1405/2/26 ۰۸:۵۱
رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی در مراسم «شاهنامه؛ حماسه پایداری ایرانزمین» گفت: اینک که ایران را از هر دید و زاویهای مینگریم و وقتی به ریشه پیوندهای عمیق آن نظاره میکنیم و از این دیدگاه او را بررسی مینماییم؛ درمییابیم که این سرزمین، همواره در گرو همین وحدت و همدلی پا بر جا بوده است. همان گونه که از گذشته تا به امروز و تا آیندههای بسیار دور، تا هستیِ زمین و آسمان دست در دست یکدیگر نهند، این ملت قهرمان با تاسی از «شاهنامه» و «فردوسی»، همدل و همزبانند.
آیین بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر بلندآوازه و حماسهسرای بزرگ ایران، با عنوان «شاهنامه؛ حماسه پایداری ایرانزمین» با هدف پاسداشت مقام علمی، ادبی و فرهنگی حکیم ابوالقاسم فردوسی و بررسی نقش بیبدیل شاهنامه در حفظ هویت ملی، زبان فارسی و تداوم فرهنگ و تمدن ایرانی؛ عصر پنجشنبه، ۲۴ اردیبهشت، به همت انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، برگزار شد.
در این مراسم که به شکل برخط (آنلاین) برگزار شد، محمود شالویی، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی؛ میرجلالالدین کزازی، چهره ماندگار زبان و ادبیات فارسی؛ محمدجعفر یاحقی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی؛ محمود جعفریدهقی، استاد گروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران و قدمعلی سرامی، استاد زبان و ادبیات فارسی به سخنرانی پرداختند.
در ادامه متن کامل سخنرانی دکتر محمود شالویی، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی از خاطرتان میگذرد.
سلام و درود بسیار بر روح پرفتوح حکیم ابوالقاسم فردوسی؛ حکیم نامدار و شاعر خوش ذوق و سخن ایرانی؛ آن که با روح بلند خویش، با زبان نافذ، توانمند و اندیشه فربهش؛ توانست در طول سالیان متمادی در جان و ضمیر هر ایرانی جای خویش را بیابد و محکم و مستحکم نگاه دارد.
«شاهنامه»؛ این اثر گرانسنگ و گرانبهایش، با نام و یاد خدا چنان آغاز میشود که هر خواننده و شنوندهای را به جایگاه بلندِ معنوی و معرفتی او راهنما میگرداند. از خدایی که با این عظمت و فراتر از هر اندیشهای نام میبرد و میگوید:
به نام خداوند جان و خِرَد
به نام آن خداوندی که جان و خِرَد از آن اوست و آدمی هر چه دارد متعلق به اوست و به تعبیر خود حکیم توس، «کز این برتر اندیشه برنگذرد»؛ هیچ اندیشهای از میدان و جولانگاه خویش، برتر و بالاتر از او راه نمییابد.
خداوندی که خداوند نام و خداوند جای است. خداوندی که روزی میدهد و راهنمایی میکند. خداوندی که سپهر زمین و آسمان را میگرداند؛ ماه و ناهید و مهر را تابان و تابنده و رخشان و درخشان میکند؛ و این خدایی که فردوسی از او نام و یاد میکند:
ز نام و نشان و گمان برتر است
خداوندی که اندیشه به او راه نمییابد؛ اما دلِ موحدان، گویا میدانگاه حضور و نفوذ او میشود و در دل های آنها و قلوبشان جای میگیرد. سخن از هر کجا که بگذرد هر چه زینگوهران بگذرد؛ نیابد بدوی، رای جای و خرد!
آری این فردوسی است که در مکتب ایران عزیز رشد و نمو یافته؛ بالیده و بالنده شده است. وقتی که به درگاه الهی روی مینماید، همین فردوسی که از حکمت و هیبت ایرانی سخن میگوید، روح حماسه را در فکر و اندیشه خویش میپروراند؛ در همه حکایتها و قصهها و داستانهایش، اگرچه از حماسه و حماسهآفرینی، از قدرت و هیبت و حشمت ایرانی که به درستی هم بیان میکند؛ اما به عنوان بندهای از بندگان خدا، فروتنانه و متواضعانه نام و یاد او را بر زبان میدارد و آنچه که ایران بدان راه یافته و آن همه حماسههای جاوید را نتیجه آن عنایت الهی میشمارد و چنین زبان خویش را تنظیم و بیان را تبدیل میکند که آنچه هست، از درگاه اوست که نصیب چنین سرزمین اهورایی شده است و همچنان میشود.
توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر بُرنا بود
به تعبیر حکیم ابوالقاسم فردوسی، توانا شدن مرهون و مدیون دانایی و دانا شدن است. از همین روی است که وی سفارش مینماید به همه نوجوانان و جوانان را، نسل برنا را، برای آنکه به دانش و دانشآموزی روی آورند. از همین جهت است که دلِ پیر، بُرنا میشود و جوان میگردد و این سرزمین جوانیاش نتیجه همانا پویایی در امر دانش و کسب علم و فضیلت است. باید و بایستی که به دانش و اندیشه روی آورد و از همین جهت است که دانش و اندیشه در مسیر حکمت و تعالی سبب آن میشود تا حکیمان و خردمندان و جویندگان حقیقت به دنبال آن باشند که با وحدت، همدلی و انسجام در کنار یکدیگر قرار گیرند. میان ایشان همواره محبت و مودت برقرار باشد.
اینک که ایران را از هر دید و زاویهای مینگریم و وقتی به ریشه پیوندهای عمیق آن نظاره میکنیم و از این دیگاه او را بررسی مینماییم؛ درمییابیم که این سرزمین، همواره در گرو همین وحدت و همدلی در میان این خوبان که به آن اهتمام داشتهاند و همت و همیت مینمودند، از گذشتههای بسیار دور تا به امروز؛ هیبت و هستی خویش را و هویت و اصالت خود را نگاه داشته، حفظ مینماید و به یقین در آینده نیز چنین است. همان گونه که از گذشته تا به امروز و تا آیندههای بسیار دور، تا هستیِ زمین و آسمان دست در دست یکدیگر نهند، این ملت قهرمان با تاسی از «شاهنامه» و «فردوسی»، همدل و همزبانند. به امید آنکه این همدلی و همزبانی سبب بالندگی و فروزندگی آنها شود و همواره و همیشه آنها را در این مسیر، پاک و پاکیزه نگاه دارد و از حمایت و لطف خدایی بهرهمند سازد.
یاد و نام «فردوسی» را گرامی میداریم و «شاهنامه»؛ اثر گرانسنگ وی را در کنار خویش حفظ مینماییم و همواره به نظاره و خواندن آن میپردازیم و از همه سفارش و نصایح او بهره میگیریم، حکایتها و قصهها و داستانهای ایشان را به جان خویش میخریم و در زندگی خود به کار میبندیم.
خدا یار و نگهدارتان باد...
منبع: ایکنا
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید