان حرارتی نیروگاههای سیکل ترکیبیِ مدرن امروزی، با فن آوریهای جدید به چیزی حدود۶۰ درصد رسیده است. بدین ترتیب برای تولید برق در مقیاس امروز، مصرف گاز نصف خواهد شد.
۴- برق پایه کشور توسط نیروگاههای سیکل ترکیبیِ مدرن، تأمین شود(شاید حدود ۵۰ هزارمگاوات طبیعتا باید کارشناسان تعیین کنند) و مابقی نیازمان از طریق انرژیهای تجدیدپذیر تولید شود. در مرحله دوم ظرف دهههای آینده، برق پایه هم میتواند با منابع دیگری جایگزین شود. مصرف مستقیم گاز توسط مشترکین به تدریج به سوی برق هدایت و نیاز انرژی کشور، تا جای ممکن با برق برآورده شود. (گرمایش و سرمایش ساختمانها میتواند عمدتا به کمک پمپهای زمین گرما، geothermal باشد )
۵- کل کشور مثلا به ۱۰ منطقه برقی یا بیشتر تقسیم و «شهرکهای(پردیس) خورشیدی و بادی» بدست شرکتهای خصوصی و سهامی یا به صورت کنسرسیوم ایجاد شود. در هر شهرک زیر ساخت لازم تا چند گیگاوات ظرفیت خورشیدی یا بادی و امکانات اتصال به شبکه های خصوصی و احیانا دولتی مهیا میشود. شرکتهای متوسط برای تولید برق پاک در شهرکهای مزبور سرمایه گذاری میکنند و از پراکندهکاری جلوگیری میشود. مثلا یکصد شرکت مختلف در یک شهرک خورشیدی مجموعا ۱/۵ گیگا برق تولید میکنند. این شیوه سبب میشود در سرمایهگذاریهای زیرساختیِ اولیه و نگهداری تجهیزات پس از راه اندازی صرفهجویی بزرگی صورت گیرد. سازوکاراستانداردِ تعمیر و نگهداری از تجهیزات نیروگاهی باید هم زمان با توسعه صنعت مذکور به صورت تخصصی و حرفهای شکل گیرد.( تبدیل به فرهنگ شود )
درخور توجه است، پراکنده کاری در احداث نیروگاههای خورشیدی و بادی و عدم توجه به زیرساختهای لازم، در درازمدت صدمات جبران ناپذیری به مسیر انرژی کشور وارد میسازد. سیاستها باید به نحوی تنظیم شود تا سرمایه گذاران متضرر نشوند و با گذشت زمان، توجیه اقتصادی نیروگاهها حفظ شود. در غیر اینصورت پس از مدتی ممکن است برخی نیروگاهها، بدل به گورستان پنلهای خورشیدی و غیره شوند.
۶- توانیر با قیمت مناسب، انرژی پایه مشترکینِ خرد را تأمین و در صورت نیاز بیشتر، مصرف کنندگان برق مازاد را با قیمت رقابتی، از شرکتهای محلی یا ملی تهیه خواهند کرد.
۷- همه صنایع بزرگ و متوسط کشور، ملزم میشوند برق مورد احتیاج خود یا افزون بر آن را به صورت مستقیم سرمایه گذاری یا ترجیحا با مشارکت و گرفتن سهام از شرکتها و پروژههای بزرگِ انرژی پاک، تأمین کنند.( بدینسان همه صنایع، مستقلا برق پایدار و با قیمت قابل قبول خواهند داشت)
۸- روستاها و شهرهای کوچک میتوانند، برق مورد نیاز خود را منفک از شبکه سراسری به صورت محلی از شرکتهای کوچکترِ منطقهای تهیه نمایند. مثلا برق چند شهرک و روستا یا شهر کوچک با یک نیروگاه خورشیدی یا بادی و شبکه مختص خودشان به سادگی تولید میشود. برای این منظور حتما باید از فنآوریهای ذخیره انرژی چون باطریها و… جهت مدیریت نوسانات بهره جست. در پارادایم جدید، روستاها میتوانند بدل به یکی از ارکان تولید انرژی پاک در ایران شوند.
۹- همانطور که در مورد قبلی اشاره شد، ضروری است جهت مدیریت نوسانات و پایداری برق تجدید پذیر، آخرین فنآوریهای ذخیرهسازی، به کار گرفته شود. برای پایداری و کارآمدی بیشتر شبکه، بهکارگیری «سیستمهای هیبریدی» (ترکیب دو یا چند فن آوری تولید انرژی) توصیه میشود.
۱۰- یک هدف بلندپروازانه ولی منطقی برای چشمانداز ده و بیست ساله کشور مشخص شود. مثلا ایجاد ظرفیت ۵۰ یا ۶۰ هزار مگاوات متمرکز و غیر متمرکز (توزیع شده تجدید پذیر و …) تا سال ۲۰۳۳ (عمدتا خورشیدی و سپس بادی) گفتنی است بر پایه گزارشهای مؤسسات جهانی ( Ember,IEA,IRENA ) در سال ۲۰۲۴ مجموعا افزون بر ۷۰۰ گیگاوات ظرفیت جدید خورشیدی و بادی در جهان نصب شده است و پیش بینیها برای ۲۰۲۵ مجموعاً بیش از ۸۰۰ گیگاوات خواهد بود. پاکستان فقط در سال ۲۰۲۴، حدود هفده گیگاوات پنل خورشیدی وارد کرده است. در چین، سال ۲۰۲۴ به طور متوسط روزانه، قریب هزار مگاوات(یک گیگاوات) ظرفیت جدید خورشیدی و بادی نصب شده است. نتیجتا اعداد فوق نشان میدهد تحت یک سازماندهی کارآمد، میتوان به رکوردهای مناسبی دست یافت.
۱۱- تعدادی هم «مگا پروژه» در سطح ملی مستقل از شهرکها، توسط بخش خصوصی طراحی و اجرا شود. (عمدتا خورشیدی و تعدادی مزارع بادی) بعضی از همین شرکتهای بزرگِ انرژی، میتوانند شبکه توزیع خودشان را داشته باشند.
۱۲- شبکه توزیعِ خصوصی در کنار توانیر به تدریج تأمین برق کشور بهویژه در بخش صنایع بزرگ، متوسط، تجاری و… را دست خواهد گرفت.
۱۳-دولت نیز برنظارت و تنظیم مقررات و ایجاد زیرساختهای لازم تمرکز میکند. از جمله اجرای سیاستهای تشویقی و حمایتی چون قراردادهای خرید تضمینی.
۱۴- دولت فعلا حوزه انرژیهای پاک را از مالیات و عوارض معاف نماید.( با تنظیم مقررات به روز و استاندارد)
۱۵- آخرین فنآوریهای نوین، شناسایی و سرمایه گذاری شود. از جمله پنلهای جدید دوطرفه، سیستمهای ذخیره انرژی چون انواع باطری و…برای نمونه درزمینه تکنولوژیهای نو، استارتاپهایی چون space solar بریتانیایی بر پایه انرژی خورشیدی فضاپایه، در حال توسعه فنآوریهای استفاده از انرژی خورشیدی در فضا و انتقال بیسیم آن به زمین هستند. فاز نخست پروژه تا ۲۰۳۰ در ایسلند اجرایی میشود. پیشبینی میشود در نهایت این تکنولوژی از توربینهای بادی ارزان تر شود. چنین فنآوریهایی ممکن است در آتیه به کار آید و میتوان در آنها سرمایه گذاری حساب شده کرد.
۱۶- تأمین منابع مالی پروژههای بزرگ و متوسط با ساختاری نوین.
۱۷- موازی با شهرکهایِ انرژی پاک، مگا پروژهها و پروژههای متوسط، «سیاستهای غیرمتمرکز انرژی توزیع شده» به شدت حمایت شود.(distributed Energy resources) این سیاستها شامل مجموعهای از خطمشیها و اقداماتی است که هدفشان پشتیبانی از تولید، ذخیرهسازی و مدیریت انرژی در مقیاس کوچک و محلی، به جای وابستگی به سیستمهای متمرکز تأمین انرژی (مانند نیروگاههای بزرگ) است. سیاستهای مذکور بهمنظور افزایش پایداری، کاهش انتشار کربن، بهبود تابآوری و انعطاف پذیری شبکههای انرژی و توانمندسازی مصرفکنندگان طراحی شدهاند. تعرفههای خوراک به شبکه(Feed-in tariffs) شبیه آلمان، اعتبارات مالیاتی، یارانهها و وامهای کم بهره از جمله مشوقهای مالیِ سیاستهای مزبور هستند. همچنین ایجاد قابلیت کنتورهای دوطرفه هوشمند ( bidirectional meters ) و «نت مترینگ »( net metering )، تا مشترکین و مصرف کنندگان بتوانند برق اضافی تولید شده توسط سیستمهای خورشیدی و بادی خود را به شبکه تزریق و در قبوض خود اعتبار کسب کنند.(مانند استرالیا و آمریکا) بدین سان برای بهرهگیری از انرژی پاک، تشویق و از هزینههای انرژیشان نیز کاسته میشود. قابل ذکر است سیستم نت مترینگ موجب تقویت مفهوم شهروندی و مشارکت فعال شهروندان در تولید انرژی کشور میشود.
از دیگر اقدامات لازم در جهت گسترش شبکههای غیرمتمرکزِ انرژی توزیع شده میتوان به ایجاد جوامع انرژی(دستورالعمل بازاربرق اتحادیه اروپا)، میکرو شبکهها (کالیفرنیا و ژاپن)، بازارهای انرژی محلی(هلند) و دیجیتال سازی و مدیریت هوشمند اشاره نمود.
آخرین مورد در راستای تقویت راهبرد انرژی توزیع شده، نیروگاههای مجازی (virtual power plants) هستند. نیروگاه مجازی، پلتفرمی است که مجموعهای از منابع انرژی توزیع شده مانند پنلهای خورشیدی، توربینهای بادی کوچک، سیستمهای ذخیرهسازی انرژی (باطریها)، وسائل نقلیه الکتریکی و فناوریهای مدیریت تقاضا (Demand Response) را از طریق نرمافزارهای پیشرفته، فناوریهای دیجیتال، هوش مصنوعی و… بهصورت یکپارچه هماهنگ و مدیریت میکند. این سیستمها بدون نیاز به زیرساخت فیزیکی در مقیاس بزرگ، شبیه یک نیروگاه متمرکز سنتی عمل می کنند. نیروگاه های مجازی(VPP) قادرند خدماتی چون تنظیم فرکانس، مدیریت اوج بار و عرضه برق را ارائه دهند. در استرالیا پروژههایی مانند AGL’s Virtual Power Plant از باطریهای خانگی تسلا برای ایجاد شبکهای غیرمتمرکز استفاده میکنند.
۱۸- اساسا انرژی کشور باید غیرمتمرکز، رقابتی و غیر دولتی مدیریت شود.( دولت نقش سیاستگذاری، تسهیل کننده و ناظر خواهد داشت)
۱۹- حقیقتا تا سال ۲۰۳۳با تحقق اصلاحات ساختاری و اعمال مدیریتی نوین، میتوانیم به صادرکننده برق بدل شویم . همچنین با گسترش انرژیهای نو، از تعداد نیروگاههای گازی نیز بکاهیم. همه اینها و بلکه بیشتر در سایه بازآفرینی سیاستهای انرژی کشور قابل انجام خواهد بود و مسلما برای نیل به چنین هدف بلندی، ضروری است مدیریتی کاملا یکپارچه و همساز اعمال شود.
۲۰- ساختار بوروکراسی دولتی در زمینه انرژی باید به کل متحول شود. وزارت انرژی با ساختاری کوچک و کارآمد، بر سیاستگذاری، نظارت، هماهنگی و تنظیم مقررات تمرکز کند.( وزارت نیرو و همه سازمانهای به هر نحو مرتبط، در وزارتخانه مزبور ادغام شوند. وزارت نفت و گاز یا انرژی فسیلی جداگانه مدیریت و فرمی نو یابد. وزارت نفت میتواند مبدل به نهادی مستقل و حرفهای، مثلا استحاله به شرکتی سهامی عام با سازماندهی بسیار مدرن شود)
در خصوص سیستمهای غیرمتمرکزِ توزیع برق میتوان از تجربیات کشورهایی چون ژاپن و بریتانیا بهرهمند شد. درخاورمیانه هم بررسی اقدامات در دست اجرای دبی، عمان، اردن، عربستان، مصر و سایرین مفید است. مسلماً، شبکه توزیعِ پیشرفته و هوشمند درکیفیت و پایداری برق، نقشی مهم ایفا میکند و انرژیهای تجدید پذیر بدون چنین شبکهای، کم اثر میشوند. بخشی از موفقیت کشورهایی مانند سوئد، نروژ، آمریکا و چین مدیون همین موضوع بوده است.
در پایان شایسته توجه است، برخلاف انتظار، توسعه انرژیهای پاک به ایجاد فرصت های برابر به سوی شهروندان و تقویت «جامعه مدنی» و «دموکراتیزه» شدن جوامع، یاری میرسانند. انرژی های پاک نه فقط بشر را به طبیعت نزدیکتر میسازند، بلکه دسترسی جوامع کمتر توسعه یافته به منابع انرژی را نیز تسهیل میکنند. همچنین با ظهور فنآوریهای نوین چون هوش مصنوعی، شهرکهای دیتاسنتری و … اهمیت تولید برق انبوه و پایدار، فزونی مییابد. بر مبنای بعضی تخمینها گزارش (ABI Research)، مصرف انرژی مراکز هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ به بیش از دو هزار تراوات ساعت خواهد رسید. تولید انرژی فراوان، پایدار و ارزان از ارکان پارادایم دنیای نو است و برای تحقق آن، ساختارانرژی کشور باید «بازطراحی و بازآفرینی» شود. در صد سال اخیر، مزیت ایران در جهان، انرژی فسیلی بوده و حال ناظربه عصر جدید، میتوان این مزیت را در قالب «انرژیهای تجدید پذیر» بازتعریف کرد.
این یادداشت از روزنامه سازندگی بازنشر شده است.
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید