روح فرهنگ ایران حکمت است

1404/9/8 ۱۲:۱۸

روح فرهنگ ایران حکمت است

غلامرضا اعوانی گفت: حکمت یک وجود مستمری در ایران و ایران فرهنگی داشته و خیلی مهم است که به مسئله حکمت پرداخته شود. ضعیف شدن فلسفه در ایران به معنای تضعیف فرهنگ ایران است برای اینکه روح فرهنگ ایران حکمت است.

سبحان کیانی: نشست «خردورزی: رسالت جاودان فلسفه در حیات بشری» روز سه‌شنبه چهارم آذرماه ۱۴۰۴، به همت مرکز نشر دانشگاهی، به مناسبت روز جهانی فلسفه برگزار شد. این نشست بعد از سخنرانی امیرمسعود شهرام‌نیا رئیس مرکز نشر دانشگاهی با قرائت پیام رضا داوری اردکانی استاد فلسفه دانشگاه تهران، آغاز شد. سپس نصرالله پورجوادی بنیان‌گذار مرکز نشر دانشگاهی و نجفقلی حبیبی پژوهشگر و استاد فلسفه سخنرانی کردند. همچنین در این نشست پیام تصویری غلامرضا اعوانی ئیس انجمن بین‌المللی فلسفه پخش شد، دبیری نشست را مالک شجاعی جشوقانی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی بر عهده داشت. در ادامه گزارشی از این نشست از نظر می‌گذرد.

***

ابزاری برای بهتر زیستن

در ابتدا امیرمسعود شهرام‌نیا ریاست مرکز نشر دانشگاهی به ایراد سخنرانی پرداخت و گفت: فکر می‌کنم فلسفه در دنیای امروز ابزاری برای بهتر زیستن است. فلسفه نظام ارزش‌ها با نظام نیازها سازگار می‌کند، بنابراین بزرگداشت و گرامی‌داشت فلسفه در جهان امروز باعث می‌شود به زندگی بهای بیشتری بدهیم و زندگی اخلاقی‌تر را تجربه بکنیم.

اکنون و فلسفه

در بخش بعدی پیام رضا داوری اردکانی توسط مالک شجاعی جشوقانی دبیر نشست قرائت شد. در بخش ابتدایی این پیام آمده: اکنون و فلسفه عنوان خوبی است هر چند که شاید در ابتدا کمی قریب بنماید و کسانی در باب معنای پرسش و چون و چرا داشته باشند. برای اهل فلسفه هم این عنوان یادآور میشل فوکو در باب زمان و اکنون است ولی من در این یادداشت کوتاه به فوکو و به طور کلی به فیلسوفان و آرای آنان استناد نمی‌کنم بلکه می‌خواهم دریابم که اکنون چیست و فلسفه چگونه در اکنون جای پیدا می‌کند. اکنون چیست؟ برای افراد و اشخاص اکنون کار و بار، احوال، گفتار و کرداری است که به آن مشغولند. این اکنون خیلی زود می‌گذرد، مردمان، اقوام و کشورها نیز اکنون دارند و البته اکنون‌شان مجموعه کار و بار و اشخاص نیست بلکه بیشتر به نظم و پریشانی وضع موجود زندگی و به علم و آموزش و گفتار و کردار حکومت‌ها و بحث و فصل‌های اهل علم و نظر و قلم و بیان اطلاق می‌شود. چنانکه مثلاً اکنون ایران را در گفتار و کارهای حکومت و در مطالب روزنامه‌ها و نحوه گذران زندگی مردمان با مشکلاتی که در مسائل شغل و معاش و آب و برق و هوا و مدیریت و سیاست و پوشیدگی افق آینده دارند می‌توان یافت. فلسفه در معنای رسمی آن و به عنوان بحث در اعراض ذاتی وجود ضروری زندگی آدمی نیست، اینجا مراد از فلسفه تفکر است و آدمیان برای آنکه وقت به نسبه خوبی داشته باشند به تفکر نیاز دارند و فلسفه به عنوان تفکر در هر اکنونی نمی‌تواند وجود داشته باشد. فلسفه در آتن زمانی به وجود آمد و نظم و قوام یافت که یکی از بهترین دوران‌های تاریخ به سر می‌آمد. فلسفه یونانی گزارش دوران پر شکوه تاریخ یونان و اعلام پایان یافتن آن است. در دیار ما که تنها دیار صاحب فلسفه در بیرون از اروپاست، اهل تحقیق و شارحان و مفسران فلسفه زمینه‌ای فراهم آوردند که فلسفه با دین جمع شود.

در بخش دیگری از پیام آمده: در اروپای جدید فلسفه با شک در اصول حاکم بر جهان قدیم اصول تازه‌ای را که در آثار متفکران رنسانس پدیدار شده بود تفسیر کرد و رسمیت بخشید. چنانکه دوران علم و تکنولوژی و سیاست در سیصد سال اخیر همه براساس فلسفه بیکن و دکارت و هابز و کانت قوام یافته و تبیین شده است. نمی‌گویم فیلسوفان جدید در طرح فلسفه خود قصد تغییر جهان داشته‌اند اما تفکرشان گزارش و تایید زمانی بود که در آن بشری دیگر به وجود آمده و ماموریتش پدید آوردن جهانی دیگر بود. اکنون این دوران رو به پایان است، یعنی اکنون اروپا پایان عصری است که اروپاییان در آن کاری بزرگ در پدید آوردن جهان جدید کردند. در این اکنون پایانی صاحب‌نظران اروپایی و آمریکایی می‌کوشند که پریشانی‌هایی و نارسایی‌هایی را که در اقتصاد و سیاست و فرهنگ به وجود آمده رفع و اصلاح کنند و نگذارند دموکراسی و عدالت به فراموشی سپرده شود ولی این کوشش‌ها وصف ذات اکنون اروپا نیست. اکنون اروپا زمان قدرت تکنیک و به سر بردن روشنفکران اروپا و آمریکا در حسرت زندگی قرن نوزدهم است. تکنیک هم نمی‌گذارد و نمی‌تواند اجازه دهد که این حسرت خوردن و تمنای دموکراسی و عدالت اثری در بهبود اوضاع داشته باشد. دموکراسی متعلق به زمانی بود که تکنولوژی پدید می‌آمد وقتی سلطان تکنیک زاده شد و به بلوغ رسید همه قدرت را به دست گرفت. نکته‌ای که به آسانی فهم نمی‌شود این است که همه جهان به درجات در تقدیر جهان جدید سهیم و شریک شدند و جایی را نمی‌شناسیم که از اثر تجدد به کنار مانده باشد، یعنی در اکنون همه جای جهان وجهی از تجدد وجود دارد و فلسفه اروپایی نیز در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود ولی تعلیم فلسفه کافی نیست هرچند اگر نباشد احتمال ظهور فلسفه به عنوان تفکر کم می‌شود. ما نیز به‌خصوص در دهه‌های اخیر به فلسفه جدید اروپا توجه کرده‌ایم، فلسفه سینایی و صدرایی نیز بی‌رونق نبوده و در صد سال اخیر استادانی بزرگ چون میرزا مهدی آشتیانی، شیخ محمدحسین فاضل تونی، سیدکاظم اعصار، علامه طباطبایی، مطهری، حائری یزدی، جوادی آملی، سید جلال‌الدین آشتیانی، ابراهیمی دینانی و محقق داماد داشته و دارد. در اکنون ما نیز مثل اکنون همه جهان تعلیم فلسفه هست اما پدید آمدن فلسفه نتیجه ضروری تعلیم فلسفه نیست. تاریخ فلسفه چهار دوره دارد: دوره یونانی، قرون وسطی، دوره اسلامی و دوره جدید. نفوذ و تاثیر فلسفه در دوره جدید بیش از همه ادوار بوده است. دوران بی‌نیازی از خرد دوران عجیبی است، این دوران هر چه باشد مجال مناسبی برای روی کردن به فلسفه نیست.

متن کامل این پیام پیش‌تر در ایبنا منتشر شده است.

تاریخ فلسفه اسلامی با یحیی برمکی آغاز شده است

در بخش سوم این نشست نصرالله پورجوادی استاد فلسفه و موسس مرکز نشر دانشگاهی سخنرانی کرد و گفت: وقتی ما مرکز نشر دانشگاهی را احداث کردیم، فلسفه یکی از موضوعات مهم مورد توجه ما بود. در اوایل انقلاب فلسفه از جهاتی مورد توجه واقع شده بود و اشخاصی که به فلسفه اسلامی روی آورده بودند یک وجه دفاعی از جنبه‌های اسلام در برابر فلسفه‌های ماتریالیستی، چپ و مارکسیسم پیدا کرده بودند. بسیاری از جوانانی که می‌خواستند از اسلام دفاع کنند در برابر مارکسیسم، فکر می‌کردند باید فلسفه بخوانند و با فلسفه جدید غرب آشنا شوند و بتوانند از پس مارکسیست‌ها برآیند. این یکی از انگیزه‌های مهم در اوایل انقلاب بود و به همین دلیل فلسفه در واقع یک موضوع خوشایند در آن دوره بود. اما من شخصاً به این دلیل به فلسفه علاقه‌مند نبودم، بلکه فلسفه را به خاطر خود آن دنبال می‌کردم و علاقه‌ام به کتاب‌های فلسفی نیز به دلیل مسائل فلسفی بود. قبل از انقلاب ما به آن صورت کتاب درباره فلسفه اسلامی زیاد نداشتیم. در ابتدای کار مرکز نشر، نام آن‌را کمیته تالیف و ترجمه کتاب‌های دانشگاهی گذاشته بودیم. قصد ما این بود که کتاب‌های خوب فرهنگی را در رشته‌های مختلف چه علوم انسانی و چه علوم فنی، مهندسی و پزشکی به زبان فارسی ترجمه کنیم.

پورجوادی درباره فعالیت‌های مرکز نشر ادامه داد: پس از ۶- ۷ ماه نام آن‌را به مرکز نشر دانشگاهی تغییر دادیم. اما سیاست ما همان کار قبلی بود یعنی ترجمه کتاب‌های فلسفی. به یاد دارم یک‌بار دکتر مجتبایی گفت چرا خود ما در ایران کار تالیف را انجام ندهیم. مانعی هم نبود و اکثر مقالات را نیز خود مسلمان‌ها نوشته‌اند. کتاب دیگری که ما ترجمه کردیم کتاب سیر فلسفه در جهان اسلام نوشته ماجد فخری بود که آقای حنایی کاشانی آن‌را ویرایش کرد و چاپ کردیم. یکی دیگر ترجمه کتاب تمهیدات کانت از آقای حداد بود و دیگری ترجمه تاملات دکارت از دکتر احمدی. یک اثر دیگر کتاب کلاسیک و مهم اخلاق اسپینوزا بود که دکتر جهانگیری ترجمه کرد. به هر حال در دهه ۶۰ و دهه ۷۰ مرکز نشر دانشگاهی بیش از هر جای دیگری به کتاب‌های فلسفی اهتمام داشت. البته کتاب‌های دیگری نیز بود. ما در این دهه‌ها مهمترین ناشر دولتی و غیردولتی بودیم که کتاب‌های فلسفی و عرفانی یکی از فعالیت‌های مهم ما بود. کار کتاب چاپ کردن ما اینگونه نبود که این کار را برای یک ایدئولوژی خاص انجام دهیم و تحت تاثیر باشیم و کتاب‌هایی چاپ کنیم تا به عنوان مثال برای ایدئولوژی اسلامی خوشایند باشد. کتاب‌هایی که ما چاپ می‌کردیم به علت اهمیت خود کتاب‌ها بود مثلاً اگر اخلاق اسپینوزا را چاپ کردیم به این دلیل نبود که به برخی مسائل سیاسی کمک‌کننده باشد.

وی درباره تاریخ فلسفه گفت: سیاست و معیار ما در این مرکز صرفاً آکادمیک بود. اگر کتابی در آن رشته خوب و مفید بود چاپ می‌کردیم اما اگر به لحاظ علمی و تحقیقی کتاب شایسته‌ای نبود آن‌را چاپ نمی‌کردیم. نه تنها در زمینه فلسفه بلکه در رشته‌ها و زمینه‌های دیگر هم معیار ما این بود که البته برخی‌ها از آن خوششان نمی‌آمد. در نیمه قرن دوم تکلیف فلسفه در خانه یحیی برمکی، وزیر پرقدرت هارون‌الرشید آن‌جا معلوم شد. او که وزیر ایرانی هارون بود درست مانند آکادمی افلاطون در سیمپوزیوم، خانه‌اش را به صورت آکادمی درآورده بود. به این صورت که سعی می‌کرد متفکران و فلاسفه را گرد هم جمع کند تا درباره مکان، زمان، علیت، فساد، عشق و نبوت بحث فلسفی کنند. گاهی اوقات می‌گویند هارون‌الرشید پشت پرده می‌نشسته و به بحث‌های آنان گوش فرا می‌داده. بزرگ‌ترین اشخاصی که بعداً به عنوان معتزله شناخته شدند و شاگرد امام جعفر صادق (ع) بودند در آن‌جا به بحث و کلام می‌پرداختند. آغاز تاریخ فلسفه در دوره اسلامی با کندی در قرن سوم نبوده بلکه با یحیی برمکی و در منزل او بوده است.

در اهمیت قانون ابن‌سینا

سخنران بعدی نجفقلی حبیبی استاد فلسفه بود. وی که اکنون مشغول ترجمه و تصحیح کتاب قانون ابن‌سیناست، در این باره صحبت کرد و گفت: یکی از کتاب‌های مبنایی جهان در طب نه تنها در ایران بلکه در غرب کتاب قانون ابن سیناست. قانون تا قبل قرن هفدهم میلادی بزرگترین منبع پزشکی جهان بوده است. در سال ۱۳۱۷ در دانشگاه تهران فردی از یوگوسلاوی آمده و گزارش می‌دهد که در قرن هفدهم میلادی پادشاه ما تصمیم می‌گیرد دانشکده پزشکی بسازد و مقرر می‌کند که از کدام بخش‌های کتاب قانون به تدریس بپردازند و معلوم شد از قرون پانزدهم و ورود این کتاب به غرب تا قرون هفدهم و هجدهم این کتاب زنده و شاداب بوده و طب جهان براساس این کتاب طراحی شده بود. بعدها یک پزشکی کتاب قانون را به آتش می‌اندازد و می‌گوید وقت آن است از دست این کتاب راحت شویم. البته خب رهایی کامل که ایجاد نمی‌شود و هنوز هم در بیروت این کتاب به کرات چاپ می‌شود. من وقتی تصمیم گرفتم قانون را تصحیح کنم اول از این کار سر باز زدم چون اشرافی به مسائل کتاب قانون نداشتم و آخر به سبب اینکه کتاب قانون سند علمی جهان اسلام است پذیرفتم. آنچه که من الان انجام می‌دهم براساس نسخه‌های خطی قدیمی است. کتاب اول قانون کلیات طب است و در حوزه‌های علمیه ایران و جهان اسلام هم خوانده می‌شده است. کتاب دوم درباره داروهای مفرده است که داروهای مفرده بر سه دسته است: گیاهی، زمینی و حیوانی. قدیمی‌ترین بخش این کتاب در جمهوری آذربایجان مربوط به سال ۵۵۰ است. زمانی که دکتر اعوانی ریاست بنیاد حکمت و فلسفه را بر عهده داشت به من گفت به ترکیه برو کتاب‌های فلسفی ابن سینا را جمع‌آوری کن و با خودت بیاور. موضوعی که خیلی مرا ناراحت می‌کند این است که هیچکس به آنها اهتمام و تلاش برای تصحیح نمی‌کند. ابن سینا کتاب قانون را بخش بخش کرده و پنج کتاب است.

او در ادامه درباره قانون ابن‌سینا گفت: کتاب اول که کلیات طب است مرسوم بوده که همه علما و فقها آن را می‌خوانده‌اند و برای همین شرح‌های زیادی بر آن نوشته‌اند. کتاب دوم در رابطه با ادویه یا داروهاست. کتاب سوم در باب تشریح بدن آدم است. کتاب چهارم مربوط به زیبایی انسان با عنوان کتاب الزینه است. امیدوارم این کتاب‌ها تا عید چاپ شوند و اگر تا آن زمان چاپ شود حدود هشت نه سال طول کشیده است. کتاب قانون بعد از انجیل و قرآن مجید اولین کتابی است که با آمدن صنعت چاپ در اروپا به چاپ می‌رسد. ایران یکی از مراکز عمده مستندات است چون مردم ایران همیشه به این مسائل علاقه‌مند بودند و نسخه‌های خوبی از این کتاب و دیگر کتب در ایران وجود دارد مانند: کتابخانه آیت‌الله مرعشی در قم و کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران از عمده مراکز این نسخ خطی است. این کتاب در نقاط دیگر مثل اروپا و قاهره چاپ شده است اما تفاوت کار من این است که از روی نسخ خطی اقدام به تصحیح کرده‌ام. یک استاد دانشگاه از انگلیس به من گفت حالا که داری این کار را انجام می‌دهی از طریق یونسکو آن را به چاپ برسان که به او گفتم این مسئله به خاطر آنکه توجهی به سرمایه‌های ملی ما ندارند امکان‌پذیر نیست.

روح فرهنگ ایران حکمت است

سخنران آخر غلامرضا اعوانی به خاطر شرکت در اجلاسی که در ترکیه برگزار شده بود امکان حضور نداشت و در پیام ویدئویی خود گفت: باید دید چرا یونسکو روزی را به نام فلسفه نام‌گذاری کرده است؟ یونسکو به فلسفه بسیار اهمیت می‌دهد و برای ترویج فلسفه کوشش‌های باارزشی انجام داده است. یونسکو به تفکیک هر قاره کنگره‌هایی را برگزار می‌کرد و گزارشی از وضعیت فلسفه در آن قاره‌ها ارائه می‌داد. فلسفه در فرهنگ جایگاه خاصی دارد که دیگر علوم از این جایگاه برخوردار نیستند. ایران پنج سال کار کرد و بزرگترین روز جهانی فلسفه در ایران برگزار شد و این تکرار شدنی نیست. ایران جایگاه خاصی در فلسفه دارد اما متاسفانه بزرگان ما توجه ندارد به موقعیت ما در فلسفه که بیشتر تاثیر را در شرق و غرب داشته است. حکمت یک وجود مستمری در ایران و ایران فرهنگی داشته و خیلی مهم است که به مسئله حکمت پرداخته شود. ضعیف شدن فلسفه در ایران به معنای تضعیف فرهنگ ایران است برای اینکه روح فرهنگ ایران حکمت است.

او در ادامه گفت: موضوع فلسفه با همه علوم متفاوت است. هر علمی پرسش می‌کند اما محدود به موضوع همان علم می‌باشد ولی فلسفه به پرسش‌های نخستین می‌پردازد که هیچ علمی متصدی آنها نمی‌شود. متاسفانه کارهای بین‌المللی ما در همه جا به آنها توجه شده است اما دولت ما هیچ‌کاری برای معرفی بین‌المللی فلسفه ما انجام نداده است. برای فهم فرهنگ‌های دیگر و ارتباط با آنها بسیار اهمیت دارد ولی چرا ما ارتباطی نداریم؟ این یک عیب بزرگ است. ایران می‌تواند محلی باشد برای گفتگو و ارتباط حکمت اسلامی_ایرانی با فلسفه دیگر نقاط جهان.

منبع: ایبنا

نظر دهید
نظرات کاربران

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: