جنگ و تاب‌آوری فرهنگی در گفت‌وگو با غلامرضا امیرخانی رییس سازمان اسناد و كتابخانه ملی ایران

1405/1/26 ۱۱:۲۷

جنگ و تاب‌آوری فرهنگی در گفت‌وگو با غلامرضا امیرخانی رییس سازمان اسناد و كتابخانه ملی ایران

این روزها شاهد یكی از حساس‌ترین و بحرانی‌ترین مقاطع در تاریخ معاصر كشورمان هستیم. جنگی نابرابر و غیرانسانی به ایران تحمیل شده كه در عین حال با مقاومتی بی‌سابقه از سوی مردم و حاكمیت مواجه شده است. این شیوه مواجهه با جنگ، بسیاری را در نقاط مختلف جهان متاثر كرده و از سوی بخش عمده‌ای از مردم دنیا با تحسین همراه بوده است. این مقاومت را می‌توان «تاب‌آوری» نیز نامید.

هویت ایرانی یك‌شبه شكل نگرفته است

مرتضی ویسی: این روزها شاهد یكی از حساس‌ترین و بحرانی‌ترین مقاطع در تاریخ معاصر كشورمان هستیم. جنگی نابرابر و غیرانسانی به ایران تحمیل شده كه در عین حال با مقاومتی بی‌سابقه از سوی مردم و حاكمیت مواجه شده است. این شیوه مواجهه با جنگ، بسیاری را در نقاط مختلف جهان متاثر كرده و از سوی بخش عمده‌ای از مردم دنیا با تحسین همراه بوده است. این مقاومت را می‌توان «تاب‌آوری» نیز نامید. اینكه این تاب‌آوری از كجا نشات گرفته و چگونه در جامعه نهادینه شده است، می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد؛ اما آنچه روشن است، بخش عمده‌ای از این مساله به سویه‌های فرهنگی و اجتماعی در میان مردم بازمی‌گردد. روزنامه «اعتماد» به همین بهانه گفت‌وگویی با غلامرضا امیرخانی ترتیب داده است. امیرخانی كه متخصص حوزه تاریخ است و هم‌اكنون ریاست سازمان اسناد و كتابخانه ملی را بر عهده دارد، در این گفت‌وگو به ریشه‌های تاریخی این تاب‌آوری اشاره كرده و جنبه‌های فرهنگی آن را با تكیه بر علم تاریخ مورد واكاوی قرار می‌دهد.

******

   ‌برای پرسش نخست بفرمایید اساسا منظور از تاب‌آوری فرهنگی چیست و اهمیت آن، به‌ویژه در شرایط كنونی در چیست؟

در مورد اینكه تاب‌آوری فرهنگی چیست، سعی می‌كنم در آغاز با استفاده از یك مثال این مفهوم را توضیح دهم. كسانی كه اهل مبارزه سیاسی هستند، زمانی كه دستگیر شده و به زندان می‌افتند، می‌توانند كلیه رنج‌های اسارت - اعم از حبس‌های طولانی، شكنجه‌ها، سلول‌های انفرادی و دیگر مصائب - را تاب بیاورند، مشروط بر آنكه ایمان داشته باشند مسیری كه پیموده‌اند، درست بوده است. اما به محض آنكه احساس كنند و به این باور برسند كه آن مسیر اشتباه بوده است، حتی یك ساعت زندان نیز برایشان قابل تحمل نخواهد بود. به تعبیر خود زندانیان، در چنین شرایطی «می‌شكنند». اگر فرد از اعتقاد و باور لازم برخوردار باشد، از تاب‌آوری بالایی نیز بهره‌مند خواهد بود. در سطح جامعه نیز بدین منوال است؛ اگر جامعه‌ای به هدف و غایتی باور و ایمان كامل داشته باشد، حتی جان خود را نیز فدا می‌كند، اما تسلیم نمی‌شود. اینجاست كه می‌توان از مفهوم تاب‌آوری فرهنگی در جامعه سخن گفت. هنگامی كه جامعه‌ای قهرمانانه در برابر یك تجاوز ناجوانمردانه ایستادگی می‌كند، در واقع از منظر فرهنگی توانسته است تاب‌آوری خود را به نمایش بگذارد.

  ‌همان‌طور كه شاهد هستیم، این روزها جامعه ایران مقاومت قابل ‌توجهی از خود نشان داده؛ امری كه مورد تحسین بسیاری از مردم جهان قرار گرفته است. به نظر شما این تاب‌آوری از كجا نشات می‌گیرد؟

اگر می‌بینیم جامعه ما از تاب‌آوری بالایی برخوردار است، پایه و اساس آن به فرهنگ این جامعه بازمی‌گردد. دقت كنید كه در جنگ‌ها، اقتصاد یك جامعه آسیب می‌بیند. در غزه نیز مشاهده كردیم كه مردم به سختی به آب و غذا دسترسی داشتند؛ گونه‌ای از شبه‌قحطی شكل گرفته بود كه عامل اصلی آن رژیم كودك‌كش اسراییل بود. با این حال، می‌بینیم كه مردم مقاومت می‌كنند. چرا؟ زیرا ممكن است مسائلی مانند اقتصاد و معیشت دستخوش تغییر شود، اما فرهنگ چیزی نیست كه در شرایط جنگ و سختی دگرگون شود. این موضوع به مساله تعلق بازمی‌گردد؛ اینكه افراد به چه چیزی احساس وابستگی می‌كنند. زمانی كه فردی خود را ایرانی می‌داند و به این آب‌ و خاك احساس تعلق روحی، فكری و فرهنگی دارد، یقینا در عرصه تاب‌آوری رفتاری متفاوت از خود نشان خواهد داد. به هر میزان كه تعلق افراد به كشور و فرهنگ افزایش یابد، تاب‌آوری نیز تقویت می‌شود و بالعكس، هر چه این احساس تعلق كاهش پیدا كند، میزان تاب‌آوری نیز كاهش خواهد یافت. برای تایید این موضوع كافی است به ساكنان رژیم صهیونیستی در اسراییل بنگریم. مشاهده می‌كنیم كه با بروز بحران‌ها و رخدادهایی مانند جنگ، برخی مردم آن كشور را ترك می‌كنند. این امر ناشی از آن است كه وابستگی و تعلق عمیقی به آن سرزمین ندارند؛ چراكه بسیاری از آنان از دیگر كشورها به اسراییل مهاجرت كرده و در آنجا ساكن شده‌اند. بارها مشاهده شده است كه در لحظات حساس، فرودگاه بن‌گوریون مملو از افرادی است كه قصد خروج از اسراییل را دارند. در مقابل در كشور خودمان هم در جنگ ۱۲روزه و هم در جنگ اخیر شاهد پدیده‌ای متفاوت بودیم؛ امری كه حتی رسانه‌های تركیه با شگفتی آن را بازتاب دادند. برخلاف انتظار نه‌تنها هجوم گسترده‌ای برای خروج از مرزهای زمینی رخ نداد، بلكه بسیاری از ایرانیان از آن سوی مرزها به كشور بازگشتند.

  ‌آیا قبول دارید كه روزی ممكن است این تاب‌آوری با خلل همراه شود؟

بله، این نكته درستی است. باید آن را هشداری جدی تلقی كرد و به این واقعیت توجه داشت كه تاب‌آوری فرهنگی، امری ابدی و تضمین شده نیست. برای درك این موضوع كافی است به برخی هموطنان فریب‌خورده در خارج از كشور بنگریم. من تاكید دارم از عنوان «فریب‌خورده» استفاده كنم، زیرا معتقدم آنان نیز ایران‌دوست هستند و تحت تاثیر بمباران رسانه‌ای شبكه‌های معاند به چنین مواضعی رسیده‌اند. آنان چشم خود را بر بسیاری از جنایات و فجایع، از جمله فاجعه مدرسه شجره طیبه میناب بستند و از حمله بیگانه دفاع كردند؛ امری كه به‌طور قطع خیانت محسوب می‌شود. البته آگاه هستم كه بسیاری از این افراد از مواضع پیشین خود بازگشته و نسبت به آن ابراز پشیمانی كرده‌اند. در مجموع می‌توان گفت كه هر چند تاب‌آوری فرهنگی پدیده‌ای دیرپا و ماندگار است، اما لزوما همیشگی نیست و در شرایط خاص می‌تواند دچار خدشه شود.

  ‌هویت‌های فرهنگی چگونه ساخته می‌شوند و این هویت‌ها چگونه در بحران‌های تاریخی عمل می‌كنند؟

هویت‌ها، به‌ویژه هویت ایرانی، یك‌شبه یا در كوتاه‌مدت شكل نگرفته‌اند، بلكه این امر ریشه‌ای عمیق در تاریخ دارد و با پایداری و مقاومت پیوندی ناگسستنی یافته است. در طول تاریخ، وقایعی را مشاهده می‌كنیم كه در آنها با رادمردی و شجاعتی مثال‌زدنی از این سرزمین دفاع شده و همین امر بیش از هر چیز به تقویت هویت ایرانی انجامیده است. به عبارت دیگر، هویت‌ها از دل همین مقاومت‌ها و پایداری‌ها شكل می‌گیرند. برای نمونه، در تاریخ ایران جنگ چالدران را داریم. مشهور است كه در این نبرد، هیچ اسیری از سپاه ایران گرفته نشد؛ یعنی پایداری به اندازه‌ای بود كه رزمندگان ترجیح می‌دادند در میدان نبرد جان ببازند، اما به دست دشمن نیفتند. این روحیه پایداری را در دوران‌های پیشین حتی پیش از اسلام نیز مشاهده می‌كنیم؛ زمانی كه ایرانیان با امپراتوری‌های بزرگ جهان می‌جنگیدند و در بسیاری از موارد نیز پیروز می‌شدند. اگر این ایستادگی‌ها وجود نداشت، اساسا نامی از كشور ایران باقی نمی‌ماند. كشوری با چنین تاریخ و فرهنگ مقاومتی، بی‌تردید تاب‌آوری متفاوتی را تجربه می‌كند. این عشق و علاقه به میهن همواره وجود داشته و محدود به این روزها و این دوران نیست.

  ‌در این شرایط، اهل فرهنگ چه نقشی می‌توانند و بایسته است كه ایفا كنند؟

همان‌گونه كه تاثیر فرهنگ امری دیرپاست، نقش و اثرگذاری اهالی فرهنگ نیز از همین جنس است. برای مثال هنگامی كه از مسائل اقتصادی سخن می‌گوییم، نمی‌توان به واقعه‌ای در هزار سال پیش استناد كرد؛ اما وقتی صحبت از پاسداری فرهنگی و وطن‌دوستی به میان می‌آید، همگی به شاهكاری به نام شاهنامه می‌اندیشیم كه چگونه توانسته روح ایران‌دوستی را در طول قرون متمادی زنده نگه دارد. كافی است به این بیت مشهور فردوسی توجه كنیم: «همه سربه‌سر تن به كشتن دهیم/از آن به كه كشور به دشمن دهیم». مشاهده می‌كنیم كه این بیت تا چه اندازه بر زبان ایرانیان جاری است. از همین رو می‌توان گفت كه یك اهل فرهنگ، همانند فردوسی در شاهنامه قادر است اثری دیرپا و ماندگار برجای گذارد. اهل فرهنگ می‌تواند شاعری در هزار سال پیش یا نویسنده‌ای معاصر باشد. ما در طول زمان شاهد حضور فعالان فرهنگی بسیاری بوده‌ایم كه با وجود اختلاف‌نظرها و انتقاداتی نسبت به وضع موجود و نظام، در بزنگاه‌های حساس با تمام وجود به میدان آمده و از ایران دفاع كرده‌اند. در اینجا شایسته است از متفكر برجسته، دكتر عبدالكریم سروش نام ببرم. دیدیم كه ایشان در جریان این جنگ و حتی در جنگ دوازده‌ روزه، با استواری ایستادند و از ایران دفاع كردند و حتی برای ایران شعر سرودند.

  ‌تاریخ به عنوان یك علم می‌تواند كاركردهای زیادی داشته باشد. در این شرایط خاص كشور، تاریخ چه كمكی به حفظ و تقویت روحیه ملی می‌كند؟

كشوری كه تاریخ و فرهنگ نداشته باشد، می‌توان گفت در خلأ قرار دارد؛ اصطلاحا در زمین و آسمان معلق است. تاریخ صرفا برای كتاب‌های درسی و امتحان دادن یا دانستن تاریخ سلسله‌ها نیست. تاریخ، افزون بر جنبه آموزندگی و عبرت‌آموزی، كاركردی مهم در هویت‌بخشی نیز دارد. كسی كه از پیشینه تاریخی كشور خود آگاه باشد و بداند جغرافیایی كه آن را ایران می‌نامند چگونه به این نقطه رسیده است، چه خون‌دل‌هایی خورده شده، چه بزرگانی در این تاریخ زیسته‌اند و چه رشادت‌هایی رقم خورده، طبیعی است كه میزان درك، نوع تعامل و شكل كنش او نیز متفاوت خواهد بود. به همین دلیل، كشورهایی كه در پیرامون ما شكل گرفته‌اند و عموما زاییده استعمار هستند، كمتر نشانی از چنین رشادت‌هایی در آنها دیده می‌شود. برای مثال زمانی كه عراق به رهبری صدام در جنگ خلیج‌فارس به كویت حمله كرد، این كشور در عرض چند روز سقوط كرد. این وضعیت را می‌توان با ایران در همین جنگ اخیر مقایسه كرد؛ جایی كه مشاهده می‌شود ایران در برابر یكی از بزرگ‌ترین و در عین حال جنایتكارترین ابرقدرت‌های جهان چگونه مقاومت كرد، مردانه ایستاد و با هر مقیاسی كه بسنجیم، پیروز و سربلند بیرون آمد. بخشی از این امر به تاریخ درخشان ایران بازمی‌گردد. یك دولت-ملت كهن و ریشه‌دار با هویتی مشخص، چنین مقاومتی را رقم زد. حتی سخنان سخیفی همچون نابود كردن تمدن ایران، واكنش منفی بسیاری از سیاستمداران امریكایی را نیز در پی داشت و آنان از چنین اظهاراتی اعلام برائت كردند.

  ‌به نظر شما در شرایط كنونی، استادان علوم انسانی، روشنفكران و دانشگاهیان، به‌ویژه استادان و پژوهشگران تاریخ چه نقش و وظیفه‌ای بر عهده دارند؟

در هر حوزه‌ای كه بنگریم، می‌بینیم كه در این روزها تلاش‌های شایسته‌ای صورت گرفته و همه قابل تقدیر هستند. با این حال، در حوزه تاریخ می‌توان با ذكر مثالی این موضوع را روشن‌تر ساخت. هنگامی كه به تاریخ دوره خوارزمشاهی مراجعه می‌كنیم، می‌بینیم كه از سلطان محمد خوارزمشاه كمتر به دلیل نحوه حكمرانی یا رفتار با مردم یاد می‌شود؛ آنچه در تاریخ ماندگار شد، این بود كه مغول به ایران حمله كرد و او به جزیره آبسكون گریخت. در مقابل، پسرش جلال‌الدین خوارزمشاه مردانه ایستاد و جنگید و همین امر در حافظه تاریخی ثبت شد. حتی مرحوم حمیدی‌شیرازی قصیده‌ای زیبا درباره نبرد سند سروده است. مقصود آن است كه هر چند هویت حاكمان، نوع حكومت و نحوه تعامل با مردم بسیار اهمیت دارد، اما هنگامی كه هجوم بیگانه آغاز می‌شود، همه این موارد در سایه قرار می‌گیرد و تاریخ تنها رفتار حاكمان و ملت‌ها را در برابر این تجاوز قضاوت می‌كند. نمونه‌ای كه همواره به آن اشاره می‌كنم، اتحاد جماهیر شوروی، استالین و جنگ جهانی دوم است. با وجود جنایات گسترده استالین، هنگامی كه شوروی مورد حمله آلمان نازی قرار گرفت، قاطبه مردم از او حمایت كردند و پشت سر او ایستادند. تاریخ به ما آموخته است كه هنگامی كه كشوری در معرض هجوم نیروی بیگانه قرار می‌گیرد، دفاع از وطن یك وظیفه ملی است. اگر كسی از سرزمین خود دفاع نكند، حتی اگر معاند و عامل دشمن نباشد، دست‌كم فریب‌خورده دشمن است و بی‌تردید از وطن‌دوستی و تاریخ آگاهی چندانی ندارد. آیندگان نیز در صفحات تاریخ خواهند نوشت كه چگونه مردمی از سرزمین خود دفاع كردند و ابرقدرتی جنایتكار را به عقب راندند.

  ‌همان‌گونه كه اشاره كردید، تاریخ می‌تواند در امر هویت‌سازی كاركردهای فراوانی داشته باشد. این امر در مورد ایران چگونه است، به‌ویژه آنكه این روزها درباره مقاومت در میان مردم ایران سخنان بسیاری مطرح می‌شود؟

تاریخ در ایران چیزی فراتر از یك هویت برساخته است. كافی است نگاهی كوتاه به چهار سوی این سرزمین داشته باشیم؛ در هر سو آثاری تاریخی با قدمتی چندین هزار ساله مشاهده می‌شود. از شمال تا جنوب، نشانه‌هایی از تمدن و تاریخ به چشم می‌خورد كه هر یك بیانگر پیشینه‌ای دیرینه و ریشه‌دار است. از نخستین سلسله‌ای كه حدود و ثغور ایران را شكل داد، یعنی هخامنشیان و نخستین پادشاه آن، كوروش بزرگ - كه از نیك‌نام‌ترین پادشاهان تاریخ به شمار می‌رود و برخی او را با ذوالقرنین مذكور در قرآن مرتبط می‌دانند - تا امروز، یعنی جمهوری اسلامی، ایران از یك پیوستگی و انسجام هویتی و سرزمینی برخوردار بوده است. می‌توان گفت امروز ایران تنها كشوری است كه پرچم مقابله با ظلم و استكبار را در دست گرفته است. اگر هزینه‌ای پرداخته، در دفاع از مردم مستضعف منطقه بوده است. ممكن است برخی انتقاد كنند و بر این باور باشند كه این رویكرد مشكلاتی برای كشور ایجاد كرده است، اما باید وجدان خود را قاضی قرار دهیم. اگر در انقلاب اسلامی آرمان دفاع از مظلومان را مطرح كرده‌ایم، ریشه در آموزه‌های دینی و میهنی ما داشته است. چنانكه حضرت امام خمینی (ره) در یكی از بیانات خود فرموده‌اند: «ما از مظلوم دفاع می‌كنیم و بر ظالم می‌تازیم.» در حالی كه بسیاری از كشورهای عربی در برابر ظلم‌هایی كه بر مردم فلسطین روا شده، اقدام موثری انجام ندادند، این ایران بود كه در برابر این ستم‌ها ایستادگی كرد. ما به عنوان كشوری كه در چند قرن اخیر هیچ گاه متجاوز نبوده و همواره از خاك خود دفاع كرده و خواستار صلح برای همگان بوده‌ایم، چنین جایگاهی را در تاریخ حفظ كرده‌ایم.

  ‌نهادها و موسسات فرهنگی مانند سازمان اسناد و كتابخانه ملی در این زمینه چه نقشی باید ایفا كنند؟

مقاومت و ایستادگی در سراسر جهان ماهیتی مشترك دارد؛ مبارزه با هرگونه سلطه و زور و نفی هر گونه استبداد، مخرج مشترك همه این جنبش‌ها و مبارزات است. سازمان اسناد و كتابخانه ملی ایران نیز در این زمینه می‌تواند نقشی موثر ایفا كند. این سازمان، افزون بر ارایه اسناد مربوط به تاریخ این مبارزات می‌تواند نشریات، كتاب‌ها و دیگر منابع مكتوب را در اختیار پژوهشگران و علاقه‌مندان قرار دهد. به هر حال، بسیاری از این آثار در این نهاد نگهداری می‌شود. در میان نسخه‌های خطی و همچنین در میان صدها میلیون سندی كه در این مجموعه حفظ و نگهداری می‌شود، اسنادی وجود دارد كه از افتخارات ملی به شمار می‌آیند. این اسناد، برگ‌هایی از تاریخ مقاومت مردمی هستند كه در بحران‌های مختلف انسجام ملی خود را حفظ كرده و در برابر سلطه ایستادگی كرده‌اند. وظیفه اصلی ما در سازمان اسناد و كتابخانه ملی، حفظ و صیانت از این اسناد و منابع است؛ آثاری كه می‌توانند به عنوان منبعی ارزشمند برای شكل‌گیری پژوهش‌های مهم در این حوزه مورد استفاده قرار گیرند. همچنین نوید می‌دهم كه در آینده‌ای نه چندان دور، برنامه‌های متنوعی در كتابخانه ملی، از جمله نشست‌های تخصصی، جلسات نقد و بررسی، سخنرانی‌ها و دیگر رویدادهای علمی و فرهنگی با محوریت این روزهای مقاومت برگزار شود.

منبع: روزنامه اعتماد

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: